کد خبر : 11507
تاریخ انتشار : ۸ آبان ۱۳۹۱ - ۱۷:۱۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 335 بازدید

از هرچه سیب

از هرچه سیب / سجاد رضایی

سجاد رضایی :

 

تا کجای این دشنه

فرو رفته ای

که پیدات نیست

بر پیراهنم

جز خاکستری از باد

هی روشن می گیرانمت

خاموش

کجای این خیابان فراموشت کردم 

 نگاهت نمی رسد به دستم

که بگیرم

سرازیر شوم از هرچه خوب

فرو افتم از هرچه سیب


درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مصطفی خدایگان در گفته :

پشت این پیراهن که پوشیده ای مزرعه ای از مترسک پنهان است..
..
..
..
دست مریزاد
شعر زیبایی است..

مروا در گفته :

کجای این خیابان

خیال تو یکطرفه نیست؟

لطیف آزادبخت در گفته :

درود بر سجاد شاعر . تابلویی زیبا از بُهت و سر گردانی کسی که در جست و جوی یک گمشده است . یک سرگیجه ی واقعی . اما من فکر می کنم که سجاد اگر بر روی پایان شعر کمی بیشتر کارکند آن گاه زیبایی این شعر دوچندان می شود .

تيكه ي اخرش خوب بود!

امرائی در گفته :

دلنوشته زیبایی بود.دستتون دردنکنه

ساعدي در گفته :

آقاي رضايي جسارتا .. پر از اشكاله اشعارتون . بيشتر دقت كن

میرزانیا در گفته :

دیواری کوتاه تر از شعر نیست …

ناشناس از تهران در گفته :

نه ……… دیواری کوتاه تر از شعر نو نیست ……………..هر کی یه کم دلش مگیره از اون میره بالا

فرهاد محمودوند در گفته :

مرسی

سیدمجتبا حسینی در گفته :

اصطلاح عامیانه ی « پیدات نیست» در این کار جالب نبود.

مرتضا خدایگان / سرویس ادبی در گفته :

هي روشن و خاموش مي شود اين درخت
سيب هاي شعر تو
بر درخت كريسمس سنجاق شده اند
.
.
.
درود به سجاد

داريوش جعفري در گفته :

احساسات قشنگي در شعر آقاي رضايي هست كه آدم را به فكر وادار مي‌كند!
متشكرم

امیری در گفته :

اقای رضایی مرحبا ادامه بده

نادره رضایی در گفته :

بسیار خوب
قلمتان هماره نویسا…

بسیار زیبا بود

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :