کد خبر : 18031
تاریخ انتشار : ۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 809 بازدید

چه رازی در این تابلو نهفته است؟

تابلو «پرنسس زیبا» اثر لئوناردو داوینچی اخیرا موضوع بحث برخی از متخصصان آثار هنری شده است. درمورد تابلو «مونالیزا» بیش از هر اثر هنری دیگری قلم‌فرسایی شده، بیش از هر اثر هنری دیگری از آن دیدن شده و بیش از هر اثر هنری دیگری از آن برای کشیدن تابلوهایی کمیک استفاده شده است. با این […]

تابلو «پرنسس زیبا» اثر لئوناردو داوینچی اخیرا موضوع بحث برخی از متخصصان آثار هنری شده است.

درمورد تابلو «مونالیزا» بیش از هر اثر هنری دیگری قلم‌فرسایی شده، بیش از هر اثر هنری دیگری از آن دیدن شده و بیش از هر اثر هنری دیگری از آن برای کشیدن تابلوهایی کمیک استفاده شده است.

با این همه متخصصان نقاشی معتقد هستند لبخند مرموز سوژه این تابلو فقط مختص این نقاشی نیست.
 
تابلو «پرنسس زیبا» که پیشتر از نقاشی معروف داوینچی کشیده شده نیز لبخندی مرموزی را نشان می‌دهد که با تغییر زاویه دید، حالت آن تغییر می‌کند.
 
به گفته متخصصان داوینچی پیش از آنکه از تکنیک خود (تغییر حالت چهره نقاشی با تغییر زاویه دید) در معروف‌ترین و مرموزترین اثر خود استفاده کند، در تابلوهای کمتر مشهور خود آن را به کار برده بود تا ضعف‌هایش را رفع کند.
 
وقتی از روبرو به تابلو «پرنسس زیبا» نگاه کنی، گوشه‌های لب‌ها رو به پایین هستند اما با تغییر زاویه، گوشه‌های لب‌ها رو به بالا حرکت می‌کنند و تنها وقتی بطور زاویه‌دار به تابلو نگاه کنید متوجه لبخند سوژه می‌شوید، و این درست شبیه کاری است که داوینچی در تابلو «مونالیزا» هم انجام داده است.
 
گفته می‌شود سوژه تابلو «پرنسس زیبا» داوینچی بیانکا سفورزای ۱۳ ساله دختر لودویکو سوفرزا دوک میلان پیش از ازدواجش با فرمانده ارتش میلان است. این پرنسس چند ماه پس از ازدواج فوت کرد، احتمال می‌رود دلیل مرگ او اختلال‌های بارداری بوده باشد.
 
 
الساندرو سورانزو، استاد روانشناسی دانشگاه هالام شفیلد که یکی از نویسندگان تحقیق جدیدی درمورد داوینچی است، گفت: «نتیجه آزمایش‌ها نشان می‌دهد که در تابلو «پرنسس زیبا» تاثیر «توهم شیوه-نگاه» وجود دارد. البته جای این سئوال باقی است که آیا داوینچی هنگام کشیدن این تابلو از این تاثیر آگاه بوده یا خیر، چراکه او در تابلو «مونالیزا» به کمال در این تکنیک می‌رسد.»
 
مایکل پیکارد، دیگر نویسنده این مقاله که در دانشگاه ساندرلند تدریس می‌کند، افزود: «با توجه به اینکه داوینچی از اوضاع متشنج دربار میلان باخبر بوده، عجیب نیست که خواسته با این تکنیک ناآرامی ذهنی پرنسس را نشان دهد. او سعی داشته جوانی این دختر و گذارش به زنانگی را در تابلو نشان دهد.»
 
تابلو «مونالیزا» ۵۰۰ سال سن دارد و یکی از محبوب‌ترین تابلوهای موزه لوور پاریس است. این تابلو چهره لیزا ژرداردینی اهل فلورانس را نشان می‌دهد. در موزه لوور شش هزار تابلو به دیوار است اما ۹۰ درصد مردم برای دیدن این اثر به لوور می‌روند.
 
باستان‌شناسان اکتبر سال گذشته دو اسکلت در منطقه توسکانی ایتالیا پیدا کردند و احتمال می‌دهند یکی از آنها متعلق به لیزا ژرداردینی باشد. مدتی بعد از این کشف نیز، بنیادی در سویس از تابلویی رونمایی کرد که ادعا می‌شد نسخه اولیه تابلو «مونالیزا» بوده است.
 
این تابلو که «ایزل‌ورث مونالیزا» نام گرفته در ژنو به نمایش عمومی درآمد، اما بعد از مدتی مشخص شد این تابلو حداقل ۱۰ تا ۱۲ سال زودتر از تابلوی اصلی کشیده شده است.
 
ایندیپندنت / ۲۱ ژانویه / ترجمه: حسین عیدی‌زاده-خبرآنلاین
 
 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مصطفی خدایگان در گفته :

در چیزها، هیچ چیزی نیست، غیر از آنچه ما خود در آنها می نهیم.. نیچه

محسن در گفته :

ستایش باید کسی را که چنین میگوی

مطلب زیبایی بود…

الحق که هر دو تابلو زیباست.

ژری تایلر میگه: زندگی مثل لبخند ژوکوند میمونه در نظر اول به روی بیننده تبسم می کند اما اگر در او دقیق شوی می گرید.

هنر جو در گفته :

آیا واقعا کسی به پای کارهای حسین پور خودمون میرسه
؟؟؟؟

سحربالنگ در گفته :

بعیدمیدونم…

مریم در گفته :

لئو میگه:ایا لبخندی هست که ریباتر ار لبخند مریم باشه؟

صادق یاری پور در گفته :

آره هست…

کـــــشـــاورز در گفته :

«در جــستجوی داوینــچی»

…لئوناردو درموقعی که سرگرم نقاشی دیوار تالار بود،به کارهای دیگری نیز می پرداخت:کتابی چهارجلدی درباره پرواز پرندگان می نوشت،دستگاه تازه ای برای پرواز می ساخت،واز بانویی صورتی می کشید.این بانو،مونالیزا جوکوندو نام داشت وهمسر بازرگانی توانگر بود.لئوناردو ،که معمولا از کشیدن صورت زنان و مردان مشهور زمان خود سر باز می زد،به دلیلی نامعلوم،با شور و شکیبایی شگفت آوری،به کشیدن سیمای این بانو پرداخت.سالها روی تصویر او کارکرد،تمام نبوغ خود را در آن راه داد،همواره به یاد آن بود و دریادداشتهای خود بارها از آن نام برد.تبسمی که برلب این پیکره دیده میشود،بسیار عمیق وپرمعنی است،و گفته اند که لئوناردو گاهی در کشیدن این تصویر،خنیاگران را فرا می خواند تا با نواختن نواهایی،لبهای بانو را به لبخندطبیعی دلنشینی بگشایند.
عامل مرموزیکه لئوناردو رابه این زن گرایش داد و او را به آفرینش تصویری چنان دقیق ولطیف برانگیخت،درعصر لئوناردو و دردوران پس از آن همواره موردبحث هنردوستان قرارگرفته است.گروهی گفته اند که هنرمندفلورانسی عاشق این بانو بوده است.گروهی باور داشته اند که لئوناردو،مونالیزا را شبیه مادر فقید خود یافته و از این رو مجذوب او شده است.ولی تا جایی که از تاریخ زندگی لئوناردو برمی آید،این نسبتها پذیرفتنی نیستند.زیرا می دانیم که از طرفی مونالیزا بانویی شوهردار وازلحاظ زیبایی وفراست درمراتب معمولی بوده است،ازطرف دیگر،لئوناردو به زن وعشق شورانگیزاعتنایی نداشته و از مادر ناکام خود نیز بندرت یاد کرده است.
همان اندازه که که کشف رابطه لئوناردو ومونالیزا اذهان مردم اعصاروسرزمینها را ممشغول داشته است،دقایق و لطایف تصویر مونالیزا نیز موضوع گفت وشنود بوده ودرباره لبخند نیمه محسوس وغم انگیز بانوی مصور بحثها درگرفته است،چندان که با اطمینان میتوان گفت که درعرصه هنر تصویری مشهورتر از این بوجود نیامده است وهمواره این تصویرگل سرسبد موزه لوور به شمار رفته وهنرپرستان و نیز دزدان را مجذوب کرده است.هم اکنون نیز هرروز هزاران تن به عشق دیدن مونالیزا دل جوکوندو(ژوکوند)به موزه لوور می روند.
ناگفته نماند که لئوناردو بیش ازهرچیز به لبخند مونالیزا توجه داشته وبرای نمایش آن تلاش بسیارکرده است.نمونه این لبخند در برخی دیگر ازآثار او نیز مانند تصویر«لدا و قو» و«قدیس یحیای تعمیددهنده» به چشم میخورد.
________________________________________________________________________________

امروزه به بعضی از اسرار این تابلو که همچون هاله ای آن را دربرگرفته اند پی برده شده است.میدانیم که این زن۲۴ساله لیزا گراردینی دل جوکوندو نام دارد،کلمه ی ایتالیایی به معنی «خوشبخت» که لقب ژوکوند از آن گرفته شده است.فرانسوای اول با مرگ لئوناردو این تابلو را از دوست او خریداری میکند.
( ژوکوند،۱۵۰۳-۱۵۰۶ )
لئوناردو در تابلوی ژوکوند و البته در دیگر تابلوهایش،از تکنیک سفوماتو که محوسازی یا حالتی مثل مه رنگی است استفاده میکند.این کار به او امکان می دهد که حواشی وپیچ وخمها را تطلیف کند وبا ظرافتی هرچه بیشترچهره ها و اندامها را بکشد:او مبدع این فن نیست ولی آن را به حدکمال رساند.این نور غربال شده با فضای رویا همخوانی دارد.منظره پس زمینه تابلو رازآمیز است-صخره ها،کوهها،دریاچه ها،رودخانه ولی دریغ از یک موجود زنده یا یا یک گیاه- و ازهمه ابهام آمیزتر لبخند این زن جوان است.
________________________________________________________________________________

داوینچی در روزدوم۱۵۱۹به سن ۶۷در دامان شاگردان خود جان سپرد.پیش از مرگ دستخوش اندوهی عظیم بود-اندوه میخورد که چرا آنقدر زنده نمانده است تا تحقیقات خود را به پایان ببرد وآثار خود را تمام کند وانتشار دهد،اندوه میخورد که کارقابلی نکرده وچنانکه باید وشاید علم وهنر رابه پیش نرانده است.زندگی او ، وحتی مرگ او ،واندوهی که دربستر مرگ وی را فرا گرفت،برای کسانی که میخواهند انسان گونه زندگی کنند وعلم وهنر وسعادت جامعه را یاری دهند،آموزنده و روشنی بخش است.

مریم در گفته :

ممنون اقای کشاورز،استفاده کردیم…

اصلا دوست ندارم این ابهاما تو ذهنم باشه.حداکثر تلاشم رو میکنم تا تمام این ابهاما رو حل کنم-چند وقته این نقاشی ذهنمو درگیر کرده.همینجور که زندگی ابهام امیز سهراب سپهری ذهنمو درگیر کرد

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :