کد خبر : 10654
تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۴:۵۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 171 بازدید

شعر جهان – گابريل گارسيا ماركز

و مرد افتاده  بود يكي  آواز داد: دلاور برخيز! و مرد هم چنان  افتاده  بود دوتن  آواز دادند: دلاور برخيز! و مرد هم چنان  افتاده  بود ده ها تن  و صدها تن  خروش  برآوردند: دلاور برخيز! و مرد هم چنان  افتاده  بود هزاران  تن  خروش  برآوردند: دلاور برخيز! و مرد هم چنان  افتاده  بود :تمامي  […]

و مرد افتاده  بود

يكي  آواز داد: دلاور برخيز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

دوتن  آواز دادند: دلاور برخيز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

ده ها تن  و صدها تن  خروش  برآوردند: دلاور برخيز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

هزاران  تن  خروش  برآوردند: دلاور برخيز!

و مرد هم چنان  افتاده  بود

:تمامي  آن  سرزمينيان  گردآمده ، اشك ريزان  خروش برآوردند

 !دلاور برخيز

 و مرد به پاي  برخاست

نخستين  كس  را بوسه اي  داد

و گام  در راه  نهاد

گابريل گارسيا ماركز

برگردان:احمد شاملو

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

صد

سال

تنهایی

هرگز!

با

گابریل

گارسیا

مارکز!

[پاسخ]

کارگاه گرافیک دوشه در گفته :

سپااااس عالی بود.

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :