کد خبر : 17544
تاریخ انتشار : ۲۸ دی ۱۳۹۱ - ۱۳:۰۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 138 بازدید

داستان کوتاه

  بدزخم     دکتر می گوید دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید. پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه را […]

zakhm 

بدزخم

    دکتر می گوید دهانت را باز کن. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! باید دندان عقلت را بکشی. به این فکر می کنم که تو، چقدر شبیه بودی به این دندان عقلی که دکتر می گوید. پوسیدگی نداشتی ولی سیستم من را ریخته بودی به هم و جای بقیه را تنگ کرده بودی
    دندانم مقاومت می کند، لثه ام هم. نمی خواهند از هم جدا شوند، بعد این همه سال ریشه دواندن و همسایه بازی… .
….. اشکم می ریزد از گوشه چشمم. دکتر می پرسد خوبی؟ با سر اشاره می کنم که یعنی آره، می گوید: نباید درد داشته باشه با اون همه آمپول بی حسی.

    دهمین گاز استریلی است که چپانده ام توی دهنم، خونش بند بیا نیست. دست هایم شده اند یک تکه یخ، سرم داغ است، گیج می رود و درد می کند، دهانم طعم خون می دهد، حرف نمی توانم بزنم، می خواهم صد سال سیاه جای بقیه باز نشود!

    گریه می کنم. همکارم می گوید درد می کنه مگه؟ سرم را تکان می دهم. دلم می خواهد بگویم «هنوز هم آره» ولی آدم با حرکت سرش فقط می تواند بگوید «آره»، نه بیشتر.

    دکتر می گوید که یخ بگذار روش، می بنده خون رو. نه دکتر، فایده ندارد، من قبلاً، سال ها قبل امتحان کرده ام، یخ هم جواب نمی دهد… طول می کشد… زمان می برد… .

    همکارم می گوید: لابد تو بدزخمی، من کشیدم دو ساعت بعدش تمام شد، بسته شد، تو دو روز ونیم است که کشیدی، هنوز مثل ساعت اولش خون می آید. چه خوب که همکارم از تکان دادن سر فقط می گیرد که یعنی آره … .

    دکتر می گوید دهانت را باز کن، باز می کنم. می گوید این طوری نه، گنده باز کن! می گوید: ببین، هم زخمش بسته شده، هم اینکه چه تر و تمیز جای بقیه باز شده.

    جای خالی اش هنوز درد می کند… دکتر نمی داند.

اعظم ایرانشاهی

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

ناشناس در گفته :

به عنوان يك مصرف كننده: هم خلاقانه است هم بي مزه! اگر اشتباه ميكنم، شما بگيد

[پاسخ]

کیومرث عیدی پور در گفته :

هوس داستان کردم خوندم ولذت بردم.یادشعرمصطفی خدایگان افتادم (اکه اشتباه نکنم):
دکترهمیشه
می گویدپرهیزکن
جشم های توکه ضررندارند
دکترهمیشه چرندمی گوید
چشمهای توکه آبله نیستندبیفتندبه جانم ودست وپایم رازخم کنند
دکترنمی دانددردمن چیست
دکترفقط می داندکه من بیمارم
ومی گویدورزش کن
دکتراگرمی دانست دردمن چیست حتمابرایم ماری جواناتجویزمی کرد
یالااقل می گفت بروبمیر
من حتم دارم این دکترچشمهای توراندیده
وگرنه اینقدرحرف مفت نمیزد
دکترمریض است

[پاسخ]

ر. کاظمی در گفته :

دکتر مریض است..موافقم

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :