کد خبر : 21359
تاریخ انتشار : ۲ فروردین ۱۳۹۲ - ۰۴:۴۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 236 بازدید

“قوم لک” در گذر تاریخ

  توضیح :درج این مطلب و مطالبی از این دست به معنای رد یا تایید محتوا از جانب میرملاس نیوز نیست.: ” میرملاس نیوز” “تحقیق درباره ریشه و گویش و آئین و فرهنگ “قوم لک” نیز نیازمند آگاهی کامل از تاریخ اقوام ایرانی و اقوام قدیمی کُرد و آیین هایی نظیر میترایی، زرتشتی، مانوی، مزدکی […]

IMAGE634858113109811618

 

توضیح :درج این مطلب و مطالبی از این دست به معنای رد یا تایید محتوا از جانب میرملاس نیوز نیست.: ” میرملاس نیوز”

“تحقیق درباره ریشه و گویش و آئین و فرهنگ “قوم لک” نیز نیازمند آگاهی کامل از تاریخ اقوام ایرانی و اقوام قدیمی کُرد و آیین هایی نظیر میترایی، زرتشتی، مانوی، مزدکی و همچنین آگاهی از زبان هایی نظیر پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی است. به همین دلیل تا امروز کتابی جامع درباره این قوم به چاپ نرسیده است، که همه زمینه ها را شامل شود و بتواند اطلاعاتی جامع را در این زمینه ارائه کند.”

“قوم لک” یکی از اقوام قدیمی است که زیستگاه تاریخی آن مناطق بین استان های همدان، کرمانشاه، ایلام و لرستان بوده و به “لکستان” معروف است. لک ها به گویشی ویژه به نام “گویش لکی” صحبت می کنند که گویشی مرکب از گویش های لری، جافی و کلهری است و همچنین چند قوم نزدیک به لک ها نیز به گویشی شبیه به این تکلم می کنند.
نام “قوم لک” در گذشته های بسیار دور نیز دیده می شود و به دلایلی از جمله فعالیت هایشان بر ضد حکومت های گذشته، تحرکات آنها در مناطق اطراف “لکستان”، دامداری، تغییر و تحولات حکومتی در مناطق وسیعی پراکنده شده اند، همچنین به وسیله حکومت عثمانی و سلسله های حاکم بر ایران و به ویژه حکومت های صفویه و قاجاریه بسیاری از آنها آواره شده اند.
همچنین “کریم خان زند” در دوران حکومت خود (۱۷۷۹-۱۷۴۷) بخشی از “قوم لک” و به ویژه خانواده های سربازانش را به مناطق جنوبی ایران فرستاد، به همین دلیل “قوم لک” را می توان در بیشتر مناطق ایران و دیگر مناطق کردنشین کشورهای همسایه و چند منطقه در جنوب آنکارا مشاهده کرد.
بررسی و نوشتن داستان چگونگی پراکنده شدن این قوم نیازمند پژوهشی میدانی و تحقیقی کامل و مفصل است. پژوهشی در این حد نیز نیازمند کار گروهی و حمایت های مادی و معنوی دولت است و در غیر این صورت نمی توان انتظار نتایجی مطلوب را در این زمینه داشت.
همچنین تحقیق درباره ریشه و گویش و آئین و فرهنگ “قوم لک” نیز نیازمند آگاهی کامل از تاریخ اقوام ایرانی و اقوام قدیمی کُرد و آیین هایی نظیر میترایی، زرتشتی، مانوی، مزدکی و همچنین آگاهی از زبان هایی نظیر پهلوی اشکانی و پهلوی ساسانی است. به همین دلیل تا امروز کتابی جامع درباره این قوم به چاپ نرسیده است، که همه زمینه ها را شامل شود و بتواند اطلاعاتی جامع را در این زمینه ارائه کند.

زیستگاه قوم لک و گویش آنها

کلمه “لک” از نظر لغوی به معنی ۱۰۰ هزار است، شاید در آن دوران این قوم ۱۰۰ هزار سرباز داشته، یا جمعیت این قوم ۱۰۰ هزار نفر بوده است و به همین دلیل به این نام مشهور شده اند.
اما امروز ه برخی از لک های “لکستان” می گویند ما هم لر هستیم و هم کرد، یعنی حرف (ل) را برگرفته از لر و حرف (ک) را نیز برگرفته از کرد می دانند، اما منظور آنها از کرد «کلهر و جاف» است که نزدیکی بیشتری با آنها دارند، البته منظور آنها جدا کردن “لر” از کرد نیست. دلیل دیگر نیز بیشتر به زیستگاه آنان برمی گردد که در بین استان های ایلام، کرمانشاه و لرستان قرار گرفته است و همچون زیستگاه آنان گویش آنها نیز گویشی مرکب از گویش های کلهری و لری و جافی است. لک ها به آسانی هر سه گویش را می فهمند و لر و کلهر و جاف هم به آسانی قادر به فهم گویش لکی هستند.
به طور کلی اغلب لک های لکستان خود را کرد می دانند و به گویش لکی تکلم می کنند، همچنین چند قوم از اقوام اطراف آنها نیز قادر به تکلم به گویش لکی هستند، اما بیشتر لک هایی که از لکستان دور شده اند به گویش های دیگر تکلم می کنند. لک های ساکن در میان قشقایی ها به زبان ترکی، بخشی از لک های ساکن استان فارس و کرمان به زبان فارسی و لک های ساکن جنوب آنکارا نیز به زبان ترکی تکلم می کنند.

طایفه و خانواده ها

لک های لکستان امروز ترکیبی از طوایفی مانند: مافی، باجلان، ترخان، سلسله، دلفان و زند هستند. شیخ محمد مردوخی می گوید: معنای “لک” ۱۰۰ هزار است و از این طوایف تشکیل شده است: سلسله، لاله، دلفان، ترهان و دالوند، که در خانقین، خرم آباد، الشتر و کلیایی، همدان، اصفهان، دولت آباد، سلطان آباد، اسفندآباد و لیلاخ سنندج، قضای سلماس و شیراز سکونت دارند.
ژنرال سر پرسی سایکس درباره این قوم می گوید: بخشی از لک ها در سال ۱۲۷۹ شمسی (۱۹۰۰ میلادی) از جیرفت به سمت گیسکان می روند که ییلاق و قشلاق دارد. طوایف لک عبارتند از: درمریدی، گوالی، لیاسی، میرزایی، یارغایی، خواجه دایی، زردشتی، شهسوار، تهرانی، درویشی، تمرادی، سهرابی، خرو، زرایی، چارچی و گداری.
کتاب آمار ایران در سال ۱۳۶۱ شمسی “لک” را به این طوایف تقسیم می کند: سرگداری، کوچک خانی، مهنی، سلطان شیخ و عرب سلنار.
طایفه جمور یا جمیر بزرگترین طایفه کوچنده این قوم است که در مناطقی بین کرمانشاه و همدان سکونت دارد. بخشی از این قوم در مهران و دهلران و خوزستان سکونت دارند و در تابستان ها نیز به سمت کوهستان های کرمانشاه و همدان کوچ می کنند. بخشی دیگر از قوم جمور در شمال خانقین سکونت دارند، حکومت عراق نام قوم جمور را به قوم «جبور» عربی تغییر داده بود در حالی که جمور از لغت «گمو» به معنای سیار (کوچنده) گرفته شده است.
به احتمالی بسیار قوی لک های ساکن در استان های کرکوک، سلیمانیه، اربیل و موصل هم از طایفه جمور باشند. طایفه جمور در کردستان شرقی از بخش های زیر تشکیل شده است: عبدلی، گومه یی، به رازی و شاهی.
جیمز موریتی جهانگرد انگلیسی که در سال ۱۸۱۰ میلادی از ایران دیدن کرده است، می گوید: لک در سراسر ایران پراکنده شده است و طایفه ای بزرگ است و از چند بخش تشکیل شده است. در اصل ایرانی اند و خود را کرد می دانند، نویسنده در ادامه می گوید لک های کرمان در سال ۱۰۵۰ قمری از بندرعباس به این منطقه آمده اند.
وزیری نیز می گوید در منطقه برنجان کوهستانی، چندین نام جغرافیایی دیده می شود که دربردارنده عنوان “لک” هستند که متعلق به “لک” هاست. در ادامه اینگونه درباره طوایف لک ساکن در این منطقه می گوید: درمریدی، گودالی، میرازیی، خواجه، زروسی، شهسواری، تهرانی، درویشی، غزاوی خدر.
در سال ۱۲۷۹ سر پرسی سایکس می گوید: گیسکان منطقه ای کوهستانی است که قوم لک در آن ساکن اند.
اکبر وقایع نگار می گوید: بیشتر لک های لکستان در کلیایی و کرمان و استان کردستان ساکن اند و شماری از لک ها نیز به اجبار در اصفهان سکونت داده شده اند.

آیت محمدی کلهر می گوید: هداوند یکی از طوایف بزرگ قوم لک است که همراه با کریم خان زند به شیراز رفته اند. پس از به روی کار آمدن قاجارها به دستور آقا محمد خان قاجار لک ها به مناطقی چون اطراف تهران، دماوند، ورامین، لار، توچال و بخش ایوانکی، روستاهای سنگاب و کرسی علیا، کرسی سفلی و چنداب منتقل شدند. شماری از آنها نیز در ساوه و زرند و قزوین ساکن شدند. لک هداوند در شهرستان ایوانکی استان سمنان از سه طایفه اصلی سیرس، خانی و میرزایی تشکیل شده اند و در مجموع بالغ بر ۴۲ طایفه را شامل می شوند. همچنین آقا محمدخان قاجار شماری از لک ها را به کلاردشت مازندران منتقل کرد.
ژوکوفسکی می گوید: لک یکی از اقوام «تلخ دشت» است که در سال ۱۸۸۵ به آنجا منتقل شده اند، لک ها به گویشی نزدیک به گویش هورامی تکلم می کنند. تلخ دشت در جنوب غربی شیراز واقع شده است.
ژوکوفسکی در بخش ۴ کتابش می گوید: لک های طایفه جاویدی ممسنی به گویش لری ممسنی سخن می گویند، همچنین می گوید طایفه دیگری از لک ها به نام لک زندی در میان ممسنی ها دیده می شود که بخشی از آنان در شیراز ساکن اند. در اینجا اشاره ای به زبان یا گویش لک های زندی نشده است.
د. جمشید صداقت کیش در کتاب کردان پارس و کرمان از لک های ساکن میان قشقاییان سخن به میان آورده و می گوید: امروز در طایفه کشکولی قشقایی خانواده هایی ساکن اند که به لک مشهورند و به زبان ترکی تکلم می کنند، اما می دانند که در اصل کرد هستند.
بخشی از لک های استان کردستان نیز در دوران کریم خان زند در این منطقه ساکن شده اند و بیشتر آنها در اسفندآباد و منطقه برزاب ساکن بوده و به کار کشاورزی مشغول اند.
لک ها همچنین در مناطقی از کردستان ترکیه ساکن اند که عبارتند از: قاره مان، کونیا، آسکی شهر، نیغده، قیصری، مرشف جوروم، ویرشهر، جوقراوادنه. لک های ترکیه به زبان ترکی تکلم می کنند. احتمال می رود که توسط دولت عثمانی به این منطقه منتقل شده باشند.
لک ها در کردستان جنوبی هم در مناطقی از استان دیاله تا استان موصل دیده می شوند و در مناطقی از خورماتو، داقون، خانقین، کرکوک، چند روستای نزدیک به تق تق و در سراسر دشت اربیل پراکنده اند و از بستوره تا قراج چند روستای مستقل در این دشت متعلق به لک هاست که عبارتند از: جدید لک، آو دلوک، دوشیوان و حوشترالوکی قراج و چند روستای دیگر. همچنین در غرب موسل و در چند روستای شبک ساکن اند و به گویش شبکی تکلم می کنند.

پیشینه ورود لک ها به دشت اربیل

حدود ۲۰۰ سال پیش شمار زیادی از لک ها در محله تپه کرکوک ساکن شدند، حکومت عثمانی به بهانه راهزنی و دزدی از کاروان ها و ژاندارم عثمانی در تنگه های سیکانی به آنها دستور داد که کرکوک را ترک کنند، شب اول پس از دستور حکومت عثمانی بخشی از آنان به منطقه تق تق کوچ می کنند و چند روستا را آباد می کنند که عبارتند از: قشقه، خورخور، آومار و چند روستای دیگر. بقیه نیز شب بعد کوچ می کنند و به دشت اربیل می آیند و آنها نیز چند روستا را آباد می کنند که برخی از آنها عبارتند از: دوشیوان، آودلوک، اصحاب لک و بعدها در سراسر دشت پراکنده می شوند و از این طوایف تشکیل شده اند: ابراهیمی، اسماعیلی، خمان و جردیسی.

توضیحات:

• کلمه لک در اسامی جغرافیایی بسیاری دیده می شود که عبارتند از: روستای جدیده لک، برایم لک، آودلوک (ئاوده‌ل له‌ک)، اصحاب لک، روستای لک خورماتو.
• به لک های منطقه خورماتو لک گرمیانی می گویند.
• در میان فارس های استان های شیراز این شعر فولکلور درباره لک ها همیشه بر سر زبان هاست:
عرب رفت لک آمد
میرزا و دکدک آمد
این خان سرچماقی
دین و رعیت آمد
• روستای عنکاوی قراج پس از جنگ جهانی اول که ساکنانی لک داشته است، از جانب اعراب مورد هجوم واقع می شود و در این بین مردی عرب کشته می شود، لک ها بالاجبار روستا را تخلیه می کنند و عرب ها جای آنان را می گیرند.
• لک های دشت اربیل تا سال های دهه ۴۰ نیز به گویش لکی سخن می گفته اند.
• فردی به نام «مام ئومه ر» ساکن روستای قشقه در اواسط دهه ۷۰ که بالغ بر صد سال سن داشت می گفت: در دوران پدربزرگم لک ها به قشقه آمده اند، اوایل تپه ها را می شکافتند و سقفی برای آن می ساختند و در آن زندگی می کردند. به یاد دارم که یک بار نیز قشقه مورد حمله هموند قرار گرفت.
• جان.ر. پیری می گوید: طایفه زند که قسمتی از لک های شمال لرستان اند برای دامداری به روستاهای نزدیک پری و کومازان ملایر آمده اند.
• زادگاه و مکان اصلی زندگی لک ها شمال لرستان بوده است، بعدها و به تدریج به سمت کرمانشاه و همدان رفته اند و در اواخر دوره صفویه با نام های لک و لر از آنها یاد شده است.

منابع:

۱- کردان پارس و کرمان، دکتر جمشید صداقت کیش، ۱۳۸۱- ارومیه.
۲- عشایر و ایلات و طوایف، اکبر وقایع نگار، به کوشش محمدرئوف توکل، ۱۳۸۴٫
۳- تاریخ کرد و کردستان، شیخ محمد مردوخ کردستانی، ۱۳۵۱٫
۴- مێژووی ڕامیاری کورد و کورده‌کانی قوم، ئایه‌تی موحه‌ممه‌دی که‌لهوڕ- له‌ فارسییه‌وه‌: وریا قانیع، هه‌ولێر، ۲۰۰۶٫
۵- فه‌رهه‌نگی له‌ک و لوڕ، حه‌مید ئیزه‌دپه‌نا، لێدوان و به‌راوردکردنی مه‌حموود زامدار، به‌غدا، ۱۹۷۸٫
۶- مێژووی ده‌شتی هه‌ولێر، عه‌باس سلێمان سمایل، ۲۰۰۳٫

منبع: کردپرس

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

محمد در گفته :

این نقشه دارای نقصه چون زردلان و هلیلان تو اون به عنوان منطقه لک نشین مشخص نشده …..

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :