کد خبر : 13225
تاریخ انتشار : ۸ آذر ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 799 بازدید

شعر لرستان

شعر لرستان – مرتضا خدایگان

 

چهار رباعی از مرتضا خدایگان

 

۱

مـــاتــم زده ســالِ نـــو نــــدارد دل مـــن

مــردن که عقــب جلـــو نـــدارد دل مـــن

گـفـتـــی قــدمـی بــه زیــر بـاران بـزنـیم

ایــن شــهـــر پــیــاده رو نـــدارد دل مــن

۲

از آن سـرِ دور مــحشـــری در راه اســت

مخلـوطِ نمـــک-نـیـشکـــری در راه اسـت

ایـن گــونه کـه تـو به رقـص برخاسته ای

“سـونـامــی” سخت دیگری در راه است

۳

از آتــش عشــق ، سوخـتـــن را بلــدی

از ایـــن هـمــه فعـل ، جـا زدن را بلـدی

ایــن عشــق کـــرامـــات زیــــادی دارد

امــــا تـــو فــقــط نــیــامــدن را بـلـدی

۴

این جـاده ی دور آخــرش نـا پیـــداست

تنـــهـایــی وحشـت آورش نـاپیــداست

بـــر چـار ستـــون و چــار دیـــوار دلــم

زخمی زده ای که آن سرش ناپیداست

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

معصوم در گفته :

خیلی قشنگ بود آفرین به انتخابتون…برچارستون وچاردیواردلم
زخمی زده ای که آن سرش ناپیداست
والبته درودبرشاعر

سجادپور در گفته :

درودبرشما واسه شعرزیبایت

مريم در گفته :

شماخانوادگی خاص و متفاوت شعر میگید!
ممنونم…

نازاریان در گفته :

شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند….درود بر شما

بیات آزادبخت / سرویس عکس در گفته :

درود بر مرتضای با الف، جای شعرهای نابت در ستون ادبی واقعا خالیست ،مارا بیشتر به فیض برسان.

فرزاد مرادی در گفته :

درود بر اقامرتضای عزیز خیلی قشنگ بود لذت بردم

مروا در گفته :

مــردن که عقــب جلـــو نـــدارد دل مـــن
……………………………………………

کارگاه گرافیک دوشه در گفته :

سپاس مرتضا جان
—————–

مــردن که عقــب جلـــو نـــدارد دل مـــن
————————————-
جدن زیبا بود…

سکینه آدینه وند در گفته :

با ارزوی سر بلندی برای شما همشهری عزیزم

طولابی در گفته :

این شعرهاعاطفه ندارند هرچندزیباهستنداماخشک وبی روح هستند به هرحال دستت درد نکنه.

داريوش جعفري در گفته :

همیشه زیبا، پر مغز و پر احساس می‌نویسید.
باعث افتخار هستید

داريوش جعفري در گفته :

مرتضا جان تو با شعرهایت مخاطبان زیادی را می توانی تسخیر کنی و گاهی اوقات حتی غافلگیر!

سید مجتبی حسینی در گفته :

کارهایی هستند که زیبایی و احساس در اونها موج میزنه.
کلی حرف درباره ی اونها میشه زد…
– اینکه ساده هستند (منظور همون صمیمیت مواج در اونهاست)
– نزدیک هستند به روزها و احساس ما
– زخم دارند
– حرفهایی ست که شاید بارها شنیده ایم اما بهتر است باز هم بشنویم اما اینبار از مرتضی و با زبان و نوعی دیگر
– رنگ و بوی حرفهایی خودمانی و صمیمی را دارند
– عاشقانه هستند!
– غمی دارند که مختص مرتضی، زبان و اشعار اوست
– و…

احسان ملکی در گفته :

درود وسپاس بر مرتضا ی عزیز…. مثل همیشه لذت بردم…

مرتضا خدايگان در گفته :

سپاس‌گزارم از همه ی دوستان خوب و فرهیخته. دست همگی مریزاد

نینا در گفته :

قنگ بود مرسی

مهسا شفیعی در گفته :

و اما تو ؛
که فقط نیامدن رابلدی…

خوب خوب خوب بود
ولی اشتباه نکنم قبلن خوندم اینا رو.شاید تو وبتون!!!
به هرحال باز هم تازگی داره

لطیف آزادبخت در گفته :

اگر به رباعی در زمانه ی خودمان یک نگاه جامع و کلی بیفکنیم می توان رباعی ها را به چند دسته تقسیم بندی کرد از جمله :
ـ در برخی از رباعی ها زبان هنوز کهنه و کلاسیک است . و گاه حس و حالی تازه و امروزی به شکل غیر سیستماتیک بر زبان تحمیل و شاید بهتر است بگوییم وصله پینه شده است .
ـ در دسته ای دیگر از رباعی ها کلیت شعر چیزی جز یک بازی زبانی نچسب و مضمون پروری انجمن پسند مبتنی بر یک کاریکلماتور نیست . یعنی شاعری مضمون خاصی را در قالب رباعی انداخته است . ( به نظرم خیلی از رباعیات عاشقانه ی امروزی مبتنی بر همین دوز بازی با کلمات هستند . )
ـ در برخی دیگر از رباعی ها تازگی و طراوت زبان کم و بیش وجود دارد ، حس و حال شعر هم امروزی است ولی قالب رباعی در خدمت مضمونی قرار گرفته است که ربطی به رباعی ندارد . شاید بتوان این دسته از رباعی ها را هم تنها چهار پاره هایی منفرد و نیمایی دانست که از یک شعر بزرگتر جدا شده اند . برای همین هم حس می کنیم چیزی گفته نشده یا شعر ناقص و ابتر است .
ـ اما در شمار دیگری از رباعی ها زبان ومعنا در خدمت هم هستند و مضمون کاملن متناسب با قالب است و زبان هم حامل دغدغه های انسان دوران مدرن است . این رباعی ها نو و امروزی هستند و شاید بتوان آنها را رباعی مدرن نامید .

در بیشتر رباعی های مرتضا ایجاز و جزیی نگری ِ متناسب با کلیت شعر ، و نوعی مکاشفه ی مبتنی بر یک تکانه یا ضربه ی نهایی وجود دارد که در اغلب موارد از درون خود شعر جوشیده است ، نه این که از بیرون بر آن تحمیل شده باشد . با این توضیحات به نظر من مرتضا از معدود رباعی سرایانی است که توانسته است با توجه به دغدغه ها ، نیازها و رنج بشر امروز رباعی بسراید . البته پاشنه ی آشیل شعر او ( در رباعی ها ) نیز همین است که در دام بازی زبانی و مضمون سازی بیفتد . گر چه بازی زبانی به قاعده نه فقط ایرادی ندارد ، بلکه می تواند ایفاء کننده ی نقشی تأثیر گذار در مناسبات زبان ـ معنا شناختی شعر باشد .

لطیف آزادبخت در گفته :

با عرض پوزش ؛ با توجه به نکات گفته شده در رابطه با رباعی امروز ، سخن من در باره ی ۴ رباعی بالا ناگفته ماند . به نظرم زبان شعر مرتضا آنچنان با رباعی عجین و آمیخته است که به ندرت رباعی ضعیفی از او می بینیم . هر ۴ رباعی بالا نیز نسبت به نورم رباعی امروز ، شاخص هستند و البته بنا بر سلیقه ی نگارنده رباعی سوم از بقیه ضعیف تر است . و رباعی دوم و بخصوص رباعی چهارم از درخشان ترین کارهایی است که در سالیان اخیر از مرتضا ی شاعر دیده ام .

مرتضا خدايگان در گفته :

سپاس از استاد عزیم لطیف آزادبخت که همواره از ایشان می آموزم.
سپاس از سایر دوستان که همراهی شان هموراه مرا در کارم جدی تر می کند.

سحربالنگ در گفته :

ازآتش عشق سوختن رابلدی
ازاین همه فعل جازدن رابلدی
این عشق کرامات زیادی دارد
اماتوفقط نیامدن رابلدی
خیلی قشنگه آقای خدایگان واقعازیبابود امیوارم همیشه موفق باشیدوسرزنده

امین آزادبخت (مدیر سایت ) در گفته :

شعرهای مرتضا همیشه خاص و سرشار از احساس هستن ….

مرتضی قادری در گفته :

هزار کلمه برجای خالیت ریختم اما پر نشد …….

به گمان از جنس بی نهایتییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.

داش مرتضااااااااااااااااااااااااااااااااا خیلی ارادت مندیم.

لیلا در گفته :

نظر دوستانو نمیدونم ولی به نظر من قشنگ بود………

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :