کد خبر : 19892
تاریخ انتشار : ۵ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 372 بازدید

کوتاه سروده – پاییز رحیمی

… پدر به کارخانه می رود مادر به مسجد. من به فیس بوک می آیم درخانه ی ما دموکراسی مطلق برقراراست هیچ کس با هیچ کس کاری ندارد!! … پاییز رحیمی

paeizan_1975@yahoo.com

پدر به کارخانه می رود

مادر به مسجد.

من به فیس بوک می آیم

درخانه ی ما دموکراسی مطلق برقراراست

هیچ کس

با هیچ کس

کاری ندارد!!

پاییز رحیمی

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

سید مجتبی حسینی در گفته :

درود بر پاییز عزیز بخاطر کارهای زیبایشان. این شعر کم از واقعیت ندار. بانوی شعر بسیار توانمندتر و مستعدتر از آنی هستند که دیگرانی که دورتر از ایشان هستند فکر می کنند. از مرتضای عزیز هم سپاسگزارم که ایشان را به علاقمندان لرستانی معرفی کردند.
پیشنهاد میکنم وبلاگ ایشان و تلاش برای معرفی سه گانی و شیوه های درست سه گانی گویی را بیشتر مطالعه کنیم!
هرچند غزلهای این بانوی هنرمند بسیار زیبا و دلنشین هستند و در پرونده ی بعدی نهایت خوش ذوقی را میتوانید در استفاده از آنها به نمایش بگذارید.

[پاسخ]

سید مجتبی حسینی در گفته :

اما نقد شعر:
در ابتدا با یک جور شادی و آزادی در شعر مواجه هستیم. خانواده ای با آزادی عمل و فراغ خاطر که اعضای خانواده هر کدام علایق و دغدغه های خود را دنبال می کنند و خانواده ای با دموکراسی واقعی! را نشان میدهد. و سه بند پایانی «هیچ کس با هیچ کس کاری ندارد» هم تایید کننده ی این موضوع ست اما بیشتر بار شعر و زیبایی آن را همین سه بند پایانی تشکیل میدهد. آن آزادی که شاعر از آن حرف میزند غمی ست بزرگ که آن را با نام «تنهایی» می شناسیم!
شاعر خوش ذوق با نهایت هوشمندی از موضوعی ساده و کلماتی روزمره تفاوت نسلها، جنسها و امکانات رو با زیبایی هر چه تمام تر بیان کرده و در نهایت ماحصل آن را به تنهایی انسان امروزی (و تنهایی خودش) گره زده است.
برای پاییز مهربان و شعرهایش آرزوی سربلندی و شاد کامی دارم.

[پاسخ]

پاییز رحیمی در گفته :

درود بر آقای خدایگان عزیز و آقای حسینی نازنین.
ممنونم از محبت شما دوستان خوب و برایتان آرزوی سلامتی و توفیق دارم.

[پاسخ]

مروا در گفته :

پدر به کارخانه می رود

مادر به مسجد

من به فیس بوک .

( بقیه شعر باید در عمق باشد
…………….و به نظر من اضافه است و شعر را ضعیف کرده است.)

فضا فضای هر کسی کار خود را انجام می دهد است و احتیاجی به توضیح ندارد.
.

[پاسخ]

مصطفی خدایگان / سرویس اندیشه پاسخ در تاريخ دوشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۱ ۰۸:۴۶:

موافقم؛ شعر در عبارت سوم تمام می شود.. یا بهتر بگویم: آغاز می شود………

[پاسخ]

سیدمجتبی حسینی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۱ ۰۹:۴۱:

سلام بر مصطفای عزیز و مروا
درسته که در ابتدا احساس میشه در بند سوم کار تمام میشه و به ظاهر در همون بند سوم هم اتفاقی که باید می افتاده، افتاده (یعنی همون هر کسی کار خود را انجام می دهد) اما شاعر این رو نمی خواسته بگه!
با توجه به شناختی که از شاعر این کار دارم؛ به شخصه معتقدم این کار عمداً ادامه پیدا کرده تا فضای تنهای رو نشون بده نه «بی تفاوتی و هرکی هرکی بودن جامعه ی امروز رو!» و همونطور که عرض کردم هدف بیشتر (به نظر من) همون «هیچ کس / با هیچ کس / کاری ندارد!» است. یعنی «تنهایی» و نه آزادی اجتماعی!
البته این رو هم اضافه کنم که اگر از دید هنری و شاعرانه بخوایم موضوع رو نگاه کنیم تا حدودی با شما موافق هستم اما اگر از نظر نقد ادبی و ارتباط کلمات و بندها با هم این شعر رو بخوایم ببینیم موضوع متفاوت میشه و به عرض بنده نزدیکتر شاید باشه.
خوشحالم میشم بیشتر نظرتون رو بدونم.

[پاسخ]

مصطفی خدایگان پاسخ در تاريخ دوشنبه ۷ اسفند , ۱۳۹۱ ۱۲:۰۶:

سلام دوست گرامی.. این شعر، مشخصاً در مورد تنهایی (یا بهتر بگویم: بی کسی) انسان امروز است و تداعی گر آزادی اجتماعی نیست! به همین دلیل است که معتقدیم نباید با توضیح و تفسیر همراه باشد. دیدگاه شما از نگاه “هرمنوتیکی” مورد پذیرش است اما وقتی وارد “بوطیقای” شعر می شویم می بینیم که همین “توضیح دادن” و “نبش قبر روایت و مفهوم” در متن، باعث شده “دور هرمنوتیک” از متن گرفته شود و آنها را از یک شعر “حرفه ای” به یک شعر “معمولی” تنزل دهد. (از شاعر محترم و شما دوست گرامی بسیار عذر میخوام که نقد کردم) سربلند باشید

[پاسخ]

مروا پاسخ در تاريخ سه شنبه ۸ اسفند , ۱۳۹۱ ۱۶:۲۳:

ممنونم حسینی عزیز اون نظر من بود
با شناختی که من از کلمات دارم
تازه اگه اینجوری بود بهتر بود:

“پدر به کارخانه رفت
مادر برای کارهای خانه
و فیس بوک قطع بود”

.
.
.

[پاسخ]

مصطفی خدایگان / سرویس اندیشه در گفته :

ما تنهائیم
ما تنهائیم
ما تنهائیم
..
..
..
این یک مانیفست نیست

[پاسخ]

کیومرث عیدی پور در گفته :

سلام
لذت بردم ممنون ازشما

[پاسخ]

ممنون شعر گیرایی بود…قبلاًاین شعر ویه جایی خونده بودم خوشحالم که فهمیدم شاعرش کیه…

[پاسخ]

محمد از تهران در گفته :

عالی بود

[پاسخ]

پرويز گراوند در گفته :

خانه ی ما دموکراسی دارد

هیچ کس

با هیچ کس

کاری ندارد!!

[پاسخ]

آموزشگاه آزاد هنری میرعماد،صمد زالپور در گفته :

واقعا این شده روزمرگی امروز

[پاسخ]

سلام، واقعا دموکراسی یعنی همین. این درست است؟؟

[پاسخ]

مصطفی نظریان شریفی در گفته :

با سلام و احترام:مصطفی نظریان شریفی هستم گاه گاهی هوای شعرم بارانی می شود شعری سرودم وامیدوارم در سایت خوبتان تایید گردد:کهنه موجی در میان سیل ایهامم هنوز غرق احوال سوال و خیل ابهامم هنوز بی هدف در بند بند آرزو دل بسته ام با همان شوق پریدن مست بر بامم هنوز خفته در آلونک دل پشت صدها آرزو مثل اوصاف گذشته سیل الامم هنوز برگ دست سرنوشتم هرکجابادم برد مست دست آستان شطح الهامم هنوز روبه خاکسترنموده در هیاهوی خیال باهمان آشفتگی ها آتش تامم هنوز.باتشکر09198193760

[پاسخ]

مهدي رشنو بهزاد گرافيك در گفته :

سلام و خسته نباشيد به خدمت زحمتكشان سايت
و درود بر پاييز رحيمي عزيز

[پاسخ]

رضا رستمي نيا در گفته :

با سلام
لذت بردم.كاش فقط سه سطر اول بود و بس

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :