کد خبر : 21467
تاریخ انتشار : ۳ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۷:۵۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 275 بازدید

آتشی برفروخته در زمستانی سرد – زهره جعفری

  —————————————— آتشي برفروخته در زمستاني سرد زهرجعفری —————————————– به بهانه برگزاري نخستين نمايشگاه گروه هنري مِژ(با جستار: گردش، تسلسل، دورباطل)، لرستان-خرم آباد (16 لغايت21 دي ماه 91) اگر چه اين گروه، آمريكايي هاي دانش آموخته پاريس نبودند كه در آكادمي “ژوليان”، نام گروه ده را بر گزيده بودند اما اين گروه دانش آموختگان پر […]

 004 copy

——————————————

آتشي برفروخته در زمستاني سرد

زهرجعفری

—————————————–

به بهانه برگزاري نخستين نمايشگاه گروه هنري مِژ(با جستار: گردش، تسلسل، دورباطل)، لرستان-خرم آباد (16 لغايت21 دي ماه 91)

اگر چه اين گروه، آمريكايي هاي دانش آموخته پاريس نبودند كه در آكادمي “ژوليان”، نام گروه ده را بر گزيده بودند اما اين گروه دانش آموختگان پر تلاشي هستند كه در شهرستان هاي استاني محروم، در آموزشگاه ” كاشو” دور هم گرد آمدند تا حرفي نو از دغدغه­هاي جهان معاصررا ارايه نمايند. درست خاطرم نيست چند روز از شب يلدا گذشته بود كه پيامك افتتاح نمايشگاه، را دريافت نمودم، اما پوسترنمايشگاه، با آن ده چشم جادويي محصور در ميان موهاي پيچان يك مرد، عاقبت مرا نيز در آن روز باراني به نمايشگاه كشاند. صداي دلنواز حركت ايل سكوت سالن را مي­شكست كه وارد نگارخانه شدم. آن دو زنگ بي صدا و آن منگوله­هاي ايلياتي آويزان، برگ آغازين نمايشگاه، براي اثر ويدئوآرت خانم گودرزي بود؛ تارا[1]، وهم را در قالب دامني بلند و منگوله دار، رقصان در باد با خيالي زنانه آميخته بود تا سر گردان در كوچه­ها در پي ماهيتش بچرخد و تداعي گري زيبا، از گرماي جنوب و جزيره هرمز باشد.  هر بيننده كه دو طراحي بزرگ و خلاق با اجراي قلم فلزی را از عليآقا حسين پور[2] ديده باشد بي ترديد پوستر نمايشگاه را با همان ساختار ذهني سورئاليستي و خطوط مواج مكرر در موها ي فيگور به ياد مي آورد. وي كه طراحي را به عنوان عنصري مستقل مي شناسد با تكيه بر ناخودآگاه، با استفاده از خطوط مواج و پر تحرك، گردش خوشايندي را در ذهن مشوش انسان معاصر به يادگار مي گذارد. اگر چه كيفيت ارایه آثار او، در حد نگاه مخاطبي زيرك و نقطه سنج نيست اما از جذبه نگاهي نو به طراحي نكاسته است. در طراحي هاي آقاي عجب پور[3] با ساختار متفاوت و خطوط دوار، گويا حركت مداوم وهم در آثار خانم گودرزي، كه در موهاي پيچان آثار آقاي حسين پورخزيده بود اين بار از پيله هاي آثار او سر در آورده بود تا از پيلگي به در آيد و پروانه شود. شخصيت هاي سه اثر تصويرسازي آقاي حاجيوند [4] ، با اسطوره هاي ايلام باستان بسيار مانوسند آنها با فضاسازي قابل قبول، پلي از گذشته به دوره حال هستند كه در تردد بين گذشته و حال گردشي خاطره انگيز در ذهن بيننده ايجاد مي كنند. شايد آنان قهرمانان اسطوره اي گذشته اند با حدقه هاي خالي از چشم، كه در تلفيق با ده ها موجود افسانه اي به ياري انسان معاصرشتافته اند. اما آنچه در نگاه اول به محض ورود، توجه هر بيننده را جلب مي كند، يكي از دو اثر حجمي عيسا اميري [5] با عنوان ” چشم”است. حجم لاستيك بزرگ سياه رنگي  (به عنوان نماينده دنياي ماشيني) است كه اگر چه در ظاهر تنه هاي مقطوع  درختاني را درآغوش كشيده است اما بي رحمانه آن را بلعيده است. گويا فيگورهاي جنين وار محصور دربوم نقاشي هاي قبلي او، بدل به طبيعتي شده اند كه درچرخ تكنولوژي زنداني اند ولي چرخش درد آور اين دو همزاد، به دليل توجه به بازخورد هاي فرم و فضا و تعامل مناسب با مخاطب، اثري موفق آفريده است. بازيگر دومين حجم او ” رندي است نشسته بر خنگ زمين” در هيبت كوزه اي سبز، كه در گذرزمان خشك شده و مي ميرد و دوباره در تناسخي خيام گونه سر از خاك بر مي آورد تا با تلنگر بر نيستي بر هستي تاكيد كرده باشد. وي كه حلقه اتصال گروه هنري مژ در آموزشگاه خود بوده است معلمي است كه شور معلمي او هيچ كم از شور عكاسي اونيست. اثر حجمي ديگرنمايشگاه، مجموعه توپ ها يا كره هاي متنوع شناور بر كف نمايشگاه، اثر خانم هاجر فضلي[6] بود كه حتي تا آخرين روز نمايشگاه تولد آنها ادامه داشت. اگر چه ايده اوليه هنرمند تاثير استفاده وگردش اطلاعات مغزي بر جلوگيري از فرسودگي مغزي بر مبناي روان شناسي است اما با وجود ساختار جنبشي فرم كره در خوانش مخاطب، چالش هاي مفهومي هنرمند را تحت الشعاع قرار گرفته است و در نهايت آن را به اثري جذاب بدل نموده است.

مهدي فرهاد نژاد تنها هنر مند مكتب نديده گروه است كه حتي واژه ها برايش غريبه و نا مانوسند اما با تكيه بر تجربيات خود، به ديدگاه هايي زيباشناسانه دست يافته و تحت تاثير مفرغ هاي لرستان، مجموعه حجم هايي را خلق نموده كه با بهره مندي مناسب از فضاهاي مثبت و منفي، هوشمندانه سير تكامل زندگي انسان را از جواني تا پيري ارايه نموده است. در دو اثر حجمي افسانه فرهاد نژاد[7] نيز به گردش فرم ها توجهي ويژه شده است. پيكره هاي انتزاعي از طبيعت و حيوانات با تاثيراتي از آثار هنري مور به خصوص مجموعه كلاه خودها به فرم جمجمه نزديك شده و با حركتي روان به شكلي دروني و روان شناسانه از هيات انساني فاصله گرفته و راوي ترس هاي بشرامروزشده است. اما خانم مهكي[8]، با اثرحجمي” زمان” سعي نموده گردش زمان را با سه سرديس سفيد( تولد)، زرد (زندگي ) و سياه (مرگ) به نمايش بگذارد. در نظر او زمان، همان زندگي آدمي است، با ارزش و غيرقابل برگشت و اين انسان است كه ناتوان در برابر اين تحول دائم ايستاده است. شايد اثر او، در اجرا چندان موفق نبوده ولي وي تلاش نموده به خوبي در فضايي مدرن تفكرات خود را صميمانه با مخاطب در ميان بگذارد. آقاي فلاح كردي[9] كه در روند كاري خود دوره هاي مختلفي را پشت سر گذاشته، ازآثار انتزاعي تا آثار فيگوراتيو، از نگارگري هاي ايراني كوچك تا ديوار كوب هاي بزرگ پريمتيو، اين بار با سه تابلو نقاشي از مجموعه هيولاي معاصر در اين نمايشگاه شركت نموده است. او تلاش كرده است با نگاهي پست مدرنيسم، فضاي آثار محمد سياه قلم (نگارگر اواخر دوره تيموري) را به قرن 21 دعوت كند و انسان معاصر را به نقد بنشيند. هيولاهاي او اگرچه عناصر دنياي متمدن را به همراه دارند اما متوحش و با نگاهي متذكّر و خيره به مخاطب، در كادر معلق مي شوند و هنوز در دور باطل از عصر توحش تا جهان معاصر، فقط پوسته ظاهرخود را عوض نموده اند. اين نگاه تلخ انديش در دو اثر كاريكاتوري آقاي موحد بيرانوند[10] نيزمحسوس است. گردش و پيچ و تاب دو شاخ روييده بر سر پرتره اي  كه بي شباهت به خالق اثر نيست با آن صورت استحاله شده و يا پيكره ي فربه مردي نشسته و حريص با دستي قطع شده و صورتي مسخ شده، به طور كم رنگي طنز سياه و فضا سازي آثار مرحوم اردشير محصص را در ذهن تداعي مي كند البته نه با آن قدرت تركيب بندي و اجرا؛ او نيز كاريكاتوريست و تصوير گر وجوه زشت انساني است كه در سنوات اخير بيشتر فعاليت هنريش در تهران متمركز شده است.

در نمايشگاه چند هنرمند نيز فقط با يك اثر شركت نموده اند؛ مانند: يك تك طراحي پرتره كه اثرخانم بهراميان[11]است. اثر او با تكنيك كاربن و شبيه عكس هاي راديو لوژي، از نظر محتوا و نگاه دردمندانه به آمال انساني بي شباهت به كار استادش آقاي حسين پور نيست اما او فضاي كاملا شخصي تري براي خود آفريده و فرم و محتوا را به خوبي با هم آشتي داده است. از نظر او گردش و تكرار زمانه او را به مرگ نزديك تر مي كند. در تك طراحي خانم قهرماني نژاد[12] نيز پرتره حضور دارد، چهره هاي او نيز پر از دغدغه ها و وسواس هايي ذهني است كه شخصيت او را بيان نموده اند اما به نظر مي رسد متريال مناسب در خدمت موضوع به كار گرفته نشده است و اجراي چندان قابل قبولي را شاهد نيستيم. تنها اثرحجمي امير حسين كوليوند[13] ديگر اثر ارائه شده در نمايشگاه است. پيكره چوبي ايستاده اي با شمار زيادي از گلوله هاي فلزي اصابت شده به آن، كه به خوبي نمادي از استقامت را به نمايش گذاشته است.

در نهايت توضيح واضحاتي ضروري است كه مدت هاست يا به جفا يا از سر اهمال فراموش شده است و شايد نمايشگاه گروه هنري مژ تنها بهانه اي است كه ذكر كنيم اگر چه هنر مندان شهرستاني هم از وسايل و ابزار حرفه اي، بازديد گالري هاي بيشمار و استفاده از اساتيد مجرب بي بهره اند، ليكن تلاش آنها بسيار ستودني است و اميد كه  با توجه به توان و سابقه هنري هنرمندان اين مجموعه، هم شاهد ارايه در خور توجهي در نمايشگا هاي بعدي آنها باشيم و هم گالري داران پايتخت نشين، به جاي نمايش مكرر آثار هنرمندان پول ساز، توجه بيشتري به هنرمندان گمنام شهرستانهاي محروم داشته باشند.

————————————————————————————

زهره جعفري، 1355 اصفهان ، كارشناسي ارشد پژوهش هنر از دانشگاه تربيت مدرس تهران سال82،

————————————————————————————

[1] -طاهره گودرزي(تارا)،1357 خرم آباد، كارشناسي نقاشي دانشگاه شاهد، عضو گروه پنج باز، لو آرت، yatoo، wead كه زمينه فعاليتشان هنر محيطي است.معلم آموزش و پرورش.

[2] – عليآقا حسين پور ضروني، 1361 كوهدشت، كارشناسي ارشد گرافيك دانشگاه شاهد، مدرس و مدير گروه مقطع كارداني و كارشناسي گرافيك دانشگاه علمي كاربردي  فرهنگ و هنرواحد 1 لرستان كوهدشت.

[3] – داوود عجب پور،1361 دورود، كارشناسي گرافيك از دانشگاه  فردوسي مشهد.

[4] – محمود حاجيوند قالبي،1362 اليگودرز،كارشناسي ارشد گرافيك از دانشگاه سوره تهران، مدرس دانشگاه و هنر آموز آموزش و پرورش.

[5] – عيسا اميري چولانديم، 1355خرم آباد، كارشناسي نقاشي از دانشگاه  فردوسي مشهد، چاپ كتاب ژوژمان(آثار برگزيده دانشجويان دانشكده هنر دانشگاه فردوسي مشهد) و سه جلد كتاب مواد و ابزار هنري، انتشارات آبان، مدرس دانشگاه و هنر آموزآموزش پرورش.

[6] – هاجر فضلي، خرم آباد، كارشناسي روان شناسي

[7] – افسانه فرهاد نژاد دختر مهدي فرهاد نژاد،1369 خرم آباد، دانشجوي ترم چهارم كارشناسي نقاشي

[8] – سهيلا مهكي، 1359 خرم آباد، تدرس  طراحي و نقاشي كودك وخوشنويسي

[9] – علي فلاح كردي، 1353 خرم آباد، كارشناسي ارشد نقاشي از دانشگاه هنر تهران، مدرس دانشگاه و هنر آموز آموزش و پرورش، تصوير سازي كتاب “راز گريه سگ ها” از مجموعه هزار و يك شب، نشر منادي تربيت و چاپ مقالات

[10] – موحد بيرانوند، 1363 خرم آباد، كارشناسي گرافيك از دانشگاه انقلاب اسلامي، هنرآموز آموزش و پرورش، عضو هنر مندان خيابان هنر و عضو ليست طراحان زيبا سازي شهرداري شهرتهران و طراحي 20 نقاشي ديواري در تهران

[11] -اكرم بهراميان، 1367 كوهدشت، دانشجوي ترم آخركارشناسي گرافيك، دانشگاه علمي كاربردي  فرهنگ و هنرواحد 1 لرستان كوهدشت.

[12] – معصومه قهرماني نژاد، 1358 خرم آباد، دانشجو رشته چاپ ، مدير و موسس آموزشگاه هنري كمال الملك خرم آباد، تدريس طراحي و نقاشي

[13] -امير حسين كوليوند، 1358 الشتر، كارشناشي صنايع سازه هاي چوبي، موسس و مسئول انجمن هنر هاي تجسمي الشتر از سال 83 تا كنون 

———————————————————————————–

درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس "

دیدگاه ها

عیسا امیری چولاندیم در گفته :

سپاس از آگاهی رسانی.
و سپاس از خانم زهره جعفری برای نوشته شایسته ای که برای نخستین نمایشگاه گروه هنری مژ نوشتند.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :