کد خبر : 19764
تاریخ انتشار : ۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,829 بازدید

سردار شهید حمید سوری و همرزمان بی ادعا

                                                                        سردار شهید حمید سوری در سال ۱۳۴۶در خانواده ای ، مذهبی کشاورز و زحمتکش در روستای خاصی آباد(سوری) رومشگان […]

 

0 (15)

 

 

0 (8)

 

 

0 (2)

 

 

0 (1)

 

 

0 (3)

 

 

0 (4)

 

 

0 (5)

 

 

0 (6)

 

 

0 (7)

 

 

 

0 (7)

 

0 (8)

 

 

0 (10)

 

 

 

0 (11)

 

 

0 (12)

 

 

0 (9)

 

 

0 (14)

 

 

0 (13)

 

 

سردار شهید حمید سوری در سال ۱۳۴۶در خانواده ای ، مذهبی کشاورز و زحمتکش در روستای خاصی آباد(سوری) رومشگان دیده به جهان گشود و در سایه تربیت های مذهبی و اسلامی خانواده رشد نمود، بیش از سه سال از عمرش نگذشته بود که از نعمت پدر محروم گشت، سردار شهید از بدو کودکی تا سنین نوجوانی با شرکت در مجالس مذهبی و هئیت های عزاداری عشق و علاقه بی وصف خود را نسبت به اسلام، ائمه اطهار و سالار شهیدان کربلا، حسین ابن علی(ع) به اثبات رساند و در محرومیت های اجتماعی  آن زمان بزرگ شد. سردار شهید با شکوفایی انقلاب اسلامی به شهر کوهدشت آمد و باشرکت در اجتماع های مذهبی جوانان این شهر و فعالیت در پایگاههای مقاومت در مسیر این حرکت بزرگ الهی قرار گرفت و عشق به شهادت و ایثار و فداکاری در راه مکتب حسینی(ع) در تکاتک سلول هایش رسوخ نموده، با فروزان شدن آتش جنگ تحمیلی وارد واحد بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان کوهدشت گردید و پس از یک سال خدمت در واحد بسیج به جبهه های حق علیه باطل شتافت که در جریان یکی از عملیات های قوای اسلام با اصابت ترکش جراحت برداشته و پس از بهبودی به کردستان عزیمت نمود که بیش از یک سال در آن دیار خونین مردانه جنگید و پس از آن به جمع سپاه پاسداران پیوست و قبای سبز شهادت بر تن کرد  و بار دیگر به جبهه های حق علیه باطل شتافت و به عنوان قائم مقام گردان ذوالفقار لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل(ع) شروع به فعالیت نمود و کوله بارش را برای زیارت اباعبدالله الحسین(ع) مهیا ساخت تا اینکه در سحرگاه روز ۲۸/۲/۱۳۶۵در منطقه عملیاتی حاج عمران پروانه وار گرد شمع حسینی(ع) رقصان در جشن پایکوبی عاشورا، مردانه امام مظلوم بسان اصحاب گرانقدر ابا عبدالله قلب گرم و پر آهنگش اماج ترکش های سوزنده یزیدیان زمان قرار گرفت و از این خاک پست و دون تا فلک، تا باروری نهال آرزوهایش و تا آنجایکه چشم انسانها بدان نخواهد رسید، بر اوج رفت و به خیل شهیدان مظلوم کربلا ایران پیوست.

 

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

images

 

فرازی از وصیت نامه سردار شهید حمید سوری

(معاون گردان ذوالفقار   لشگر ۵۷ حضرت ابوالفضل لرستان)

اگر خدا آن چیزی را در جنوب و غرب سراغش می گشتم نصیبم کرد و آن چیزی که می دانم به دست آوردنش خیلی مشکل است، اگر آنرا به دست آوردم کوله ام با لباس های جبهه که همراهم بود آنها را جمع آوری کنید و در کوله ام بگذارید، بگذارید تا زمانیکه رزمندگان پرتوان اسلام راه کربلا را باز کردن آن وقت هرکس توانست کوله این حقیر را به کربلا ببرد و در آنجا بگویید یا ابا عبدالله الحسین(ع) این کوله مال کسی بود ُ که می خواست یا در راه تو شهید، یا تو را زیارت کند.

اما در راه تو شهید شد و نتوانست به زیارت شما مشرف شود ولی درخواست شفاعت برای آخرت می خواهد. و این توشه او در راه آمدن به زیارت شما بود. اما یک مسئله بسیار مهم (اگر شهید شدم) از دوستان و برادرانم می خواهم به جای پیراهن سیاه به مدت چهل روز پیراهن سفید برای این حقیر بپوشند، جز یک نفر و آن هم خواهرم دیگر هیچ کس حق ندارد سیاه بپوشد، و مسئله دیگر اینکه مرا با لباس مقدس سپاه به خاک بسپارید. در کوهدشت پایین قبر شهید محمود رضایی

والسلام /   حمید سوری

 

محل شهادت : منطقه عملیاتی حاج عمران

تاریخ شهادت :۲۸/۲/۱۳۶۵

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

ناشناس در گفته :

هرگز نمرده ای و نمیری تو ای شهید
تو مرزبان زندگی جاودانه ای
از حد آرزو طیران تو برتر است
تو کی اسیر دامگه آب و دانه ای؟

ناشناس در گفته :

در یکی از این عکس ها روحانی نام آشنا و محبوب کوهدشت در دهه ۶٠ ، مصداق زهد و تقوا و بنده صالح خدا حضرت حجت الاسلام و السلمین محمد کریم مروجی دیده می شود ً. نسل جوانی که مخاطب میرملاس هستند و کامنت می نویسند به احتمال زیاد ایشان را نمی شناسند و نمی دانند من درباره چه جواهری دارم کامنت می نویسم. از زهد آتشین و تقوا و خوبی و پاکی ایشان هر چه بر دکمه های کیبورد بکوبم کم است . مراعات زی طلبگی و ساده زیستی روحانیت که بارها از جانب امام عزیز مطرح و تاکید می شد در وجود مروجی به عینیت رسیده و به عنوان یک آخوند که آبروی دین است می توان به او اشاره کرد . جوان ترها به دلیل شهرت گریزی مروجی شناختی از او ندارند اما همین را بگویم که سالها در شهر کوهدشت معتمد و مورد رجوع مردم بود، امام جمعه بود، در جبهه ها همراه و همدوش رزمنده ها برای دفاع از دین و میهن کم نگذاشت در دوره سوم مجلس نماینده مردم بروجرد بود . بعد از رحلت امام از سیاست کناره گیری کرد و در انزوایی خود خواسته ضمن فاصله نگرفتن از مردم به تدریس و تهذیب هرچه بیشتر پرداخت .
حاج آقا ! آشیخ محمد کریم مروجی ! با شما هستم .همان بهتر که هویت من نامعلوم بماند . اما شیرینی خاطرات با شما بودن در دهه شصت تا قیام قیامت در کام من و همه جوانان خط امام این شهر باقی است . بهترین آرزوها برای شما

رانا در گفته :

بسم الرب المرتضی
با سلام خدمت شما و مسول محترم سایت که از یاد شهدا غافل نمانده‌اند.
متن شما بسیار جذاب واثر گذار بود، خیلی دوست دارم بیشتر با شما آشناشوم.
و بیشتر از زبان شما درباره آقای مروجی و شهدا(از آن جهت که از نزدیک با ایشان همراه بوده اید) آشنا شوم.
با احترام

نوشتن در مورد آشیخ محمد کریم مروجی آسان نیست به دو دلیل:
اول _ زهد آتشینی که در رفتار و سلوک او دیده ام قابل تحریر و تقریر در قالب الفاظ نیست،به ویژه اینکه در روزگار ما حتی فکرکردن به زهد هم سخت است چه برسد به عمل کردن به آن.
دوم _ اطمینان دارم که خود ایشان راضی به اشتهار و ستایش ( حتی به اندازه یک کامنت ) نیستند.
اما با تمام این تفاسیر وظیفه خودم می دانم هرچند به صورت مختصر به درخواست شما پاسخ بدهم و نگاهی تاریخچه ای به زندگی ایشان داشته باشم ( چون عرض کردم زهد و اخلاص ایشان را فقط باید دید)
خاندان مروجی اصالتا بروجردی هستند و چند دهه پیش به دنبال مهاجرت بزرگ خاندان یعنی مرحوم حضرت آیت الله ماشالله مروجی(رضوان خدا بر او) به منطقه کوهدشت،به این دیار آمدند و اقامت گزیدند و چه اقامت میمون ومبارکی. شاید بشود گفت پس از رحلت آشیخ ماشالله که یکی از ستون های دیانت و تقوا در روزگار ما بود و با درگذشت خود کوهدشت را به ماتم نشاند اکنون آشیخ محمدکریم (برادرزاده ایشان) بزرگ مروجی ها و در عین حال گمنام ترین آنهاست و دلیل این قضیه چیزی شهرت گریزی خود ایشان نیست. به هر حال! آشیح محمد کریم یکی از رهبران مبارزه علیه رژیم پهلوی در سطح منطقه کوهدشت و لرستان بود و در این مسیر بارها تحت تعقیب اداره ساواک و ژاندارمری استان قرار گرفت. بعد از انقلاب و در سالهایی که روحانیت انقلابی نگین حلقه انگشتری مردم بود خوی خداجوی خود را همچنان در معاشرت با مردم سیراب می کرد. همانگونه که در کامنت بالا اشاره شد در دهه ۶۰ در کسوت امامت جمعه کوهدشت کانون توجه و دلدادگی انبوه آدم هایی بود که تحقق راستین مسلمانی خود را در آرمان های اصیل امام و انقلاب می دیدند. مروجی همزمان با اهتمام به مسائل شهری و روزمره مردم، به جنگ و جبهه و قطعاتی از زمین که سجاده بر آتش پهن بود و بندگان از بند نفس رسته خدا به مهمانی خون می رفتند بی توجه نبود. بارها و بارها مثل همین عکسی که شما می بینید به جبهه ها می آمد رزم جامه به تن می کرد و در عین حال از لباس صنفی خود خارج نمی شد و بسیجی وار نشان می داد راز ماندگاری تاریخی روحانیت اصیل شیعه در چیست( عمیق تر به این عکس نگاه کنید چقدر رمز و راز دارد.چقدر با آدم حرف می زند).مروجی در عین زهد و تقوا و جنگ و جهاد از عالم فعالیت سیاسی هم دوری نمی گرفت و تحقق آرمان ها و شعارهای انقلاب را در تفکر چپ می دید که البته شرح و تفصیل آن مجالی مستقل می طلبد. آقای مروجی در سال ۶۷ و در انتخابات مجلس سوم از طرف مردم بروجرد به نمایندگی مجلس انتخاب شد. بعد از رحلت امام و در انتخابات دومین دوره مجلس خبرگان رهبری(سال ۶۹) از استان لرستان کاندیدا شد و در یک واکنش کاملا جناحی از سوی هیات نظارت و شورای نگهبان _ که فقط در حسادت ها و رفتارهای سیاسی پشت پرده آن دوران قابل ارزیابی است _ با عدم صلاحیت مواجه شد! اتفاق تلخی که خبر از حذف اصحاب امام و انقلاب و پیشکسوتان خون و شهادت می داد. مروجی با پایان مجلس سوم و در روزگاری که جریان چپ و خط امام از قدرت اخراج می شد از سیاست کناره گرفت و انزوا اختیار کرد. به قم رفت و تحقیق و تدریس و تهذیب را برنامه زندگی خود ساخت. مروجی از مردم فاصله نگرفت هنوز افراد زیادی در کوهدشت هستند که او را طرف مشورت و حل مشکلات و مسائل روزمره خود قرار می دهند و آیا عرفان چیزی جز این است؟ پیوستن به حق بدون انقطاع از خلق.
درباره سلامت رفتاری،اخلاقی و مالی او و سختگیری های شدیدی که در این مسائل بر خود اعمال می کند یک کتاب حرف دارم و یک سینه خاطره شخصی، که امیدوارم مجالی پیش بیاید تا آنها را بازگو کنم تا مردم و جوانان و طلاب بخوانند و بیاموزند که آخوند یعنی چه؟ و چگونه می توان لباس دین را پوشید و آن را لکه دار نکرد.
مسائلی که دیگر پیش پا افتاده به نظر می رسند و خیلی ها آنها را برای خود حلال کرده اند هنوز در نظر مروجی و برای خودش حرام و شبهه ناک و مکروهند. زهد و پرهیز مروجی در این روزگار اگر نایاب نباشد قطعا کمیاب است! شیخ ما امروز یکی از مدرسین برجسته حوزه علمیه قم است و اگر شهرت گریزی و مراقبه شدید و تواضع اجازه بدهد می تواند خود را در سطح مرجعیت و اِفتا مطرح کند.
بهترین درود ها بر روان هستی بخش شهدا به ویژه شهید حمید سوری
و رضوان و غفران خدا بر سلسله جلیله عرفا،فقرا،عباد و زهاد به ویژه آشیخ ماشالله مروجی و شهید زنده آشیخ محمد کریم عزیز ما

با سلام
ممنون از این که قابل دانستید و درخواست بنده را جواب دادید. خداوند نگهدار همه عرفا، فقرا، عباد و زهاد باشد ان شالله. و امیدوارم که به قول شما مجالی پیش آید و درباره ای مسائل بیشتر صحبت و البته استفاده کنیم.
با احترام و آرزوی توفیق

پاسخ به آقا یا خانم رانا در گفته :

مخاطب محترم
بنده همان دو ماه پیش جواب دادم و این متن را نوشتم اما میرملاس آن را نمایش نمی داد تا اینکه آقای حشمت الله آزاد بخت سردبیر میرملاس شد و با اولین ارسال و دریافت آن را منتشر کرد. از ایشان ممنون باشید.

با سلام
بازم هم ممنونم هم از شما و هم از آقای حشمت‌الله آزادبخت.
با آرزوی توفیق و سرافرازی شما

ناشناس در گفته :

دسته گل ها دسته دسته می روند از یادها
شمع روشن کرده ای در رهگذار بادها ؟
سخت گمنامید اما ای شقایق سیرتان
کیسه می دوزند با نا شما شیادها
با شما هستم که روزی کاسه سرهایتان
خشت می گردد برای عافیت آبادها

سلام آقای آزادبخت
خدا قوت و دستتون درد نکنه که تصاویر و زندگینامه شهدای شهرمون رو در سایت میرملاس قرار میدید
سری به این آدرس بزنید http://farmande.blogfa.com/ و در قسمت پیوندهای وبلاگ هم آدرس وبلاگ سایر شهیدان کوهدشت قرار داره که میتونید از خاطرات ، تصاویر و زندگینامه فرماندهان شهید شهرمون در میرملاس استفاده کنید

رومشكان91 در گفته :

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
(( کوله ام با لباس های جبهه که همراهم بود آنها را جمع آوری کنید و در کوله ام بگذارید، بگذارید تا زمانیکه رزمندگان پرتوان اسلام راه کربلا را باز کردن آن وقت هرکس توانست کوله این حقیر را به کربلا ببرد ))
راستی به وصیت ان شهید همام عمل کردن یا نه؟
خدایش با امام حسین(ع)محشور کناد و ما را نیز هم.

سوری نعمت در گفته :

سلام بر شما

آری؛ برادر زاده اش ،جناب محمد سوری همان کوله پشتی را که شهید حمید سوری وصیت نموده بودند به حرم امام حسین برده بودند. و به وصیت آن شهید که به فرمایش امام عند ربهم یرزقونند عمل گردید.

پرویز ن در گفته :

سلام بر سرداران شهید که مایه افتخار این مملکت ومرز و بوم بوده و هستند

روح تان شاد یادتان ماندگار ، هر کس این کامنت رو خواند سه صلوات هدیه کنه به روح پاکشان !

چهره معصوم و ساده و پاک شما اشک هر آدمى رو در میاره.

ناشناس در گفته :

ولا روژ قیامت مَه اَرا وُژِم … وگرنه خوبان خدا جا وُژو دیرِن …

ص.یاری پور در گفته :

فداکاری شهیدان و گذشت خانواده ها و حضور رزمندگان ما بود که ابرهای تیره و تار آن روزگار دشوار را از افق زندگی این ملت زدود.

ناشناس در گفته :

هنوز از کربلایت
به گوش آید صدایت
حسین ! جانها فدایت
حسین ! جانها فدایت

ناشناس در گفته :

میر ملاس ! چوینی ؟ خووی؟ دست درد نهه هاینه ویر شهیدل
بزرگداشتی اَرا شهید حسن قبادی بِگِر …یه تیکه نویر بی … ها ویرم هنه جنازه حسنو آورد مردم مخونو :
یه حسن قبادیه
یه حسن قبادیه
اِ راه دین شهید بیه
اِ راه دین شهید بیه

هی هی هی روژ قیامت مه خدا!

خدا رحمتش کند روحش شاد و یادش گرامی .انشائ الله که ما هم یه روزی به جمع اینها بپیوندیم.

باسلام.
در جواب عزیزی که پرسیده بودند آیا به وصیت نامه ی ایشان عمل شده یا نه باید بگویم به لطف خداسالها پیش توسط برادر زاده ی شهید وصیت ایشان عملی شد.

رومشكان91 در گفته :

ممنون s
باور کنید من اون زمانی که این عزیز به شهادت رسیده بود کلاس پنجم ابتدایی بودم یادم هست که گفتن یکی از پاسداران کوهدشت که شهید شده وصیت کرده که اونو با لباس رزم(پاسداری )به خاک بسپارند خدارحمت کند همه ی شهدا را.

گرفتار در گفته :

شهدا خوش به حالتان … همین!

بر موج غم نشسته منم
بر زورق شکسته منم …

سيدمجتبي حسيني طرهان در گفته :

کجایند مردان بی ادعا…

بهزادپادروند در گفته :

ثابت کردند که خاکی و بی ادعا بودند. روحشان شاد

ناشناس در گفته :

همیشه به شهدا حسودیم شده کاش یک روز خدا بر سرم منت بذاره این افتخارم نصیب این بنده سرتا پا تقصیرشم بکنه.یاد شهدا گرامی .

ناشناس در گفته :

السلام علیک یا اباعبداله الحسین،بخدا همه ما شرمنده شهداهستیم،به همه میگم وبخصوص خودم ،تورا به امام زمان قدر شهدا ،امام شهدا،وحضرت امام خمینی،ورهبر عزیز انقلاب را بدانیم وامروز از دیروز بیشتر به یادشان باشیم ورهبر را وانقلاب ودر کل اسلام را یاری کنیم ،شاید در قیامت ،ودر دنیا هم شفیع ما باشند انشاء اله الهم عجل لولیک الفرج(عج)

ناشناس در گفته :

السلام علیک یا اباعبداله الحسین(ع)،السلام علیک یافاطمه الزهرا(س)بخدا همه ما شرمنده شهداهستیم،به همه میگم وبخصوص خودم ،تورا به امام زمان قدر شهدا ،امام شهدا،وحضرت امام خمینی،ورهبر عزیز انقلاب را بدانیم وامروز از دیروز بیشتر به یادشان باشیم ورهبر را وانقلاب ودر کل اسلام را یاری کنیم ،شاید در قیامت ،ودر دنیا هم شفیع ما باشند انشاء اله،آرزوی حقیرشهادت در رکاب آقاست انشاءاله نصیبمان شود،وخدایاریمان کند که از رهروان راه شهدا وامام ومخلصین در راه خداباشیم وعمل ورفتارمان هم در راه خداباشد.انشاءاله انشاءاله انشاءاله.

الهم عجل لولیک الفرج(عج)

سلام به روح پر فتوحت _ صورت معصومانه اش نشان از ایمان والا و عمیق ایشان به خداوند تبارک و تعالی وبه دور از حواشی دنیوی میباشد که می تواند سر مشقی برای کاندیداهای شورای شهر این شهرستان باشد که به دور از تخریب همدیگربه فعالیتهای انتخاباتی خود بپردازند و اخلاق را زیر پا نگذارند

م سوری در گفته :

سلام ودورود بر ارواح همه ی شهداء بویژه سر دار واقعا” بی ادعا حمید سوری و همرزمانش امید وارم مسئولین شرمنده شهدائ نشوند . و با تشکر از مدیر محترم سایت بخاطر این کار ارزشمندتان

به نام خدا
اهالی محترم میر ملاس با سلام
باور کنید هر روز به تصاویرشهدای بزرگوار در سایت که نگاه میکنم روحم تازه می‌شودهر دفعه که وصیت نامه را می‌خوانم احساس میکنم چیزی جدیدی درون آن نوشته است، برای ادامه‌کارهای روزانه از شهدا انرژی مثبت میگیرم. امیدوارم که روزی این بنده حقیر هم سعادت شهادت در راه خدا را کسب نمایم.
بار دیگر از مسئولین محترم سایت میر ملاس نیوز به خاطر یادی که از شهدا نموده‌اند سپاسگذاری میکنم.
با احترام و آرزوی توفیق روز افزون بر ای همه شما

فرود سوری در گفته :

در سالروز شهادت شهید والامقام ضمن گرامیداشت اینروز برای شادی روحش صلوات میفرستم

محمد علی رومشگانی در گفته :

یاد باد آن روزگاران یاد باد

اندر وداع آخر شاهنشه یگانه / با خواهرش(در وصبتنامه بگفتا ) این نکته محرنامه که تنها شما سیه بپوشید و دوستان و برداران سفید .سالروز شهید والامقام گرامی میداریم و برای شادی روحش بخوانید فاتحه و صلوات را . یاد این سرادر عزیر گرامی باد

روحشان شاد یادشان گرامیباد .

ناشناس در گفته :

شادی روح ملکوتی شهدای گلگون کفن این مرزو بوم صلوات

سيدمجتبي حسيني (طرهان) در گفته :

درود بر سرداران و دلاور مردان ایران زمین

ابراهیمی در گفته :

چند روز قبل از شهادتشان همراه شهید حمیدرضا ابراهیمی ایشان را در کوهدشت ملاقات کردم. من و پسر عمویم هر دو بچه بودیم و شهید سوری از پسرعمویم پرسید به نظر تو کدام یک از ما زودتر شهید می شویم. او با اشاره ای مبهم به شهید ابراهیمی نگاه کرد. شهید سوری لبخندی زد و گفت اشتباه می کنی من حتما زودتر شهید می شوم. چند روز بعد که همراه خانواده در تشییع جنازه ایشان شرکت کردم یاد آخرین لحظه دیدار با ایشان و اطمینان از شهادتشان افتادم. یادش همیشه به خیر و مستدام.

طرهاني از طرهان ديار دياري در گفته :

وقتی عکس شماره ۶ را دیدم خاطره ای از شهید در ذهنم تداعی شد و آن اینکه : با من خیلی دوست بود به من اطمینان داشت تا جایی که برادر کوچکش نزد من آورد . در جبهه گاهاً به من و برادرش سر می زد . لباس فرم سپاه نمی پوشید . یک روز به او گفتم حمید راستی تو سپاهی هستی یا بسیجی ؟ خندید و گفت من از نیروهای جمهوری اسلامی هستم و برای حفظ ان تلاش می کنم . توی عکس همه لباس فرم دارند الا حمید . برای شادی روح همه شهدا صلوات .

همرزم شهدا در گفته :

درود به ارواح پاک شهیدان خاکی ایران .شهیدان لرستان . شهیدان شهرستان رومشکان. الخصوص شهدا پاسدار شهیدان بی ادعا. الیاس سوری . علی بازوند . علی جعفر اسدی فرد . حمید سوری روحشان شاد باد . روح همه شهدا صلوات

کوهدشتی در گفته :

نفر ۴عکس شماره ۳ را نگاه کنید آیا مظلوم نیست؟

ساکن کوهدشت در گفته :

بله ایشان آقای یونس ازادبخت یکی از رزمندگان شجاع شجاع شجاع ……. و بی ادعای مومن شهر ما بودند .برایش آرزوی توفیق را داریم .

نظاره گر در گفته :

چقدر زیبا بال زدند و رفتند و به معبود خویش پیوستند . ما مانده ایم و جامی شراب گاهی نفس می برد و گاهی حال خراب

طرهانی از طرهان دیار دیاری در گفته :

ای کاش می توانستم کوله بسته شهید حمید سوری را در این اربعین ۲۰ میلیونی ۱۳۹۳ با خود حمل و برای آنها (حج مستمندان حسین (ع) قرائت می کردم .

عبد الرحیم اسکندری در گفته :

اسکندری فرمانده گردان دولفقار به وصیت ایشان عمل نموده وبا روحانی کاروان عمل نموده وبا شو وحال نا گفتنی بجای ایشان زیارت کردیم روحش شاد

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :