کد خبر : 10148
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 908 بازدید

کسی به فکر سمندرهای زاگرس نیست!

  شهناز خسروی / میرملاس نیوز :   کسی به فکر سمندرهای زاگرس نیست! بعد از مفرغ ها ،حالا نوبت سمندرهای لرستان است که ازآن  سوی مرزها سردرآورند و زینت بخش کلکسیون های شخصی و باغ وحش های کشورهای اروپایی ، آمریکا، کره جنوبی ،چین و ژاپن شوند.اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت، باردیگر از در […]

 

شهناز خسروی / میرملاس نیوز :

 

کسی به فکر سمندرهای زاگرس نیست!

بعد از مفرغ ها ،حالا نوبت سمندرهای لرستان است که ازآن  سوی مرزها سردرآورند و زینت بخش کلکسیون های شخصی و باغ وحش های کشورهای اروپایی ، آمریکا، کره جنوبی ،چین و ژاپن شوند.
اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت، باردیگر از در حال انقراض بودن گونه ی وحشی و بی نظیر سمندر لرستانی خبر داد.
بنا بر اعلام این اتحادیه ،نام سمندر لرستانی در لیست صد گونه جانور در حال انقراض است و از بین رفتن مناطق زندگی،آلودگی و خرید وفروش غیر قانونی ، حیات این دوزیست زیبا را به طور جدی تهدید می کند.
اولین بار در سال ۱۳۸۴ بار بود که دو پدر و پسر آلمانی تعدادی از این گونه ی منحصر به فرد را به دلایل نامعلومی به اروپا بردند و دیری نپایید که از همه ی نقاط جهان چشم ها به سوی “حاجی باریک آو”* رنگارنگ دوخته شد که تنها زیستگاهش آب های سرد آبشاری لرستان وخوزستان در منطقه ی زاگرس است.
سمندرها از خیابان مولوی تهران ،به سفره های هفت سین تهرانی ها راه پیدا کرده اند.
 در حالی که خرید و فروش سمندر لرستانی در کشورهای خارجی  جز برای مطالعات علمی ممنوع  است،ما شاهد خرید و فروش آزادانه ی این گونه ی نایاب  در داخل کشور هستیم .
شکارچیان محلی ، سمندر لرستانی را که گفته می شود فقط هزار عدد ازآن باقی مانده است، به بهایی ناچیز ، گاه حتی ۲۰۰ تومان ،به فروش می رسانند تا تهرانی ها آن را از خیابان های شهر تنها با پرداخت ۲۵۰۰ تومان و تنها برای چند روز،، به اسارت تنگ های بلور سفره های هفت سین خود ببرند.
 خرید وفروش اینترنتی هم بلای جان این خزنده ی زیبا و بی پناه است. بازاری به وسعت جهان برای فروش موجودی تنها به طول ۱۴ سانتیمتر.  سمندر لرستانی در خارج از کشور تا۹۰۰ دلار قیمت گذاری شده است.
بعد از عقب نشینی دردناک بلوط زارهای زاگرس ،اینک سمندر لرستانی است که در معرض انقراض است. سرمایه های ملی یکی پس از دیگری ، علاوه بر بلایای طبیعی، آماج طمع انسانی، بی تدبیری و بی مسئولیتی مسئولان وبه اصطلاح حافظان محیط زیست است. نجات سمندر لرستانی در گرو عزم ملی و به ویژه همکاری و همدلی مردم لرستان و خوزستان و همه ی دوستداران وفعالان عرصه ی محیط زیست است.

اگر امروز به فکر نجات این گونه ی ارزشمند نباشیم  فردا باید نشانی خال های زردو نارنجی و سیاه وسفید ش رااز لا به لای کتاب ها بگیریم  ورد جست وخیزهای سحرانگیزش رادر رسانه های تصویری  ودیجیتال ! و فرزندان ما دیگر هیچ گاه ،هیچ “مارمولک رنگی”**  را در کنار آبشاری یا بر روی تخته سنگی نخواهند دید.

*،** :هر دو نام محلی سمندر لرستانی

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

صادق ياري پور در گفته :

خانم خسروی خدمت شما عرض شود طوری که معلومه متاسفانه مردم لرستان دیگه نباید منتظر مسئولین باشند که کاری براشون انجام بدند.اون از ورزشمون ، اون از آب لرستان که بردند اصفهان و قم ، آثار باستانیمون دریغ از یک موزه در داخل استان،اون از محرومیتمون در بین استانهای دیگه و خیلی چیزهای دیگه که همه دوستان از بنده بهتر می دونند وحالا نوبت این موجود زیبای ۱۴ سانتی.همانطوریکه در اول عرایضم گفتم مردم لرستان نباید منتظر مسئولین باشیم باید خودمان به هر نحوی که شده دست به کار شویم و حقمان را از مسئولین بگیریم.
من احساس میکنم کسانی که در لرستان به عنوان مدیر کل و رئیس هر اداره ای به پست یا مقامی می رسند تعهد میدهند که کاری به این چیزا نداشته باشند و زیاد حرف مردم را جدی نگیرند و به امور مردم رسیدگی نشود و هر بلایی سر مردم بیاورند لالمونی بگیرند اعتراضی نکنند.

مصطفی خدایگان در گفته :

سلام دوست گرامی، حالا که راهکار دادین و فرمودین باید خودمون دست به کار شویم، لطفا بگید چکار کنیم الان؟ برای مثال، برای نجات سمندرها باید چه اقداماتی انجام بدیم خودمون؟

صادق ياري پور در گفته :

علیک سلام دوست عزیز
آقا مصطفی از شما انتظار بیشتری داشتم ،شما که خودتونو سرشار از استعداد میدونید فکر نمیکنم کار سختی باشه!
بنده یک صحبت کلی در مورد لرستان کردم که متاسفانه مسئولین کشور در مورد لرستان کم لطفی میکنند و زیاد به این استان بها نمیدن البته شاید هم مقصر خودمانیم که صحبتهای همدیگر را به مسخره میگیریم.اگه کامنت بنده را خوب خونده باشی از ورزش،آثار باستانی،منابع زیر زمینی و … صحصبت کردم.این جمله ” از ماست که بر ماست”
مصداق همین بحث ما می باشد.یعنی اگر خود ما مردم استان پیگیر نباشیم کلاهمان پس معرکه است!!!!!
پس باید با هر طریقی که می توانیم،تجمع های مسالمت آمیز،رسانه های محلی،همین سایت میرملاس،نامه های اعتراضی به وزارتخانه های مسئول -نهاد ریاست جمهوری-دفتر مقام معظم رهبری و….. که شما داخل این کارها هستید(مجله،روزنامه)و بهتر می دانید ، باید صدای مردم این استان را بشنوند و بدانند ما مردم این استان چه خواسته ای داریم.به نظر من خواسته این مردم هم کاملن بجاست :کاهش بیکاری و رسیدگی به اوضاع معیشتی و بهبود وضع اقتصادی،اجتماعی می باشد

مصطفی خدایگان در گفته :

سلام گرامی..
من با تمام صحبتهای شما موافقم و راهکار شما را کاملاً درست می دانم (همبستگی و اعتراض در سطح وسیع). اما اعتراض من به این موضوعات این است که چرا ما “فرهنگ” و “تفکر” اجرای این راهکارها را نداریم؟ باید ابتدا به ساکن روی این دو موضوع کار کرد. ما نمی توانیم برای یک بنا، سقف بسازیم بدون آن که دیوارها و ستونها را ساخته باشیم. اعتراض، فرهنگ و تفکر اعتراضی و انتقادی می خواهد که ما (مردم) از آن بی بهره ایم و کسانی که این دو عنصر را دارند از عنصر سوم یعنی “شهامت” برخوردار نیستند. ما نمی خواهیم یا نمی توانیم اعتراض کنیم؛ از کوچکترین اتفاقاتی که در شهر ما رخ می دهد -نظیر بی کیفیتی نان، که کمتر کسی لب به اعتراض می کشاید- گرفته تا مسائل بزرگی نظیر تقلب در انتخابات شورای شهر و یا نادیده گرفتن احتیاجات اولیه شهروندان، روز به روز و سال به سال بیشتر و بیشتر می شود و روحیه اعتراض و تفکر نقد و پیگیری و… در وجود ما کمتر.
سخن من این است که اول باید راهکارهایی برای ایجاد فرهنگ و تفکر اعتراض و قرار دادن شهامت در درون مردم ارائه داد. ما مردمی هستیم که همیشه برای نجات و رهایی از مشکلاتمان در انتظار یک قهرمان عمر را سر می کنیم. همیشه منتظیریم یک ناجی بیاید و همه چیز را مطلوب کند بدون آن که خودمان برای آمدن چنین شخصی شرایط را مهیا کنیم. خواهش می کنم انتقاد مرا با سوءنیت تعبیر نکنید و عصبانیت من را از شعارگویی منطقی بدانید (که شخص خودم دچار این وضعیت هستم). استدعای من از شما خوبان و صاحب نظران این است که برای تقویت فرهنگ و تفکراتمان راهکاری ارائه دهید. ضمن آنکه کسی مثل من هرگز نمی تواند خود را مستعد و اندیشمند بداند چرا که من ده سال تمام روی فرهنگ مردم کوهدشت کار کردم، وقت گذاشتم و عمر تلف کردم (در حوزه ی کاری و گستره ی روابط خودم) اما نتیجه ی چندان خوشایندی به بار نیامد. بی شک اگر من “سرشار از استعداد” بودم و می توانستم راهکار درست بدهم، می توانستم تغییری مشهود حاصل کنم. اگر چه همیشه یک عده هستند که با دیدن تحرکات مفید، طوفان سازی می کنند و سعی در انجام نشدن آن تحرکات دارند.
پر حرفی من را ببخشید. امیدوارم هرچه زودتر، شهرمان و استانمان وضعیتی مطلوب به دست بیاورد.

پرهان در گفته :

درود بر شعور و فهم شما بانوی زاگرسی که دغدغه زاگرس را دارید

نینا در گفته :

سپاسگزارم خانم خسروی، متاسفانه بی مسوولیتی و بی توجهی مسوولان هر روز یک یک درد است و عقب نشینی درختان بلوط و دردناک تر از همه!

حسنک راست گو در گفته :

از ماست که بر ماست

کوهدشتی مقیم تهران در گفته :

آفرین بر خانم خسروی.کم کم داشتیم فکر می کردیم لرستان ومعضلاتش را فراموش کرده اید.
تک تک مابرای حفظ سمندر لرستانی و نجات آن از خطر انقراض مسئولیم.
باشد که همگی این رادریابند.

مصطفی خدایگان در گفته :

جناب مقیم تهران، سئوالم را از شما نیز می پرسم؛ تک تک ما در مقابل سمندرها مسئولیم یعنی چی؟ آیا این حرفهای شما دوستان خود نوعی شعار نیست؟ در واقع شما هم دارین حرفهای مسئولین رو تکرار می کنید.. همین!

سیاوش حیدری در گفته :

سلام دوست عزیز شما که همش حرف های دوستان را نقد میکنید ایا خودتون نظر یا راهکاری ندارید؟

مصطفی خدایگان در گفته :

خیر، من راهکاری ندارم ولی آماده ام از راهکارهای اصولی و اجرایی استفاده کنم. دوستان گفته اند که برای نجات سمندرها باید خودمان وارد گود شویم و من پرسیده ام چگونه؟ آیا به نظر شما -که نقد کردن من را کاری نادرست تلقی می کنید- ما می توانیم به دره ها و قله های زاگرس رفته و در جستجوی سمندرها تلاش کنیم و آنها را نجات دهیم!؟ من هرچقدر فکر می کنیم، برای نجات سمندرها کاری دیگر از تک تک خودمان بر نمی آید. پس بهتر است به جای شعارهای غیرعملی تلاش کنیم که به قول شما راهکاری درست ارائه دهیم.

کوهدشتی مقیم تهران در گفته :

جناب آقای خدایگان
تک تک ما در مقابل سمندرها مسئولیم ،یعنی تک تک ما می توانیم در این رابطه کار فرهنگی بکنیم.
یعنی تک تک ما می توانیم به آن ها که نمیدانند با خرید این سمندرها برای سفره هفت سین، به انقراض این خزنده زیبا و کمیاب کمک می کنند،موضوع را گوشزد کنیم.یا حتا از آنها بخواهیم والبته خود ما نیز چنین رفتار کنیم،با خرید حداقل یک سمندر و رها کردن آن در محیط زیستش ،به ادامه حیات سمندر لرستانی کمک کنیم.
تک تک ما در مقابل سمندرها مسئولیم ،یعنی ما می توانیم وبایدبا ارسال طومار به مسئولین از آنها بخواهیم نسبت به حفظ و ادامه حیات سمندرها بی تفاوت نباشند.
تک تک ما در مقابل سمندرها مسئولیم ،یعنی می توانیم با تشکیل N.G.O و یا عضویت در N.G.O هایی فعال در عرصه محیط زیست ،از انقراض این گونه کمیاب جلوگیری کنیم و…

ناشناس در گفته :

دست مریزاد خانم خسروی.امیدواری کسی خرده نگیرد که چرا نوشته اید سمندر لرستانی و ننوشته اید سمندر لکستانی!

ناشناس در گفته :

ببخشید ،امیدوارم!

مامانم اينا در گفته :

دقیقاموافقم…:-)

دوستدار جوانان در گفته :

با سلام
میشه بفرمایید کجا میخرند این سمندر‌ها را؟
فکر کنم کار و بار فروش سمندر بتونه تعدادی جوان بیکار لرستانی را به نان و نوایی برسونه!
برای سمندر های در حال انقراض هم بد نیست. چون در خارج خوب ازشون محافظت میشه و دیگه منقرض نمیشوند.
البته دونه‌ ای چند میخرند؟
و صد البته پولشون نقده؟
لاره؟ یورووه؟ چیه؟…

darksky در گفته :

این اقل وظیفه ای که هر لرستانی باید برعهده بگیره “تلاش برای جلوگیری از شکار و فروش این گونه کمیاب و با ارزش”. بیشتر ایراد بدون شک متوجه خودمان است که داشته هایمان را ارج نمی نهییم. خودمان بودیم که مفرغ هایمان را به ارزان فروختیم. تیشه بر ریشه بلوطهایمان نهادیم و بر میرملاس و همیان نقش خود حک نمودیم و… پیشنهاد من این است: تصویر زیبای این سمندر را برای آگاهی بخشی و جلوگیری از خرید و فروشش در تمام تارنماهایمان قرار دهیم.این سمندر آنقدر زیبا و باشکوه است که میتوان با افتخار نماد لرستانش کنیم. دوستان گرامی پرداختن، به این موضوع در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی میتواند بسیار سودمند باشد.
سرکار خانم خسروی؛ دلمان برای نوشته هایتان تنگ شده بود.

مرتضا خدایگان در گفته :

*****************************
از درد ســخــن گفتــن و از درد شنیـــدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردی ست

*

*

*
درود به شما خانم خسروی

مصطفی خدایگان در گفته :

آقای مرتضا (با الف)!
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق
سری که بر سر گردون به فخر می سودم
بر آستان که نهادم بر آستان فراق..
………. ما فقط بلدیم به دیگران فخر بفروشیم که قدیمی ترین تمدن بشری هستیم و میرملاس داریم و مفرغ داریم و چه و چه و چه .. اما در عمل کاری به جز زنجموره و اعتراضات شبه ژورنالیستی (آن هم در فضای محدود وبسایتهای محلی) نمی کنیم.. با دردنامه نوشتن و شعر خواندن کاری از پیش نمی رود. اولین کسی که باید اصلاح شود خود من هستم. فرهنگ ما زائیده تضادها، تنقاض ها و تقلید است و بن مایه معرفتی و انسانی خودمان را، خودمان به باد داده ایم. باید این حقیقت تلخ را بپذیریم که ما مشکل فرهنگی دارم و بسیاری از ما که دغدغه های روشنفکری جهانی، میهنی و بومی لرستان و فرهنگ مردم و فلان و فلان داریم، در خط مقدم انسانهای فردیت گرا، متکبر، نقدناپذیر، شعاری و… قرار داریم و وقتی پای عمل به میان میرسد، کفش بی خیالی بر پا پوشیده، و سوت کشان و سر به هوا، خود را کوچه های چپ و راست می کشانیم.. امیدوارم این نظر من با حسن تفاهم تعبیر شود نه با سوء نیت!

جدیدالطرفدار محیط زیست در گفته :

جدیدالطرفدار محیط زیست در Thursday, October 11, 2012 1:46:39 AM گفته :

با وجود این همه خشم و پرخاش و تحفیر و تهمت و منیت که در این کامنت هایتان دیده می شود پذیرش حسن نیتتان مشکل است لاکن در مورد مسئله ی مشکل فرهنگی با شما موافقم ومعتقدم اصلی ترین ومهم ترین وظیفه ی هر کسی تلاش برای اصلاح خود میباشد که آنهم البته محتاج ابزار و وسایل است که یکی از مهمترینشان رسانه ها می باشند که وجودشان حتی با نقص وایراد بهتر از نبودشان است جناب خدایگان معلوم است که این مطالب نمی توانند حاجی باریک آو رانجات دهند ولی نباید از قبل بازنده باشیم وهیچ کاری نکنیم مطمئنا اگر پیگیری وحود داشته باشد بی اثر در حفظ محیط زیست نخواهد بود بنده وتعدادی از دوستان واقوامم که بغیر از حقیر اکثرا پزشک ومهندس و دبیر و…..بودند سالها قبل که به کوه می رفتیم بدون اینکه متوجه ونگران باشیم به محیط زیست ودرختان وجانوران وپرندگان خسارت وارد می کردیم ولی امروزه اکثرا رفتارشان بر عکس شده است یعنی در هر سطحی نیاز به فراگیری وکار فرهنگی داریم وبهتر است کسانی مانند جنابعالی در این رابطه کمک کار و اصلاح گر عمل نمایند . موید باشید .

همشهری مقیم تهران در گفته :

جناب آقای خدایگان
من ربط صحبت های شما به مطلب خانم خسروی که در راستای وظایف ژورنالیستی است یعنی اطلاع رسانی و طرح مشکلات و معضلات جامعه و نه به قول شما شعار و زنجموره ،را نفهمیدم.
اتفاقا خانم خسروی دارند کار فرهنگی می کنند . اگر این کار فرهنگی نیست ،پس چیست؟همین ستون نظرات را ببینید،برخی دوستان گفته اند که تا به حال نمی دانسته اند که چنین موجود زیبایی در لرستان وجود دارد تا چه رسد به اینکه از در حال انقراض بودن آن یا وظیفه خودش در برابر ابن تهدید خبر داشته باشند. حال اگر کسی بیاید و به مردم ومسئولان تلنگری بزند ،به نظز شما فقط شعر خوانده است یا شعار داده است .با این حرفتان کاملا موافقم:
اولین کسی که باید اصلاح شود خود من هستم.ا
نصافا یک بار دیگر نطرتان را بخوانید:باید این حقیقت تلخ را بپذیریم که ما مشکل فرهنگی دارم و بسیاری از ما که دغدغه های روشنفکری جهانی، میهنی و بومی لرستان و فرهنگ مردم و فلان و فلان داریم، در خط مقدم انسانهای فردیت گرا، متکبر، نقدناپذیر، شعاری و… قرار داریم و وقتی پای عمل به میان میرسد، کفش بی خیالی بر پا پوشیده، و سوت کشان و سر به هوا، خود را کوچه های چپ و راست می کشانیم..
چه ربطی دارد این بیانات با مطلب خانم خسروی؟
متاسفم

همشهری مقیم تهران در گفته :

ضمنا مرقوم فرموده اید:
اعتراض، فرهنگ و تفکر اعتراضی و انتقادی می خواهد که ما (مردم) از آن بی بهره ایم و کسانی که این دو عنصر را دارند از عنصر سوم یعنی “شهامت” برخوردار نیستند…
آیا لازمه اینها که گفتید ،قبل از هر چیز عنصر آگاهی نیست؟

شهناز خسروی در گفته :

با سلام وسپاس فراوان از همه ی دوستانی که به درج نظر پرداخته اند و سلام ویژه برهمه ی دوستداران طبیعت.
در جواب دوستانی که این مطلب را کپی گزارش بی بی فارسی قلمداد کرده اند.،باید به عرض برسانم،
اطلاعات منتشر شده در مطلب فوق همانطور که در ابتدا ذکر شده است از سایت اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت (international union for conservation of nature)

به آدرس اینترنتی :http://www.iucnredlist.org است.که گزارش مبسوطی از سمندر لرستانی با نام علمی Neurergus kaiseri ارائه داده است که متاسفانه در لیست قرمز (red list) این اتحادیه قرار دارد.

darksky در گفته :

خانم خسروی همیشه به وجودتان افتخار میکنم. قلمتان ستودنی است و تعهدتان به دیاری که به وجودتان مینازد. بسیار خرسندم که بگویم شما تمامی ویژگی های یک ژورنالیست حرفه ای را دارا هستید و همانطور که گفتم این برای من لرستانی مایه مباهات است. قلمتان مستدام.

یک همشهری در گفته :

این مشکلات بیشتر به خودمان برمیگردد و چه بپذیریم یا نپذیریم ریشه فرهنگی دارند .

فرهاد در گفته :

با سلام و خسته نباشید در استان لرستان کسی به این کارا کاری نداره بابا بیخیال همش در فکر پست و مقامند همش دعوت ودعوت بازی برای گرفتن پست

اینجا کسی به فکر آدمها نیست

یکی بیاید

یک زاویه خوب برای مردن نشانمان دهید.

دوستدار طبیعت در گفته :

درود بر خانم خسروی که روز جهانی حمایت از حیوانات (۱۲ مهر ) را فراموش نکردند.
با حیوانات مهربان باشیم.

شکوه.ب در گفته :

درود بر جناب مصطفی خدایگان فهیم که اصول ژرنالیستی رو تا حدودی گوش زد کردن. کاش جناب آزادبخت مدیر محترم سایت هم مثل شما فکر می کردند. و برای نظرات انتقادی هم ارزش قائل بودند. امیدوارم این کامنتی که گذاشتم رو مدیر سایت حذف نکنه. باتشکر

فاطمه نیازی در گفته :

کسی به فکر سمندرهای زاگرس نیست، شبیه بلوط ها.
سپاس.

صادق ياري پور در گفته :

چرا منتظر دیگرانی؟چرا از خود شروع نمیکنی؟
خانم فاطمه نیازی سوءتفاهم نشود متاسفانه مشکل همه ما اینست که فکر میکنیم وظیفه دیگران می باشد و به”من” ارتباطی ندارد.

مصطفی خدایگان در گفته :

اولا باید تشکر کنم از خانم خسروی برای اطلاعرسانی خوبشان.. اما من سئوالاتی دارم: دوستانی که این همه دغدغه دارند و مطلب می نویسند و کامنتهای معترضانه می گذارند، چرا هیچکدام برای حتی یک بار، اقدام به نگارش یک بیانیه یا چیزی شبیه آن نکردند تا در جلسات مختلف بخوانند. چرا احدی از دوستان این نوشته ها را در قالب طومار و جمع کردن امضای مردم منتشر نکرد و به دست مسئولان رده بالا نرساند؟ چرا هیچکدام گرد هم جمع نشدند و در مقابل فرمانداری، شهرداری و … تجمع اعتراض آمیز نکردند. دوستان عزیز، حرف من این است؛ انتقاد اینترنتی از مسئولان دیگر به موضوعی تکراری بدل شده و حتی خود مسئولان هم دیگر به این قبیل نوشته ها اهمیتی نمی دهند! اینگونه کار کردن فقط و فقط داغ دل خودمان را تازه می کند و هیچ نتیجه ی مثبتی ندارد. ما آمدیم و نوشتیم “دریغا سمندرها را بردند”. تمام! همین چند روز است. دیگر در ادامه ی این متن و این چند کامنت اتفاقی نمی افتد. پیگیری ای نمی شود. حرکتی صورت نمی گیرد. کار ما این شده است: کسی مثل خانم خسروی حواسش به سمندرها باشد و با نگارش چنین متنی به دیگران هشدار داد که باید کاری کرد: دیگران نیز می آیند می گویند بله درست گفته اید، باید کاری کرد!
اما کدام کار؟ کدام شخص؟ خب چرا همین دوستان که می گویند باید کاری کرد، دست به کار نمی شوند و همین مطلب خانم خسروی را با کمی بیش و کم تبدیل به طوماری کرده و از مردم امضا بگیرند و آن را به مسئولان بالاتر برسانند؟ این ساده ترین اقدامی است که می توان برای تحرکات اعتراضی انجام داد. تا وقتی قشر روشنفکر و معترض ما، فعالیت خود را به این سایت و چند وبلاگ محدود می کنند، هیچ شکی نداشته باشید که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
در پایان هم از تمام عزیزانی که احساس می کنند این صحبتهای من، نقد غیر اصولی بر نظرات و نوشته های ایشان بود رسماً عذرخواهی، و خواهش می کنم دلخور نشوید.

مريم در گفته :

عصبانی…..

صادق ياري پور در گفته :

با سلام
تمام حرفهایتان بجا و منطقی می باشد.متاسفانه ما فقط حرف می زنیم و منتظریم که دیگران شروع کنند و خود را معاف میکنیم.

فرخ الدین آدینه وند در گفته :

درود بر شما
امیدوارم که همه در برابر انقراض گونه زیبای سمندر لرستانی خود را مسئول بدانیم و برای بقای نسل آن بکوشیم

شکوه در گفته :

سلام و درود آقای خدایگان(مصطفی)یه سوال دارم میشه بگید چند در صد از مردم لرستان سمندر رو می شناسن؟و یا اینکه چند درصد میدونند که این پرنده در حال انقراضه!؟باور بفرمایید خود من هم قبل از این مطلب نمی دونستم پرنده ای به اسم سمندر در لرستان وجود داره. به نظر شما چه کسی باید طومار بنویسه و امضا بگیره ما توهمین لرستان خیلی چیزا داشتیم که از دست دادیم از لرستان و لرستانی فقط لر غیور ماننده و اهنگ دایه دایه مرحوم سقایی.حالا اومدیم طومار هم نوشتیم امضا هم گرفتیم به نظر شما چه اتفاقی می افته؟؟؟

مهران در گفته :

شکوه خانم پرنده نه! خزنده است این زبون بسته.مطلب رو خوب بخونید لطفا.
با سپاس

ارش ازاد در گفته :

واقعا این خزنده قشنگیه حیفه از بین بره من واسه اولین بار که میبینم

ناشناس در گفته :

واقعا خنده داره ما انسانها که ساکن لرستان هستیم(لک ولر) پیوترکیایمنه و رزیامه سرا(پودر شدیم و پوسیدیم) شما از سمندر حرف میزنی؟؟؟؟؟؟برو خدا پدرتو بیامرزه من ۲۸سال دارم ۲۱ساله درس میخونم وده ساله که در غربت غریب در خوابگاها مژیم(خابگاژی=خوابگاه زیست)!!!بهترین رشته علوم انسانی ترم دوم دکترای تخصصی، بیکار هستم ومجرد!!!!بعد از سمندر حرف میزنین؟؟؟من نوعی به دنبال روزنه ای هستم که رخت بربندم و تا ملک الکساندر بروم!! چون هیچ گزینه ای دیگه روی میز نیس!!بزارین سمندرها هم برن همونجا اقلن اروپایی ها بهتر قدرشنو میدونن!!!به خدا باید برحال من نوشت وگریست نه سمندرجان

ناشناس در گفته :

اگر دقت کنیم حال روز سمندر جان وخودمان زیاد هم بی ربط نیست !

ناشناس در گفته :

حال و روزه ما هم که داریم تو تهران فقط زنده میمونیم بهتر از تو نیست دوست ناشناس.

یک همشهری در گفته :

راستش این قضیه ی راهکار را بعضی مواقع چماق میکنند به کرات دیده ام وقتی کسی مشکلی را به مسئولی گوش زد میکند فوری با این حمله مواجه میشود که راهکارت چیه انگار که مردم کارشناس در همه امور هستند یادم میآید اوائل دهه شصت در یکی از روستاههای محروم وبی آب که به سیمره بسیار نزدیک است معلم بودم یک روز نماینده محترم به آنجا تشریف آوردند درجریان درد دل مردم با ایشان فقط ازساختمان پاسگاه صحبت به میان آمد من به آرامی از کسی خواستم که مسئله مهم آب را مطرح کنند آن نماینده تیزبین با تحکم از من خواستند راهکار بدهم عرض کردم من معلمم اما اگر مشکل را می پذیرید و فصد مساعدت دارید کارشناسان امور آب بهتر میتوانند راهکار بدهند خوشبختانه اخیرا مسئله آب آن روستا حل شده است.ضمنا تا جاییکه بنده اطلاع دارم بسیاری از کسانی که در این سایت ها نظر میدهند در خارج ازکوهدشت ساکن هستند وشاید کاری بیشتر از بروز دغدغه خود در توانشان نباشد کاری نکنید کسی جرعت حرف زدن ودرد دل کردن نداشته باشد .موید باشید .

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :