کد خبر : 16103
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۹۱ - ۰۱:۴۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 367 بازدید

آذرستان آموزشی

  سیف اله غضنفری / میرملاس نیوز :  آذرستان آموزشی بال های فرشتگان کوچک پیرانشهری در لهیب گدازه های سرکش آتش سوخت و گونه های گلگون آنان در کوره ی گدازان کلاس پژمرد. تلاش نافرجام آنان برای رهایی از آتش به در بسته ی بی دستگیره خورد و فریاد های دلخراش آنان ره به جایی […]

Scanned at 12-31-2012 10-41 AM

 

سیف اله غضنفری / میرملاس نیوز : 

آذرستان آموزشی

بال های فرشتگان کوچک پیرانشهری در لهیب گدازه های سرکش آتش سوخت و گونه های گلگون آنان در کوره ی گدازان کلاس پژمرد. تلاش نافرجام آنان برای رهایی از آتش به در بسته ی بی دستگیره خورد و فریاد های دلخراش آنان ره به جایی نبرد. باز هم در جهنم سوزان کلاس دانش آموزان خرد سال به جرم آموزش به مجازات رسیدند و باز هم آتش داغی ماندگار بر سیمای معصوم آنان بر جای گذاشت. باز هم گرما در سرما قربانی گرفت و باز هم مدرسه رخت عزا پوشید. باز هم روستاییان زحمتکش نعش شاپرک های پر سوخته را بر بلندای دستان پینه بسته ی خود گرفتند و از میان آتش و دود و خاکستر عبور دادند. باز هم جامعه در بهت و اندوه مصیبت آتش انگشت حیرت به دندان گرفت و باز هم مدرسه به دانش آموزان درس آتش آموخت و باز هم کسی از این رهگذر درس عبرت نیاموخت. باز هم در تقویم آتش برگی به مدرسه تعلق گرفت و باز هم دفتر آتش همچنان مفتوح است…
راستی هیچ اندیشیده ایم که چه کسی مسبب این آتش افروزی هاست؟ چه کسی پاسخگوی این فجایع متوالی است؟ چرا هیچ کس هیچ مسئولیتی نمی پذیرد و هیچگاه هیچکس به پای میز محاکمه کشیده نمی شود؟ چرا همیشه باید معلم مقصر شناخته شود و مسببین واقعی در پشت ساحت معلم پنهان شوند؟
مگر در حادثه ی آتش سوزی سفیلان در دی ماه ۸۳ معلم دلسوز پیکر سوخته را به جرم پرتاب کردن بخاری مقصر نشناختند؟ گر چه بناچار او را به خاطر نجات دانش آموزان تقدیس کردند اما همزمان عملش را تقبیح کردند! آیا کسی از این تندیس شجاعت نشانی گرفت و بر زخم های نا سور او مرهمی گذاشت؟ تا سرانجام این فدایی آتش با کوله باری از رنج و محنت و اندوه دار فانی را وداع گفت؟
نا باورانه این بار نیز رئیس کمیسیون آموزشی مجلس معلم پیرانشهری را مقصر شناخت! این بار اما به جرم هدایت نکردن دانش آموزان به خارج از کلاس قبل از واقعه ی اتش سوزی! جل الخالق! چه استدلال عجیبی! حتماً منبعد علم غیب را نیز باید به مجموعه ی دایره المعارف معلم اضافه کرد! از دیدگاه آقایان معلم مقصر بالفطره است و هیچ سندی قابل قبول و هیچ عذری پذیرفتنی نیست.
حال صرف نظر از این مقصر الحال همیشگی آیا کسانی در صف بعدی پاسخگویی قرار می گیرند؟ آیا اصلاً سخنی از مقامات مافوق به میان می آید؟ نقش مدیران کل و وزیر در این میان چیست؟ آیا آنان خود را در برابر افکار عمومی پاسخگو می دانند؟ بر خلاف اظهارات نادرست و غیر واقعی مسئولین ذیربط قانون و وجدان بیدار جامعه عالی ترین مقام اجرایی را مسئول و پاسخگو می داند. آیا شخص وزیر تا به حال پاسخگو بوده است؟
آیا در پاییز ۸۹ که مدرسه شبانه روزی چاه رحمان در نصرت آباد سیستان و بلوچستان طعمه ی حریق شد و دانش آموز نگونبخت سیستانی را به کام خود کشید آیا کسی پاسخگو بود؟
آیا در حادثه ی آتش سوزی آبان ماه ۹۰ در خوابگاه دانش آموزان وابسته به دانشگاه بین المللی علوم دریایی چابهار که آتش جان دانش آموز دیگری را گرفت آیا کسی پاسخگو بود؟
آیا در حادثه ی آتش سوزی روستای درود زن فارس در آذر ماه ۸۵ که شش دانش آموز قربانی رقص شعله های آتش شدند کسی پاسخگو بود؟
آیا در حوادث بیشمار دیگر دانش آموزی از قبیل غرق شدن در استخر، تصادفات جاده ای، گاز گرفتگی، مسمومیت دسته جمعی، و … آیا کسی پاسخگو بوده است؟
یقیناً اگر کسی پاسخگو بود که این اتفاقات رخ نمی داد. حال که انتظار جامعه از پذیرش مسئولیت از جانب مسئولین به یأس مبدل شده است اجالتاً جناب وزیر را به گذشته حوالت می دهیم.
راستی جناب وزیر خاطر شریفتان هست هنگامی که عنوان نمایندگی ملت را یدک می کشیدید چگونه وزیر وقت را به خاطر اهمال و قصور در انجام امور محوله به چالش می کشیدید و تهدید به استیضاح می کردید؟ مطمئناً فراموش نکرده اید که با چه جسارتی از حقوق از دست رفته ی معلمان سخن می راندید و از بیان مشکلات معیشتی آنان داد سخن می دادید. در دل آرزو می کردیم که ای کاش سکان وزارت در دستان با کفایت شما قرار بگیرد. کسی که علاوه بر معلمی و مدیریت تجربه ی قانونگذاری را نیز در کارنامه ی خود دارد. خوشحالی ما هنگامی مضاعف شد که ردای وزارت را بر قامت شما دیدیم و از برنامه های اصلاحیتان در آموزش و پرورش شنیدیم.
امروز اما از آن تاریخ زمان زیادی نمی گذرد. هنوز پژواک سخنان شما در گوش ما طنین افکن است. غمگنانه باید گفت گلستان شما به آذرستان تبدیل شده و برنامه های اصلاحی شما به ترمیم سیمای سوخته ی دانش آموزان ختم شده است! آیا وقت آن نرسیده است که به جای عذر تقصیر قدمی دیگر بردارید و شجاعانه مسئولیت اتفاقات وزارتخانه ی تابعه را به دوش بگیرید؟
جناب وزیر حال که تیغ تیز مجلسیان نیز بر پیکر روئین تن شما کارگر نبوده و طرح استیضاح از شما با کارت زردی ختم به خیر شده ملتمسانه از شما می خواهیم که حداقل بخاری سوخته را بیش از این به زمین معلم نیندازید.
جناب وزیر مطمئن باشید که اگر هر کدام از این اتفاقات در سرزمین چشم بادامی های برهمائی و بودایی اتفاق می افتاد وزیر مربوطه برای راهایی از عذاب وجدان و فشار افکار عمومی دست به انتحار می زد. ما از شما که مسلمانید و انتحار در آئیین مسلمانی حرام است حداقل این درخواست را داریم که برای مرهم گذاشتن بر دل ریش دلسوختگان فرزند سوخته لااقل استعفا دهید. تا بانی عمل نیکی باشید که دیگران صندلی وزارت را جایگاهی سهل و آسان تلقی نکنند و خود را پاسخگو بدانند.
راستی جناب وزیر دختر کوچک من که دو سال از ( سارینا و سیران ) دو دختر جانباخته ی پیرانشهری کوچک تر است از شما سوالی دارد.« آیا شما دختر دارید»؟ امیدوارم که از این سوالات خاطر مبارکتان مکدر نشود و همچون آن خبرنگارخواستار برکناری من به جای خود نشوید. چرا که من برکنار و بازنشته ام.

دبیر بازنشسته آموزش و پرورش

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

آموزش در گفته :

ممنون معلم عزیز…دلسوزی و انسانیت در سرتاسر متنتان هویدا بود.

خیلی رسا بیان کردی واقعا حادثه های که برای دانش آموزان در سال های پیشین رخ داد واقعا ناراحت کننده بود و دلخراش
متاسفیم که مسولین اشتباهات خود را برعهده نمیگیرن و بر عهده معلمی دلسوز میزاران و توبیخش میکنن ما هم خدای داریم روز قیامت که مسولین باید جوابگو باشند

یک فرهنگی در گفته :

جانا سخن از زبان ما گفتی مثل همیشه گویا ورسا بود.کاش جناب وزیر یادشان بیاید قبلا که نماینده مجلس بودند چقدر بر وضعیت معیشتی معلم تاکید داشتند اما از وقتی وزیر شده اند گویا وضع تورم ثابت وضریب حقوقی افزایش یافته که دراین خصوص دم بر نیارندوکلامی برزبان جاری نسازند.

اسدالله آزادبخت در گفته :

با سلام خدمت جناب غضنفری
غمگنانه باید گفت گلستان شما به آدرستان تبدیل شده است!!!!
درود برشما

داريوش جعفري در گفته :

همکار ارجمند و معلم عزیز!
سپاس از متن دلسوزانه تان
فقط یه نکته اظافه کنم اینکه: کاش به جای گشتن به دنبال مقصر، دنبال راه حل‌هایی برای رفع مشکلات بگردیم و وزارت محترم آموزش و پرورش گزارشی از عملکردش برای جلوگیری از همچین خطراتی ارایه کنه. ما توی کوهدشت خودمان مدارسی داریم که هنوز با نفت و بخاری نقتی گرم می‌شن و من خودم توی یکی از اونا تدریس می‌کنم! البته تمام همسایه‌ها و حتی ساختمان سرایه‌داری مدرسه هم لوله‌کشی گاز دارند!!!!!!!!

مهدی زاده در گفته :

با سلام حضور جناب غضنفری،

نکته سنجی آشکار و پنهان این متن کافی ست تا همه بدانند پیمانه ی لیاقت انتصاب ها گم شده است.

عليرضا آزادبخت در گفته :

جناب غضنفری!
دست مریزاد!هنوز دود درد ،از کنده ی بازنشستگان برمی خبزد! در روز های آینده مقصر کاملا خود را معرفی خواهد کرد .جناب وزیر روحش مثل جسمش بی خبر بی خبراست . گردن لاغر حضرتش اجل از این صیدهاست……
سیران یگانه را من کشتم ..

لطیف آزادبخت در گفته :

آتش سوزی در کلاس درس ، پر پر زدن آن بالهای کوچک و بی دفاع در هرم سوزان بخاری و تخته سیاه ، سوختن آن دستان پر طراوت و بیگناه در همدستی قلم و کاغذ و نیمکت و … آه ه ه ه !
” … کباب قناری / بر روی آتش سوسن و یاس / روزگار غریبی است نازنین … ” ( شاملو )
چقدر زبان برای دادن نامی به این فاجعه حقیر است ! …
معلم عزیز ! بر اندوه تو چگونه می توان مرهم نهاد که خدا هم بر این ستم می گرید …
با سپاس از آقای غضنفری عزیز و معلمانی که با زبان پیام های خود بر اندوه او حاشیه نوشته اند …

مصطفی رضایی در گفته :

گوش اگر گوش اونو و ناله اگر ناله ی ما… حدیث تکرار دردهایی است که جان را می گدازد و دل را به شیون وامی دارد. معلم عزیز خیلی مهم نیست بخش نامه ی بعدی تمام مشکلات را حل می کند.

لیلا در گفته :

حالا از این حرفا گذشته جالب ترین قسمت قضیه اینجا بود که چند شب پیش اخبار نشون می داد که در کلاس دستگیره داشته…در صورتی که فبلاًاعلام شده بود دستگیره نداشته،حالا چطور اومده بود خدا عالم است….

نوراله شکری در گفته :

زیبا ورسا بود،قلمتان گیرا ومانا باد جناب غضنفری،
“قلب معلم گنجینه ی نور ونگاه معلم گلشنی است از مهربانی”
از آنجا که هر معلم شاگردانش را همچون بچه های خود می بیند.
هیچگاه حاضر نیست شعله های بیر حم آتش عزیزانش را ببلعد وساکت بنشیند.

کیازش عباسی در گفته :

جناب آقای غضنفری حس انسان دوستی شما جای تحسین دارد

حسن زاده در گفته :

سلام با تشکر از جناب آقای غضنفری.من برای کارشناسی و برآورد خسارت به کشاورزان رودبار چندی پیش به روبار رفتم .یه دبستان دیدم گفقتم بذار برم سری به این معلم و دانش آموزان بزنم .با کمال تاسف دیدم معلم وهمه دانش آموزان از شدت سردی کلاس میلرزیدند.بهش پس کو بخاری یال وسایل گرمایشی ؟گفت نداریم. نه نفت داریم نه بخاری! من نمیدونم تا بحال مسئولین آموزش و پرورش کونانی تا بحال به این مدارس که چند تا هم هستند سری میزنند و مشکلاتشونو از نزدیک ببینن!؟تصور کنید خودتون میتونید ساعت ۷٫۳۰توی یه اتاق سرد بنام کلاس بشینید .تازه تخته سیاه قدیمی رنگ و رو رفته ای هم داشتن که به زور میشد چیزی از روش فهمید. معلمشون هم با یه شلوار کردی و یه جفت دمپایی کهنه سر کلاس داشت درس میداد.اونوقت ادعای فن آوری علم و دغدغه پیشرفت در آینده هم داریم!!واقعا متاسفم .

ابراهيمي در گفته :

باسلام و دست مریزاد.چرا و به چه دلیلی باید این قلمم ها باید در هزارتوی سایت هاو وبلاگها پنهان بماند و چرا بزرگانی که در پشت میزها بخشنامه ها را رصد میکنند با دیدی دیگر به اطافشان نمینگرند. چشم ها راباید شست

سيف الله غضنفري در گفته :

باسلام. نظرات اصحاب قلم، نویسندگان و شعرای ارجمند، فرهنگیان فرهیخته و خوانندگان گرانقدر موجب سپاس و امتنان حقیر است.

کرم دوستی در گفته :

جناب آقای غضنفری
در مسیر هر فریادی باید گوشهای شنوایی باشد تا مفهوم فریاد دریافت شود. فریاد شما از سر درد است و احساس.
اما گویا هرچه قیمت اجناس بالا می رود قیمت انسان ها کمتر می شود. وقتی واقعه ی پیرانشهر اتفاق افتاد گویی قبل از آن دختران نازنین واژه ی “معلم” در آتش سوخت. اگر کسی جوابگو نیست، جای تعجب نیست.زیرا جوابگو نبودن رسمی ست که به آن عادت کرده ایم!

مهران غضنفری در گفته :

هتینه تاگه حالم بیترا کین؟
یاگه شوگارم ا یه سی ترا کین؟
مه سزیام و دویم تا آسمو چی
تو هر چخچیله مارین آگرا کین…
م.غ

كريم دوستي در گفته :

سلام ودرود بر همکار وهمدرد عزیز جناب آقای غضنفری.ماهم در این ستون ودر آن حادثه شریک غم شماودیگر انسان های آگاه بودیم وهستیم .شین مثل شرم مثل شین آباد.

معلم در گفته :

سلام بر شما وقلم توانا وحس انسان دوستیتان چه این انسان در لرستان باشد یا …….ما معلم ها خدا را شاهد می گیریم که دغدغه پوشش ووضعیت مالی دانش آموزان بار گرانی بر دل ودوشمان است ما با ورود به کلاس پس از سلام احوال پرسی میکنیم ومی سوزیم از درد ورنج احتمالی هرکدام از شاگردان بنابر این توهین مقصر بودن معلم گستاخی است نابخشودنی از طرف هرکس که باشد. آرزوی سوختن هیچ موجودی را نداریم اما ااین اخگر به جان کسانی بیفتد که نان بیت المال را می خورند واز دردهای مردم بی خبرند. ۴ماه از سال می گذرد وهنوز حتی یک ریال سرانه آموزشی به حساب مدارس واریز نکرده اند . باور کنید بسیاری از این آقایان وفرزندانشان با بخاری نفتی ونحوه ی کارکردن آن با کلاس بدون میز ونیمکت با کلاس بدون در با مدرسه بدون برق آب ومدرسه بدون دستشویی در قرن ۲۰ آشنایی ندارند ،حد اقل کاری که آقای وزیر در این راستا می توانست انجام دهد اول عذر خواهی بعد کناره گیری از این پست حساس بود .کارت زرد مجلس هم لکه ننگی برای پیشنهاد دهندگان این طرح بود. سوختن بچه های مردم و گرفتن کارت زرد؟؟؟؟؟؟؟ مدرسه وکلاس درس ورزشگاه وزمین فوتبال و… نیست

ازادبخت در گفته :

تشکر جناب اقای غضنفری /واقعیت بسیار تلخیست که شما با زبان درد الود معلمی دلسوزانه بیان کردین

مادری که افتخار آموزگاری دارد در گفته :

جناب آقای غضنفری، سلام. بسیار شیوا و عمیق حس انسانی خویش را بیان کرده اید، احساسی مشترک که برای کسان بی شمار در نزدیکی شما آشنا است.
و افسوس که تکرار فجایع نشانگر بی پایانی رنج ما در کوچ دردمندانه ده ها سیران و سارینا است. در روزگاری که روئین تنی ویژگی جدای ناپذیر مسئولین امر است، تیر پرتابی از کمان آرش نیز بر پیکر بی دردشان کارساز نخواهد بود بقول استاد…:
سخن بر دل گرانی می کند، ای اشک دامانی
ندارد داروی طبعم اثر، ای ناله درمانی
جهان تار است از گرد ستم، ای آسمان برقی
زمین بار است از خار الم، ای چرخ طوفانی

ناشناس در گفته :

به این متن زیبا و پراز احساس شما میبالم همیشه ایام سلامت وسرفراز باشید

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :