کد خبر : 22476
تاریخ انتشار : ۲۴ فروردین ۱۳۹۲ - ۱۲:۵۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 460 بازدید

درد این روزهای مردم

     ولی درویشی / میرملاس نیوز : درد این روزهای مردم   شايد در اين آغازين روزهاي بهار که بايد موسم سور و شور و شادي و شعف باشد، گفتن از دردها و مشکلات چندان خوشايند نباشد. اما به قول شاعر و خواننده عزيز لرستاني  استاد ایرج رحمانپور که به حق او را حنجره زخمي […]

images 

 

 ولی درویشی / میرملاس نیوز :

درد این روزهای مردم

  شايد در اين آغازين روزهاي بهار که بايد موسم سور و شور و شادي و شعف باشد، گفتن از دردها و مشکلات چندان خوشايند نباشد. اما به قول شاعر و خواننده عزيز لرستاني  استاد ایرج رحمانپور که به حق او را حنجره زخمي زاگرس مي‌خوانند: «نمي‌خواهم از غصه بخوانم، نمي‌خواهم در آوازها و سروده‌هايم غم باشد، اما چه کنم من؟ چه کند دل من؟ وقتي که دم به دم خبر مي‌رسد از موج ويراني‌ها».

با اينکه هنوز روزهاي اول سال نو است و همگان به استجابت دعاهايي که براي گشايش امور کرده‌ايم، دلخوش و اميدواريم اما از همين ابتداي سال، واقعيات پيرامون و موج‌هاي فزاينده مشکلات حکايت ديگري دارند. سوء مديريت مسئولين در تنظيم بازار ميوه تنها يک نمونه ملموس از طوفان سهمگين مشکلاتي است که چندين ماه است بي وقفه برسقف ترک خورده زندگي روزمره مردم مي‌بارد و آرامش و آسايش را از آنان سلب کرده است. شايد اميد آن بود که اين طوفان ناکارآمدي‌ها با سپري شدن سرماي زمستان و جلوه کردن طراوت بهاري تازيانه نامهرباني را کنار گذاشته و يا لااقل کمي از شدت ضربه‌هاي بيرحمانه خود بکاهد، اما استمرار ناتواني‌هاي مديران در کنترل اوضاع اسفبار موجود، در روزهاي آغازين سال اين واقعيت را برسر مردم فرياد زد که وضعيت از دو حال خارج نيست يا برخي به هر دليلي نمي‌خواهند مردم شبي را بي‌درد و بدون دغدغه به صبح برسانند و يا اينکه بعضي نه تنها نمي‌توانند باري از دوش مردم بردارند بلکه با ندانم کاري‌هاي مداوم خود هر زمان باري بر انبوه بارهاي آنها مي‌افزايند.

علاوه بر اين در همين چند روز آغاز سال نيز، برخي از مسوولين اجرايي کشور که با اصرار بر سوء مديريت خود زندگي مردم را به بازي گرفته‌اند، با افاضات خود سريال تلخ بي اعتنايي به فهم و شعور عمومي جامعه را ادامه دادند تا بدين گونه اميد به بهبود امور و يا اصلاح رويه‌هاي ناصحيح مديريتي را در دل مردم به يأس بدل کنند.

به عنوان تازه ترين نمونه، در حاليکه از ابتداي سال تا کنون هر کيلو گرم گوجه فرنگي کمتر از 3000 تومان در اختيار مردم قرار نگرفته و در مواردي به کيلويي 6000 تا 7000 تومان نيز رسيده است و اين افزايش دو يا چند برابري قيمتها در مورد برخي ديگر از ميوه‌ها نيز صدق مي‌کند، وزير مربوطه وضعيت بازار و قيمت ميوه در ايام نوروز را به دليل ذخيره‌سازي مناسب، مطلوب ارزيابي کرده‌اند. راست آن است که درد مردم تنها قيمت ميوه يا پسته نيست. حتي درد آنها تنها افزايش نجومي قيمت خودرو نيست که مجري صداوسيما شرايط فعلي کشور را از سال‌هاي گذشته بهتر دانسته و بگويد «در کشور آنقدر عافيت داريم که مردم مشکلشان شده است پرايد و پسته!» درد مردم طيف وسيعي از مشکلات و محروميت‌ها و محدوديت‌هاست. درد مردم فاصله گرفتن شتابان از حداقل‌هاي زندگي است. درد مردم نداشتن حقوق حقه شان از سلامت و بهداشت و درمان است. درد مردم نداشتن سرپناهي – حتي استيجاري- براي به روز آوردن شبهاي سرد و سياه اين روزهاي زندگيشان است. درد مردم آموزش و تحصيل و تربيت مناسب فرزندانشان است. درد مردم افزايش سن ازدواج‌ها و کاهش سن بزهکاري‌هاست. درد مردم بچه دار نشدن به خاطر شدت دغدغه‌هاي بحق آينده فرزندان نيامده شان است. اين روزها دست بر هر دلي که گذاشته مي‌شود از جور ايام خون است. اين روزها از هر چه که سخن گفته شود آه و افسوس و درد و دريغ مردم به آسمان مي‌رسد.

دردها آنقدر همه گير و عمومي شده‌اند که اين روزها همه پيکره جامعه پر از درد است. تن اين روزهاي جامعه سخت رنجور است. اين روزها کم کم مي‌رود تا زيستن هم براي بسياري از مردم به عذابي دردناک بدل شود. اما در اين روزهاي پر درد که ناتواني برخي مديران و مسوولان متوهم، حق زيستني شايسته و بايسته را بيش از پيش از مردم سلب کرده است لازم است به صراحت بيان شود که همه آناني که از اين حالت رخوت و خمودگي و روزمرگي مردم سوء استفاده کرده و با اين خيال واهي که مردم در مقابل اشتباهات آنان قفل سنگين سکوت از لب نخواهند گشود و به همه اين مشکلات ناشي از ناتواني آنان در انجام وظايفشان عادت کرده و آنان را بازخواست نخواهند کرد، بدانند که اگر عزم و برنامه‌اي جدي براي رفع عاجل مشکلات ندارند، اکنون مناسب ترين زمان براي واگذاري مسووليت‌هايشان است.

زيرا اين روزها هزينه‌هاي زيستن براي مردم چنان در حال افزايش است که اگر نهادهاي قانوني و نظارتي با بازخواست آنان مرهمي‌بر دردهاي مردم نگذارند، بايد هر آن منتظر بلعيده شدن خود و تمام دلبستگي‌هاي مادي و معنوي و مديريتي شان توسط امواج خروشان بحرانهاي اجتماعي رو به رشد در ميان طيف‌هاي مختلف جامعه باشند.

 

   

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

ناشناس در گفته :

تقصير كيه ؟
اينو بگو

ناشناس در گفته :

تقصیر بابامه !!!
دوست عزیز این دیگه پرسیدن داره ؟ نویسنده هم که با هزار زبان بی زبانی گفته تقصیر کیه !
البته تقصیر شما و بنده هم هست . اگه ما برای حقوق شهروندی خودمون ارزش قائل باشیم ، اونوقت برخی مسئولین که فقط به فکر فامیل بازی و جناح بازی و برداشتن این یکی و سر کار گذاشتن اون یکی هستن توی سال “حماسه سیاسی ، اقتصادی ” ، میلیون ها نفرو با وعده و وعیدهای توخالی سر کار نمی ذارن … افتاد ؟ … عجب سالی باشه امسال !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

وقتي ميگي تقصير بابامه من به اين نتيجه مي رسم كه بچه احمدي نژادي …
نَمِري ميرملاس … آيلل رئيس جمهور اَرانِت كامنتَ مَنويسِنِن

مسئولی که حقوقش به چندین میلیون میرسه و پستی ام که داره ارث پدرش که بهش رسیده و نه خدا میشناسه نه مذهب.نتیچه ش همینه که میبینیم.جامعه فقط به عشق و حرمت رهبر سکوت کردن دم نمیزنن. جانم فدای رهبر

محبوبه در گفته :

اقای مورتی تا چقد سکوت کنن مردم چه گناهی کردن که چوب این مسولین رو میخورن الان قشر ضعیف دارن چه بدبختی ها میکشن ماها نمیدونیم از زندگیشون بی خبریم….خدا این دولت رو به راه راست هدایت کن که هرکی یه سمتی میگیره گول دنیا رو نخوره و مردم کشورشو فراموش کنه از همه مهمتر خدا رو فراموش کردن

مگه مردم بجز سكوت چيز ديگه اي بلدن؟ يا اصلا مگه غير سكوت كار ديگه اي ميتونن انجام بدن؟
جو خفقان و دموكراتيك.!!!
هركي از اون ور اومده شده رئيس , نه براساس تخصصه , نه مدرك , نه لياقت..
به خدا مدركش ربطي به شغاش نداره
چون فقط بند پ يارو كلفته همين…!

عليرضاآزادبخت در گفته :

هميشه حشمت سلام!
مطلب در رثاي اعضاي از جان و مال و ناموس گذشته و خدوم شوراي شهر است هر وقت مناسب ديدي بچسبان!

ناشناس در گفته :

تاآنجایی که بنده حضرات رامی شناسم همه توجیه گرند!!دراین “دره بی همال”ادای روشنفکری درآوردنددردی رادرمان نمی کند!

دره بی هومال! دورسه

وحیده خانم دلیل؟چطورمی فرمایید:”هومال”صحیح است؟

حاجی پور در گفته :

این مقاله بعد عید تو خبرگزاریهای هم خیلی صدا کرد من بعضی مطالبشون رو میخونم کلا این ]قای درویشی خیلی قشنگ و شجاعانه می نویسه. تو روزنامه های تهران خیلی معروفه اگه مطالب بیشتری ازشون بذارین خیلی ممنون میشم. یکی از دوستام تو تهران می گفت یه ستون روزانه تو مردمسالاری داره که معروفه. پیشنهاد میکنم ازش برای انعکاس مشکلات شهر و استان ازشون استفاده کنید.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :