کد خبر : 15202
تاریخ انتشار : ۲ دی ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 5,048 بازدید

آیا لری و لکی زبان‌اند؟

   علی ایتیوندی/ میرملاس نیوز: آیا لری و لکی زبان‌اند؟ چکیده: کسانی را این ادعاست که زبان لری و لکی گویش هایی از زبان کردی‌اند و یا لری گویشی از زبان فارسی است  که این سخن را نمی‌توان درست دانست، چرا که از دیدگاه خاص تعریف زبان ، لری و لکی دارای قاعده‌های آوایی، معنایی […]

142216

 

 علی ایتیوندی/ میرملاس نیوز:

آیا لری و لکی زبان‌اند؟


چکیده:

کسانی را این ادعاست که زبان لری و لکی گویش هایی از زبان کردی‌اند و یا لری گویشی از زبان فارسی است  که این سخن را نمی‌توان درست دانست، چرا که از دیدگاه خاص تعریف زبان ، لری و لکی دارای قاعده‌های آوایی، معنایی و دستوری متفاوتی با زبان کردی و فارسی می‌باشند و تنها اشتراک واژگان باعث گویش شدن برای یک زبان نیست. آری فارسی ، لری ، کردی و لکی همه گویش‌هایی از زبان پارسی باستان یا زبانی کهن‌تر از زبان پارسی، زبان هندواروپایی می‌باشند.

مقدمه:

در این مقاله به این مسأله می‌پردازیم که آیا لُری و لکی زبان هستند یا خیر ؟ البته من ادعایی ندارم که زبان‌شناسم بلکه بر اساس آنچه خوانش داشته‌ام سخنان خود را در این باره به میان می آورم.

برای کشف اینکه لکی و لری، که مردمانی در غرب کشور بدان تکلم می‌کنند زبان می‌باشند یا خیر نیازمند تعریفی جامع و کلی از زبان هستیم. و بایست ویژگی‌های آن را بیان کنیم. و به سخنی باید آن را ترازویی قرار دهیم که با قرار دادن لری و لکی و یا هر گفتاری که می‌خواهیم بدانیم که آیا زبان است یا خیر در آن ، به پاسخ خود برسیم.

زبان را از چند دیدگاه می‌توان تعریف کرد:

  • از دیدگاه عام
  • از دیدگاه خاص
  • از دیدگاه اخص
  • از دیدگاه خاص مِن اخص

دیدگاه عام بدین معنی که ویژگی‌های عام آن را تعریف کنیم. و دیدگاه خاص بدین معنا که ویژگی خاص آن را بیان کنیم. (البته ما هنوز درباره موجودیت خود زبان و تعریف آن بحث می‌کنیم نه لری و یا لکی). و ویژگی‌های اخص یک زبان ، که بر اساس آن به تعریف اخصی از زبان می‌رسیم و ویژگی خاص مِن اخص همان دیدگاهی است که بر اساس آن می توان بیان داشت که آیا لکی و یا لری یک زبان محسوب می‌شوند یا خیر؟

تعریف عامی که از زبان گفته شده است ، اینکه : « زبان ابزاری برای پیوند و ارتباط است» و این ابزار دارای ویژگی‌هایی است به قرار زیر:

  • مجموعه ای از نشانه‌ها
  • قراردادی که بر روی نشانه‌ها نگاشته شده است.

تعریفی که از نشانه گفته شده است ، اینکه « هر چیز که نماینده ی چیز دیگری جز خودش باشد نشانه نامیده می‌شود . یا ، بنا بر تعریفی که در منطق قدیم از « دلالت » می‌کنند ، بودن شیء است به نحوی که از علم به آن حاصل آید علم به شیء دیگر . » ، اما این تعریف یک تعریف کلی است و تعریفی که ما برای زبان خواستاریم در آن بیان نشده است. بنا براین نشانه ها را به انواعی تقسیم کرده‌اند:

نشانه‌ی تصویری:

یعنی نشانه‌ای که میان صورت و مفهوم آن شباهتی عینی و تقلیدی باشد . مثلا نقش مار که بر خود مار دلالت می‌کند. فقط به سبب مشابهت ظاهری است که می توان از اولی به دومی راه برد.

نشانه‌ی طبیعی ( عقلی و طبعی):

یعنی نشانه‌ای که میان صورت و مفهوم آن رابطه‌ی همجواری یا تماس باشد مثلاً رابطه میان دود و آتش. این رابطه از مقوله‌ی علیت ، یعنی مبتنی بر توالی علت و معلول است : آتش علت است و دود معلول آن . فرق این نشانه با نشانه‌ی وضعی در این است که عالماً عامداً به قصد ایجاد ارتباط به وجود نیامده است.

نشانه‌ی وضعی :

یعنی نشانه‌ای که میان صورت و مفهوم آن نیز رابطه‌ی همجواری و پیوستگی باشد ، اما رابطه‌ای قراردادی ، پس اکتسابی نه ذاتی و خود به خودی . بنابراین بر مبنای قاعده‌ای است جاری و مستعمل (عرف و عادت) نه بر اساس مشابهت صوری یا بستگی علت و معلولی ، چنان که دلالت صوت اسب بر معنای اسب، که تا مسبوق برقرارداد تصریحی یا تلویحی میان گوینده و شنونده نباشد مفهوم نخواهد شد. می‌توان گفت که نشانه‌های تصویری و طبیعی نزد همه‌ی جوامع بشری تقریباً یکسان یا لااقل بی نیاز به آموختن قابل درک است و حال آن که نشانه‌های وضعی مسبوق بر آموزش و فراگیری است و بنابراین نزد جماعت دیگر است. به همین سبب است که مثلاً به آن حیوانی که درفارسی « اسب » می‌گوییم در عربی « فرس» می‌گویند. البته پایه‌ی هر زبانی بر دلالت وضعی داشت، اما دلالات دیگر نیز به مقیاسی کمتر در آن به کار است. مثلاً گروه الفاظی را که در آن دستور زبان «اصوات» می‌نامند می‌توان از مقوله‌ی دلالت طبعی شمرد و گروه الفاظی را که به « نام آوا » معروف است ، یعنی الفاظی را که به تقلید از اصوات موجود در طبیعت ساخته‌اند، مثلا « شرشر» آب و «خرخر» خواب، می‌توان از مقوله‌ی دلالت تصویری دانست. یا اگر در اکثر زبان‌ها برای تمیز مفرد از جمع، حرفی یا حروفی بر کلمه‌ی مفرد می‌افزایند تا جمع شود و نه بر کلمه‌ی جمع تا مفرد گردد خود مبین دلالت تصویری است.

نکته‌ای که بایست گفت اینکه : بسیاری از نشانه‌ها ممکن است تغییر دلالت دهند، یعنی از گروهی به گروه دیگر بروند. فی المثل دود، آنجا که دلیل آتش باشد، از نشانه‌های عقلی است، ولی چون نزد بعضی قبائل سرخ پوست آمریکایی به نشانه‌ی اعلام جنگ یا خطر به کار رود در شمار نشانه‌های وضعی خواهد بود، چون مسبوق بر قرارداد و اکتساب و نیز قصد ایجاد ارتباط است. و بسیاری از نشانه‌ها ممکن است ترکیبی از دو یا سه نوع باشند. مثلا در علائم راهنمایی و رانندگی، نشانه‌ای که دلالت بر پیچ جاده می‌کند متشکل از نشانه‌ی تصویری و نشانه‌ی وضعی است و حال آنکه علامت توقف اجباری (مثلثی که راسش به طرف پایین است) صد در صد وضعی است.

پس می‌توان بیان داشت که منظور از نشانه‌ها در تعریف عام زبان همان نشانه‌های وضعی می‌باشد. و قراردادها بر روی نشانه‌ها وضعی بسته می‌شود. و هر نشانه چون سکه‌ای دو رویه است که یک رویه بر رویه‌ی دیگر دلالت می‌کند. رویه‌ی نخست «دال» و رویه‌ی دوم «مدلول» و رابطه ی میان آنها «دلالت» نامیده می شود (۵) (در مورد کلمه ، دال را « لفظ » و مدلول را « معنی » هم می گویند ).بر طبق منطق قدیم ، دلالت از دو جزء تشکیل می شود : دال و مدلول ، و مدلول نزد بسیاری از منطقیان با شیء خارجی یکی است . اما باید دانست که مدلول ( یا معنی در مورد کلمه ) همان شِیء خارجی نیست ، بلکه بر شیء خارجی دلالت می کند . همچنان که دال بر مدلول. پس برای رسیدن از نشانه به شیء یا عین خارجی ، باید از دو مرحله ( دلالت ) گذشت : دلالت دال بر مدلول و دلالت مدلول بر شیء خارجی . مثلا با شنیدن لفظ دیوار به معنای دیوار و از معنای دیوار به خود دیوار پی می بریم . و این نکته را هم باید در نظر داشت که بسیاری از کلمات که طبق تعریف از لفظ و معنی تشکیل شده اند در عالم واقع مصداق ندارند: چنان که مثلا حروف ربط و افعال. همچنین در مورد اسماء که معمولاً نماینده ی شیء مشخصی در عالم خارجند، اگر از اسماء معنی و اسمایی که مصداق آنها فقط در تخیل است ( مانند دیو و جن و پری و سیمرغ ) هم صرف نظر کنیم ، باز اسماء ذات را همیشه به یقین نمی توان دارای عین خارجی دانست : کلمه ی سیب بر مفهوم کلی و انتزاعی سیب دلالت می کند نه بر فلان سیب معین مشخص واقعی. پس مسئله زبان از نگاه تعریف عام مسئله ی دال و مدلول و دلالت است ، نه مسئله ی اعیان خارجی ، یعنی واقعیت.

نکته ای که در این جا بایست ذکر شود ، تفاوت میان تعریف علامت و تعریف نشانه است و آن اینکه : « نشانه ، که مجموعه ی دال و مدلول و دلالت باشد ، امری است خاص بشر و حال آن که علامت ، یعنی چیزی که قابل تجزیه به دال و مدلول و دلالت نیست ، مشترک میان انسان و حیوان است .» و نشانه متغیر است اما علامت ثابت. مثلاً واکنش آدم در مقابل برخورد دست او با آتش و واکنش زبانی او در برابر شنیدن یک سخن. در موضوع اول ، آدمی خود به خود دست خویش را پس می کشد و در موضوع دوم با تأمل و تفکر واکنش زبانی خویش را نشان می دهد. پس در اولی ، واکنش آدمی ، علامت است و در دومی واکنش زبانی او نشانه است. و می توان تفاوت علامت با نشانه را در این دانست که اولی یک دست و یک پارچه است و دومی قابل تقطیع و تقسیم به اجزاء.

بر این اساس برای تعریف زبان از نگاه عام گفت ، یکی از ویژگی های زبان از دیدگاه عام آن ، تقطیع پذیری آن است. و کار اساسی زبان این است که ، به حکم سازمان درونی خود ، واقعیت یک پارچه ی دنیای خارج از نخست تقطیع می کند و سپس بر مبنای همین تقطیع به آن سازمان و تشکل می بخشد . و قوه ی تمثل آدمی در زبان او به نهایت خود می رسد . به عبارت دیگر ، زبان عالی ترین جلوه گاه این قوه است . دستگاه های ارتباطی دیگر بشر نیز یا از زبان منشعب شده یا بر اساس آن نظم گردیده اند.

پس از نگاهی می توان برای تعریف زبان بیان داشت که زبان مجموعه ای از نشانه ها است ، و مجموعه ی نشانه های زبان یک کل منضبط و مرتبط می سازد که یک یک عناصر متشکل آن ، بر طبق قواعد و اصول خاصی که در هر زبانی با زبان دیگر تفاوت دارد ، به یکدیگر وابسته و پیوسته اند ، چندان که بعضی مدعی شده اند که اگر یک جزء در هم بریزد یا تغییر یابد دیگر اجزاء و به تبع آن در هم می ریزند یا تغییر می یابند . و می توان گفت که زبان یک سیستم است. و برای تعریف زبان می توان این را گفت که « زبان عبارت از وسیله ی ارتباطی است که از نشانه استفاده می کند و متکی بر نظام یا دستگاه منسجمی ست ،و اجزاء آن بر طبق قواعد معین مشخصی با یکدیگر ترکیب می شوند تا بر معانی دلالت کنند.»

پس ویژگی های عام زبان:

۱٫ یک ابزار ارتباطی

۲٫ رساندن پیامی برای پیوند و ارتباط

و ویژگی های خاص یک زبان:

۱٫ داشتن نشانه ها و استفاده از آنها

۲٫ داشتن یک نوع قرارداد برای به کار بستن آن نشانه ها برای ارتباط

می توان ، نشانه های زبان را همان واژگان زبانی دانست و قرارداد آن را قاعده های آن بیان کرد و بر این اساس گفت که :

۱٫ قاعده آوایی زبان « چگونگی تولید صدا بوسیله اندامهای صوتی انسان ».

۲٫ قاعده معنایی زبان : « ارتباط میان واژه و معنا ».

۳٫ قاعده دستوری زبان «قاعده های ترکیب واژگان برای دلالت بر معانی».

برای تعیین ویژگی های اخص یک زبان می توان گفت:

۱٫ داشتن قواعد آوایی ، معنایی و دستوری

۲٫ داشتن فرهنگ واژگان

تا بدین جا می توان بیان داشت که لکی و لری :

از نگاه تعریف عام زبان ، یک زبان محسوب می شوند. چرا که لری و لکی یک نوع ابزار ارتباطی بین مردمانی از غرب کشور ایران هستند.

از نگاه تعریف خاص هم زبان هستند ، چرا که دارای نشانه و قرارداد هستند.

از نگاه اخص هم می توان گفت که لکی و لری یک زبان محسوب می شوند ، چرا که دارای یک نوع قاعده آوایی ، معنایی و دستوری می باشند. و نیز یک فرهنگ واژگان نیرومند را دارا می باشند.

اما از نگاه خاصِ مِن اخص … .

متن :

از دیدگاه خاصِ مِن اخص به ریشه‌ی آن زبان پرداخته می شود. و نیز به زمان پیدایش آن زبان و نیز نمودار رشد و تغییرات آن زبان تا به اکنون پرداخته می شود. حال زبان لکی و زبان لری (که بر اساس تعریف عام ، خاص و اخص ، زبان می‌باشند) را آیا می شود از نگاه خاصِ مِن اخص زبان نامید یا که خیر؟ به زبانی ساده تر آیا زبان لری و زبان لکی (که بر اساس تعریف عام ، خاص و اخص ، زبان می باشند.) در ۲۰۰۰ سال پیش به همین گونه‌ای که اکنون به کار برده می شود ، مورد کاربرد بوده است. این سخن را تا به اکنون کسی مدعی نشده است و فکر کنم هیچ وقت هم کسی مدعی نشود. چرا که زبان ۱۰۰ سال پیش مردمان لر و لک با زبان اکنونشان زمین تا آسمان تفاوت دارد. زبان‌شناسان زبان‌های مادر را این گونه بیان کرده‌اند:

۱٫ زبان‌های هندو اروپایی

۲٫ زبان‌های سامی

۳٫ زبان‌های حامی

۴٫ زبان‌های اسلاوی

۵٫ زبان‌های مالایی (چینی ، ژاپنی)

و می‌گویند که همه زبان‌هایِ مورد کاربرد امروز ریشه خود را از این زبان ها می‌گیرند. و زبان‌های موجود در ایران (که بر اساس تعریف عام، خاص، اخص، زبان می‌باشند) را از گونه زبان هندواروپایی خوانده‌اند. و سیر رشد زبان‌های ایرانی را این‌گونه بآورده‌اند:

۱٫ زبان پارسی باستان …………… ۲٫ زبان اوستایی …………… ۳٫ زبان پارسی میانه ………….. ۴٫ زبان پهلوی ساسانی ……………. ۵٫ زبان های ایرانی اکنون

زبان فارسی و لری را از زبان پهلوی ساسانی ذکر می‌کنند.

زبان لکی را از زبان پارسی باستان و پهلوی اشکانی می‌خوانند.

زبان کردی را از زبان اوستایی می‌گویند.

جدول‌های زیر مقایسه واژگان لری ولکی با زبان‌های باستانی (پارسی باستان ، اوستایی و پهلوی)

پارسی باستان

پارسی باستان

آوانویسی

لکی

کردی

فارسی

لُری

جیوا

jiva

زِنئ

زینه

زنده

زِنَه

دیُ

diu

دی‌یین

فتراق، رونین

دیدن

دی‌یِن

زم

zam

زَمین

زهوین

زمین

زِمی

تاو

tav

آؤن ، تَو ، آز ، تآو

گو

نیرو

آز

هازونا

hazuna

زون

زوان

زبان

زُن

وارماکا

varmaka

ورک

بره

بِرَه

اوستایی

اوستایی

لکی

فارسی

کردی

لری

آتِر

آگر

آتش

ئاگِر

تَش

سارَه

سر , کپو

سَر

سَر

سَر

سَخوار

ساخ ، قسَه ، گپ

سُخن

قِسَه

گَپ

گئسو

گئس ، زلف

گیسو

گیس

گئس

دئوَه

دئو ، لؤیلِگ

دیو

دیو

گئس

گئو

گآ ، مِن.گآ

گاو

منگآ

گآو

رَه آُخشُن

روشن ، گیسِنآگ

روشَن

روشِن

روشِن

ایسؤیَن

آؤنیآ

توانا

تووانا

آزداز

اوروپی

روآ

روباه

رووی

رُوآ

هیزو

زون ، زُن

زبان

زان

زُن

ایژَه

عیسَه ، عییژ

آرزو

آرزو

آرزو

پهلوی

 

لکی

لری

اوستایی

پهلوی

فارسی

زمون

زمون

دمان

زمان

زمان

البرز

البرز

هرابرزه

هربرز-البرز

البرز

جأشن

جَشن

یَز

یَزن

جشن

مإرخ

مرخ

مِرِغه

مُرو

مُرغ

چرین ، لررین

چرا

چَنگَر

چَرَک

چرا (چریدن

)

مون

مون

ماوِنگه

ماوس

ماه

هو

ر

افتاو

هُوَرَخشَیته

خورشید

خورشید

 

بر اساس دیدگاه اسلام که همه انسان‌ها را فرزندان حضرت آدم (ع) می‌خواند ، پس زبان همه آدمیان در ریشه یکی است اما به خاطر قرار گرفتن در موقعیت‌های مختلف جغرافیایی و … زبانشان دستخوش تغییر شده و متفرق شده‌اند.

کسانی را این ادعاست که زبان لری ، لکی گویش هایی از زبان کردی‌اند و یا لری گویشی از زبان فارسی است. که این سخن را نمی‌توان درست دانست، چرا که از دیدگاه خاص تعریف زبان ، لری و لکی دارای قاعده‌های آوایی ، معنایی و دستوری متفاوتی با زبان کردی و فارسی می‌باشند. و تنها اشتراک واژگان باعث گویش شدن برای یک زبان نیست. و می‌توان گفت اگر زبانی از نظر قواعد دستوری، معنایی وآوایی به زبان دیگر وابسته باشد به قولی اصل و ریشه قواعد معنایی، دستوری وآوایی آن زیر مجموعه زبان دیگر باشد گویشی از آن زبان معرفی می‌شود. اما اگر تنها از قواعد دستوری، معنایی وآوایی با هم اشتراکاتی داشته باشند، حتی اگر این اشتراک بالاتر از ۵۰درصد هو باشد باز هم گویش آن زبان نیست مثلاٌ زبان‌های لری و فارسی از نظر قاعده‌های معنایی، آوایی و دستوری به زبان پهلوی ساسانی وابسته‌اند وگویش‌هایی از این زبان خوانده می‌شوند اما این دو زبان با اینکه اشتراک بالای ۵۰درصد (اشتراک دستوری،آوایی و معنایی) بازهم دو زبان محسوب می‌شوند رابطه زبان‌های فارسی و لری مانند رابطه خواهر و برادری است و پدر این دو زبان پهلوی است و با وجود شباهت وجود مستقل دارند و منظوراز استقلال زبانی این است که این زبان‌ها با وجود اشتراکات فراوان تفاوت‌هایی در ذات زبانی با هم دارند که این تفاوت‌ها در سیر رشد آن زبان، برخورد با دیگر زبان‌ها و پیشامدهای تاریخی به وجودآمده برای آن زبان است. آری فارسی، لری، کردی و لکی همه گویش‌هایی از زبان پارسی باستان یا زبانی کهن‌تر از زبان پارسی، زبان هندواروپایی، می‌باشند. و لفظ زبان برای آنها در اکنون به چند جهت است:

۱٫ از نگاه قاعده‌های دستوری، آوایی، معنایی باهم تفاوت‌هایی دارند.

۲٫ از نگاه فرهنگ واژگان باهم اشتراکاتی دارند اما تفاوت‌هایی نیز دارند.

۳٫ برای حفظ یک کشور بایست فرهنگ آن کشور حفظ شود.

۴٫ فرهنگ‌ها زندگی دارند و مردن هم دارند. و برای زنده ماندن فرهنگ یک کشور بایست فرهنگ‌های اقوام آن زنده باشند و زندگی کنند. و یکی از شاخصه‌های فرهنگ، زبان است.

۵٫ رشد یک زبان باعث رشد اندیشه، فکر و باور یک فرهنگ می‌شود.

۶٫ چرا ما نتوانیم فرهنگ قرآن و اسلام را برای فرزندان خود به زبان خودشان بیان کنیم؟

۷٫ امام زمان (ع)، ایرانیِ پیرو می‌خواهد، نه پیروِ ایرانی.

۸٫ چرا فرهنگ انتظار را نبایست برای مردم خود با زبان خودشان بیان کنیم؟

قاعده‌های دستوری و معنایی در زبان لکی و زبان لری

نکته : البته بایسته است که ذکر شود که ما در این مقاله به قاعده‌های دستوری و معنایی در زبان لکی نپرداخته‌ایم ، بنده حقیر توفیق پیدا نموده‌ام که دستور زبان لکی و دستور زبان لری را به نگارش درآورم. و اگر خدا بخواهد، آ نها را به زیور چاپ می‌آرایم.

لغاتی چند از زبان لکی با زبان لری

فارسی

لری

لکی

شکم

اشکم ، گِدَه

اشگم ، لم ، گیه

اقبال

بخت

تؤیک ، هآت ، بگ

خارپشت

ژژو

ژژو ، سئخ ، چوله

پارسال

پار

پآر ، پیآر

پریروز

پریر

پئرنأ

خورشید

اَفتاو

هو

.َر

خواهر

خور

خوه

عقاب

دال

دآل ، عألؤ ، قٌش

بی پوشش -عریان

روت

رؤیت ، لؤت

زن

زن

ژَن ، ژِن

کنار-زیربغل

کش

کَش ، لآ ، لیْو

گرد-غبار

گرت

گرت ، توز

گردش

گشت

گیرد ، گشت

تپه

گر

چیآ

سا ختار فعل در زبان لکی و زبان لری

ماضی ساده

از مصدر (رفتن)

فارسی : رفتم ، رفتی ، رفت ، رفتیم ، رفتید ، رفتند

لُری : رَتِم ، رَتی ، رَت ، رَتیم ، رَتید ، رَتِن

کردی (سورانی): رویشتِم ، رویشتی ، رویشت ، رویشتیم ، رویشتِن ، رویشتن

لکی : چم ، چین ، چئ ، چیمن ، چینُن ، چإن

ماضی استمراری

از مصدر (رفتن)

فارسی : می رفتم ، می رفتی ، می رفت ، می رفتیم ، می رفتید ، می رفتند

لُری : می رَتِم ، می رَتی ، می رَت ، می رَتیم ، می رَتید ، می رَتِن

کردی (سورانی): دَه رویشتِم ، دَه رویشتی ، دَه رویشت ، دَه رویشتیم ، دَه رویشتِن ، دَه رویشتن

از مصدر (چوون) هم استفاده می گردد

لکی : مَچم ، مَچین ، مَچئ ، مَچیمن ، مَچینُن ، مَچن

ماضی بعید

از مصدر (رفتن)

فارسی : رفته بودم ، رفته بودی ، رفته بود ، رفته بودیم ، رفته بودید ، رفته بودند

لُری : رَتاؤیم ، رَتاؤیدی ، رَتاؤی ، رَتاؤیتُ ، رَتاؤیمُ ، رَتاؤین

کردی (سورانی): رویشتِه بوم ، رویشته بوی ، رویشته بو ، رویشته بوین ، رویشتِه بون ، رویشته بون

از مصدر (چوون) هم استفاده می گردد

لکی : چؤیم ، چؤین ، چؤی ، چؤییـمـإن ، چؤینُن ، چؤیین

ماضی التزامی

از مصدر (رفتن)

فارسی : رفته باشم ، رفته باشی ، رفته باشد ، رفته باشیم ، رفته باشید ، رفته باشند

لُری : همان ماضی بعید

کردی (سورانی): رویشتِه بیتِم ، رویشته بیتی ، رویشته بیت ، رویشته بیتین ، رویشتِه بیتن ، رویشته بیتن

از مصدر (چوون) هم استفاده می گردد.

لکی : چؤییآؤیم ، چؤییآؤیت ، چؤیآؤی ، چؤیآؤیـمُن ، چؤآؤینُن ، چؤیآؤین

و…

مضارع اخباری

از مصدر (رفتن

فارسی : می روم ، می روی ، می رود ، می رویم ، می روید ، می روند

لُری : می رِم ، می ری ، می رَه ، می ریمُ ، می ریتُ ، می رِن

لکی : از ماضی استمراری استفاده می کنند

آینده

از مصدر (رفتن)

فارسی : خواهم رفت ، خواهی رفت ، خواهد رفت ، خواهیم رفت ، خواهید رفت ، خواهند رفت

لُری : مِه راؤِم ، مِه راؤی ، مِه راؤَه ، مِه راؤیم ، مِه راؤیت ، مِه راؤِن ، مضارع اخباری هم استفاده می شود.

لکی : مِئ بچم ، مِئ بچین ، مِئ بچئ ، مِئ بچیمن ، مئ بچینُن ، مِئ بچِن

ضمایر در زبان لری و زبان لکی

ضمایر منفصل یا گسسته

فارسی

لکی

لری

من

مِ ، مِۀ

مِه

تو

تٌ ، تؤ

تو

او

آؤ ، عی

ئُو

ما

عیمأ

ایما

شما

هومه

شما

آنها

آؤِن ، عیُن

اونو

ضمایر متصل یا پیوسته

فارسی

لکی

لری

م

م

م

ت

ت

ت

ش

ئ

ش

مان

مُن

مُ

تان

تُن

تُ

شان

-َ –ُ

ن

شُ

 

ضمیر مشترک


فارسی : خود (خودم ، خودت ، خودش ، خودمان ، خودتان ، خودشان)

لُری : خوم ، خوت ، خوش ، خومو ، خوتو ، خوشو

لکی : وژم ، وژت ، وژئ ، وژمُن ، وژتُن ، وژُن

کردی : مانند لری ، تنها با کمی تغییر

نتیجه گیری:

بر پایه مطالبی که در این مقاله ذکر شد ، لکی ، لری ، کردی و فارسی زبانهای ایرانی اند که بازمانده از زبان پارسی باستان اند و زبان پارسی باستان ریشه در زبان هندو اروپایی دارد.و زبان تمام آدمیان در اصل و ریشه یکی است.

 

منابع:

  • Crystal D., The Cambridge Encyclopedia of Language, 2nd edition, Cambridge University Press, 1996.
  • O’Grady, W., Dobrovolsky, M., and aronoff, M., Contemprary Linguistics, An Introduction, 2nd edition, St. Martin’ Press, Inc., 1993.
  • ·        ایتیوندی ، علی ؛ دستور زبان لکی ، در دست چاپ
  • ·        ایتیوندی ، علی ؛ دستور زبان لری ، در دست چاپ.
  • ·        مطهری ، مرتضی ، منطق- فلسفه ، انتشارات صدرا ، چاپ چهل و سوم ، تهران ، ۱۳۸۸.
  • ·        خوانساری ، محمد ، منطق صوری ، انتشارات آگاه ، چاپ بیست و سوم ، تهران ، ۱۳۷۹.

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

علی کولیوند در گفته :

با تشکر از جناب ایتیوندی و جناب دوست محمدی چند تذکر لازمه که بدم
۱٫ فعل های زمان ماضی استمراری لکی به درستی صرف نشده اند و شایسته است به صورت زیر تصحیح شوند:
نویسنده مقاله: ماضی استمراری

لکی : مَچم ، مَچین ، مَچئ ، مَچیمن ، مَچینُن ، مَچن
شکل صحیح: مچیام -مچیای -مچیا -مچیایمن- مچیاینو -مچیان
۲٫ در مورد مضارع اخباری هم شکل صحیح به این صورت است
لکی : مَچم ، مَچین ، مَچئ ، مَچیمن ، مَچینُن ، مَچن

علی کولیوند در گفته :

در کل مقاله خوبی بود اما به نظرم بخش کوتاهی از این مقاله ضربه زیادی به آن زده که به نظرم نویسنده باید به اون دقت بیشتری کنه و حذف کنه بهتره در زیر کپی می کنم این بخش رو که استدلال علمی نداره
و لفظ زبان برای آنها در اکنون به چند جهت است:

۱٫ از نگاه قاعده‌های دستوری، آوایی، معنایی باهم تفاوت‌هایی دارند.

۲٫ از نگاه فرهنگ واژگان باهم اشتراکاتی دارند اما تفاوت‌هایی نیز دارند.

۳٫ برای حفظ یک کشور بایست فرهنگ آن کشور حفظ شود.

۴٫ فرهنگ‌ها زندگی دارند و مردن هم دارند. و برای زنده ماندن فرهنگ یک کشور بایست فرهنگ‌های اقوام آن زنده باشند و زندگی کنند. و یکی از شاخصه‌های فرهنگ، زبان است.

۵٫ رشد یک زبان باعث رشد اندیشه، فکر و باور یک فرهنگ می‌شود.

۶٫ چرا ما نتوانیم فرهنگ قرآن و اسلام را برای فرزندان خود به زبان خودشان بیان کنیم؟

۷٫ امام زمان (ع)، ایرانیِ پیرو می‌خواهد، نه پیروِ ایرانی.

۸٫ چرا فرهنگ انتظار را نبایست برای مردم خود با زبان خودشان بیان کنیم؟

همشهری از تهران در گفته :

آفرین بر غیرت جناب آقای ایتیوندی که باعث سرافرازی مردمان لک می باشد

پایار در گفته :

من از مادر لک و پدری لر متولد شده ام و برایم این دو گویش پدر و مادرند بی تفکیک و بی تعصب هردو را چون شیره جان دوست دارم پس زنده باد لر و لک باهم نه تک تک و مرده باد کسی که در این دنیای مدرن دنبال اختلاف افکنی است .

لیلا در گفته :

جالب بود خیلی چیزا یاد گرفتم ممنون….برار(لری) برا(لکی)

معصوم در گفته :

جالب بی دستودردنکه امیدخدا مردم لرسو پایار بون لک ولر همیشه برارن

ناشناس در گفته :

زنده باد لک و لکستان

نورآبادی در گفته :

زنده بادلک.زنده بادلر.ولی نمی دانم چرامردم لک اشتر درخرم آبادلری تکلم می کنند.

سیروس علیپور در گفته :

درود بر جنابتان
از این کار خوبتان تشکر می کنم چون قدمی است برای بروز توانایی های هر چه بیشتر زبان و ادب و فرهنگ لک
اما نکته ای به ذهنم رسید که بهتر است توجه فرمایید شما برای مطالعه اتان یک لهجه مختص به یک طایفه یا یک گروه را به کل زبان لکی ترجیح ندهید اگر بخواهیم برای اسم ماه واژه ای در نظر بگیریم که اکثر لک زبانها آن را بپذیرند همانا آن واژه مونگ است نه مون یرا برخی از لکها مون را تلفظ می کنند نه اکثر آنها که شاید جنابعالی از همان برخی باشید
تا جاییکه با لکها در نقاط مختلف مناطق لک نشین هم صحبت شده ام واژه اشگم را به جای شکم بکار نمی برند بلکه لم یا گیه در ست است واژه ی گیسناک یک واژه ی قشنگ است که احتمالا شما آنرا به زیبایی ساخته اید بعید است جایی تلفظ شود که امیدوارم از این به بعد تلفظ شود واژه ی عیسه برای آرزو بی معنا است و اصلا تلفظ نمی شود بلکه بهترین واژه برای آرزو،«آوخت» می باشد آوون برای توان و نیرو شاید در منطقه ی خاصی بکار رود اما لکها آنرا تلفظ نمی کنند واژه ی ساخ برای سخن را تا کنون از کسی نشنیده ام و البته این دلیل نبودنش نیست شاید من نشنیده ام عقاب و قوش و مرغ حق هر کدام در زبان لکی اسم های جدا گانه ای دارند در حالیکه شما همه را تحت نام دال معرفی نموده اید عقاب =دال ،قوش = الو مرغ حق یا شب = مه ل . در لکی واژه ی چرین به جای چریدن بکار نمی رود لکها به جای رفتن کلمه ی چان را بکار نمی برند بلکه می گویند چِن این ماضی التزامی که فرمودید کاملا غلط است چویاویم چویاوین و… بفرمایید در کدام منطقه ی لک نشین بکار می رود نمی شود اصطلاحی بی پشتوانه و من درآوردی را به عنوان لکی ثبت نمود من به شما پیشنهاد می کنم چون می خواهید زحمت چاپ یک کتاب را بکشید فعلا دست نگه دارید و با چند تن از کسانی که تحصیلات آکادمیک در زمینه ادبیات دارند و همچنین افرادی که در زمینه زبان لکی فعالیت می کنند مشورت نمایید و پس از ویرایشی دوباره بر مطالب خود به چاپ آن دست بزنید شما می توانید از افرادی چون آقای رضا حسنوند ،عسکری عالم ،کامین علیپور،کیانوش رستمی، حشمت آزادبخت ،محمد حسین آزادبخت و … در این زمینه کمک بگیرید در ضمن باید به اطلاع جنابعالی برسانم با یک مقاله نمی توان ثابت نمود لکی و لری و کردی زبان اند بلکه کتابها می طلبد تا این مهم بدست آید
برای شما که در پیشبرد ادب و فرهنگ لک تلاش می کنید آرزوی سربلندی و سرافرازی دارم

علی ایتیوندی در گفته :

از نقد دانش محور شما ممنونم، بنده با برخی از نظرات شما موافقم. اما باید خاطر نشان کنم که بنده لکی پیران لک زبان را مورد بررسی قرار داده ام نه لکیی که در شهرها مورد کاربرد است.

گویشهای مربوط به اقوام ایرانی شامل فارسی-کردی-بلوچی -تاجیکی-دری -لری لکی-مازنی-گیلکی-افغانی را بایستی مجموعه گویش یا زبان نامید -تمامی این گویش های از اساس یکی هستند چراکه ریشه اکثر واژه یکی است و قواعد دستور زبان آنها اختلافات بسیار اندکی با هم دارند

با سلام به آقای ایتیوندی گرامی
خسته نباشی

در بسیاری از این واژه های نوشته اید و آنها را مختص به یک گویش در جداول ثبت کردید در گویشهای دیگر هم هستند که شما ننوشتید مثلاً آفتاو هم در لکی و هم فارسی و لری و کردی استفاده می شود -۹۸% اسامی مشترکند -اسامی هم عامل مهمی در ایجاد زبان نیست -در کل تعداد واژه های که مختص به گویش لکی هستند و در دیگر گویشهای ایرانی نیست به ۳۰ کلمه هم نمی رسند (من خودم لکی صحبت می کنم خدایی نتونستم بیشتر از اینها پیدا کنم)-بسیاری از کلمات تنها در تلفظ اختلاف دارند و این هم طبیعی -کلماتی مانند(بچم که در اصل با بشم فارسی یکیست ) -وژم من نتونستم مشابه آن را در دیگر گویشها ببینم -بیشتر اختلاف ناشی از این حمزه -فتحه و کسره ها هستند

علی ایتیوندی در گفته :

با سلام خدمت شما دوست عزیز آقای کمیر
بایستی عرض کنم، اینکه شما می گویید تنها ۳۰ واژه مختص به زبان لکی را پیدا نمودم، معلوم است که با ساختار آوایی ، دستوری و واژگانی زبان لکی کمترین آشنایی را دارید و به این سبب این سخن را گفته اید
بنده با جرأت می توانم بگویم که اگر کارگروهی تشکیل شود و به مانند دهخدایی در میان قوم لک برخیزد می تواند بفهمد که تعداد واژگان لکی به چند صدهزار واژه برسد که البته در این بین گویشها و زبانهای همسایه هم از آبشخور زبان لکی تغذیه کرده و وامواژه هایی از لکی گرفته و به رنگ و رخسار خود درآورده است.
یک درد دل با شما دوست عزیز داشته باشم با اینکه می دانم درد دل برای زیر گل خوب است
بنده در طول تقریباً ده سالی که در این باره به تحقیق رو آورده ام، در حدود ۴۰ کتاب به رشته تحریر در آورده ام که ۵ تای از آنها مجوز چاپ گرفته اما خدارا شکر پول چاپ حتی یکی از آنها را ندارم و فکر نکنم به این زودیها هم فراهم نمایم.
البته تقریباً ۴۰ درصد و شاید هم بیشتر نوشته های بنده به لکی اختصاص دارد
بنده زمانی که می خواهم به نشریه ای محلی مقاله ای در مورد لکی بفرستم از من مدرکم را می پرسد، و اگر مثلاً بداند من لیسانس دارم به نوشته های من توجهی نمی کند و می گوید باید یا فوق داشته باشی و یا دکترا، و باور کنید به همین خاطر دوست نداشتم به دنبال مدرک بروم
چه بگویم ای دوست عزیز!
ما خدایی داریم و او هم ما را کفایت خواهد کرد
اما با شما سخنی بدارم: نه با تعصب کور از فرهنگ خویش دفاع کنید و نه با حقارت فرهنگ خود را بنگرید و نه با ترس و دلهره به آینده بنگرید
با امید پیروزی برای شما

`میلاد از کوهدشت در گفته :

درود بر شرفت آقای ایتیوندی ممنون به نظر من اگر بین لر ولک فرق نگذاریم بهتر است لر ولک باهم برادرند جانم فدای خاک لرستان

حمید چهاردولی در گفته :

با سلام و خسته نباشید خدمت آقای ایتوندی عزیز
یک چیزی را بنده نتوانستم در میان این مقاله متوجه شوم و آن هم این است که این رسم الخط مختص لک زبانان است یا لرها هم هستند؟؟؟چون برخی جاها می بینم که می گویند رسم الخط لری و لکی …؟؟؟؟؟

زیرا که زبان لکی “درای بسیاری از واژه های غلیظ و مختص به خود ” که اوصلا لرها آن را متوجه نمی شوند و

در اکثریت لهجه های لری در مناطق مختلف کاملا نا مفهوم و گنگ است و در این شکی نیست که زبان لکی و

لری مستقل از هم هستند…

لری دارای لهجه های میانجایی(خرم آبادی،شوهان،اندیمشک،جنوب استان ایلام و شوش) ،ثلاثی(بروجردو نهاوند

و ملایر) ،ممسنی(لرهای ناحیه استان فارس) ،لرهای بویر احمدی و کهگیلویه ای (کهگیلویه و بویر احمد)،بختیاری

“لر بزرگ و اصلی”(خوزستان و چهار محال بختیاری،بخشی از لرستان و اصفهان) ، بهمئی و رومزی (اطراف رامهرمز )
و لری دشتی که بیشتر در استان بوشهر هستند که در کلیت دارای یک تفاوت بسیار فاحش با زبان لکی

هستند…..

حال آنکه بجز برخی از لرهای میانجایی که در همسایگی لک زبان ها هستند و زبان لکی را تا حدودی

متوجهمیشوند و حتی نمی توانند خوب با مکالمه کنند میشود این رسم الخط را برای آنها هم در نظر گرفت

بدون اینکه از همه این لرها (میانجایی،بختیاری،ثلاثی،کهگیلویه ای،بویر احمدی،بهمئی،ممسنی،دشتی)

نظرخواهی شود؟؟آیا متخصصین زبان لری از ممسنی ،بختیاری و ثلاثی و میانجایی در این تصمیم شما شریک بوده اند؟؟؟لک های ایلام و کرمانشاه چطور؟؟

نکته قابل توجه دیگر این است که شما از لک های لرستان هستید آیا از لک های کرمانشاه و ایلام و سایر لک

هم نظر خواهی شده است؟؟چون با قاطعیت می گوییم که با لک های کرمانشاه و ایلام و حتی نورآبادی ها که

۷۰ % خود را کرد میدانند و یا اینکه نظرشان این است که لک و لر فارق از برادری دیرینه ایشان از یکدیگر جدا

هستند ….آیا این که این رسم الخط مشترک بین زبان لکی و لهجه لری باشد برای همه لک ها هم قابل

پذیرش است؟؟

با اینکه در برادری لر با تمام اقوام خصوصا لک شکی ندارم ولی از شما و سایر متخصصین زبان لکی میخواهم

اجازه بدهید که لری رسم اخطی جدا برای خود داشته باشد و لکی رسم الخطی مختص خودش….

منتظر پاسخ شما هستم…..سپاسگزار شما لرستانی

قوم لر در گفته :

بادرود بی پایان:جناب اقای چهار دولی عزیز اختلاف در گویش دلیل بر جدایی لک از سایر لرها نیست ، اگر کمی دقت کنید می ینید بسیاری از مردمان ایلام و کرمانشاه که خودرا کرد می نامند ، کردی سنندج را متوجه نمی شوند واصولا کردی انها باهم تفاوت های زیادی دارند ، لرها هم ازاین قائده مستسنی نیستند و گویشهای متفاوتی دارند، حال اگر بختیاری یا بویر احمدی گویش لکی را کاملا نمی فهمند ، نباید ساز جدایی زد مانیز باید مانند مردم کرد باهم همبستگی داشته باشیم

با عرض سلام خدمت شما کرمانشاه به مدت چند قرن پایتخت کردستان بوده و در کرد بودن کرمانشاهیان شکی نیست حال انکه تمام لکها در هر جایی لهجه کرمانشاهی را کامل متوجه می شوند ولی لکهای کرمانشاه لهجه لری را اصلن نمی فهمن واگرم متوجه شن از روی کلمات فارسی مشترک لری و فارسیه در ضمن تمام کسانیکه عمرشونو صرف شناخت زبانهای ایرانی کردن میگن لکی همان کردیه و تو تمام دیکشنریهای جهان لکی را از کردها میدونن مثل دیکشنری بزرگ اسلامی و دیکشنریهای انگلیس و امریکا تعصب رو بزاریم کنار ما لکها کردیم من بچه خرم ابادم ولی یه کردم

من به عنوان یک لک خودم رو لر می دونم. ما اصلاً زبان کردها رو نمی فهمیم.

امین در گفته :

فارسی و و لری دو گویش از زبان پهلوی میانه یا همان فارسی میانه هستند.

کرماشان در گفته :

سلام
با تشکر از آقای ایتیوندی که گام بزرگی را در جهت شناخت بیشتر گویش لکی برداشته‌اند
ساختار زبان از یک هرم سه بخشی از بالا به پایین ۱-زبان۲-گویش۳-لهجه تشکیل یافته مثلاً زبان کردی شامل چهار گویش است . به فرض گویش کرمانجی گویش اصلی از چهار گویش کردی است که خود به چند زیر گویش تقسیم می‌شوند همچون بادینی، زاخویی و…که خود این زیر گویش ها به چند لهجه تقسیم می‌شوند مثلاً گویش کرمانجی بادینی با لهجه دهوکی یا دیاربکری. در اینجا نیز به نظر بنده گویش لکی زیر گویشی از گویش کردی جنوبی است که شامل محدوده استانهای ایلام، کرمانشاه، لرستان و بخشی از همدان و کردستان است. گویش کردی جنوبی نیز جز چهار گویش اصلی کردی است. گویش لکی مثلاً با گویش کلهری، سنجابی، خزلی و ملکشاهی یا حتی گورانی تشابهات زیادی دارد و تفاوت‌هایی نیز دارد این گویش دارای لهجه‌های مختلف مثلاً هرسینی، کوهدشتی و …است. بنابراین، اگرما لکی را زبان بدانیم، پس با توجه به تعریف گویش، گویش‌های زبان لکی چه هستند؟

سلام من از طوایف لک اصیل هستم
ماضی استمراری فعل رفت در زبان لکی به شرح زیر است:
مچیام-مچیاین-مچیا-مچیایمین -مچیاینان-مچیان
با تشکر

علی در گفته :

آخری یکی بیه دی لکی خاس بلد بو گپ بی
دست در نکی برا

لور و له ک در گفته :

چرا شما کردا اصرار دارین لکها کوردن بخدا لک لکه و تمـــامممممممممممممممممم
اگه قرار بر تقسیم باشه اقای کرماشان لری و کردی زیر شاخه زبان لکی ان میتونی تحقیق کنی بعد بحرفی
شما کردا لورها رو هم کرد میدانید (البته حرفام دلیل تفرقه نیست لک لر کرد هر سه یه ریشه دارن و برادرن)
تو خیلی مقالات کردی لوری رو بعد کرمانجی دومین زبان کوردی دانسته پس با فرض اینکه خودتانم (البته کرماشانیا بیشتر) انکار میکنید لور کرده پس لکهام کرد نیستن
لور و له ک تا ابد برادر هم میمونن و هستن والا تا جایی هم من میدونم جناب لک لکها اصلا کردی متوجه نمیشن ولی یک لک که خودمم هستم حتی لوری بختیاری هم متوجه میشیم تو به لهجه کلهری و ایلام فک کنم گول خوردی که خودشان زمانی زیر اخه لکی بودن تو برو با یه کورد سنه ای (سنندجی) یا مهابادی بحرف متوجه میشی زبان لکی کجا و کوردی کجا
ولی بازم میگم لک لر کرد چه دوست داشته بایم چه نه (مردمان سه قوم) یکی هستن و یک ریشه و تبار دارن کمترم بیایم همو تو مجازی بزنیم چونکه وقتی همو میبینیم بیش از هر چیز به برادریمون کیلد میکنیم
ممنون از میرملاس
گجــــــــــــــرتم-کوچه کتــــــــــــــــم
نمره له ک و لور

کامران در گفته :

دوست عزیز.بختیاری خودش ی زبان مستقل از فارسی یا جز لری است؛شما لک ها و کرد ها دارید با زبان ۷۰‏_‏۸۰سال پیش صحبت میکنید؛اگر همین الان با یک پیرمرد روستایی بختیاری که حتی ۰/۰۱ واژه ها و اصطلاحات ۷۰_۸۰پیش بختیاری رو به کار نمیبره صحبت کنید یقینا ۷۰درصد حرفاش رو نمیفهمین و نیاز به ترجمه دارن؛پس خواهش میکنی لکی یا کردی که دارای رسم الخط و فرهنگستان است رو با زبان بختیاری افراد شهری شده مقایسه نکنید و بگید من حتی لری بختیاری هم میفهمم؛این تصور غلط است؛زبان لری و بختیاری اگر دارای رسم الخط و فرهنگستان که اصلا هیچ حتی اگه یه کم رسانه ای بودن الان بسیار سخت تر و غیر قابل مفهوم تر از کردی سورانی برای یک غیر بختیاری بودند

لک کردستان در گفته :

من لک هستم متولد الشتر خودم را کرد میدانم و به کرد بودنم میبالم

لک نورآباد در گفته :

آقای ایتیوند واقعا شما لکید.خیلی ار کلماتت لکی نیست مثلا:اشکم یا اشگم اصلا لکی نیست.گیه،زگ،ولک اینا لکین..دیروز:دونه ،دوه که،..و پریروز:پیرنه، پیره که..گیرسانن:روشن کردن..گیسناک،رووناک::روشنایی

لک نورآباد در گفته :

آقای لر لک همین کلمه گوجه رتم :کوچکتم میدانی اصل کردیه و کرمانجها هم میگن :کوچه رتم..و یا زازاکی ها در فاصله ۱۶۰۰کیلومتری به بچه میگن:ئایل.و هورامیها وزازاها کلمه :خودم: را وژم و ویم تلفط میکنند..درضمن بخدا قسم کردی سنندجی را همه لکها میفهمند،( حتی علامت جمع بستنشون مثل لکیه )اون زبان ماچو و شکاکه که برای ما سخته،وگرنه اردلانی(سنندجی)۹۰درصدش مثل لکیه

فرهاد در گفته :

نورآباده که م شأری ئاگران،نیشتمانه که م، ولات پیاوان..

كورد در گفته :

باسلام.جناب ایتوندی لطفاوقتی چیزی اززبان کردی نمیدونی درموردش حرف نزن.اکثرکلمات کردی وهمینطورلکی ک نوشتی اشتباه است.

باسلام وخسته نباشیددرگویش محلی ما شهرستان اندیمشک ب درختی وحشی ک میوه ای شبیه گیلاس داره میگیم تای یا (تاک)نام فارسی وعلمی این درخت چیه

ایوه تین،نورآباد در گفته :

آقای ایتیوند منم هم طایفه ای خودت هستم البته کوهدشتی نیستم:نورآبادیم.خداوکیلی کدام لک به خورشید میگه:أفتاو؟ لکیش میشه :حوه ر..برادر بخدا نا امیدم کردی..

ایوه تین،نورآباد در گفته :

چندتا کلمه لکی به لهجه های مختلف..آتش:آگر..دراز:دریژ..آنجا:اوره،،وره..اینجا:ایره…ازدستم رفت:ژه کیسم چی..کفش:کلاش..چشمه:کأنی،کیأنی..خون دل:زیخآو..سیاه:رش،کال،سی..آبی:کاو..سفید:اسپی..بالا:سر،بان..پایین:حووار،..زیر:ژیر..آمد:هأت،هات..رفت:چی..بیا:بوری،بو..خانه:مال..اتاق:دی..پرواز:فر..شنا:مه له..کودک:ساوا..گهواره:هه لورکی..خودم:وژم..عزادار:آزیتی..فاتحه خوانی:پرس..لازم:گره ک..نامزد:دسگیران…

چاکر همه لرون بختیاریم

سلام برار علی ایتیوندی از بویراحمد مزاحمت می شم اولا خدا خیرت بده که بخاطر اینکه بحث زبان بودن را زنده کردی درسته لری لهجه نیست وزیر مجموعه هم نیست لری زبان با افتخار ماست . ولی برار بهتر نیست از قوم گسترده لر حرف بزنی واز همه دفاع کنی چونکه قوم لر داره مثل سیگار آتش زده همه چیزش تموم میشه. موفق باشی

لکی زبان ولی لری لهجه

لورسونه گپ در گفته :

سی چی میریت د گیژ یک ایما لک و لورا وا یک براریم همه هم دونن وه کوری چش بعضیا قرار بوئیم کشوری پرچمشم هیسا مه خوم دو رگه لک و لورم چی بیشتر بچون خرموه. ولی هیچ موقع نگتمه لور یا لکم فقط موم لورسونیم
د ای چندین سالی که د خورموه بیمه تا ایسه نیدمه که لوری گن فاش وه لکی بکه یا لکی فوش وه لوری بیه
آی ایتوندی تو هم کار خوته کو وا افراد بیسوادم کاری ناشتو برار
پایار بوه لورسونه گپ

جالبه ما گویش غلیظ رو مسخره میکنیم آخه دهدشتیها هم مثل شما ایرو و اورو میکنن در ضمن ساوا و اسپی و مال و کال وه خیلی از واژه ها رو بکار میبرن

علی دهده شتی در گفته :

مو‌مال ولاتی سی خویی لورستانم . شر دهدشت من کوهکیلویه ،ایما لوریم و خمونه له وه لور ایدوتیم . سی یک بوونی لورل عراق و ایران بیممم،

کیا در گفته :

با سلام
چند تا از واژگان لری رو خوندم که متاسفانه اشتبتاه آوردین.
مثلا در لری زون داریم نه زن
یا در لری کپو هم داریم یا اینکه جشن اصولا واژه ای لکی و لری نیست.
امیدوارم اجازه بدیم هر کسی کار خودش رو انجام بده.
موفق باشین.

باجولوند در گفته :

واقعا خاک بر سر ما لک زبان ها که باید بمانیم چارتا کرمانشاهی خود باخته برایمام تصمیم بگیرند . من لک زبان م و با افتخار میگم که لرم

کوهدشت در گفته :

بیشتر جمعیت لکها رو ایل بیرانوند و باجولوند(سگوند ، دالوند و….) تشکیل میده که به هر دو زبان لکی و لری مینجابی حرف میزنند زبانشون هم از زبان شما لک نورابادی که سعی میکنید شبیه کردها حرف بزنید به لری مردم لرستان نزدیکتر ه شما از چند کلمه مشترک میگین من از لباس مشترک ستره ، گلونی ، کلنجه و…. و اداب و رسوم مشترک میگم من از لباس ستره تن بزرگان دلفان مثل کرمی میگم پدرای ما خودشونو کرد ندونستد چطور ما باید هویتمون فراموش کنیم و خودمون کرد بدونیم

مهرداد کرماشانی در گفته :

تعصب رو کنار بذار لطفا

بختیاری در گفته :

ایل بزرگ بختیاری همیشه لر بوده و به لر بودن خودش افتخار میکنه….

ما هیـــــــــــــــــــــــــــــچ وقت نمیداریم کسی هویتمونو ازمون بگیره

لــــــــــــــــــــــر بودن افتخار داره و نصیب هر کسی نمیشه.

dehghan در گفته :

دورت بگردم ب زبان لری چی میشه؟؟

dehghan در گفته :

خودم لرم ولی علاقه زیادی ب یاد گرفتم زبان لکی ام دارم لرم و ب لربودنم افتخارمیکنم

dehghan در گفته :

دورت بگردم ب زبان لری میشه دورت بیردم ب زبان لکی چی میشه؟

هیرش در گفته :

بمه خرت یعنی دورت بگردم

ناشناس در گفته :

اگر کسی دوست دارد لهجه اصیل لکی را بشنود و بعلاوه… موضوع: ”یوزارسیف لکی” که دوبله طنز بخشی از سریال یوسف پیامبر است یا کارتون ”جوعه مه غروور مه به” که دوبله طنز است را سرچ کند. هم لذت خواهید برد هم با نحوه گویش اصیل لکی آشنا می شوید.

ناشناس در گفته :

اگر کسی دوست دارد لهجه اصیل لکی را بشنود و بعلاوه… موضوع: ”یوزارسیف لکی” که دوبله طنز بخشی از سریال یوسف پیامبر است یا کارتون ”جوعه مه غروور مه به” که دوبله طنز است را سرچ کند. هم لذت خواهید برد هم با نحوه گویش اصیل لکی آشنا می شوید

ی مشت بیکار جمع شدید دارید اراجیف میبافید….جمع کنید برید پی کار زندگیتون.

سلام دوست عزیز
لری باتوجه به تحقیق موسسه زبان شناسی سازمان ملل زبان نیست و لهجه زبان فارسی شناخته شده ولی به نظر من لرها از همه مردم ایران فارسی تر صحبت میکنند چون کلمات اصیل فارسی در لر ی خیلی زیاده ولی لهجه تهران به عربی نزدیکتره
درود بر قوم لر

اشکان در گفته :

بختیاری به عقاب هم دال و هم علو میگن ولی واژه قُش برای جغد به کار میره

در بختیاری به آرزو ، آرمون گفته میشه.

در بختیاری به تپه علاوه بر گَر ، چُغا هم میگن

در بختیاری زن ، زینه گفته میشه

در بختیاری به گرد و غبار ، گَرت ، توز ، توس میگن

در بختیاری به خارپشت چوله ، سئخ ، یا بعضی وقتا سر هم میگن سئخ چوله

در بختیاری برای گردش یا تاب خوردن یا چرخ زدن جایی میگن لِر

در بختیاری به شکم ، اِشکَم ، گَدَه ، تِله ، کُم میگن

و خیلی از کلمات دیگه از حیث معانی متفاوته لری که بختیاری ها و ممسنی ها و کهگیلویه و بویر احمد و مردم کمزاری حرف میزنن خیلی با مردم لرستان متفاوته هم از حیث کلمات هم دستور

کلهر در گفته :

می خوایی حرف زدن بختیاری ها رو با لرستان متفاوت بدونی بدون .مثل اصفهانی ها حرف ها رو میکشید .
اما حساب ممسنی و بویر احمد ، بهمئی و….. جداست .
ما خودمون خرم آباد هستیم و…..
عقاب= الو یا علو کسره داره .
جغد = قش
گرد و غبار = توس ،توز ، گرت و خاک .
شکم = گده ، اشکم ، دل .
ضمنا این کلمات خیلی آسون هستن و در همه گویش های لری وجود داره و به کار میبرن .

کلهر در گفته :

خارپشت هم که چلوله یا سیخ چوله میگیم .س ساکن ، زیر ی کسره میگره .

کلهر در گفته :

خارپشت = چوله ، سیخ چوله
زن = زن ، زینه
لر وت بیا= دور خودت پچرخی .

معنیتوئنه یا طوئنه چیه ؟

ماضی استمراری

از مصدر (رفتن)

فارسی : می رفتم ، می رفتی ، می رفت ، می رفتیم ، می رفتید ، می رفتند

لُری : رَتِم ، رَتی ، رَت ، رَتیم ، رَتید ، رَتِن
لری گویش های مختلفی داره که اصیل ترینش اینجور هست .
مثلا وه کوم رتی .

آینده :
از مصدر (رفتن)

فارسی : خواهم رفت ، خواهی رفت ، خواهد رفت ، خواهیم رفت ، خواهید رفت ، خواهند رفت

لُری : رم ، رو ، روء ، روئم ، روئت(روئد)، رون . بالای ر ضمه داره .
مه رو = من میروم ، نه اینکه خواهم رفت .
اینکه لکی زبان جدایی هست و لری زبانی جدا ، کاملا درسته .
اما لری گویش های متفاوتی داره که هر کدوم رو باید جداگانه مورد برسی قرار داد .

اشکان در گفته :

سلام برادر عزیز
من منکر کلمات مشترک بختیاری نیستم ولی نحوه صحبت بختیاری ها با مردم لرستان یکی نیست این یک واقعیت هست اگه یه مینجایی زبان با یه بختیاری زبان حرف بزنه دقیقا تفاوت رو احساس میکنی .

فعل رفتن به بختیاری ، رهدم ، رهدی ، رهد ، رهدیم ، رهدین ، رهدن

فعل آمدن به بختیاری ، ویدم ، ویدی ، وید ، ویدین ، ویدید ، ویدن

فعل بودن در بختیاری

وی دم ، وی دی ، وی د ، وی دیم ، وی دین ، وی دن

بختیاری کاملا با لری لرستان متفاوته ولی هر چند که زبون ما یکی نیست ولی دلیل بر لر نبودن ما نیست ، لریم با افتخار

این کلمات به بختیاری چی میشه .
اینجا . اونجا .
بود ، بوده ، به یادم نیست ، خلوت ، اگر ،
نماند ، قلاب ، صدا ، برخیز – بلند شو ، روز ،

ببینم چقدر تفاوت هست .

اشکان در گفته :

درود برادر عزیز

اینجا میشه ایچو
اونجا میشه اوچو
بود میشه وید vid مثلا چ وید یعنی چی بود در بعضی طوایف بید میگن یا مخفف وی یا بی هم میگن
بوده میشه ویده vide یا وابیده هم میگن
اگر میشه اَر
صدا میشه بونگ
آهنگ میشه رِنگ
یادم نیست میشه ویروم نید یا ویروم رهده
روز میشه رو میگن
بلند شو میشه وِری ، وری کُر یعنی بلند شو پسر
خلوت میشه چول
نماند میشه نَ مَند

قلاب منظورت رو نفهمیدم چیه دقیقا

متاسفانه بعضیا فکر میکنن بختیاری با لری لرستان یکی هست ولی متفاوته

لکی و مینجایی به زیاد یا خیلی میگن فَره ولی در بختیاری میگن غَلَوَه در لری جنوبی میگن مَهلی

لکی به عمه و خاله میگن میمی در مینجایی به خاله میگن حاله ولی بختیاری میگن بِتی یا آمی به عمه در بختیاری میگن کِچی
به سگ در لکی سگ میگن در مینجایی سِی میگن در بختیاری کُتو میگن

موفق باشی

کلهر در گفته :

سلام

اینجا =ایچه ،
اونجا = اوچه ، ٱچه
بود = بید ، بی
بوده = بیه ، بیده
به یادم نیست = ده ، وه هیرم نیه
خلوت = چول
اگر = مر(مگر) ، ار
نماند = نمن
صدا(صدا کردن ) = هنا (حنا) ،
صدا ( پیچیدن صدا در جایی ) = بونگ(بؤین )

برخیز = هىز کو ، هیز که (ضمه داره روی ک )
بلند شو = بلین وا ، هىز کو ، هیز که (ضمه داره روی ک ) ، وریه. ور + یه
روز = رو
عمه = کچی
خاله = حاله
در قدیم ممی یا میمی داشتیم .یه شعری هم هست که اشاره به میمی میکنه و معروفه . ولی الان کاربردی نداره .
من = مِ ، مِه
تو = تٌ
او = إو ، ئُو
این = إی
ما = إیمو ، عیمو

شما = شمو

آنها = أونو ، هنو ( حرف ه ضمه داره ) ، ئُو

اینها = إینو ، هینو ( هیه حالت ساکن سپس + نو )
و زیر حرف ه. کسره داره .

اشکان در گفته :

در بختیاری ضمایر به این شکل هستن

من ، مو
تو ، تو
ما ، ئیما
شما ، ایسا
او ، هو
آنها ، هونو
اینها ، یِنو

آن ، هو
این ، یو yo مثل یو کینه به معنی این کیست

مگر ، مگه به بختیاری میشه مَر ، چا

چا مو جورِ ایسا هِدُم : مگه من مثل شما هستم

کلمات مثل و مانند در بختیاری

مِث ، لِف ، جور ، چی

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :