کد خبر : 13683
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۹۱ - ۲۰:۲۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 176 بازدید

۴ رباعی

   چهار رباعی ۱ تلخ است که لبریز حقایق شده است زرد است که بازیچه ی منطق شده است شاعر نشدی، اَگرنه می فهمیدی پاییز بهاریست که عاشق شده است! ۲ بی عشق، به دور خودمان می گردیم بیخود شب و روز در جهان می گردیم دنیا قبرستان بزرگی ست که ما دنبال مزار خود […]

 

 چهار رباعی

۱

تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که بازیچه ی منطق شده است
شاعر نشدی، اَگرنه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است!

۲

بی عشق، به دور خودمان می گردیم
بیخود شب و روز در جهان می گردیم
دنیا قبرستان بزرگی ست که ما
دنبال مزار خود در آن می گردیم!

۳

من زنده که نیستم میان کفنم
دل، ابرِ گرفته ایست در پیرهنم
اینگونه به دست خالی ام زل نزنید
من وارث درد هفت میلیارد تنم!

۴

این کیست که با این همه غم می خندد؟
زخمی شده … باز دم به ذم می خندد
در مرگ چه رازی ست که این کهنه درخت
با هر تبری که می زنم می خندد؟!

میلاد عرفان پور

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

من در گفته :

۳

و

۴
قوی تر بودند

سید مجتبی حسینی در گفته :

میلاد عرفان پور سن و سال کمی داره و راه درازی برای فعالیت.

۳
رباعی اول رو قبلن اینجوری خونده بودم: سبز است که لبریز حقایق شده است.
تلخ یا سبز بالاخره؟؟؟!

رای در گفته :

در ۲ بیت دوم از نظر وزن و ضرب آهنگ بهم ریختگی واضح است . شعر شما هنوز برای میرملاس بسیار ضعیف است

ري در گفته :

اگر منظورت دومی هستش که دوبیت نیست و رباعی ست. وزنش هم اشکالی نداره استاد. با یک نفر که مطمئن هستی وزن و ریتم را می شناسد مشورتی بفرما متوجه می شوی. از او درباره ی اختیارات شاعری هم بپرس

سحربالنگ در گفته :

تلخ است که لبریزحقلیق شده است
زرداست که بازیچه ی منطق شده است
شاعرنشدی اگرنه می فهمیدی
پاییزبهاریست که عاشق شده است
آقای عرفان پورواقعازیباست وبامفهوم موفق باشید
ممنون

لیلا در گفته :

بی عشق، به دور خودمان می گردیم
اینجاش واقعاً زیبا بود آقای عرفان پور

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :