کد خبر : 19140
تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۹:۴۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 646 بازدید

کنسرت های استاد رحمانپور

  صالح سوری / میرملاس نیوز : کنسرت های استاد رحمانپور    نشر یادداشتی از میرسلیم خدایگان شاعر ارزنده کوهدشتی در سایت میرملاس نیوز بهانه ای شد تا من نیز یکی از دغدغه های همیشگی خود را با مخاطبان فرهیخته میرملاس نیوز در میان بگذارم.در ابتدا ضمن  ابراز همدردی با خدایگان عزیز که لذت شنیدن موسیقی زنده کسی […]

taldik

 

صالح سوری / میرملاس نیوز :

کنسرت های استاد رحمانپور 

 

نشر یادداشتی از میرسلیم خدایگان شاعر ارزنده کوهدشتی در سایت میرملاس نیوز بهانه ای شد تا من نیز یکی از دغدغه های همیشگی خود را با مخاطبان فرهیخته میرملاس نیوز در میان بگذارم.در ابتدا ضمن  ابراز همدردی با خدایگان عزیز که لذت شنیدن موسیقی زنده کسی که عاشقانه صدایش را دوست دارد، از دست داده است، باید یادآوری کرد جفایی که بر هنر و هنرمند در این دیار می رود و رفته است نه قصه امروز و دیروز که قصه پر غصه سالها و قرن هاست.از فردوسی بزرگ گرفته تا هنرمندان بزرگ معاصر.خدایگان عزیز می دانم درد تو بیشتر از این است که این جفا از هنرمند بر هنرمند می رود که از ماست که بر ماست و گرنه از آنان که از هنر عاری اند،انتظاری نیست که نیست و اما بعد:

 پیشاپیش از محضر هنرمند پرآوازه لرستان جناب رحمان پور و هواداران ایشان از اینکه ممکن است این نظر باعث تکدر خاطر آنان شود،پوزش می طلبم و امیدوارم بی ادبی نگارنده را به حساب شدت و حدت ارادتی که به هنرمند بی بدیل دیاری که در آن زیسته ام دارم، بگذارید.

بر این اعتقادم که ایرج رحمان پور شعر و موسیقی لری و لکی را به چنان جایگاهی رسانده است که تا سالیان دراز دست یافتن به آن برای هر کسی امکان پذیر نیست.رحمان پور احیا کننده تمام گذشته ی کسانی چونان من است که یک پای در سنت و پای دیگر در مدرنیته دارند.صدا و کلام رحمان پور تسلی بخش دل کسانی است که گرفتار در غربت سیمان و آهن زندگی معاصر هنوز دلشان برای صفا و صمیمیت گذشته می تپد.آواز برآمده از حنجره زخمی زاگرس التیام بخش زخم همه کسانی است که دل در گرو دیارشان دارند و با آوای برآمده از جان رحمان پور بر سرنوشت تلخ خویش بارها گریسته اند و می گریند.در تنهاترین لحظات زندگی ما زاگرس نشینان این صدای رحمان پور است که به یاری می آید و با بغض فرو خفته در گلویش ندا می دهدکه “صدای پا میا”.رحمان پور همه حافظه ی ماست.

و اما بر اساس همین جایگاه ویژه ای که رحمان پور در شعر و موسیقی لرستان دارد،انتظار می رود کنسرت هایی که توسط ایشان برگزار می شود از هر نظر متناسب با این جایگاه باشد.نگارنده در برخی از کنسرت هایی که در سالیان نه چندان دور تا اجرایی که چند وقت پیش در “انجمن کوهدشتی های مقیم تهران”داشت،افتخار حضور داشته ام،اما متاسفانه آن طور که باید و شاید از صدای  آسمانی ایشان لذت نبرده ام و علیرغم میل باطنی ترجیح داده ام تا در کنسرت های ایشان حاضر نشوم و به همان لوح های صوتی ایشان پناه ببرم.عدم حضور هم به فضایی که اغلب  بر این کنسرت ها حاکم است، بر می گردد.متاسفانه تعدادی از علاقمندان ایشان در حین اجرای برنامه عنان اختیار از کف می نهند و اقدام به زدن کف و هم خوانی و رقص و پایکوبی می کنند که بعضا با سکوت و گاهی هم تایید ضمنی آقای رحمان پور مواجه می شوند.موسیقی رحمان پور به عنوان یک موسیقی جدی و فاخر در برابر موسیقی بزمی یا مجلسی باید از چنان مقام و جایگاهی برخوردار باشد که بیشتر از هر چیز شنوندگان را به تفکر وا دارد تا رقص و پایکوبی.البته این نظر به معنای مخالفت با کف و پایکوبی یا به تعبیر رحمان پور سماع نیست بلکه جای آن را در موسیقی رحمان پور به عنوان یک موسیقی متفکرانه  نمی بینم.مخاطبی که خواستار سماع و شادی است می تواند در مجالسی عروسی که خوشبختانه در سال های اخیر خوانندگان زیادی هم ترانه آقای رحمان پور را بازخوانی می کنند،حضور یابد و در این مجالس سنگ تمام بگذارد.شان  و مقام ایرج رحمان پور در موسیقی لرستان کمتر از شان محمد رضا شجریان و یا اساتید دیگر در موسیقی سنتی ایران نیست.مگر در کنسرت هایی که توسط این اساتید در داخل و خارج از کشور برگزار می شود،صدایی جز تشویق آخر هر قطعه یا پایان برنامه شنیده می شود؟چرا به احترام هنر رحمانپور کنسرت های ایشان سرشار از سکوت نباشد.

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مهدی دوست محمدی / سردبیر در گفته :

با تشکر از شما علت عدم حضور بنده در کنسرت اخیر استاد همین معضل بود.

مهرداد در گفته :

صالح جان .کدام پل در کدام جای جهان شکسته است که هیچ کس به هیچ کس نمی رسد .

علی کولیوند در گفته :

با سلام دقیقً به نکته خوبی اشاره کردید استاد رحمانپور باید در جایگاهی باشه که برازنده اشه ما مخاطبین باید اینو درک کنیم متاسفانه این همخوانی ها باعث بی نظمی میشه که لذتو از آدم میگیره البته اضافه کنم که کیفیت مکان کنسرت و پخش صدا هم خیلی مهمه که بعضاً به هیچ وجه شایسته این استاد عزیز و جایگاه والای هنرشون نیست. به یاد دارم چند سال قبل در کنسرتی از ایشون تهداد صندلی های گروه کافی نبود برای نشستن و ایشون مجبور بودن گاه گاهی سر پا وایسن. امیدوارم خود استاد و مسئولین برگزاری این کنسرت ها و مهمتر ما مخاطبان به این نکات بیشتر توجه کنیم

محمد از تهران در گفته :

با نظر نگارنده موافقم

عبدالرضا قاسمی در گفته :

سلام . با تشکر از ارائه این مطلب
در جشنواره عشایر نیز این بی نظمی ها آشکار بود.
شبی آقای آشتیانی آهنگ سیت بیارم را خواند…. برخی جوانان صدایشان را بلند تر از خواننده کرده بودند و ….
شبی دیگر فرج علیپور آهنگ دالکه را خواند….بازهم همین اتفاق افتاد
باید در این خصوص فرهنگ سازی کنیم
اگه گروهی برای اجرای رقص لری بالای صحنه می روند نباید عنان از کف دهیم و داخل صحنه هم برقصیم …

لیلا در گفته :

کاش تمام مشکلات همینا بودن که گفتید…آقای سوری یادتون رفت بگید که توی این مجالس تا چشم کار میکنه با گوشی دارن فیلم میگیرن.اعصاب آدمو به هم میریزن و تمرکزتو از دست میدی.کاش مردم یاد بگیرن این صحنه ها رو توی ذهنشون ماندگار کنن..من واقعاً از این اختراع بشر ناراحتم چرا که ازش استفاده درست نمی شه…

یک همشهری در گفته :

با سلام وابراز تاسف از مسائل پیش آمده باید عرض کنم برنامه استاد در تهران از هر نظر عالی برگزار شد .

میرسلیم خدایگان در گفته :

درود بر جناب آقای سوری . سپاسگزارم از ابراز همدردی و نقطه نظر ارزنده تان. بحث جالب و دامنه داری را مطرح نموده اید.
به راستی که صدای “ایرج” را باید در سکوتی عمیق گوش داد تا بر بال مخملین حنجره ی اساطیری اش، آواها و نت ها را در ضرباضرب دهل قلبت، به گوش جان بشنوی . همه ی غربت و تنهاییت را در سوز ِ ساز و سرزمین رازآلود اشک ، به جادوی کلمات آمیخته با مور و هوره بسپاری. جزایر ناشناخته ی روح و روان بومی و تاریخی خود را بازیابی و آنجا از زخمه ی کمانچه بر رگ های شکافته ی جانت ، جان بگیری و جان بدهی، همان بلایی را که صدای ایرج در خلوت تنهاییت بر سر تو می آورد: که ور کو مه خار راکم کردی به ن/ بی خه م چزانی مه خم گیانم سه ن…

آرشه کمانچه صحیح است.

کورش در گفته :

من هم با شما هم رای هستم

احسان آدینه وند در گفته :

با عرض سلام بنده هم با تک تک جملاتی که آقای سوری فرمودند موافقم و اتفاقا بزرگترین دغدغه من حین کنسرتهای استاد رحمان پور سر و صدای حضار حاضر در سالنه . بایستی با همت استاد و همکاری اداره ارشاد این دغدغه هنر دوستان حل بشه . چطور ارشاد وانتظامات تو حریم خصوصی مردم دخالت میکنن اما در جایی که باید حافظ نظم و آسایش مردم باشند عنان را به گروهی الوات بی خبر از هنر می دهند تا هنر را اسباب رقص و عقده گشایی خود کنند ؟

زماني در گفته :

آفرین به شما برادر عزیز و نادیده ام . حقا که به جوهره و عمق ارزش واقعی هنر و صدای زاگرسی،که درد است و وقار و فخارت پی برده ای . کاش آنچه که ایرج را و صدای سوزناک اورا از مطربی محض متمایز می کند ،برای همه مثل شما و این درک حاصله ، حاصل گردد .

پرويز گراوند در گفته :

سلام سوری خان جان
خدا را شکر پیدات شده. فکر میکردم کلا گم شده ای از فضای مجازها.
از آنجا که من دوست دارم سازی مخالف شما کوک کنم! باید گفت با بخشی از نظر شما موافق نیستم البته مخالف هم نیستم. چون رطب خورده کی منع رطب کند. گاهی، در کنسرت ایرج نمیتوان عنان اختیار از کف نداد. خصوصا آنجا میگوید:
دستم بگیر
به رگهای خسته
به قلبم سفر کن
تا بدانی هنوز
«پس شعله هایی» از عشق
در من زبانه میکشد.

شفیعی در گفته :

چاره ای نداره جز اینکه استاد رحمانپور در کنسرت هاشون،فقط ترانه هایی رو اجرا کنن که “خواستاران سماع” نتونن با ریتمش برقصن!!!!!!!!!!!!!
البته چندان راه خوبی هم نیست؛چون کسی که صرفا برای رقص و پایکوبی کنسرت میاد،مسلما بی ساز هم میرقصه!!
سوت زدن ها – رقص ۲۰-۳۰ نفری و دو دسماله های ته سالن – موج مکزیکی! – همخوانی……
با وجود این همه معضل نمیدونم باز هم شرکت خواهم کرد در کنسرت یا نه…

یعقوب (سامان) تقی پور در گفته :

اقای سوری با نطر شما موافقم منم در کنسرت استاد تو انجمن کوهدشتی ها حضور داشتم و این امری است که باید فرهنگ سازی شود. ولی ما نباید از رقص و پای کوبی مناطق زاگرس نشین که یک سنت قدیمی بوده غافل شویم در فرهنگ ما مراسم رارا (مراسم سوگواری) نیز وجود دارد که انم با رقص خاص خود انجام می شود این رقصیدن با موسیقی ریشه ی عمیقی در فرهنگ و رسومات ما دارد. استاد همیشه یک غم عمیق در ترانه هایش وجود دارد حتی در شادترین ترانه هایشان. استاد در اجرای اول ترانه های سرودن که فقط باید گوش میدادیم و غم نهفته یشان را درک میکردیم اما در اجرای دوم ایشان ترانه های شادی بود که به نظر بنده با رقصیدن مشکلی نداشت.

ازادازاد در گفته :

اتفاقامنم بانظم موافقم اما شادبودن هنره .. .اینکه شوروهیاهو رادرکنسرتها احساس نکنیم. پس بایدکجاباخواننده ابراز محبت کنیم؟ ماکه به قول خودت اهنگ هارو ازطریق صوتی درمنزلمان گوش میکنیم به نظرم این کنسرت فرصتی برای دیداری تازه و همصدایی باخواننده است

بازوند در گفته :

آقای سوری واقعا شما حرف دل ما رو هم بخوبی رسوندید متشکریم

احسان آدینه وند در گفته :

من نظرم رو قبلا گذلشتم اما برخلاف استقبال گسترده ای که از مطالب قابل تامل مقاله جناب سوری از سوی کاربران میرملاس شد باز شاهد یک سری اظهار نظرهای عوامانه از سوی برخی کاربران هستیم که بنده را بر آن داشت تا نسبت به این اظهار نظرهای غیر قابل دفاع واکنش نشان دهم . جناب ازادازاد همانگونه که از اسمشان پیداست گویا قایل به تبدیل کردن کنسرتهای موسیقی سنتی و بومی ایرانی به مجالس بزم و رقص و طرب که ما در جشن های عروسی لرستانی ها و غالبا استان های غرب کشور هستیم می باشند . حضرت مستطاب ازادازاد رسالت هنر جناب رحمان پور به رقص درآوردن امثال جناب عالی نیست . هنر فی نفسه زیباست و رسالت آن تعهد به اجتماع و فرهنگ معاصر خویش می باشد . برای درک زیباییهای هنر رحمان پور باید با آرامش نشست و گوش داد و لذت برد ازادازاد جان .

محسن علیزاده در گفته :

جناب آقای سوری درست درد نکنه برا این دل نوشتتون به حر حال (دمت ملوم) این جمله یادته (یادشششششششششش بخیر)

نواب رحیمی پور در گفته :

آقای سوری عزیز مگر استاد رحمانپور موسیقی سنتی اجرا می کنه که واکنش مخاطباش مثل شجریان باشه. آقای رحمانپور موسیقی فولکلوریک لرستان رو اجرا می کند که ریتم ها و ملودی های آن بر اساس دست زدن و رقصیدن مردم در هنگام شادی، دروگری و…. به وجود آمده است تا جایی که می توان گفت در موسیقی فولکلوریک رقصیدن و اکشن بودن مقدم بر موسیقی است. همانگونه که می دانید خود استاد رحمانپور حین اجرا نه تنها مشکلی با این قضیه ندارند که مخاطبان خود را به اکتیو بودن در جریان اجرا تشویق می کنند%

با نظر آقای رحیمی کاملاً موافقم ، متاسفانه ما همیشه با دید انتقادی به رفتار هم نگاه می کنیم

در حیرتم از این طرز فکر
تمام موسیقی های محلی به این شکل هست، این موسیقی با موسیقی سنتی آقای شجریان تفاوت داره
اگه کنسرت موسیقی گروه کامکار هم دیده باشین باز به همین شکل هستش
حتی خود آقای رحمانپور هم از این قضیه که مردم خیلی سرزنده نبودند و هیاهو نداشتند گله داشتند.

ازادازاد در گفته :

احسان جان موسیقی ماسنتی ورقص لری ماریشه درتاریخ دارد اینکه مدرن فکرکنی بدنیست اما زمانی که استادایرج رحمان پور اهنگهایش را براساس این بنانهاده که بیت هایش را براساس نشاط وشادابی در زندگی وروح جانمان بوجود اورد وضمن انکه خوداستادبا این موضوع مخالفتی ندارد از شمابعیداست بیخودی جوش بیارید! ماباصداواهنگ استادهم صداییم ،احسان عزیزموسیقی لرستان فقط غم نیست بلکه سراسرشورنشاط است ما بایدیادبگیریم باشادی زندگی کنیم یادبگیریم که نشاط در اهنگهای لری پیداست ضمن انکه مخالف بی نظمی هستیم (مه او غم سرودی که مردم میهنن سرقورسونیا کردمش وبیتی وبیت شادی….)

همشهری در گفته :

دوستان تفکر و تعمقتون رو بزارید واسه خونه هاتون قرار نیست همه دور هم جمع شیم فکر کنیم تنهایی هم میشه فکر کرد میریم کنسرت که شاد باشیم البته با یه سری کارای بعضی ها مخالفم اما وقتی می ریم کنسرت می خوایم احساسمون رو به هنرمندمون نشون بدیم مخصوصا اگه تو غربت باشیم که دیگه خیلی احساساتی میشیم

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :