کد خبر : 19436
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۳:۳۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 599 بازدید

«مه سین۱»

————————– سیف اله غضنفری  «مه سین۱» پاسداشت فرزانگان و فرهیختگان هر قوم کمترین احترام به مقام شامخ کسانی است که رشد و اعتلای جامعه ی انسانی مرهون تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر آنهاست. شناسایی و معرفی این پشتوانه های بی بدیل فرهنگی و پیوند آنها با عامه ی مردم اگر در زمان حیات  آنها […]

Scanned at 12-31-2012 10-41 AM copy

————————–

سیف اله غضنفری 

«مه سین۱»

پاسداشت فرزانگان و فرهیختگان هر قوم کمترین احترام به مقام شامخ کسانی است که رشد و اعتلای جامعه ی انسانی مرهون تلاش بی وقفه و خستگی ناپذیر آنهاست. شناسایی و معرفی این پشتوانه های بی بدیل فرهنگی و پیوند آنها با عامه ی مردم اگر در زمان حیات  آنها صورت پذیرد، می تواند موجب تربیت نیرو های مستعد و کارآمدی باشد که به نوبه ی خود تأثیری شگرف در جامعه بر جای خواهد گذاشت. و بالعکس هر گونه اهمال و قصور در این مورد موجب از دست رفتن فرصت هایی طلایی خواهد بود که جامعه را از فیض وجودی آنها محروم خواهد ساخت. و صد افسوس که در سرزمین ما قاعده ی دوم حکمفرماست و ما هنگامی به خود می آییم که خلاء وجودی این اختران تابناک محسوس و به هیچ روی پر کردنی نیست.( مه سین ) یکی از همین تیپ انسان هاست. کسی که به تنهایی کلکسیونی از هنراست اما در عین توانمندی و شایستگی مهجور و ناشناس مانده است. شاید اگر بتوان از هنر های فراوان او یکی را به دلخواه نام برد به نظر من زندگی او خود شاهکاری هنری است. او بند بازی را می ماند که با چوب صداقت بر بند باریک زندگی با شجاعت گام بر می دارد و با مناعت از افتادن در دام دریوزگی و دورویی بر حذر مانده است.وقار، سادگی و صمیمیت، از صفات بارز دیگری است که او را از هنرمندان بسیاری متمایز می کند. او اندیشمندی است ژرف نگر که مشکلات عدیده ی زندگی مانعی بزرگ در گرد آوری و تألیف دانسته های او در زمینه های مختلف هنریست. شناخت عمیق او از فولکلور قوم لر به گونه ای است که اگر ساعت ها به کلام دلنشین او گوش فرا دهی، از شنیدن آداب و رسوم و رمز و راز های معما گونه ی آن سیر نمی شوی. گاه سوار بر توسن تاریخ، شما را به وادی اسطوره ها می برد تا بر  سایه سار ( درخت زندگی۲ ) لختی بیاسایی و آن گاه لگام در کشی و با عبور از فراز پل ها و مناره ها و دژ ها از غارها سر بر آوری و از مفرغ ساخته ها و سنگ نگاره ها  دیدن کنی.میل و اشتیاق زاید الوصف او در حفظ و حراست میراث گرانبهای فرهنگی، آنچنان است که همچون سربازی جان برکف شب از روز نمی شناسد. گاه برای رمز گشایی از راز سر به مُهر ( مروا۳ ) ئی به دیار  دور دست سفر می کند تا گره از کار فرو مانده ای بگشاید و گاه دیگر برای ترجمه ی غرش شیر های سنگی از کوه های سربه فلک کشیده ی بختیاری سر بر می آورد.  زمانی دیگر برای نجات سنگ نگاره ی (میرملاس۴) بر بلندای هومیان می ایستد و ندای یاری سر می دهد. و دیگر گاه شانه های خود را در زیر طاق پل (کشکان۵) ستون می کند تا مانع فرو ریختن آن شود.این انسان ریزنقش لاغر اندام دریایی از تلاش و پویایی و هنر است و از هرچه در چنته دارد برای زدودن زنگار از سیمای غبار گرفته ی آیین و سنن قوم لر خودداری نمی کند. حضور فعال و مسئولانه در عرصه های مختلف هنری مخصوصاً جشنواره های آیینی و نمایش مراسم محلی در قالب، عکس، نمایشنامه، فیلم و … بدون هیچ گونه چشمداشت و دریافت مزد نمایانگر میزان تعهد او به هنر این سامان است.پیکر تراشی، مجسمه سازی و ساخت ماکت از دیگر دلمشغولی های اوست. ماکت های زیبای او از (دژ شاپور خواست۶)، پلدختر و سایر ابنیه و آثار تاریخی لرستان، کوچ ایلیاتی در فصول مختلف سال با ارائه تصویری چشم نواز از کار و تلاش عشایر در موزه مردم شناسی کوهدشت، و نمایش بزرگترین هفت سین جهان در(طاق بستان۷) کرمانشاه گوشه هایی از ایده خلاقانه ی اوست.اگر در لابلای مشغله های فراوان زندگی که همچون عنکبوت بر دستان خنیاگر او تار بسته است، مجالی بیابد، قلم در دست می گیرد و با نثری شیوا و جذاب، خواننده را تا « ۸بیکران عالم پندار می برد / تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی / تا کوچه باغ خاطره های گریز پا / تا شهر یادها.» اما آن را به لون تملق نمی آلاید و در پای خوکان نمی ریزد.نگاه خاص او به انسان و طبیعت، مسئولیتی ویژه را برای او رقم می زند. بدین خاطر در کمترین فرصت شال و کلاه می کند و کوله بر پشت می گیرد، تا در بُن بیغوله ای دور دست پنهان از چشم اغیار به نیاز مندی بینوا هدیه ای ناچیز ببخشد و در دستان کودکی خردسال مدادی به رسم یادگار بگذارد، یا درختی بی پناه را از گزند تبری بی رحم در امان دارد.(شور زندگی۹) و عشق و علاقه ی وافر به کسب دانش و تجربه های نو او را بر آن می دارد، تا با دستانی خالی و با هزار زحمت، رنج سفر را بر خود هموار سازد، تا از نزدیک با آثار بزرگان هنر آشنا شود. در شرح سفر به (فلورانس۱۰) این علاقه را به خوبی می توان در نوشته های او جستجو کرد. جایی که با احساسی کم نظیر مجسمه ای را لمس می کند، و یا با حیرت به تماشای تابلویی می نشیند… و هنگام وداع با این شهر تاریخی او را در مقام کودکی می بینیم که علیرغم میل باطنی از مادری مهربان و دوست داشتنی جدا می شود.گرچه برخی حسادت ها و کژتابی ها، بی مهری ها و نامرادی ها، او را از نقش واقعی خود دور ساخته و همچنان نیز آماج کین دشمنان هنر و بی هنران هنرنماست، اما شأن و شوکت معلمی را پاس داشته و در قلم و قدم بدان وفادار مانده و سنگ صبور را ترجمانی تازه کرده است.ای کاش با همه ی این گفته ها و بسیاری ناگفته های دیگر فرصتی پیش می آمد تا هنر جویان و مشتاقان در کارگاه او علاوه بر درس اخلاق وانسانیت، از تجربیات ارزشمند و گران سنگ وی نیز بهره ای می جستند و طرفی می بستند. کاری که با کمال میل و رغبت خود شائق به انجام آن است.من هنگامی که به « مه سین» می نگرم او را چونان کوهی می بینم با شکوه و استوار، با فریاد های فروخفته در گلو، و دره های عمیق درد در دل. کسی که راز رنگ ها را می داند، اما چونان ابر سپیدی بر پهنه ی آسمان آبی اندیشه، بی رنگ بی رنگ است. « ۱۱کسی که دانه های دل او پیداست، آب را میفهمد، به قانون گیاه احترام    می گذارد و قدر گل شب بو را می داند.» کسی که « ۱۲زندگی را دوست دارد / مرگ را دشمن.» کسی که در زادگاه خود نیز تنهاست!

                گه صوفی و  گه ملحد و کافر باشد

                                                                                  گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

                باید بکشد عذاب تنهایی را

                                                                                 مردی که ز عصر خود فرا تر باشد

———————————-

پانویس:

۱- ( مه سین)، نامی که محمد حسین آزادبخت به آن معروف است.

۲- ( درخت زندگی)، یا درخت زندگانی، سنگ نگاره ای که در سرخ دم لکی کشف شده است.

۳- ( مروا) ، سنگ قبر دختری در بخش هلیلان

۴- (میرملاس)، سنگ نگاره ی در شمال کوهدشت

۵- (کشکان)، پل تاریخی بین جاده خرم آباد کوهدشت

۶- (دژ شاپور خواست)، قلعه فلک الافلاک در خرم آباد 

۷- (طاق بستان) بنایی تاریخی در کرمانشاه

۸- (فریدون مشیری)، دیوان اشعار

۹- (شور زندگی)،سرگذشت ونسان ونگوک نقاش چیره دست هلندی نوشته ی:  ایرونیگ استون/  ترجمه: محمد علی اسلامی ندوشن/ انتشارات یزدان

۱۰- (فلورانس)، شهری تاریخی در ایتالیا

۱۱- (سهراب سپهری)، هشت کتاب

۱۲- (سیاوش کسرایی)، مجموعه آرش

———————————-

 

درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس "

دیدگاه ها

ش. ع در گفته :

درود بر سیف الله که خودیکی از برکات بزرگ شهر ماست امیدوارم که بیشتر شاهد قلم زنی ایشان باشیم.مثل همیشه گویا ورسابود.

صيدمحمد دوستي در گفته :

دست مریزاد بر شما دوستان وعزیزانی که قلم در دست گرفتید وفرهیختگان لر را معرفی میکنید شاید انان که در خواب غفلت هستند بیدار شوند

لیلا خوشنام وند در گفته :

ممنون استاد عزیز روراست بگم پاتوق هنری خیلی تکراری شده بود اما این چند روزه واقعاًمطالب زیبا وآموزنده ای داشتید که بسیار استفاده کردیم …امیدوارم بازم ادامه داشته باشه…

موموندی دلفانی در گفته :

کاش فرماندار شهرمان میشدی ای بزرگ

فرشته آزاد در گفته :

سلام.
خسته نباشید……قلمتان زیبا و رسا بود……..

نيك روش در گفته :

دست مریزاد همکار گرامی قوت قلمتان با رقم زدن نثری شاعرانه هر خواننده ای رو سر ذوق می آورد منتظر آثار بعدی شما می مانیم
.

مهران غضنفری در گفته :

درود بر شما و نویسا باد قلمتان و

یک دوبیتی تقدیم به محضر استاد آزادبخت:

تو همچون برف کوهستان قشنگی

تو چون گلهای رومشکان قشنگی

کتاب دلنشینی نازنینم. . . .

تو. از آغاز. تا. پایان. قشنگی…

KHATOON در گفته :

SEPAS AZ SHOMA OSTAD

یک چهره
و اینکه گفته ها چگونه کم کم آن را روشن می کنند
آشنا
صمیمی
شکوهمند
ناب و خالص.

واحدی نوایی در گفته :

یاد اوری بجا و شایسته ای بود ،خوشحالم که انگاره تان گواهی میدهد بر انسانیت محمد حسین ازاد بخت . چرا که هنرمند کسی ست که انسان را رعایت میکند و با این پندار او سزاوار چنان توصیفی ست .مانا و توانا باد اوستاد ما

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :