کد خبر : 22014
تاریخ انتشار : ۱۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۳:۵۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 129 بازدید

شعر آزاد – فرزاد رفیعیان

… قلبم پر از کرم های ابریشم است که دلیلی برای پروانه شدن نداشتند بی آنکه بدانم یک جفت قوی مهاجر در تنهایی ام تخم گذاشته اند و بی آنکه بفهمم تنبوری در دست هایم به خواب رفته است و رودی در من جریان دارد عشق هرچیزی را از من گرفته است اما سفر به […]

قلبم

پر از کرم های ابریشم است

که دلیلی برای پروانه شدن

نداشتند

بی آنکه بدانم

یک جفت قوی مهاجر

در تنهایی ام تخم گذاشته اند

و بی آنکه بفهمم

تنبوری در دست هایم

به خواب رفته است

و رودی در من جریان دارد

عشق هرچیزی را از من گرفته است

اما سفر به ناشناخته های تنهایی را

هرگز!

دنیایی که در آن

شمع های جشن تولد را

تنها بادها

فوت می کنند!

فرزاد رفیعیان

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

اوکی

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :