کد خبر : 12233
تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 556 بازدید

دو شعر کوتاه

  صمد آزادبخت :   به کوری چشم نقاطی که آنتن نمی دهند 1 دلم می خواهد  زمان را خودم تعیین کنم یک شب و روز کامل  توی یک شیشه مربای کوچک 2 من 38 سال دارم زنم 35 سال دخترم 7 سال ما 80 ساله ایم …  

 

صمد آزادبخت :

 

به کوری چشم نقاطی که آنتن نمی دهند

1

دلم می خواهد 

زمان را خودم تعیین کنم

یک شب و روز کامل 

توی یک شیشه مربای کوچک

2

من 38 سال دارم

زنم 35 سال

دخترم 7 سال

ما 80 ساله ایم

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

لطیف آزادبخت در گفته :

اشعار فوق العاده زیبایی هستند . بخصوص شعر دوم واقعن محشر است .

ناشناس در گفته :

عذرمیخوام کجاش شعربود اونوقت

شاید ، کسی ، روزی ، ایکاش ... در گفته :

اگه کسی بخواد واسه نظرش دلیل بیاره اونوقت دوستایی مث شما میگن مگه قسمت دیدگاهها صفحه ی نقد ادبیه . اگه فقط نظرش رو بنویسه باز هم کسی مث شما پیدا می شه که برای هر نظری دلیل می خواد . برخی از شما دوستان نه فقط مطالب رو عمیق نمی خونید بلکه با نوشتن کامنت برا خودتون تفریح می کنین و با اسم مستعار هم قسر در می رین .در این شرایط کامنت نوشتن با اسم واقعی واقعن نظر دادن با اعمال شاقه است .

مرتضا خدایگان / سرویس ادبی در گفته :

ناشناس!
شما يا شعرهاي بالا رو نخوانديد اصلن، يا تعريفي از شعر در ذهنتان وجود ندارد. اگر در زمينه ي شعر تخصص داريد و كاركشته ي اين راه هستيد ،دوستان شاعر و شعر دوست شما را مي شناسند. پس اگر نيت شما از نوشتن نقد خير است و هدفتان پيشرفت شاعران ، بهتر آن است كه شرافت مندانه و با اسم واقعي نظر بدهيد (مگر اينكه قصد تخطئه و جوسازي داشته باشيد كه دوست نداريد شناخته شويد) براي نظرتان دليل بياوريد. به صورت فني و منطقي بياييد و بحث كنيد. بگوييد بر اساس اين عناصر ، اين نقاط ضعف يا قوت وجود دارد.چون فلان عنصر درست به كارگيري نشده است اين متن شعر نيست. يا بر اساس فلان تعريف از فلان شخص از شعر ، اين متن نمي تواند شعر باشد. اگر غير از اين است و در اين زمينه تخصص نداريد كه ديگر حرفتان جايگاه ويژه و ارزش تخصصي ندارد و تنها يك نظر شخصي ست كه در آن صورت هم ضمن قابل احترام بودن، پيشنهاد مي كنم در زمينه هاي ديگر (كه شناخت و آگاهي داريد) نظر بدهيد و نقد و نظر در اين زمينه را به اهل فن بسپاريد.
به هر حال ما مجبور نيستيم در همه ي مواردي كه برخورد مي كنيم نظر بدهيم. مطالب زيادي هست كه من و شما به دليل عدم آگاهي كافي از زير و زبر آنها نبايد واردشان شويم و نظر شخصي مان را مخلوط ديگر نظرات فني كنيم.
براي شما تندرستي و ديدي وسيع آرزو مي كنم.

سیدمجتبا حسینی در گفته :

مرسی. کامل و جامع…. جای بحث دیگری نماند.

امین در گفته :

منم حرف آقا یا خانوم ناشناس رو تایید میکنم. حقیقتو گفته دیگه

امین حسن زاده در گفته :

در هوای سرد به سر می برم

و سکوت چون کوهی از گوگرد و تلی از خاکستر مرا سخت در برگرفته است

به گمانم دیگر دوام سرما را نداشته باشم

سکوت سایه

مصطفی خدایگان / سرویس فرهنگی در گفته :

زیبا و متفاوت.. سربلند باشید

به کوری چشم نقاط کوری که آنتن نمی دهند

هانای کله باد!

هانای کله باد!

ناشناس از تهران در گفته :

راست میگه کجاش شعر بود بزار شعر نو رو زیر سوال نبریم

داريوش جعفري در گفته :

واقعا من هميشه از خواندن شعرهاي صمد لذت مي‌برم.
شعر دوم صمد ديوانه كننده است و تفكر برانگيز، كوتاه و با معنايي بسيار بلند.
كارهاي صمد به كوه يخ مي ماند.
فقط ذره‌اي از آن ديده مي‌شود. بعضي‌ها با اصابت به آْنها متلاشي مي‌شوند و قبل از اينكه عظمت آن را درك كنند نابود شده‌اند.
پس دوستان سرزنششان نكنيد!

کسی که این یک بار ناشناس است در گفته :

ما ناشناس ها…. همه از یک قماشیم . و چون نام همه ی ما ناشناس است شما حق دارید که بپندارید بعضی وقتها حتی چند نفر ما یک نفریم .
مهم نیست شما چه فکر می کنید . مهم این است، که گاه با چند کلمه ی ناقابل می توانیم همه ی شما را بر علیه هم بشورانیم .
خشنود باشید که دوستانی مثل ما دارید . هرگاه خواستید ما در سایه می ایستیم و به سمت هرکس که شما بخواهید شلیک می کنیم .
وای خدا جونم ! در سایه ایستادن چقدر خوب است !
وای خدا جونم ! چه حالی می دهد که آدم منتقد باشد ولی ناشناس بماند . پس درود بر خودِخودِ خودم !

یک همشهری در گفته :

آقای پ .گ این کار همیشگی وتخصص اصلی شماست وهمه با این شیوه ی جنابعالی آشنا هستند مخصوصا پس از افتضاحی که در جریان دادگاه نشان دادی بیشتر به این رویه ی مزورانه و منافقانه دچار شدی من نصیحت میکنم که دست از عمل زشت بکشی که ضرر از هر جایی بر گردی منفعت است .خواه پند گیر خواه ملال !

یک همشهری در گفته :

ضمنا همان یک بار به سر تو زیاد هم بود ! اگر تکرار شود مخلایی سالم باقی نخواهد ماند !

مهدی دوست محمدی / سرویس حقوقی و اجتماعی در گفته :

طرح های زیبایی بودند ممنون از صمد معلم…

مهدی زاده در گفته :

زبان شعر صمد، بدون اتکا به بلاغت فاخر و عناصر زیبایی معمول و مرسوم، روایت بی نظیری ست از روزمره ها و تجربه هایی سرشار از کودکی که خودشان هم باورشان نمیشد زمانی شعر شوند.
شعرت اصولیه صمد جان، تبریک میگم!

نمی دنم اینایی که رشتشون فنیه چرا امودن شعر می گن برن تابلو برق بسازن تا یه پولی گیرشون بیاد شعر گفتن گناه نیست اما به این نیمیاد واقعا

نيستي در گفته :

سلام به آقاي محسن عليزاده ملقب به خانم هستي.
آقاي هستي خانم كجاي علم و دين و شرع و عرف و فلسفه و ادبيات و غيره نوشته كه شعر گفتن فقط مال ادبياتي هاست؟ چه بسا دكترايها و فوق ليسانس هاي ادبيات داريم كه تمام سال رو توي يك اتاق دربسته بشينن نميتون يك بيت شعر يا يك خط نثر ادبي بنويسن كه قوائد و عناصر شعر و نثر رو داشته باشه و چه بسيارن بي سوادهاي شاعر ، مكانيك هاي شاعر، برق كار هاي شاعر ، رياضي دان هاي شاعر، فلاسفه ي شاعر و غيره هاي شاعري كه رشته شون ادبيات نيست اما مطالعه ي ادبيشون چندين برابر رشته ادبياتي هاست.
به نظرم برو اين طرز فكرتو گچ بگير. بزرگترين شاعراي معاصر ما كه الان ماندگار هستن و قله هاي ادبيات ما به حساب ميان رشته شون غير از ادبياته. شعر گفتن يك ذوق و استعداد خداداديه و بخش خيلي كوچيكي از اون اكتسابيه. مابقيش جوهره و قريحه اي هستش كه در وجود اون بشر شاعر از قبل از تولد بوده و با اون ميمونه حتي اگه شعر هم نگه.
طرز فكرت رو عوض كن و كمي مطالعه كن و به اين تخريب كردن ها و جوسازي ها كمي روي متن فكر كن و اگر لازم شد از كسي كه بيشتر از تو ميفهمه كمك بگير . شايد بهترين كسي كه بتوني ازش كمك بگيري همين آقاي آزادبخت شاعر و رشته فنيه. احتمالا زياد ميبينيش.

سیدمجتبا حسینی در گفته :

سلام بر دوستان عزیزم
نمیدونم تا چه حد اجازه دارم وارد این درگیریهای اینترنتی و کامنتی بشم! اما به عنوان مخاطب این فضای مجازی بر خودم لازم میدونم ناراحتی خودم رو از روند موجود و درگیریهای کامنتی! در میرملاس اعلام کنم.
1- بنده قصد ندارم کسی رو از کاری منع کنم و یا خدایی نکرده به کسی تذکر بدم (چون بیشتر دوستان و مخاطبان میرملاس رو افراد تحصیل کرده و فهیم جامعه تشکیل میدن) اما…
بنده خودم در مواجهه با برخی مخاطبان میرملاس که با الفاظ نامناسب کسی یا اثری رو مورد هجوم قرار دادن (گاهاَ و به ندرت) از اسم مستعار استفاده کردم اون هم تنها برای در امان موندن از گزند الفاظ نامناسب معدود افرادی که نامخاطبان این سایت هستند…. حالا به هر دلیلی!
2- اما اولین انتقادم از دوستانی هستش که به دلیل در اختیار داشتن امکان ردگیری و Save اسامی‏، در مواردی اقدام به بیان این نامها میکنند. مثل همین مورد بالا! دوستان دقت داشته باشند که کسی منکر این حق مسلم و طبیعی شما نیست که در برابر افرادی که خدایی نکرده به محضر دوستان توهین و یا جسارتی میکنند از حقوق خودتون دفاع نکنید اما انتظار از عزیزان این هست که تا جایی که میتونن از هم شکل شدن با این جور افراد دوری کنند و اگر هم نامی قرار شد مطرح بشه به همون سبک ایرانی خودمون! یعنی (ف – ک) (ع – د) و … باشه تا فقط خود فرد و وجدانش درگیر بشن!
3- به هر حال امیدوارم آقا یا خانم «هستی» (جدا از بحث اسم مطرح شده که بنده اون رو نادیده و ناشنیده میگیرم و این شخص رو هر کی که هست محترم میدونم) با جوابی که از آقا یا خانم «نیستی» گرفتن و سایر دوستانی که به این شکل کامنت میذارن متنبه بشن و بدونن همیشه نمیشه ناشناس بود. و همیشه راهی برای شناسایی شدن هست و ادب دیگران نشانه ی ضعفشون نیست.
4- در آخر باید بگم وقتی ما خودمون کسی رو که با اسم مستعار پیام میده (البته اونهایی که از محدوده ی انصاف خارج میشن) رو نکوهش میکنیم درست نیست در جوابش از الفاضی مثل «آقای هستی خانم» استفاده کنیم (البته این حق طبیعی افراد هستش که در صورت عدم تمایل از اسامی غیر از اسامی خودشون استفاده کنن اما شایسته ست که حدود انصاف و ادب رو رعایت کنند و نیز از اسامی برازنده ی شخصیت خودشون که مورد قبول عموم هم باشه استفاده کنند)

محسن علیزاده در گفته :

هیچ جای دنیانداریم که بگن آقای هستی خانم

محسن در گفته :

اتفاقا خیلی طرز فکرم خوبه ،ای تویی که طرز فکرت بده هی تو فکر تخریب کردن آدم ایی

سیدمجتبا حسینی در گفته :

جناب آقای محترم بحث من به هیچ وجه دفاع از شما و ادبیاتتون! نبود. فقط حرفی کاملا دوستانه با دوستانم بود.
با احترام!

یک همشهری در گفته :

درود بر برادران هنرمند وشاعر ونویسنده آزادبخت که مایه افتخار استانمان میباشند

من به عنوان یک خواننده با توجه به رویکرد گذشته و حال میر ملاس بر این عقیده ام
مگر شخصیت سَبُک اشخاص و تکرار این حرکات ناشایست
باعث شود که دقیقن نام و نام خانوادگی کسی را بنویسند حتی “اقا ی خانم” کارکرد داشته باشد
بعد همان افراد خیلی گستاخانه با نام واقعی شان در همان ستونها ابراز حضور کنند
نام ناشناس و مستعار عیبی ندارد آقای حسینی عزیز!
اما با د- ع -کاف و دال صاد بازی مچ هیچ دزدی گرفته نشده و نمی شود
هنر و ادبیات پاک و مقدس است
مشکل اینجاست که توهین و افترا و خالی کردن خود به طرز ناجوانمردانه
گاهی با افتادن تشت از بام کمی کمرنگتر شود
امروز آزادبخت/ فردا شما/ پس فردا من
من وقتی نظر استادانی مثل لطیف و بهروز مهدی زاده و مرتضا و حشمت و مروا را می بینم
ترجیح میدهم سکوت کنم
من این کار دوستان میر ملاس را شجاعت و شهامت و شفافیت میدانم.

سیدمجتبا حسینی در گفته :

دوست عزیزم اگه دقت کنید متوجه میشید که در لایه های صحبت من ترس از به وجود آمدن همین فضا و موضوعی که شما بیان کردید موج میزنه:
«بعد همان افراد خیلی گستاخانه با نام واقعی شان در همان ستونها ابراز حضور کنند…»
من از کسی دفاع نمیکنم اما ترجیح دادم دوستانه موضوع رو مطرح کنم تا نامخاطبان میرملاس متوجه خیلی از مسائل از جمله موارد زیر (بطور غیرمستقیم) بشن:
1- در اختیار داشتن امکان ردگیری و Save اسامی
2- همیشه نمیشه ناشناس بود
3- ‏ادب دیگران نشانه ی ضعفشون نیست
4-…

بنده خودم رو از دوستان میرملاسی جدا نمیدونم و همیشه نسبت بهشون ارادت دارم و اونها رو در سطح شهر افراد سخت کوش و برجسته ای میدونم که توی این وانفسا دلسوز ماندن…

عالی بود افتخار خان!

سجاد اب باریکی در گفته :

واقعا قشنگ بود صمد عزیز یا بهتر بگویم دایی جان .با تشکر

صالح سوری در گفته :

سلام صمد عزیز نمی دانم چرا از شعرت لذت نمی برم.اشکال از گیرنده است یا فرستنده؟راستی من هم 80 ساله ام .چقدر پیرم.

میشه گفت قشنگ بود و قشنگی شعر بیشتر اونجایی احساس میشه که باخوندنش دوست داری یه بار دیگه بخونیش و بعد میری تو فکر….مرسی.

امیر موسوی نسب در گفته :

اقا صمد خیلی ادم عزیزی هستی

امیر موسوی نسب در گفته :

من یکی از شاگرد های شما ام دید گاهم واقعا نسبت به شما تغییر کرد…….

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :