کد خبر : 18466
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 494 بازدید

شعر آزاد – کیومرث عیدی پور

… به وحشت زنی فکر می کنم که خیابان ها را جیغ می کشد خودش را از گلو پرت می کند توی چشمانی که پر از ویار گرگ است و چه فرق می کند روسری اش را باد بردارد یا چنگی که گلویش را … ؟ از تیر برق موهایت آویزان می شوم بچرخ و […]

images

به وحشت زنی فکر می کنم که خیابان ها را جیغ می کشد

خودش را از گلو پرت می کند

توی چشمانی که پر از ویار گرگ است

و چه فرق می کند

روسری اش را باد بردارد

یا چنگی که گلویش را … ؟

از تیر برق موهایت آویزان می شوم

بچرخ و بچرخانم

مولوی در گلویم گیر کرده

کمی بیشتر جیغ بزن

زمستان از پشت لب هایت پیداست

تمام شیون های دنیا در ناخن های من است

و بوی حادثه ای در کوچه های چشم تو

این گیس ها فقط برای بریدن خوب است مادربزرگ !

گیس هایت را بالا بیاور

شبیه زنی که حامله است

زنی که نمی داند زن است

کیومرث عیدی پور

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

علی فرهادی در گفته :

من میخوام برگردم به کودکی…
بسیار قشنگ بو کیومرث جان، افسوس که نمیتونم عمق احساستو درک کنم…

لیلاخوشنام وند در گفته :

آسودگی ندارد مادر ، آسایش جان و تن ندارد مادر ،

دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ، ورنه غم خویشتن ندارد مادر . . .

ممنون از این شعر زیبا…….

مهساشفیعی در گفته :

بچرخ و بچرخانم

مولوی در گلویم گیر کرده…
جالب بود!

ابراهیم قبادی کوره خسروی در گفته :

ای کاش بیشتر می فهمیدمش تا بیشتر لذت می بردم

میرسلیم خدایگان در گفته :

درود بر کیومرث عزیز. شعر خوبی است .اما اگر در شعر ،آشنایی زدایی بیشتری از زبان معیار اتفاق بیفتد ، به زبان شعر نزدیکتر می شویم. پایا باشید.

کیمیا آزادبخت در گفته :

جذاب بود !بانظر “میرسلیم خدایگان “موافقم.

آزيتا بيرانوند در گفته :

zibast. merc

مصطفی خدایگان در گفته :

از گلوی گرگ پرتاب می شوم
روی روسری زنی که خودش را از صخره های باد آویخته است
و چه فرق می کند یاغیان به من گیر بدهند یا جیغ بنفشی
که از رقص ناخنهای مادربزرگ
شیون را به مساوات
در گیس بران زنان قبیله ام قسمت میکند
این زن دیگر حتا حوصله حاملگی هم ندارد
چه رسد به ساختن گهواره ای از چوب و رسن..
..
..
..
مرسی رفیق عالی بود

khob

حسن قبادی در گفته :

عالی بود آفرین!

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :