کد خبر : 1928
تاریخ انتشار : ۶ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۷:۲۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 2,716 بازدید

شب نامه های ویرانگر ( بخش نخست)

شب نامه چیست و اساساً چه ماهیتی دارد و فلسفه اش چیست؟
در این نوشتار کوشش نگارنده این است که خوانندگان گرامی را با اساس و تعریف ، پیشینه ، انواع و اطلاعات تکمیلی در خصوص “شب نامه” آشنا کرده تا با شناخت عمیق تر و اساسی تر از این پدیده ی عموماً ویرانگر ، نگرشی دیگرگونه نسبت به آن داشته باشند.
در این کنکاش کاشفانه که به صورت سریالی صورت می گیرد بناست در هر بخش ، اندکی پیرامون…

 

 

شب نامه های ویرانگر ( بخش نخست)

 

امسال دو سال است که مشروطه شد ایران…………………………….. پُــر شـد در و دیوار ز شبنامـه و اعلان

(نسیم شمال، ش۱۱، ۲۵ذیحجه ی ۱۳۲۵(

شب نامه چیست و اساساً چه ماهیتی دارد و فلسفه اش چیست؟
در این نوشتار کوشش مرتضا خدایگان این است که خوانندگان گرامی را با اساس ، تعریف ، پیشینه ، انواع و اطلاعات تکمیلی در خصوص “شب نامه” آشنا کرده تا با شناخت عمیق تر و اساسی تر از این پدیده ی عموماً ویرانگر ، نگرشی دیگرگونه نسبت به آن داشته باشند.
در این کنکاش کاشفانه که به صورت سریالی صورت می گیرد بناست در هر بخش ، اندکی پیرامون کلیت وجودی و تاریخی شبنامه با هم باشیم و اندکی نیز به چگونگی و کیفیت آن در شهرستان خودمان بپردازیم.
پس به نام خداوند شفاف و راستگو
کمی پیشینه و آشنایی
برای شبنامه دکتر محمد معین این تعریف را دارد: اعلامیه ‏ای که در شب‏ منتشر کنند. شبنامه در ابتدا نام های مختلفی از جمله “اعلان ملتی” و “مقاله ی ملی”‏ داشته است. “روزنامه ی مخفی” ، “نشریه ی پنهانی” ، “نشریه ی زیرزمینی” از جمله نام های‏ دیگری است که بعدها بر این‏گونه انتشارات نهاده‏ اند. میرزا فتاح خان گرمرودی، نویسنده ی یکی از قدیمی ‏ترین منابع مکتوب با عنوان شبنامه است. وی این رساله‏ را در پاسخ به کتابی انگلیسی نوشته است که در آن کتاب، ایران و ایرانی بویژه‏ زنان ایرانی به ناسزا گرفته شده‏ اند. او حدود نیم قرن پیش از “آقا قلی‏” (علیقلی‏ صفر اف) ناشر”شبنامه‏” ، این واژه را به کار برده است. بدین ترتیب، آنان که ساخت‏ این واژه را در ایران به‏ “آقا قلی‏” نسبت می‏دهند، نظرشان مردود است. میرزا فتاح‏ خان گرمرودی صاحب رسالات عدیده ‏ای است و مهم ‏ترین آثار او این‏ عنوان هاست: کتاب روزنامه و کتاب شبنامه. البته نباید این نکته را نیز از یاد برد که‏ پس از انتشار نشریه ی مخفی آقا قلی با عنوان شبنامه ، تا حدودی عنوان های دیگر برای نشریه‏ های زیرزمینی منسوخ و شبنامه به جای آن مصطلح شد.
شبنامه ها شکل و محتوای ثابتی نداشته و ندارند و شبیه خیلی از نوشتارهای هنری یا فرهنگی ، عناصری ثابت بر آنها حاکم نیست. منتهای مراتب می توان اشتراک عمومی آنها را مخفیانه بودن ، تخریبی بودن و غیر قانونی و غیر عرفی و غیر اخلاقی بودن آنها دانست.
بدین ترتیب، در تعریف شبنامه نه از شکل آن می توان سخن گفت و نه از محتوایش: شبنامه نوشتاری است که آن را برای آگاهی همگان پنهانی منتشرمی کردند و پنهانی می پراکندند.
در عصر مشروطه که نطفه ی اصلی شب نامه نویسی در این عصر شکل می گیرد ، ماهیت شبنامه متفاوت از چیزی بود که ما در حال شاهد آن هستیم.اول اینکه در آن برهه از زمان ، این اتفاق در سطح گسترده تر (یعنی ملی) و با عملیات نظام مند به وقوع می پیوست .اما اکنون در اطراف ما در سطوح کوچک ، مثل شهرها و حتا روستاها این فعل انجام می پذیرد و باعث بدنامی بسیاری از آبرومندان ، در یک پلک به هم زدن می شود. دوم اینکه ، فضای سرشار از خفقان آن زمان ، می طلبید که حرف ها در قالب شبنامه ، در شب نوشته و توزیع شوند و در روز خوانده شوند و تاثیر بگذارند. اما در این عصر که فضای سیاسی به مراتب بازتر از گذشته است و اساساً با آن بازه ی زمانی قابل قیاس نیست ، چرا افراد باید دست خود و چشم دیگران را آلوده به شیوع شنیع شبنامه ها کنند؟ غیر از این است که غرض ورزی ها و کینه توزی ها ، عامل اصلی این اقدام است؟ بجز این است که چون عموماٌ محتوای شب نامه ها یا کذب است ، یا بزرگ نمایی در واقعیت های کوچک و بسیار شخصی هستند و فرد چون توجیهی برای ابراز آنها در قالب “روزنامه” ندارد ، به این قالب تقلبی روی می آورد؟
تفاوت های فراوانی هست میان آن شکل شبنامه نویسی و این گونه که ما می بینیم. به ویژه اینکه ، فضای مجازی نیز به محمل های حمل و شیوع اطلاعات اضافه شده است و از طریق آن نیز هم سرعت و هم گستردگی انتشار این متون به شدت افزایش یافته است. (یعنی سرعت و گستردگی ویران کردن شخصیت ها و آبروبردن ها افزایش یافته است) . شبنامه نویسی و فعالیت در فضای مجازی بدون نام و نشان،(که حکایت از ترس پراکنندگان آن از پیگیری حقوقی توهین ها و دروغ پردازی ها دارد) و دیوار نویسی و… همگی حاکی از انفعال و در بن بست قرار گرفتن است.
شوربختانه با قرار گرفتن در متن زمانی انتخابات و تبلیغات کاندیداهای مجلس نهم شهرستان ما نیز مثل خیلی از نقاط دیگر این کشور پهناور و “پر دشمن” اشخاصی یا افرادی با نوشتن نامه های اهانت آمیز و مخرب سعی در آلوده کردن میدان انتخابات و ترور شخصیتی دیگر کاندیداها یا وابستگان و نزدیکان به آنها را دارند.البته این فعل ، صرفاً محدود به زمان انتخابات نیست ، اما به خاطر فضای ویژه ی انتخابات و آزادی بیش از پیش ابراز عقاید و مشارکت عمومی مضاعف مردم در این فضا ، این عمل شنیع پررنگ تر و مخرب تر از هر زمان دیگری نمود داشته و انجام می شود.
این روزها ما شاهد این آسیب اسیدی در بطن دیار خسته ی خود هستیم که افراد یا گروه هایی با برنامه ها و اهداف متفاوت به تکرار ، در سطح شهر شبنامه می پراکنند و طبعاً هدفی را دنبال می کنند.برای این افراد یا گروه ها می توان انگیزه های متفاوتی متصور شد. برخی ممکن است اهداف سیاسی داشته و در جریان انتخابات ، تخریب گروه مقابل را موثر در پیشبرد اهداف خود ببیند. (که این انگیزه در این ایام بسیار رایج است و به چشم و گوش می خورد). برخی نیز قصد دارند از این فضای گل آلوده ، ماهی درشتی (به خیال خودشان) صید کرده و کبابی بخورند و غافلند از اینکه تا هر زمانی باشد استخوان این ماهی دمار از روزگار حلقومشان در خواهد آورد. این افراد بیشتر آنهایی هستند که در نتیجه ی اختلافات خانوادگی ،ملکی، شخصی و …و…و… سعی در تخریب رقبا یا به اصطلاح خودمان “دشمنانشان” دارند که به عقیده شان فرصتی از این زمان بهتر گیرشان نمی آید. برخی نیز که هیچکدام از این اهداف را ندارند و نه دشمنی دارند و نه حامی حزب و جناحی هستند ، بیشتر هدفشان فراتر از این مباحث است و قصدشان تخریب کلی نظام و زیر سوال بردن قالب کشور و حاکمیت است. این گروه ها که عموماً سازماندهی شده تر از دو گروه قبل هستند نیز ، این شرایط را فرصتی مناسب می دانند تا از غبارآلودگی متشنج اوضاع بهره بجویند و قسمتی از راهشان را به سمت هدف بپویند.
در نوع اول ، که بیشترین تمرکز محتوایی ما روی آن است ، باید پرسید و بارها پرسید که آیا رسیدن به اهداف سیاسی چقدر می ارزد و چقدر درآمدزاست که چنین هزینه هایی برای عده ای دیگر در بر داشته باشد و دیگرانِ دیگری باید بهای آن را بپردازند و آن هم چه بهایی؟
آیا این پست و آن مقام و آن نردبان و آن سمت و این کرسی و آن صندلی و آن شأن سیلسی و آن قدرت و این ثروت که از این طرق قرار است به دست بیاید ، این اندازه می ارزد که کسی یا کسانی بیایند و با حیثیت حساس دیگران به گونه ای بازی کنند که انگار از دید آنان ، اصلاً برای بازی آفریده شده اند؟
این اقلام اکتسابی آنقدر با ارزش هستند که آبروی چندین و چند ساله ی خانواده ای و یا جایگاه اجتماعی فرد یا گروهی در سراشیب مهیب نابودی و بی بازگشتی بیفتد؟

پایان گریستن اول
و این زخم ادامه دارد


 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

محمد باقر در گفته :

سلام مرتضا جان زیبا نوشتی
تاگریستن بعد بدرود

[پاسخ]

دکتر مفتون پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۴:۲۶:

خدایگان عزیز: گریستنی در کار نخواهد بود هنگامیکه خود نیز آن بقول شما شبنامه و بقول من ((سند سیاه بختی فرهنگ))رابمانند دیگران تا انتها خوانده وتنها از روی تاسفی دلسوزانه به نکوهش پلیدی و رذالت خالق شیطانی آن سطور حاصل از ستور میپردازیم.از خویش شروع کرده با نخواندن و پاره کردن یکباره آن و تو صیه این امر به خویشان شوره زار خشک این بی فرهنگی را خیش زده و بارور سازیم حتی اگر حاصل نهال کوچک لرزانی باشد. سیاهه اعمال ننگین این افرادی که به قول یکی از متفکرین مصداق کامل«تعطیل کنندگان عقل و تدریس کنندگان خشونت»اند ناپاک تر از آن است که با ناهی کردن از منکر امیدی به اصلاح داشت.حلم و بردباری در موسمی اینچنین سخت پرفتنه بر هر کسی آسان نیست.خنده من از گریه غم انگیز تر است……

[پاسخ]

ضرونی پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۲:۰۶:

خیلی وقت است که نظر سنجی شما را رصد می کنم. یک روز قبادی را 10 نفر جلو می انداختی و یک روز ملک شاهی را
اما در نزدیکی انتخابات تصمیم دیگری گرفته ای.
این نیز بگذرد

[پاسخ]

یک خواننده در گفته :

شیرمادرچی نوشتی؟

[پاسخ]

خسوف پاسخ در تاريخ شنبه ۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۳۱:

راست میگه آقا کمی زیر دیپلم بنویس ما هم بفهمیم. ولی در کل شبنامه چیز بدیه

[پاسخ]

رفتنی پاسخ در تاريخ یکشنبه ۱۴ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۶:۲۴:

با کش و قوس دادن به کلمات که متن علمی یا ادبی نمیشه.شعر که نمیگید پس لطفا یه کم از شور و استعداد شاعری رو کنار بزارید و بنویسید تا لااقل کسایی که به اندازه دوستان گیرایی ندارن هم متوجه بشن!!

[پاسخ]

اسماعیل در گفته :

گاهی بیان واقعیت باعث ایجاد تنش و درگیری بین گوینده ی واقعیت و شنونده یا حتی در بین اجتماع خواهد شد مخصوصا در محیطی متعصب و صلب مثل کوهدشت. به همین دلیل بهترین شکل ارائه آن به شکل ناشناس است. مردم و افکار عمومی خود قضاوت صحیح را خواهند داشت.چه بسا بسیار شبنامه هایی که در همان شب به بوته ی فراموشی سپرده شده اند و اندکی از آنها چون واقعیت بوده و حرف دل مردم است در حافظه ی جمعی وجود دارند. شما هم از حقیقتی که درباره ی کاندیدای مورد نظرتان به اطلاع عموم رسیده نگران نباش!

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ شنبه ۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۹:۱۶:

اسماعیل عزیز با سلام و ادب و احترام. لازم هستش که بگم شبنامه نویسی در هر قاموس و فرهنگی حتا اگر حقیقت داشته مضموم و ناپسند و محکومه. ضمن اینکه این نوشتار هیچ ارتباطی با کاندیدای خاصی نداره.چون این حرکت در خصوص کاندیدای من و تو او و هر کسی که باشه محکوم و مردوده. رأی من و تو آزاده و این مطلب یک مطلب کلی و فراگیره. اگر کمی منصفانه و علمی تر نگاه کنیم میبینیم که هر کدوم از ما توی زندگی ممکنه دچار لغزش هایی شده باشیم که واقعیت داشته باشند. اگه تو خودت موافق این هستی که واقعیت ها رو در خفا بگیم عیب نداره ، خودتو بذار جای اون کسی که دربارش نوشته میشه.
در نهایت این عمل یک جور تخریب و ترور شخصیته که عواقب وحشتناکی در کوتاه مدت و دراز مدت در بر داره …
به نظرم این کار رو نکنید دوستان موافق و مخالف

[پاسخ]

اسماعیل پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۱:۳۸:

اولا توی خط دوم پاسخت دقت کن : مذموم درسته نه مضموم! دوم اینکه چون شما آسمان ریسمان به هم بافتی که از کاندیدای مورد نظرت دفاع کنی دلیل نمیشه که نوشته ات علمی از آب در بیاد. مطالبی که در اول نوشته ات آورده ای یک سری اطلاعات است که با یک سرچ توی اینترنت قابل دسترسیه. وقتی یک مطلب علمی میشه که نگاه نویسنده به یک مطلب از منشور ی علمی( در اینجا جامعه شناختی) گذشته باشه و نویسنده با اقامه دلیل و گاه با ارجاع به منابع علمی بتواند نگاه خود را به مخاطب تفهیم کرده و او را مجاب کند. صرف آوردن یک سری اطلاعات(دیتا) در ابتدای مطلبی آن را مقاله و یا علمی نمی کند. موفق باشید.

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۰:۲۰:

حق با شماست . من عذرخواهی میکنم. شاید با این کار کار هم وقت خودم رو تلف کردم هم وقت گرانبهای شما رو…پیروز باشید

[پاسخ]

مهرشاد پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۹:۳۰:

خیلی زودقضاوت میکنی اسماعیل عزیز من که مرتضارواصلانمی شناسم ولی ازسوادوقلمش لذت بردم درضمن درموردهمه کاندیداها شبنامه نوشتن پس فکرنمیکنممنظورمرتضاطرفداری ازکاندیدای خاصی باشه

[پاسخ]

كيوَشت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۱:۴۵:

چرا اين روزا همه “حتي” رو “حتا” مي نويسن؟!
نكنه فرهنگستان ادب قانون جديدي رو بنا كرده و ما بي خبرانيم…
خبر گزاري مهر هم طي مواردي “حتا” را بجاي “حتي” نوشته بود.
جل الخالق.

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ جمعه ۱۲ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۰:۲۰:

این که چیزی نیست!!!!تازه مرتضی رو هم مرتضا مینویسن!!!!!!

[پاسخ]

مرد بارانی پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۰:۲۹:

مرتضی عزیز برسی تاریخی و تحلیلی از شبنامه یه موضوع جالبیه اما در کشورهایی که آزادی بیان چهارچوب دار و از دروازه بانی خبر بر خوردار میشه حرف اسماعیل قابل تامل قرار میگیره اونوقته که آدم از خودش میپرسه چرا شب نامه ؟ ابته این موضوع نباید با اختلافات شخصی قاطی بشه

[پاسخ]

مرد برفی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۲:۰۲:

گرچه امسال برفی هم نبارید. راستش من این آقا را نمیشناسم ولی اگر کمی منصفانه قضاوت کنیم توی متن جانبداری از هیچ کاندیدی نشده است. مثل مرد بارانی حرف بزنید.چرا تعصب ؟

[پاسخ]

مریم پاسخ در تاريخ جمعه ۱۲ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۰:۲۱:

فارسی رو با چند پاس شدی؟؟؟؟؟

[پاسخ]

مسلم از تهران در گفته :

مرتضی جان خوب نوشته بودی ولی کاش به جای تعریف شبنامه به فرهنگ زشت و زننده انتخاباتی دیار نابود شده خودمان میپرداختی و به تقبیح این رفتارهای ناهنجارانه تیغ بر کاندیداهای بی خیال میکشیدی که چگونه است که بخاطر ارزش مادی کرسی مجلس چوب حراج به فرهنگ شهرمان میزنند و با حامیان نادانشان برخوردی نمیکنند !

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ شنبه ۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۲۱:

سلام مسلم عزیز از تهران. سپاس از نظر ارزنده و به جای شما. این مطلب سریالی و در چند قسمت هستش و توی شماره های بعدی حتما این مضمون مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

[پاسخ]

مهرشاد پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۹:۳۹:

مرتضاجان امیدوارم که همیشه سربلندودرنوشتن وسرودن توانمندوهمینگونه خوش قریحه بمانی ولی بعضیاکه نقدمیکنن چشم دیدن اینهمه استعدادوذوق هنری روندارن

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۹:۳۴:

مهرشاد عزیز و بارانی . سپاس از حسن نظر و قوتی که در واژه هات پیدا و پنهانه

[پاسخ]

ابراهیمی در گفته :

ماکه تاحالاشبنامه ندیدیم چراسنگ جلوپادزدمیندازید؟

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ شنبه ۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۲۱:

دوست خوبم جناب ابراهیمی . ندیدن دلیل بر نبودن نیست. با تشکر از توجه شما

[پاسخ]

سعیدگراوند.کلسرخی در گفته :

با سلام محضر دوست و برادر ارجمندم شاعر و نویسنده توانا آقا مرتضی عزیز ودوستداشتنی
بسیار عالی بود دست مریضاد
قلمت همیشه توانا و و تنت همیشه سلامت
موفق باشیو سربلند یا علی مدد

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ شنبه ۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۳۰:

درود بر تو سعید وارسته و خوب

[پاسخ]

عباس حيدري پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۹:۲۹:

جناب آقاي مرتضي خدايگان عزيز سلام عليكم.
با عرض معذرت مي خواستم اين نكته را به عرضتان برسانم كه خود بنده هم از بيخ و بن مخالف شب نامه و شب نامه نويسي هستم چون خداوند در قرآن كريم به قلم سوگندخورده و آن را مقدس شمرده است(نون و القلم و ما يسطرون).
اما جناب آقاي خدايگان آيا از شب نامه بدتر؛حركات زشت و ناپسند طرفداران آقاي ملكشاهي در رومشكان هنگام ميتينگ آقاي امامي نبود!؟
جناب آقاي خدايگان شما را به همان قلمي كه خداي سبحان آن را پاك شمرده و به آن قسم خورده قلمتان را خوب بنگاريد و بي غرض بنويسيد.

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۰:۰۴:

عباس حیدری عزیز. کاملا با شما موافقم و من نه از کاندیدایی اسم بردم نه این مطلبم ربطی به ملکشاهی و امامی و سایرین داره. ملکشاهی و امامی و قبادی و دیگران بارها قربانی این واقعه ی پلید شدن. هر حرکتی که به روحیه و نظم عمومی خدشه وارد کنه از نظر من مردوده. خواه ملکشاهی ها باشند خواه امامی ها و دکترها و شیخ ها. رأی دادن آزاده و من این مطلب رو فارغ از طرفدار بودن یا نبودن در قبال فلان کاندیدا در مخالفت با شبنامه نوشتم . اگر جایی از مطلب نشون میده که حمایتی از کسی صورت گرفته شما بفرما تا من قلم رو غلاف کنم و هرگز هم دست به قلم نبرم.

[پاسخ]

عباس حيدري پاسخ در تاريخ سه شنبه ۹ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۰:۱۱:

آقا مرتضي عزيز جواب سلام عليكم واجبه!
كمي مودبانه تر مي نوشتي بهتر بود.
براي نويسنده خيلي زشته كه حرمت رو بشكنه و اينجور از كسي اسم ببره!؟
(امامي ها و دكترها و شيخ ها)
خيلي زشت و ناپسنده كه يك آدم كه ادعاي نويسندگي مي كنه اينقد جنبه نداشته باشه كه ازش انتقاد بكنن كه ايجوري زشت جواب بده كه حتي سلام عليك هم يادش بره.
ببخشيد كه ازتون انتقاد كرديم،فكر مي كرديم انتقاد آزاده!!!!!!

[پاسخ]

كيوَشت پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۱:۴۶:

“مريزاد” درسته.

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ شنبه ۱۳ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۲:۰۴:

عباس حیدری عزیز… با سلام و ادب و احترام. ضمن عذرخواهی از شما و از بابت اینکه نظرم خطرتون رو آزرد دست شما رو می فشارم و هرگز از انتقادتون نه ناراحت شدم و نه قصد بی حرمتی داشتم. من در اول پاسخم شما را با عنوان عزیز خطاب کردم و این حرف دلم بوده و هست . با اینکه شما رو نمی شناسم. ضمن اینکه “ملکشاهی ها” هم توی جواب من بود و شما سه شخص دیگر رو فقط توی جوابتون اسم سه شخص رو آوردید. به هر طریق ، من قصد آزردن شما رو نداشتم و فقط یک پاسخ ساده و به نظر خودم مودبانه دادم. جواب سلام رو هم فراموش کردم و از این بابت حق با شماست.
با آرزوی دلی دریایی و بهروزی روز افزون شما .

[پاسخ]

دردمند در گفته :

توصیه های اخلاقیت بجا وجالب اما بعضی نکات نوشته ات مثل شبنامه است با شناخنی که ازافکار شما دارم جور در نمیاد.البنه شایدم نیاز به استخدام یا…… موجب شده که از شما .نفرین بر نیاز……

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ شنبه ۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۲۵:

سپاس از توجه شما . امیدوارم درمان مند باشی و لبخند ناک.

[پاسخ]

ح-آ در گفته :

عالی بود.
می بینی دوست من چگونه بازیچه ی سیاست کرد ماراغم نان!!!

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ شنبه ۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۲۴:

آه دوست دور و نزدیک … غم نان اگر بگذارد…
چنین است که چنان می شود ح جان ، نان است که همچنان نیروی شگفت رسالت را … من درد مشترکم ، تو درد مشترکی … او درد … درد … درد …

[پاسخ]

ناشناس پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۱:۱۵:

تو رو خدا اشعار زيباي شاملوي بزرگ رو همينجوري الكي براي هر نوشته اي هزينه نكن….واقعا متاسفم

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۲:۰۰:

من درد در رگانم ، حسرت در استخوانم و چیزی نظیر آتش در جانم…

[پاسخ]

آمار بخش ها و طوایف در گفته :

٫ رومشگان ۶۵ درصد ملکشاهی ۲۵ درصد امامی ۸ درصد قبادی ۲ درصد تقی زاده..
۲٫ درب گنبد امامی ۸۵ درصد قبادی ۱۲ درصد ۳ درصد ملکشاهی
۳٫ طوایف شریف گراوند امامی ۶۵ درصد آرا ۲۰ درصد تقی زاده ۱۸ درصد قبادی ۷ درصد ملکشاهی
۴٫میربگ و شاهیوند ۹۵ درصد امامی۴درصد قبادی ۱ درصد ملکشاهی
۵٫ خلیفه ۸۵ درصد امامی راد ۱۲ درصد قبادی ۳ درصد ملکشاهی
۶٫سادات عزیز ۵۵ درصد امامی ۴۱ درصد قبادی ۴ درصد ملکشاهی
۷٫سرخ دم لکی ۹۰ درصد امامی ۹ درصد قبادی ۱ درصد ملکشاهی
۸٫اولادقباد عزیز ۵۵ درصد امامی ۴۴ درصد قبادی ۱ درصد ملکشاهی
۹٫کوره دشت ۶۰ درصد قبادی ۴۰ درصد امامی ملکشاهی ندارد
۱۰٫ سر کوه ضرون ۹۰ درصد امامی ۱۰ درصد قبادی ملکشاهی ندارد
۱۱٫ چم آسیان ۵۰ درصد قبادی ۵۰ درصد امامی ملکشاهی ندارد
۱۲٫دالاب ۸۰ درصد امامی ۱۸ درصد قبادی ملکشاهی ندارد
۱۳٫ طوایف محترم آزادبخت امامی ۸۵درصد ۱۳ درصد قبادی ۳ درصد ملکشاهی
۱۴٫ آبباریکی امامی ۷۰ درصد ملکشاهی۱۸ درصد قبادی ۱۲ درصد
۱۵٫ مردم سوری لکی قبادی۵۰ درصد ملکشاهی ۳۵ درصد امامی ۱۵ درصد
۱۶٫قرعلیوند و خوشناموند چهار قلعه ۷۰ درصد امامی را ۲۸درصد قبادی ۲درصد ملشاهی
۱۷٫ گراب ۴۵ درصد قبادی ۴۳ درصد امامی ۱۲ درصد ملکشاهی
۱۸٫کوهنانی ۷۵ درصد امامی راد ۲۳ درصد قبادی ۲ درصد ملکشاهی
و در مجموع مرکز شهرستان کوهدشت ۷۵ درصد امامی ۱۶درصد قبادی۵ درصد ملکشاهی ۴ درصد تقی زاده
جمع آرا پیشبینی شده براساس منابع و نظر سنجی های موثق
۱٫ علی امامی راد ۶۵۰۰۰ رای
۲٫ الهیار ملکشاهی ۳۱۰۰۰ رای
۳٫قبادی ۲۴۰۰۰ رای
۴٫ تقی زاده ۸۰۰۰

[پاسخ]

خاتم البحث پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۰:۴۳:

اگر جای آراء امامی و ملکشاهی را با هم عوض کنی و بعد جای آراء قبادی و امامی را هم تعویض کنی و 4000 از آراء تقی زاده کم کرده و بر آمار امامی بیفزایی و هزار دیگر از تقی زاده کم کرده و نامی از کامیاب بری حساب کتابت درست میشه و علمی تر و معقول تر خواهد بود

[پاسخ]

شاهین -دات کام پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۹:۱۴:

من از طایفه اولاد قبادم خدا نابودمان کند اگر 10 رای امامی داریم بعد تو نوشتی 55 درصد امامی -بعدش یه ذره معرفت خوب چیزیه تو زندگیت هم اینجوری دروغ میگی و مینویسی خدا رحم کنه به فامیلات.

[پاسخ]

نامه پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۹:۲۱:

چه آمار دقيق ولي سر تا پا دروغي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11

[پاسخ]

ياشار پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۹:۲۶:

اين امار توسط چوبانهاي هر ابادي در سراسر شهرستان كوهدشت وتوابع ان گرفته شده است بس از خوانندگان عزيز تقاضا دارم كه اين امار را جدي نگرفته و ذهن خود را با اين چرنديات مخدوش نفرمايند

[پاسخ]

مركز آمار پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۱:۱۹:

شتردر خواب بيند……………….!!!!!!!!!!!!

[پاسخ]

اصلاح طلب وانداده پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۶:۴۷:

سلام.
من در انتخابات شرکت نمی کنم وطرفدار هیچ یک از کاندیداهای موجود نیستم ولی میخوام در مورد آرا چهار کاندیدای مطرح یه پیش بینی کنم.
به نظر من ترتیب آرای این چهار کاندیدا به این صورت رقم خواهد خورد:

1-اقای علی شاهرخی قبادی50/000+_3000

2-اقای الهیار ملکشاهی35/000+_3000

3-علی امامی راد25/000+_3000

4-اقای محمداحسان تقی زاده15000+_3000

[پاسخ]

محمد ملایی -تهران پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۵۵:

باشه بهش میگم اگه میتونستی یه بار میبردید البته بردید ولی با کارشکنی که در حق امامی کردند بعدش چکار کردید هیچی حالا هم برو بخاب و کارشناسیهای در پیتی و نخ نماهات بذار واسه 13اسفند اون موقع جواب کامنت من و بخون بای بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

[پاسخ]

محمد ملایی -تهران پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۵۷:

تصحیح میکنم برو بخواب درست است نه بخاب .

[پاسخ]

اصلاح طلب وانداده پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۷:۳۹:

سلام آقای ملایی

گفتم که من طرفدار هیچ کدوم از کاندیداها نیستم واصلا در انتخابات شرکت نمیکنم چون کاندیدای تفکر من در کوهدشت به صورت کاملا غیر قانونی رد صلاحیت شد. و اعتقاد دارم که در دور قبلی هم آقای امامی به صورت ناجوانمردانه از صحنه انتخابات حذف شدند. اگر دور قبلی تایید صلاحیت می شدند مطمئنا پیروز صحنه انتخابات بودند وآقای قبادی تنها راه پیروزی خود را حذف آقای امامی میدانستند که البته اینجوری هم نشدو با………………..

[پاسخ]

حامد در گفته :

جناب خدایگان مطالب وبلاگ اقیانوس ملکشاهی را شما با همین مطالب مینگارید .اینهمه موارد منفی در اقیانوس را بخوانید وبعد درمعرض دید بازدید کنندگان قرار دهید

[پاسخ]

مروا در گفته :

به نظر من جالبه
باید به این بحث پرداخته شود
این یک شروع است
در ضمن آنهایی که اهل قلم هستند میتوانند روزنامه و سایت داشته باشند
و اگر خیلی هم دوست دارند می توانند شبها مطالبشان را up کنند.

[پاسخ]

کونانی در گفته :

شما در سایت اقیانوس این همه تهمت وناسزا برای آقای قبادی مینویسید آقای خدایگان اونا شبنامه نیستند ؟ چرا همیشه نوشته هایتان باافکارو ادعاها وشعارهایتان فرق می کند؟درسایت اقیانوس آبروی حاج آقاقبادی رابرده اید واون همه دروغ می نویسید اینجا ادای روشنفکر درمیاورید.همیشه درطول تاریخ انقلابیون وآدم های خوب وروشنفکر زیر دروغ های امثال شماها له شده اند.آقای امین آزادبخت قرآن نابودت کنه اگرازاین کامنت کم میکنی یادرجش نمیکنی.

[پاسخ]

محمد مهدی - ک پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۸:۵۵:

با سلام خدمت کونانی مستعار. اقیانوس که البته وبلاگ هستش و نه سایت ، توسط یک گروه چند نفره مدیریت میشه که عموماً مطالبش یا اخبار مستند هستند و اتفاقاتی ست که در پیرامون رخ می ده یا جوابیه هایی هستند که در مقابل نوشته های وبلاگ کوهدشت 90(که حتی حاظر نیستند برای مخاطبان مشخص کنند چه کسانی هستند). ضمن اینکه فجیع ترین هتاکی ها و بد و بیراه ها به آقای ملکشاهی توی سایت ها و وبلاگ های فراوان قبادی به ملکشاهی میشه. واقعا اونا رو ندیده اید یا سرتان را کرده اید زیر برف و فقط دیگران را میبینید؟

[پاسخ]

کوشکی در گفته :

خودت روبگیر آقای نویسنده نمیشه هرکامنتی بیاد توهی زیرش جواب بدی.

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۱:۱۱:

آقا یا خانم کوشکی… اولا این برای من مهمه که بتونم به نظرات مخاطبان توجه کنم و به نشانه ی احترام پاسخ بدم… دوما از تذکر شما هم ممنونم آشنای مستعار

[پاسخ]

دوست تو در گفته :

قلم شما دوست من، مناسب است..اما پیش ورز هایی که میگذاری و با آن نتیجه گیری می کنی به دل نمی نشیند.چرا که شب نامه در نتیجه محدویت است،و امتداد محدویت به توهم ختم می شود. اگر کسی چیزی برای پنهان کاری ندارد چه ترسی از یک شب نامه دارد آن هم در فضایی که فقط عده ای حق سخن راندن دارند.
چه چیزی باعث شده است که یک امر غیر قانونی را غیر اخلاقی بدانی..!!گاه شکستن قانونی عین اخلاق است..
خصوصا قانونی که وقتی بر ضرر ما باشد دم از آن می زنیم..این امر را از بیانات آزادبخت هم می شنویم.چه کسی می تواند این قضیه را رد کند که بیشتر کانیداهای مجلس همه خود بی قانونی را در سطحی انجام داده اند.اما همینکه سنگی به طرف ما پرتاب می شود، دم از قانون زدن شروع می شود..!؟

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۵:۲۲:

ممنون از نظر شما. از نظر فنی می توان بیشتر بحث کرد اما این بیشتر وقتی میسر است که دو طرف “شناس” باشند ، نه یک نفر شناس و یکی ناشناس. ضمن اینکه شما هم می توانی بیایی و کارشناسانه بنویسی تا ما هم استفاده کنیم. وقتی بنده و امثال بنده (حشمت آزادبخت ها – دوست محمدی ها – امین ها و خسروی ها و و و) یک درد و یک دغدغه ی عمومی رو از قلم محدودمون آویزان می کنیم تا به دست و دل دیگران برسد چیزهای زیادی رو باید به جان بخریم و به قولی باید پیه ی خیلی چیزها را به تن بمالیم. این افرادی که اسم بردم به اضافه ی خیلی نویسندگان دیگه اسم و مشخصات حقیقی دارند و برآیند ذهنی یک اجتماع هستند و … اما نظراتی که برای مطالب اینها نوشته میشه عموماً با نام مستعار و شخصی و سلیقه ای هستند. من اگر جای شما و خیلی عزیزان دیگر بودم با نام واقعی و نه مجازی ، نظر می دادم ، روشنگری می کردم ، راهکار می دادم و … و شرط می بندم افرادی مثل من پشت سر کسانی چون ، اگر با خلوص و نیت ساختن پا به میدان بگذارید راه خواهیم افتاد و زنده بادهای خومون رو به جای در گلو کشتن ، نثار چون تویی خواهیم کرد.
دوست ناشناس من ! بحث من در این نوشتار ، درد دل خیلی هاست. خیلی هایی که چیزهای زیادی ممکنه برای پنهان کردن داشته باشند اما کاملاً خصوصی و شخصی هستند و من معتقدم چیزی که ما بهش بیشتر از هر چیزی نیاز داریم “درک حضور دیگری ” و فهم فضاهای شخصی دیگران هستش. غیر اخلاقی بودن این فعل از نظر من غیر قانونی بودن اون نیست (گرچه اون هم توی فاز خودش جای بحث داره) بیشتر و بیشتر و بیشتر همون مبناهای اخلاقی رو من دارم جاشونو خالی میبینم که همه در اوقات عادی و آرام ازشون دم می زنیم.
این که ناموس مردم و حیثیت مردم و ارتباط های کاملا شخصی مردم رو کسی در شب به شکلی انعکاس بده که بی گناهی در روز آبروی ریخته ی خودش رو با فرار از مردمش جبران کنه یا با متلاشی کردن مغز خودش یا دار زدن فلان دخترش یا طلاق دادن همسرش، به نظر شما محلی از اعراب باقی می گذارد؟ بهتر اینه که وقتی در مورد مواضعی به این حساسی میخوایم نظری بدیم یا نقدی بکنیم با تعمق بیشتری این کار رو بکنیم . کتابهایی که حضرت عالی خوندی و اساس حرفهای تو رو در ذهن خودت کارشناسانه کرده حامل پیام ها و برداشت های عمیق تری هستند. اگر کسی که حیثیت خانواده اش بر بال باد بی برگشت می ره و تنها صداش می مونه ، خودت باشی یا کسی از خیل کسانی که دوست داری باز هم همین موضع رو درباره ی شبنامه می گیری ؟
دوست ناشناس من! من نه استادم نه مدعی سواد و نه از کارهای غیرقانونی هیچکدوم از این کاندیداها و اطرافیانشون دفاع می کنم. من فقط یه درد دیده ی مثل خودتم که می بینم روزانه ، چه زندگی هایی بر اثر نوشتن های شبانه ی برخی فرصت طلب از هم می پاشه… زندگی هایی که هرگز دیگر متولد نخواهند شد…
چشم ها را نباید بست ، چشم ها را باید نبست

[پاسخ]

دوست تو پاسخ در تاريخ سه شنبه ۹ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۱:۳۵:

ما همدیگرو می شناسیم، باهات تماس میگیریم، سر وقت راضی ت می کنم…

دارد به جنون می کشدم این منطق ……………من پیش تو و تو پیش او بودن ها

[پاسخ]

مهدی دوست محمدی در گفته :

من یک خدایگانم با یک یگان مغموم
من یک خدایگانم با یک خدای خسته…
مرتضای عزیز مرثیه ای را که برای کوهدشت سروده بودی و بنا به پاره ای دلایل ……
برایم ایمیل کن بسیار زیبا بود و متاثرم کرد…..mehdilawyer25@yahoo.com…….m.doustmohammadi@kermanshahbar.org

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۵:۲۸:

مهدی خوب !
من درد دارم هی خودم را جیــــــــــــــــــــــــــغ می کشم…………………………….
به روی چشم … مهدی جان ! هیج دلیلی برای انعکاسش نمیبینم به زودی در فضای کاغذی و فضای مجازی میبینیش. احتمالاً و البته فقط احتمالاً اگه شرایطش از نظر فضای سایت باشه امین توی میرملاس درجش کنه. اما چشم به محض روبه راه شدن ایمیل ها خدمتت می فرستمش

[پاسخ]

مهرشاد پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۹:۵۰:

مرتضاجان من که ازشعرات خیلی متاثرمیشم مرحبابراین همه ذوق وقریحه بعضیااصلانمیدونن که شعرچیه به دل نگیر مرحبا

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۴۰:

تو بهترین مهرشاد دنیایی. فکر کن، هم مهر هم شاد… فدایت

[پاسخ]

عشقِ من رانت ررر در گفته :

البته یادم رفت بنویسم که بخش مهمی از تحلیلتان غیرکارشناسانه و سطحی بود. جهت اطلاع؛ چرا در سالهای 1376 تا چند سال بعد خبری از این چیزها نبود. پس استاد خدایگان همه گناهان را به گردن مردم ممان. اگر نمیشه واقعیت را بنویسی؛ اصلا ننویسان.

[پاسخ]

مجید پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۶:۲۳:

لطفا قداست واژه استاد را حفظ کنید ……………..

[پاسخ]

ياشار در گفته :

سلام جناب اقاي خدايگان واقعا از اينهمه دروغي كه در اقيانوس درج مي شود ديگه حوصله خواندن هيچ مقاله اي واسمون نمونده

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۵:۲۹:

سلام یاشار عزیز. یه روز خوب میاد… من می دونم

[پاسخ]

عشقِ من رانت زززز در گفته :

حالا که نظرمو نمایش ندادی، ایشالله دندون درد و دول درد بگیری تا نامزدت نگران شه

[پاسخ]

کماسی پاسخ در تاريخ یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۵:۳۰:

چه نفرین کارشناسانه ای. ادب آداب دارد

[پاسخ]

امرایی در گفته :

سلام دوست عزیز
خوب نوشتی ولی ایکاش در مورد این اس ام اس ها که دم ودقیقه میاد هم یه چیزی مینوشتی

[پاسخ]

قطره در گفته :

احسنت بر تو ای نویسنده ی ارزنده ی شهرمان. باز هم از این مطالب بنویس.

[پاسخ]

یک دوست در گفته :

مرتضا جان سلام.ممنون از مطلب بجا و به موقعت.مثل همیشه مرحبا به قلمت.ولی کاش که منابعتو ذکر میکردی که اگه کسی بخواد اطلاعات تکمیلی….

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۵:۰۷:

همواره و همیشه سلام من به دوست. کاملا حق با شماست و در بخش بعدی حتما منابع ذکر میشه و اطلاعات تکمیلی برای عزیزان در راه هستش و نیز تطبیق دادن اطلاعاتی که از منابع علمی گرفته شده اند با وضعیت شهرستان خودمون. مقسی

[پاسخ]

غضنفري در گفته :

شرمنده قبلا اين مطالب را در يك مقاله خوانده بودم ولي خلاصه نويسي ات خيلي خوب بود ممنون از زحماتت

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۰:۱۵:

دوست صدیق و گران قدر . اگر بجز تعاریفی که از دکتر معین و یا تاریخچه ی شبنامه نوشته ام اگر واژه ای از مطلب مرا هر جا دیده اید در همین رسانه ی پربازدید بگذارید که ما هم از رو برویم. خوشحالم که همشهریان ما آنقدر سواد تخریب و کوفتن دوستان خود را دارند که دیگر نیازی به مطالعه و پژوهش ندارند. کاش دوست داشتن رو اشاعه می دادید و عشق ورزیدن رو … نه این که چون فلانی به کاندیدای مورد نظر ما رای نمی دهد فرصت خوبی ست تا از نردبان پوسیده ی تخریب پایینش بیندازیم. من بحثم خودم نیست چون همین تویی که در دل مرا می بوسی و در ذهن خود طناب دار مرا می بافی با تمام قلم به دستان و فرهنگیان این دیار بدتر از این خواهی کرد. من نگران فرزندان نسلی هستم که ما می خواهیم با این افکار پرورش دهیم. درود بر شما و بیشتر درود بر شما اگر بیشتر بیندیشید

[پاسخ]

ح پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۱:۵۳:

این مقاله کوچک ترازبزرگی قلم مرتضاست.چراتایکی دست به قلم می شه سیل تیرطعنه وتوپ تهمت به پیشانی افتخارش شلیک میشه؟برادران من چرااین قدرازپدرانشان نبرده اند؟

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۴۳:

ح جان عزیز . از لبزرگی روحت ممنونم. خودت که بهتر میدونی اینها از کجا آب می خوره. من و تو چه با هم چه تنهایی بارها زخم این زبان های شیک رو چشیدیم. همون جریان ننالیدن از بیگانگان هرگز و هرچه کشیدن از آشنا کشیدن …
مستدام باشی… تو در هر صورت پیروزی

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ سه شنبه ۹ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۱:۲۹:

لبزرگی=بزرگی

[پاسخ]

معلم در گفته :

معلم در یکشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۰ گفته :

به نام خدا
سخنی با دانشجویانم
هر زمان در لابه لای مشکلات روزمره فرصتی پیش میآید و سری به سایتهای شهرستان میکشم، پای ثابت نگاههایم به دنبال دانشجویانی میگردد که در کلاس سرو گردنی از بقیه بالاتر بودند و تواناییهایشان را معمولاً در قالب کنفرانسها و مقالاتشان به رخ همکلاسیها میکشیدند.
با دیدن نام این دوستان شاد میشوم، شادیی که فقط زمانی میتوان آن را درک کرد که ببینی دانشجویت چنین زیبا در تلاش برای شکوفا کردن خود و استفاده از علمیست که در کسب آن خودت(معلم) دخیل بوده ای.
نمیتوانم جبرانی برای این شادیم به توی عزیز بدهم جز اینکه دعا کنم: امید وارم شما نیز چون من این لذت را بچشی.
اگرجه سابقه نوشتن شما به سالهای گذشته باز میگردد، لکن نکته سنجی و پختگی کلامتان نشانگر تاثیریست که از سالیان تلاشتان در راه علم کشیده اید.
خسته نباشید…

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۰:۱۰:

استاد خوبم سلام. نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار … چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم…
نفراتی هستند که درک کنند این حرف ها از کدام کنگره ی دل من برخاسته و هرگز نمی نشیند. رو در رو بیشتر با شما درد دل خواهم کرد…

[پاسخ]

محسن در گفته :

دروغ برای چی می گی خوشناموند آمار ملکشاهی بالا است

[پاسخ]

قباد کرمی(سید بروجرد) در گفته :

مرتضی (مرتضا) جان ناراجت نشو. کسانی که تو را می شناسند خوب می دانن که تو طینتت چجوریه. این نوشتنها ترکش هایی هم داره باید به جان بخری. من تورا خوب میشناسم و قبولت دارم. خیلی از همین ها هم دوستان خودم و خودت هستند که با نام جعلی قلقلکت میدهن. البته بیشتر برای سرگرمی وگرنه دوست دارند

[پاسخ]

بر اساس وجدان در گفته :

استاد عزیز هرچی بگی قبولت دارریم الان بگو کی برنده ؟

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ سه شنبه ۹ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۱:۳۲:

دوست خوب و عزیز ، راستش وجدان چیز درشتی ست که خیلی کوچک شمرده میشه این روزا. ازت ممنونم به خاطر لطفت ولی من شاگرد بیشتر بهم میاد. در پاسخ پرسشت هم باید بگم ساده نیست در چنین شرایط ویژه ای پیش بینی . تنها راه و بهترین راه اینه که چند روز صبر کنیم. امیدوارم بهترین مهره (اگه بهترینی وجود داشته باشه) وکیل این مردم درد کشیده بشه.

[پاسخ]

قطره پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۱۱ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۷:۱۶:

ملکشاهی

[پاسخ]

مرد بارانی در گفته :

در بیابان گر به بشوق کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کندخار مغیلان غم مخور
دوست من ستیزه کردن با قلم این روزها چیز عادی شده و اگه باب دل دیگران ننویسی که دیگه بدتر تو این هیاهو و جنجال و تهمت زدن ها وبازی با آبروی مردم با شبنامه نویسی اگه یه جوک واسه آقایون میفرستادی کلی به به و چه چه می کردن
تو چه تلخی بی پایانی افتادیم

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ شنبه ۱۳ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۲:۱۱:

به روزی بارانی ، بارانی ، نگفته بودیم ببار اما می بارید…

[پاسخ]

مسلم کرمی ( از تهران ) در گفته :

مرتضی جان دوست گرانقدر :
مطالبت شیرین و دلنشین است ، مخصوصأ منش دموکراتیکت ستودننیست و ای کاش زمانی فرا رسد که ما با آرامش و در فضایی بی هیاهو و جنجال به نقد کاستیها و داشته هایمان بپردازیم و یاد بگیریم که انسانیت با تعصب و تعلقات ذهنی کورکورانه حاصل نمیشود و تکامل جوامع انسانی نیاز به نقد قوی و پافشاری بر اصول انسانی و قانونی دارد و قطعأ این راهیست بس دشوار که گاهأ با مقاومت و توهین و تهمت هم اجین خواهد شد .
پس صبوری میکنیم و استقامت تا لباس قانون و فرهنگ بر تمام قد شهرمان بپوشانیم .
راستی شعرت هم بسیار زیبا و رسا بود .

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ سه شنبه ۹ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۴:۲۸:

مسلم عزیز از تهران . مرسی مرد فهیم. ما تا همه اراده نکنیم و با تضارب آرا و خرد جمعی به فکر اصلاح نباشیم این روند همچنان ادامه خواهد داشت. در قسمت بعدی شبنامه حرفهایی از جنس مردم بیشتر نمایان خواهد شد. پیروز این معرکه ها افرادی مثل تو هستند

[پاسخ]

جوانان بیکار و بی باک در گفته :

روز 13 اسفندماه روز انگشت به دهن ماندن همه مردم است با رای دکتر تقی زاده

[پاسخ]

امرایی از رومشگان پاسخ در تاريخ سه شنبه ۹ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۳:۲۶:

من موافقم یا علی برد با تقی زاده باشد

[پاسخ]

مردمی در گفته :

سلام بر جوانان بیکار و بی باک من هم چنین عقیده ای دارم چون رای خاموش زیاد دارد دکتر تقی زاده

[پاسخ]

رضایی در گفته :

سلام بر مردمی – جوانان خدا کند دکتر تقی زادئ ببرد چون برای مردم بهتر است

[پاسخ]

رضایی در گفته :

آمار های بالا کذب می باشد چطور می شود تقی زاده در آزادبخت رای نداشته باشد

[پاسخ]

بيطرف در گفته :

اقا مرتضي دورا دور ميشناسمت دستت درد نكند اگر كسي انتقاد مي كند نگران نباش كاش روزي برسد كه هم ما بدانيم چه مي خواهيم هم كانديداهاي محترم با برنامه وارد رقابت شوند نه با تخريب و وعده و وعيد دوست من به قول حافظ غمناك نبايد شد از طعن حسود اي دل ……..موفق باشيد شما كار خودتان را بكنيد

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۰ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۱:۵۰:

سلام دوست بی طرف. مرسی از حمایت دوستانه ات . دورانزدیک مخلصتم. من قبلا هم گفته ام و باز میگم ، افرادی که وارد این عرصه میشن باید پیه ی خیلی چیزها رو به تن بمالن و به قول حضرت حافظ : شاید که چو وا بینی خیر تو درین باشد…

[پاسخ]

جوان بيكار در گفته :

ممنون آقا مرتضي خوب بود
من يه دعايي ميكنم شما هم بگيد آمين
خدايا كسي كه مثل يك آب خوردن به ديگري تهمت دروغ ميدهد رو نابود بفرما
خدايا ما جوانان تحصيل كرده بيكار قرباني …………………………………………
آمين آمين آمين آمين

[پاسخ]

مرتضا خدایگان پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۰ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۱:۴۸:

آمین دوست عزیز. من هم برای شمال آرزوی موفقیت و خوشبختی در آینده ی نزدیک دارم

[پاسخ]

يكي از دلايلي كه سعدي را بر فردوسي ترجيح ميدهم اينست كه فردوسي شاهنامه را به سلاطين غز نوي تقديم كرد . آقاي آزادبخت تو كه به گرد پاي شاگردان شاگردان …..شگردان فردوسي نمي رسي قلمت را براي كي مي فرسايي

[پاسخ]

آمار ملکشاهی بالاست

[پاسخ]

محمد باقر قرلیوند در گفته :

برادر مرتضی..
از اینکه گاهی دستنوشته های زیبایت را میخوانم،به یکی از قدیمیترین دوستنانم افتخار مینمایم.
مرا بس شادمان میکنی،گر پیامی برایم بفرفستی ، بل چند روزی از ایام کودکی مان را رفرش نمایی!
محمدباقر قرلیوند(میرزایی منش)— 09124166302
منتظر پاسخ این نامه میمانم…

[پاسخ]

یک کوهدشتی از هنگ مرزی گزیک در گفته :

نوشتن برای مردم، بیهوده ترین کار است.

(ضمن عذرخواهی از عزیزانی که در پاسخ به این مقاله نظرات کارشناسانه و درست داده اند):
برای این مردم (مردم دروغ پرست کوهدشت) که تاریخ و زبان مکتوب ندارند و به مقاله و نقد و تحلیل و تاویل عادت ندارند، ارائه چنین مطالبی قبل از هرچیز، واکنش های ناخوشایند در پی می آورد. مردم ما دوست دارند دروغ بشنوند و مورد تعریف قرار بگیرند. دوست دارند توی گوش و دماغ و دهان و چشم و تمام سوراخ های تنشان شعار بچپانند و کیف کنند!
با چنین مردمی که ما داریم، جای قلم کجاست؟ در دفتری بسته در انبار؟ یا لای چرخ فرهنگ و تعقل؟
امیدوارم روزی بیاید که اگر کسی مقاله ای نوشت و اندیشه ای گستراند، این مردم، قبل از واکنش و تخریب، آن را بخوانند؛ دقیق بخوانند و با شعارها و دروغ ها و استحمار کردنهای سیاسیون مقایسه کنند.

[پاسخ]

دکتر مفتون پاسخ در تاريخ شنبه ۱۳ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۶:۲۱:

دوست ساکن در مرز!ابتدا امید دارم صحت عقل و درکتان در مرز زوال قرار نگرفته باشد که یحتمل از مرز گذشته. قصد پاسخ نداشتم چراکه اشتلم های ستور را پاسخی منطقی نیست.به سهولت میتوان دریافت که سراسر این یاوه گویی ها و شیهه کشیها خبر از درد و رنجی شدید و نهانی حاصل از شوکهای شدید روحی و بخصوص جسمی میدهد. چرا تمامی مشکلات و انتخابهای غیر اصلح فقط بر عهده مردم است و خود را فارغ از مسولیت میدانیم؟مگر این((مردم)) کسانی غیر از ((من))هاست؟ جاندار عزیز!سوزنی بر خود و جوالدوزی بر دگران اولین شرط انصاف است هرچند میدانم از آن به شدت محرومی………سطور فوق که به تراوشات صوتی ستور بیشتر مانند است پر از نکبت و نحوست وتهی ازمعرفت است. تو که از اندیشه محرومی حداقل آنرا درست بنگار:وقتی در جمله ای باب استفعال بکار میبری آوردن فعل منسوب به آن غلط است،جمله آخر بدین شکل صحیح است((…..و استحمار سیاسیون مقایسه کنند)) کلمه ((کردنها)) نبایست ذکر شود چون خود استحمار معنای هر دو کلمه را میدهد.به هر حال حیف از این وقت که….

[پاسخ]

مخاطب پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۵ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۹:۲۵:

سلام دکتر مفتون عزیز
شما من را از تمام دکترها و انسانهای تحصیلکرده ناامید کردید! شما که ادعای انصاف و شعور و روشنفکری دارید نمی بایست با چنین ادبیات بی ادبانه ای بنویسید. نگاهی کنید به نوشته تان و به شخصیت خود شک کنید. (اشتلم های ستور- یاوه گویی ها و شیهه کشی ها- شوکهای روحی و جسمی- تراوشات صوتی ستور- نکبت و نحوست- و…) در نوشته ای چند خطی بیش از ده اصطلاح و صفت زشت آورده اید دکتر و این نسبتها را به کسی داده اید که مدعی هستید آدم بی شعوریست؛ اما با توجه به ادبیات فارغ از آدابتان باید در مورد شعور خود نیز چیزی بنگارید! گیرم که من از روی نادانی چنین مطلبی نگاشته باشم، اما شما که دکتر و دانا هستید نباید با حرکتی که ناشی از نادانی بسیار عمیق است جواب من را بدهید. دکتر جان؛ پیشنهاد می کنیم یک سری به روانشناس بزنید شاید این گره کور که در تربیت شما افتاده است باز شود. ضمن اینکه شما با این ادبیات نوشتاری بسیار قدیمی و منسوخ باید بدانید که “ایهام” چیست؟ اصطلاح “استحمار کردن ها” دارای یک نوع ایهام نامحسوس می باشد که فقط آنهایی متوجه می شوند که مطالب را عمیق می خوانند و کنه مطلب را درک می کنند. در پایان باید یادآور شوم که این “مردم” که “من ها” و “تو ها” و “او ها” هستیم، مشغول تیشه کردن ریشه خود هستیم و دلیلش همان دروغ پرستی و غیرواقع بینی است دکتر محترم. اگر غیر از این است بگو تا به این موارد اضافه کنیم.

[پاسخ]

مخاطب نشریه تحلیلی بیان لر در گفته :

باسلام
بتشکرازخدایگان عزیز که مطلب فوق رابرای بیان لرتدوین ودراین نشریه وزین نیز درج ومنتشرشده بودوحرکت غیراخلاقی وغیرحرفه ائی برخی ازدورستان درنشرمقاله مذکوردرمیرملاس بدون قید منبع اصلی(بیان لر)کارناپسندومذمومی است

[پاسخ]

امین آزادبخت پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۵ فروردین , ۱۳۹۱ ۱۸:۱۱:

سلام دوست مخاطب
باید جهت اطلاع عرض کنم که مرتضا خدایگان از دوستای نزدیک بنده می باشد و این مقاله رو صرفا جهت درج در میرملاس نیوز به قول خودشون نوشته و ارسال کردن حالا نمیدونم بعد از انتشار در پربیننده ترین سایت استان لرستان ( میرملاس نیوز ) در کدام نشریه چاپ شده چون من خودم امثال نشریه بیان لر را پیگیری نمیکنم…
با سپاس

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :