قلم بانگ رسایی داشت آن شب/ سروده ی از «سیدابوتراب دولتخواه»

قلم بانگ رسایی داشت آن شب/ سروده ی از «سیدابوتراب دولتخواه»

  آن شب باران آمد، احساسم جاری گشت، قلم دوست بی ریای دوران دبستانی ام صدایم کرد و اینچنین دراشک خویش با من همراه و همساز گشت… کرج حال و هوایی داشت آن شب قلم بانگ رسایی داشت آن شب قلم از دوستان کودکی بود که کاسه کوزه اش بامن یکی بود درآن حال و […]