کد خبر : 20202
تاریخ انتشار : ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ - ۲۳:۵۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 425 بازدید

یک خبرنگار پشت درِ زیرمیزی!

  حشمت اله آزادبخت /سیمره : قصه از جایی شروع، نه، شلوغ شد که امین آزادبخت مدیر سایت میرملاس، نه آن صخره‌ی دل‌شکسته که روزگاری پر از تصویرهای روشن بود و امروز به میرپلاسی سرشکسته تبدیل شده است، به همراه خانواده‌اش به دهان بوآی آدم‌خوار جاده‌ی کوهدشت به خرم‌آباد وارد شد و درنیمه‌ی راه بر اثر […]

bimar_206257 copy

 

حشمت اله آزادبخت /سیمره : قصه از جایی شروع، نه، شلوغ شد که امین آزادبخت مدیر سایت میرملاس، نه آن صخره‌ی دل‌شکسته که روزگاری پر از تصویرهای روشن بود و امروز به میرپلاسی سرشکسته تبدیل شده است، به همراه خانواده‌اش به دهان بوآی آدم‌خوار جاده‌ی کوهدشت به خرم‌آباد وارد شد و درنیمه‌ی راه بر اثر سانحه‌ی رانندگی یک‌راست به تخت بیمارستان عشایر خرم‌آباد! منتقل شدند. خوشبختانه تیر مرگ از سرشان گذشت و با پاهای شکسته و قفسه‌های فرو رفته روی تخت‌های آه و ناله منتظر امداد ماندند. همراهان، عکس‌ها و آزمایش‌های بیمارستان را زیر  بغل امید گرفته و شتاب پاهای پیاده را به مطب شخصی آقای دکتر رساندند. آن‌جا برای عملیات پیش از عمل، مبلغ ۶۰۰هزار تومان، زبانم لال! زیر میزی خواستند. اما همراهان غیور و تصمیم امین از غیرت ژورنالیستی سواستفاده کرده و دست به جیب باج نبردندو ترجیح دادند ناله‌ی سر به سقف مجروحان بلندتر شود اما برای یک بارهم شده کمر تسلیم زیر بار ستم خم نشود…
این بار اما با سر فرود افتاده‌ی التماس به مطب شریف آقای دکتر رفتند که این بار منشی سرِ بزرگواری برداشت و دهان بخشش باز کرد و یک‌صد هزار تومان به گل روی شما تخفیف داد و من تصمیم گرفتم دویست هزار تومان اجاره خانه‌ام را ماهانه برای دکتر مستمند پست کنم.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی لرستان به دیدار امین آمد و ماجرا را در گوش توجه‌اش پچ پچ کردیم. دکتر به رئیس بیمارستان گفت: هیچ‌کس حق ندارد از تصادفی‌ها مبلغی دریافت کند. و این خلاف قانون بیمارستان است و ازرئیس بیمارستان خواست پی‌گیر قضیه شود. رئیس بیمارستان هم با صورت سرخ شده از سیلی ماجرا خواستار برخورد با دکتر فوق‌الذکر شد و از رئیس دانشگاه علوم پزشکی خواست پزشکی دیگری به بیمارستان معرفی شود و ضمن ابراز ناراحتی از قضیه، توضیح داد که این مسائل بیرون از محدوده‌ی بیمارستان اتفاق می‌افتد…
القصه جناب«دکترِ دیگر» به اتاق شماره‌ی شش آمد و وقتی از وی خواستیم آستین جراحی را هرچه زودتر بالا بزند، فرمود: با من هماهنگ نشده  و امکان دارد فردا عازم تهران باشم. خلاصه سرِ حوصله‌اتان را درد نیاورم برخی نماینده‌های مجلس هم که صدای گوش‌خراش دهل ماجرا درگوش مسئولیت‌شان پیچیده بود از پشت موبایل‌های اعتراض پی‌گیرشدند و با رئیس علوم پزشکی لرستان تماس گرفتند…
و سرتان را به دردتر نیاورم این‌که از قرار معلوم فردایِ این نوشته عمل‌ها انجام خواهد شد. حالا قرار است یک خبرنگار سمج فردا به تیغ مهربان جراحی سپرده شود اما خانواده‌اش با پای خمیر شده و دنده‌های فرو رفته در کبد پشت درِ مسدود زیر میزی دراز کشیده‌اند و ناله‌هایشان دم به دم از برج‌های فلک‌الافلاک بالاتر رفته است.
با رئیس بیمارستان، که جا دارد به خاطر سرکشی گاه‌به‌گاهش از بیماران قدردانی کنم، مشغول صحبت بودم که مردی با قد بلند افتاده‌اش قدم‌هایش را به ما رساند و گفت: ببخشید آقای دکتر پول را به حساب شخصی دکتر واریز کنیم یا به بیمارستان بدهیم؟! دکتر در حالی که سر شرمش را همراه لبخندی تکان داد، گفت: فقط حساب بیمارستان.
حالا من مانده‌ام و شبی که باید همراه ضجه‌های بیماری باشم که روی تخت درد دراز کشیده است. این‌جا تن شکسته‌ی خواهرزاده مقابلم مچاله افتاده و در ساختمان بغلی خواهرم با دنده‌های شکسته‌ی سینه و طبقه‌ی بالای سرم دیگری که زانوی خمیرشده امان از قرارش بریده است.
کلاغ قصه‌ی ما در هوای زیرمیزی‌ها و …ها و …ها هرگز به خانه‌اش نمی‌رسد اما مسئولان نظام پزشکی ما که در هوای مسئولیت و مدیریت نفس زندگی می‌کشند و از قرارِ معلوم از این قانون خود ساخته زجر می‌کشند، باید خودکار قرمز برخورد برداشته و ضمن شناسایی دکترهای شریف خاطی، خط قرمزی روی صورت اجحافشان بکشند چرا که در هر صورت انگشت تیز انتقاد و اعتراض، آن‌ها را نشانه می‌گیرد که بر صندلی مدیریت بیمارستان‌ها و دانشکده‌های علوم‌پزشکی و مراکز درمانی نشسته‌اند.
جدای از این درددل جا دارد از قدم‌رنجه‌ی مدیرکل ارشاد لرستان، مدیرکل کتابخانه های استان ، رئیس دانشگاه علوم‌پزشکی و مدیر روابط عمومی‌اش، رئیس بیمارستان عشایر و اهالی قلم و سرکشی‌شان از مدیر مجروح سایت میرملاس نیوز سپاس‌گزاری کنم.

 

 

درج شده توسط : سرویس خبر و رسانه " میرملاس "

دیدگاه ها

قاسمی در گفته :

متاسف شدم / واقعا ” این پزشکان،همان هایی هستند که در پیشگاه خداوند سوگند یاد کرده اند که حقوق بیماران را تضییع نکنند، سوگندنامه ای که ایرانیان آن را حتی قبل از سوگند نامه بقراط رعایت می کردند و به آن احترام می گذاشتند.
متاسفانه اخلاق پزشکی و سوگندنامه پزشکی چنان دستمایه برخی پزشکان قرار گرفته است که آنان آشکارا و بدون هیچگونه ترس یا خجالتی مبادرت به این کار می کنند.
حشمت جان این موضوع آنقدر گسترش پیدا کرده که دیگر باید به آن عنوان (( رو میزی )) بدهیم ، چون دیگر کسی از گرفتنش خجالت هم نمی کشد

احتمال قسم خوردن در دانشگاههای علوم پزشکی و حقوق قضایی عوض شده و به شکل دیگه ای بیان میشه که همه چی اینجوری عادی شده که رک و پوست کنده چه تو دادگاه چه تو بیمارستان علنا درخواست پول و رشوه و پارتی میکنن.شایدم ما عوضی هستیم گه به این سنت داریم ایراد می گیریم شایدم …

فرشید بهرامی /خبرنگار در گفته :

واقعا برای مجموعه بهداشت و درمان استان باید تاسف خورد و در یک کلام گریست.خبرنگاری که شب و روز برای توسعه و پیشرفت این استان تلاش میکند اخر سر باید این چنین دستمزدش را بدهند.امین جان این ها همه می گذرند و به قول معروف سیاهی میماند برای ذغال.تو خوب میشوی و لباس عافیت بر تن میکنی .اما کسانی خواهند ماند که عرق شرم بر پیشانی تا قیام قیامت شرمنده ظلمی خواهند بود که بر تو روا داشتند.

تورج در گفته :

سلام آقاى بهرامى
لطفأ إصلاح کنید” مجموعه بهداشت و درمان ” نه، پزشکان جراح” چون نه کادر درمان ( پرستاران و…) و نه بهداشت و پزشکان عمومى و متخصصین غیر جراح، شریک این معضل نیستند. ضمنأ در این شهر کوهدشت جراح هایى هم هستند که زیرمیزى نمیگیرن و هیچ وقت کسى ازشون حمایت نکرد و قدر دان نیست. اگر خواستید اسم میبرم. با تشکر

فرهاد در گفته :

میشه اسم ببرید کیا زیز میزی نمیگیرن

اونا………….

آقا کار از این کارها گذشته است.
برادر بنده به علت شکستگی پا ۷ روز در بیمارستان عشایر بستری بود اما این پزشکان بی رحم به علت نپرداختن زیرمیزی وی را عمل نکرند و وی ۱۵ کیلو وزن کم کرد تا یکی از دکترها با دریافت ۲۰۰ هزار تومان زیر میزی حاضر به عمل شد.به مسئول بیمارستان هم مراجعه کردم با نگاهی آکنده از تحقیر و عاقل اندر سفیه, فقط بنده را از دفترش بیرون نکرد اما تا جایی که توانست مسخره کرد.کجایی جناب ازادبخت اخلاق حرفه ای که هیچ,بشریت از دیدن قیافه این ها هم شرم دارد.

دریا در گفته :

آهای پژشک بی تعهد …خاک تو سرت…

الهی امین…

این دخترها هم بلدن نفرین کنن فقط خوب شما هم یه فکری بکنین

مهساشفیعی در گفته :

پشت در زیرمیزی ناله هایمان مانده…
گذشت دوره ای که پزشکی،خدمت بود و شغل شریف بود و قداستی داشت!

ناشناس در گفته :

ای بدبختی ؛ پزشکان بااین اوصاف آنقدرجسارت پیداکرده اندزیرمیزی را بصورت علنی ،حتی ازخبرنگاران واصحاب رسانه که زبان گویابرای انعکاس مشکلات مردم دارندمی گیرند. وای به حال دیگران…

این حشمت چه سوژه هایی گیرمیاره.دمت گرم.

علی کولیوند در گفته :

باز هم خوشا به حال امین که به علت شناخته شدنش این حد رسیدگی رو داشت بقیه مردم باید چه “هر ه ای بینه سر”

داريوش جعفري در گفته :

آقای آزادبخت به جای این اعتراضات بهتر است دعا کنیم که هیچ وقت پایمان به بیمارستان باز نشود. هیچ کدام از این مسؤولین درمانی کاری برای ریشه‌کنی زیرمیزی انجام نمی‌دهند. چون اکثرا خودشان از زیر میزی سود می‌برند. وقتی پول برای قشری اساس کار می شود تمام قباله‌ها و قانون‌ها باطل است برادر!!!!!!!!!!!

ناشناس در گفته :

با آرزوی سلامتی برای آقای آزادبخت در شهر کوهدشت این محضل از شهرهای دیگر استان بیشتر است و باید مسئولین چاره ای بیندیشند بنظر میرسد این پولهای که پزشکها میگردند رو با صورت جلسه ای در هر شهر قانونمند کنند تا بینوائی که کسی رو نداره پول بیشتری پرداخت نکند و هزینه زیر میزی رو قبل از عمل در بیمارستان جهت پزشک دریافت کنند به هر حال این پول باید پرداخت شود

ناشناس من…
کوهدشت نبوده بیمارستان خرم ابادبوده

ناشناس در گفته :

هر کجای این استان یا استانهای دیگر چاره کار چیه در اکثر شهرهای ایران تا دلت بخواد از این اتفاقات می افته کسی جوابگو نیست

راضیه همتی در گفته :

آنان که غنی ترند،

محتاج ترند..

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :