کد خبر : 10621
تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 139 بازدید

عروج سردار و کتابی که به یادگار ماند

  میرملاس نیوز : در روزهای اخیر یکی از فرماندهان نام آشنای دفاع مقدس، سردار حمید قبادی، دعوت حق را لبیک گفت که از وی در زمان حیاتش، کتاب خاطرات او از سال ها حضور در جبهه‌های جنوب و غرب با عنوان «هم مرز با آتش» به یادگار مانده است. اخیراً به صورت کاملاً اتفاقی […]

 

میرملاس نیوز : در روزهای اخیر یکی از فرماندهان نام آشنای دفاع مقدس، سردار حمید قبادی، دعوت حق را لبیک گفت که از وی در زمان حیاتش، کتاب خاطرات او از سال ها حضور در جبهه‌های جنوب و غرب با عنوان «هم مرز با آتش» به یادگار مانده است.

اخیراً به صورت کاملاً اتفاقی از خبر درگذشت مرحوم حمید قبادی، از سرداران دوران دفاع مقدس و مولف کتاب ارزشمند «هم مرز با آتش» مطلع شدم.

نگارنده مرحوم قبادی را در زمان حیاتش از نزدیک ملاقات نکرده است اما خاطرات او از سال‌ها حضور در جبهه‌های جنوب و غرب را در کتاب«هم مرز با آتش» خوانده و با لحظه لحظه زندگی او زندگی کرده بودم. یادم می‌آید آن موقع که کتاب خاطرات این سردار بی ادعای دوران دفاع مقدس به تازگی از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده بود، من به واسطه همکاری با روابط عمومی این مرکز انتشاراتی جزو اولین کسانی بودم که این کتاب را خواندم؛

بعدها یادداشت مفصلی روی آن نوشتم که در خبرگزاری فارس با عنوان «شرح اوراق شناسایی‌ها؛ نگاهی به کتاب خاطرات سردار حمید قبادی» منتشر شد. با این حال یادآوری این نکته در این روزها که همرزمان و دوستان آن یار سفر کرده سوگوار آن سردار فقید هستند خالی از لطف نیست و آن این که کتاب«هم مرز با آتش» یک خاطره نگاری صرف نیست.

 در ابتدای کتاب آمده است، حتی آن روزها که نیروهای سپاه ستاره‌ای به دوش خود نداشتند، حمید قبادی برای مردم کوهدشت سرداری فداکار بود. چه رسد به حالا که آوازه قهرمانی و فداکاری او دهان به دهان در این شهر کوچک گشته است.

خاطرات سردار قبادی حکایت یکی از کهنه سربازان جنگ تحمیلی است که ما را با تلخ و شیرین آن روزها پیوند می‌دهد؛ روزهایی که هر ثانیه‌اش با حوادثی مهم همراه بود. حمید قبادی در این کتاب علاوه بر راوی خاطرات بودن، نویسنده متن کتاب هم است. از این روی، نثر این اثر را می‌توان به قلم وی نسبت داد که در آن صورت هم محدودیت خاصی در کلیت کار دیده نمی‌شود.

 مجموعه خاطراتی که در این کتاب آمده است از نثر ساده و بی‌پیرایه‌ای برخوردار است. از واژه‌های ناملموس کمتر استفاده شده و هر جا که نویسنده تشخیص داده احتمال دارد واژه‌ای برای مخاطب نا آشنا باشد، از زیرنویس در متن استفاده کرده و به این وسیله هرگونه موارد ابهام زا در متن را برطرف کرده است. البته در این کتاب بیشتر واژه‌های ناآشنا اسامی مکان‌ها ناآشنا در مناطق مرزی ایران و عراق است که طبعاً عموم مخاطبان با این مکان‌ها آشنایی کامل ندارند.

 شیوه روایت خاطرات هم به صورت خطی و افقی است که از نقطه ابتدای موضوع(دفاع مقدس) شروع و به نقطه پایان آن ختم می‌شود. البته در فصل اول، قبل از پرداختن به موضوع اصلی کتاب، نویسنده شرح مختصری از تولد و دوران کودکی و نوجوانی خود ارائه می‌دهد که به روزهای وقوع و سرانجام پیروزی انقلاب اسلامی ختم می‌شود، اما خیلی زود می‌رود سراغ موضوع اصلی که همان دفاع مقدس است و روایت خود را از نخستین روزهای آغاز این نبرد هشت ساله شروع می‌کند.

در فصل‌های مختلف این کتاب، ناگفته های بسیاری از عملیات‌های گوناگون شناسایی در مناطق مختلف جنوب و غرب کشور بیان شده است که مرور آن‌ها می‌تواند بخشی از حماسه های آن دوران را در ذهن مخاطب زنده کند.

 همچنین در انتهای این کتاب ۲۶ قطعه عکس از دوره‌های مختلف حضور مرحوم حمید قبادی در جبهه‌های جنگ ارائه شده که ۲ قطعه آن‌ها، تصویر این سردار سپاه در سال‌های اخیر را نشان می‌دهد.

 

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

* ایمیل دریافتی *

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

همسنگر در گفته :

شاید اینکه حمید عزیز را برای دیگران بازگو کنیم، با اخلاق و منش او سازگار نباشد. چرا که همواره همرزمانش با اینکه او را چشم تیز بین رزمندگان میدانستند، او را سرداری بی ادعای میشناسند که کمتر از خود گفت و کمتر خواست که شناخته شود.
اما حال دیگر موقع شناساندن او به نسل جوان است. اما متاسفانه در حقش و در حق جوانان که به دنبال الگو میگردند، آنگونه که باید انجام وظیفه نشده است و این مهم همان است که همت قلم به دستان را میطلبد. مگرنه اینکه به اعتراف تمام کسانی که او را میشناسند، او اسطوره ای بود که متعلق به کل کشور بود.
یاد حمید و توضعش، یاد حمید و رشادتهایش، یاد حمید و دوستیهایش، یاد حمیدو مهربانیهایش بخیر…

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :