کد خبر : 21849
تاریخ انتشار : ۹ فروردین ۱۳۹۲ - ۲۱:۱۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 122 بازدید

غزل امروز – امید صباغ نو

… به جای این که در شبهای من خورشید بگذارید فقط مرزی میانِ باور و تردید بگذارید همیشه باد در سر دارم و همزاد مجنونم به جای باد در «فرهنگِ عاشق» بید بگذارید همین که عشق من شد سکّه ی یک پولِ این مردم مرا بر سفره های هفت سینِ عید بگذارید! خیالی نیست، دیگر […]

به جای این که در شبهای من خورشید بگذارید
فقط مرزی میانِ باور و تردید بگذارید

همیشه باد در سر دارم و همزاد مجنونم
به جای باد در «فرهنگِ عاشق» بید بگذارید

همین که عشق من شد سکّه ی یک پولِ این مردم
مرا بر سفره های هفت سینِ عید بگذارید!

خیالی نیست، دیگر دردهایم را نمی گویم
به روی دردهای کهنه ام تشدید بگذارید

ببخشیدم!برای این که بخشش از بزرگان است
خطاهای مرا پای خطای دید بگذارید!

گرفته ناامیدی کلّ دنیای مرا، ای کاش
شما آن را به نام کوچکم «امّید» بگذارید

امید صباغ نو

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

باد را در «لغت نامه ی عشاق» بید بگذارید

خوب بود

بسیار بسیار زیبا بود لذت بردم حرف دل بود و بر دل نشست. کامروا باشید و پر امید

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :