کد خبر : 24036
تاریخ انتشار : ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۳
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 178 بازدید

5 کوتاه سروده – شمس لنگرودی

  1 کاش میوه این دخترک بودم در اشتیاق دهانش می مردم 2 در هر ایستگاهی که پیاده شوی کنار توام این قطار مثل همیشه در کف دستم راه می رود 3 آب می شوی برف وقتی بشنوی چه به روز من آوردی 4 شعر مثل حرف زدن در خواب است اول دیگران را و […]

thب 

1

کاش میوه این دخترک بودم
در اشتیاق دهانش می مردم

2
در هر ایستگاهی که پیاده شوی
کنار توام
این قطار
مثل همیشه در کف دستم راه می رود

3

آب می شوی برف
وقتی بشنوی چه به روز من آوردی

4

شعر
مثل حرف زدن در خواب است
اول دیگران را
و سپس تو
بیدار می کند

5
آخر به چه درد می خورد
آفتاب اسفند
این که جای پای تو را
آب کرده است

شمس لنگرودی

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

جنگ بد نیست ،شکست می خورم اشغالم می کنی.

خوشتیپ ترین مرد در گفته :

سلام
ضمن تشکر از زحمتی که میکشید وخدا قوت و دستمریزاد و این جور حرفا میخواستم بگویم که چند وقتیست دنبال شعری میگردم از آقای لنگرودی(اگر اشتباه نکنم)یا شاید آقا جانی که در آن شاعر میگوید”لابه لا خوب است /لا به لای کتاب/لا به لای کلمات و …..” منتها مقدورم نشد که بشودم و بیابمش. دستتان بر آتش این جور چیزهاست قطعن.ای که دستت میرسد کاری بکن.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :