کد خبر : 2079
تاریخ انتشار : ۸ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 320 بازدید

غریبانه

  غریبانه   بازغریبانه کلک خورده امبازکمی سم  و  کپک خورده اموای که آتش شده ام پا به سرازتوچه پنهان که درک خورده امدست به زخمم نگذارید…آخبند به بندم متلک خورده امبرگ به برگم همه با باد رفتباغ پریشان شتک خورده امهرغزلم رااثرسنگ هستآینه ی گیج ترک خورده امآه که از قلدر چشم شمادیرزمانی ست […]

 

غریبانه

 

بازغریبانه کلک خورده ام
بازکمی سم  و  کپک خورده ام
وای که آتش شده ام پا به سر
ازتوچه پنهان که درک خورده ام
دست به زخمم نگذارید…آخ
بند به بندم متلک خورده ام
برگ به برگم همه با باد رفت
باغ پریشان شتک خورده ام
هرغزلم رااثرسنگ هست
آینه ی گیج ترک خورده ام
آه که از قلدر چشم شما
دیرزمانی ست کتک خورده ام
چشم تو با زخم دلم تانکرد
من که ازآن سفره نمک خورده ام

 

***

حشمت اله آزادبخت

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

دوست شاعر در گفته :

به به !به به! به به!

خواستم یه چیزی بهتون بگم
به شما و امین آزادبخت
شما خبر نگارید و خبر های جدید رو به مردم میگید
اما حق ندارید خودتون خبر رو تغییر بدید و خبر رو عوضی به مردم بدید
شما بین نماینده ها باید بی طرف باشید ن اینکه هر کدومتون بره طرف یه نماینده رو بگیر ه
و هر خبر که به سودش باشه پخش کنید اما خبر های بر زد نمایندتون را بیرون نزنید
اینطور نمیشه اگه می خواید موفق باشد
اول خودتون را اصلاح کنید بعد
بعد در مورد مردم تصمیم بگیرید
خود شما طرف دار امامی هستید
و امین فکر کنم طرفدار قبادی باشه
ما کار به خوب بودن نماینده ها نداریم
هر کس هرکه دلش بخواد رای میده
با تشکر
l

حشمت اله آزادبخت در گفته :

سلام دوست عزیز.
بنده هم مثل شمافقط یک خواننده ام که بالطف امین گاهی نوشته ام دراین سایت درج می شود وبه لطف نگاه خوب شماخوانده می شوم.ازخبرهای “ضد”نمایندگان هم هیچ اطلاعی ندارم که ازکدام منبع سرازیرمی شوند…درضمن ازبلندگوی کدام نوشته اعلام شده طرف دار کدام نامزدجان هستیم؟ به هرحا نگران نباشید انشاالله این چندروز هم زودتر سپری شود و کاندید موردنظرتون پیروزبشه تاهم من وهم شما نفس راحتی کشیده وازدست حاجی حاجی هاخلاص شویم…

مرتضا خدایگان در گفته :

و بعد هم حاجی حاجی مکه و باز ما می مانیم و چهره هایی ب یچاره چاره چاره رو در رو در رو در رو در روی هم که امیدوارم هم شرم سرمان بشود و هم اگر چهار سال دیگر آمد و حشمت ها و امین ها زنده بودند و نوشتند جور دیگر ببینیمشان…

حشمت اله آزادبخت در گفته :

سلام مرتضای خوب.
خوب گفتی امروز ماییم وتیغ ها وتیغ ها و فحش ها وفحش ها وفردا کوچه ها وکوچه ها ودادها و دادها .امروز روبه روی هم به خاطرحاجی ها تف لعنت پرت می کنیم وچهارروزدیگر دست درگردن برای بدبختی هم گریه می کنیم وبه حاجی هالعنت می فرستیم…

مجتبی حسینی در گفته :

آنچه را بر خود نمی خواهی نخواهش بر کسی

رنج یک سوزن بکش آنگه بزن بر دیگران

تا کی باید من ها خوب باشند و آنها بد!!!
چرا امثال آقا یا خانم ۵۶۸۳ فکر میکنند خودشون خوب هستند و دیگران بد؟!!! خوبه ما زاده ی این شهریم و میشناسیم همدیگه رو…

بابک احمدی در گفته :

آقای آزادبخت،آقای آزادبخت ،آقای آزادبخت.روشنفکر دیروز…شعر شما شعری سطحی بود، شعری شعر است که در آن زندکی جریان داشته باشد،پشت ان حقیقتی باشد، نه مصلحتی … به هر حال شما ازمون خود را پس دادید.البته هر کس مسئول گفتار و رفتار خویش است اما می توانستید به از این باشید،شاید هم نمی توانستید…. قضاوت با مردم

حشمت اله آزادبخت در گفته :

نقدشعره؟!!

سهراب ملکی در گفته :

جناب آزادبخت.به احتمال زیاد تذکره الاولیا را خوانده اید،با هم چند سطری از آن را می خوانیم…پس‌ هر کسی‌ سنگی‌ می‌انداختند. شبلی‌ موافقت‌ را گلی‌ انداخت‌. حسین‌ بن منصور آهی‌ کرد. گفتند ازین‌ همه‌ سنگ‌ چرا هیچ‌ آه‌ نکردی‌، از گلی‌ آه‌ کردن‌ چه‌ سر است‌؟ گفت‌: آن‌که‌ آن‌ها نمی‌دانند معذوراند، ازاو سختم‌ می‌آید که‌ می‌داند که‌ نمی‌باید انداخت‌.
حال حکایت دوران ماست…آقای آزادبخت،شما می دانستیدو می شناختید و حمایت کردید، انان که نمی دانند و از روی تعصب حمایت می کنند را نباید سرزنش کرد،اما شما را…….

حشمت آزادبخت در گفته :

دوست عزیزدموکرات من اگرایشان دوباره بیایند بازانتخاب من همین است.خدانگهدار.

به نظرم کسی را نباید بیهوده بزرگ کرد.انتخاب در کوهدشت عمدتا قومیتی و با در نظر گرفتن منافع شخصی است. ایشان هم مثل بقیه شرایط خود را در نظر گرفته اند و رای داده اند.همین چاپ کنید لطفا…

دوشه در گفته :

بادورود به همه همشهریان گرامی:
بنده میگم:اول خودسازی بعد پاکسازی. ماخودمون سراپا عیبیم بعد بخاطر اینکه چیزی گفته باشیم سفسطه میکنیم و کار دیگران را زیر ؟ میبریم.
آقایان ؛روزنامه نگاران،نویسنده های گرامی ترا خدا اینقدر شعور مردم را ……نگیرید.شما که دارید یک مطلب رو مینویسید ودر معرض دید میزارین خب معلومه از کی دارین حمایت میکنن.بعد دوباره کارتون توجیه میکنید.
به امید آن روز که دروغ نگوییم ؛صادق باشیم .

حیف شاعری به اینم پختگی نیست خودش روبه انتخابات بپیچونه؟سرخویش گیرعزیزکه رسالت توچیزدیگراست.

ابراهیمی 352 در گفته :

درودبرشما

سلام حشمت جان
شما از شاعران و روشنفکران این دیارید وظیفه ی شما بیدار کردن مردم از خواب غفلت و آگاه کردن اونهاست .
این یک وظیفه ی سنگینه پس مواظب باشید خدایی ناکرده به خاطر طرفداری از یک کاندید مردم رو دچار اشتباه نکنید.

حسین درمنش در گفته :

من ایشان را روشنفکر ندانسته ام…. نمی دانم چرا نظراتم حدف می شود!!!!

شعربسیارزیبایی است.

بهاروند در گفته :

سلام آقا حشمت ! دوگانگی در منش و بینش اصلا برایم قابل حل نیست ! من فکر میکردم شما روشنفکرید ولی متاسفانه کسی رو انتخاب کردید که در تمام عمرش یک کتاب نخونده اگه اطلاعات سیاسی و اجتماعی ای داره از کیهان گرفته ، راحت تر بگم با کتاب دشمنی میکنه و سنخیتی با کتابخون ها نداره و سابقه او را در مجالس قبلی هم من به یاد دارم – اگه شما به یاد ندارید _ که چطور روشنفکران و اندیشمندان و سابقون این مملکت را مورد هتاکی قرار می داد . به هر حال براتون آرزوی موفقیت دارم . توبه کنید که خدای بزرگ آمرزنده و مهربان است و گناه را بر همه ی ما می بخشاید .

بهاروند در گفته :

پارادوکس از آرایه های ادبی است . آقای آزادبخت نمونه ی بارز یک پارادوکس است ، از روشنفکری و آزادی و عقل و مطالعه و سواد و اندیشه حرف می زند ولی پای عمل که پیش میاد…………. رو انتخاب می کنه !!! ” پای استدلالیان چوبین بود پای چوبین سخت بی تمکین بود “

حشمت اله آزادبخت در گفته :

جنگ هفتادودوملت همه راعذربنه/چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
سلام جناب بهاروندعزیز.ازاین که ازبنده انتظارداریداین بزرگی ولطف شمارونسبت به حقیرمی رسونه.اما باورکنید من هم حق دارم زندگی کنم …….موفق باشیدعزیز.

میرسلیم در گفته :

چشم تو با زخم دلم تانکرد
من که ازآن سفره نمک خورده ام

سلام دوست عزیز. همین که علیرغم همه ی مشکلات روزمره ی زندگی، شاعری را فراموش نمی کنی تو را از دیگران متمایز می کند. شاعران هم مثل همه ی انسانها هم حق انتخاب دارند ، هم حق اشتباه کردن.

حشمت اله آزادبخت در گفته :

درودبرمیرسلیم خوب واندیشمند.

ل. آزادبخت در گفته :

غزل فوق العاده زیبایی بود . حشمت نازنین درود بر تو و دغدغه ها یت از هر جنس که هستند . برای من هم مهم نیست به چه کسی رأ ی داده ای . این مسائل همه نسبی است . شاید اگر من هم در جایگاه تو بودم همین کار را می کردم .اشتباه بزرگ منتقدان تو این است که از منظر نگاه خودشان به قضایا می نگرند . آن دوستی که حکایت حسنک را به تو گوشزد می کند خودش نیز نمی داند که حسنک واقعی تو هستی که تیر های جهل به سویت پرتاب می شود . آقای بهاروند عزیز تو به کی راِ داده ای ؟ نامزد تو چند جلد کتاب خوانده است ؟ عزیزِ برادر ! پارادوکس واقعی همین پنهان روشی و جزمیت نگاه ماست که همه کس را همچون خود می خواهیم . ما متفاوتیم عزیزم دغدغه ها ، رنجها تردید های ما همه متفاوت است . دموکراسی واقعی درک تفاوت و و احترام به شعور و انتخاب دیگری است . نه این گرز کشی ها .

سر به هوا در گفته :

بسیار جالب بود

سجاد رضائي در گفته :

بجز از عشق که اسباب سرافرازی بود/آزمودیم ، همه کار جهان بازی بود.
حشمت عزیز مثل همیشه می خانم و می خوانمت…
پایدار باشی رفیق.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :