کد خبر : 22018
تاریخ انتشار : ۱۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۴:۱۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 407 بازدید

شعر آزاد – گلاره جمشیدی

… دست بالای دست بسیار نیست! گاهی سنگ هم روی سنگ بند نمی شود وقتی که دل توی دل ات نیست و ناچاری فقط بنشینی دست روی دست بگذاری…  و گوش کنی به صدای همهمه ی انگشتهات که بند به بند بر فرق می کوبند فریاد می کشند وقتی می بینند دست روی دست گذاشته […]

دست بالای دست بسیار نیست!

گاهی

سنگ هم روی سنگ بند نمی شود

وقتی که دل توی دل ات نیست

و ناچاری فقط

بنشینی

دست روی دست بگذاری…

 و گوش کنی

به صدای همهمه ی انگشتهات

که بند به بند

بر فرق می کوبند

فریاد می کشند

وقتی می بینند

دست روی دست گذاشته ای

و

هر دو دست

مال خودت هستند…

 آخر انگشتها هم

گاهی دلتنگ می شوند

دست خودشان نیست

سر به دامن هم می گذارند و..

 خیسی گهگاه کف دست ها

گواه…

گلاره جمشیدی

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

ناشناس در گفته :

چنگي ب دلنزد

[پاسخ]

دکتر مفتون پاسخ در تاريخ شنبه ۲۴ فروردین , ۱۳۹۲ ۱۶:۱۹:

سپاس.زیبا بود و دلنواز.ولی آنقدر سنگ شده ایم که با تمام ناملایمات بازهم آب در دلمان تکان نمیخورد.دیگر تب(به ضم ت) به وقت تب(به فتح ت)نیز چاره ساز نیست.وقتی صاحبدلی ترنمی میسراید ولی بجای بوسه بر گلگون گونه اش اشتلم بر فرقش آوار میکنند چه جای تبسم است.تمام اینها به کنار اما به یکباره بریدم وقتی دیدم چقدر جای پای دزد خانه ی ما شبیه کفشهای کدخداست!

[پاسخ]

جالب بود ان شاا…موفق باشيد

[پاسخ]

دستت درد نکنه خوب بود موفق باشید

[پاسخ]

داوود رضایی در گفته :

آفرین جالب بود درود برشما

[پاسخ]

شعر خوبی است، اگر بخواهم بدون هیچگونه اغراقی در مورد این شعر بگویم باید عرض کنم قشنگیش به این خاطره که حرف دله و به دل میشینه به هر حال برای خانم گلاره جمشیدی آرزوی موفقیت می کنم

[پاسخ]

ف ن پاسخ در تاريخ سه شنبه ۲۷ فروردین , ۱۳۹۲ ۲۲:۲۱:

این روزها که سنگ روی سنگ بند نمی شود
من سنگ تو را به سینه می زنم

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

قشنگ بود مرسی
ولی بنظرم اگه ی عکس ریلکس تر از خوتون می ذاشتی بهتر بود چون این فضاها (سادگی) قشنگی خودشو بهتر نشون می ده.

[پاسخ]

ناشناس در گفته :

ببخشید …این شعر بود؟؟؟؟؟؟؟

[پاسخ]

همشری در گفته :

ادامه بده از انتقاد دلسرد نشو

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :