کد خبر : 24414
تاریخ انتشار : ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 289 بازدید

دلفان، قطب بزرگ صادرات کارگران ساختمانی

  علی ابراهیمی / میرملاس نیوز :   در این شهر کسی نیست که میدان امام خمینی نورآباد یا همان میدان اصلی شهر را نشناسد و یا گذرش به این میدان نیفتاده باشد ، میدانی که محل  تجمع  کارگران است ؛ کارگرانی که در کنار جدول ها و میدان   نشسته اند  و  هر رهگذر و سرنشین […]

1 (109)

 

علی ابراهیمی / میرملاس نیوز : 

 در این شهر کسی نیست که میدان امام خمینی نورآباد یا همان میدان اصلی شهر را نشناسد و یا گذرش به این میدان نیفتاده باشد ، میدانی که محل  تجمع  کارگران است ؛ کارگرانی که در کنار جدول ها و میدان   نشسته اند  و  هر رهگذر و سرنشین خودرویی را کار تازه و کارفرمایی جدید تصور می کنند که قرار است در عوض انجام دادن کار برای وی، سفره آن شب خانواده هایشان با لقمه نانی هر چند فقیرانه پرشود.
چنین مردانی که درآمد روزانه شان بستگی به شرایط آب و هوا ، زور بازو ؛ سلامت جسمانی  و نظر صاحبان کار دارد به اصطلاح “کارگران فصلی” یا ” کارگران ساختمانی ” نامیده می شوند. اینان هر صبح با این نگرانی از بستر برمی خیزند که مبادا امروز کاری پیدا نکنند و شرمنده زن و فرزند چشم به راه خود شوند.

در این روزها که تورم و گرانی ، روز به روز در حال افزایش است ؛ تنها گروه شغلی که هنوز نتوانسته اند خود را با شرایط موجود تا حد ممکن  تطبیق دهند ، این قشر زحمتکش و از همه جا بریده اند ؛ و متأ سفانه از طرف مسئولان هیچ پشتوانه ی مالی یا بیمه ای برای آنها پیش بینی نشده است  و تأمین حداقل معاش خانواده نیز برای آنها دشوار شده است . این کارگران که بدنه اصلی ساخت و ساز مسکن را تشکیل می دهند، در این روزهای سخت معیشتی  با کاهش بازار کار  نیز مواجه هستند ،  به طوری که نگرانی از تأمین حداقل مایحتاج زندگی  را می توان در چهره ی نیم سوخته ی آنان مشاهده کرد . این افراد نه مزد ی مطابق باگرانی و تورم موجود  دارند  و نه بیمه ، از پاداش و عیدی هم که  کارگران رسمی  دریافت می کنند خبری نیست ، بنابراین اگر بلایی سرشان بیاید معلوم نیست سرنوشت زن و بچه آنها چه می شود. روی داربست رفتن و کار کردن در بلندی حتی به گفتن هم آسان نیست ، اما کارگران ساختمانی  چاره ای جز این ندارند که با وجود همه سختی ها تن به کاری بدهند تا خود و زن و بچه شان گرسنه نمانند .
اگر وضعیت ساخت و ساز خوب باشد آنها تنها شش تا هفت ماه در سال برای کارکردن فرصت دارند، اما اگر اوضاع همانند آنچه این روزها شاهد آن هستیم باشد که همه چیز به نوسان بازار ارز و طلا بستگی دارد، طبیعی است که با افزایش قیمت مصالح ساختمانی و افزایش هزینه ها ،  نان این بندگان خدا آجر می شود، آن وقت حتی کارکردن آن قدر سخت می شود که بیشتر روزها موجب جمع شدن آنها در گوشه ای از میدان شهر شده و در بسیاری از موارد عصبانیت ناشی از بیکاری و یا تلاش برای رقابت و قاپیدن کار از دست یکدیگر باعث بروز درگیری میان این سیه روزان می شود .

نکته ی دیگری که باید به آن اشاره کرد ، جمعیت بیکار  زیادی است که در این شهرستان وجود دارد ، البته منظور بیکارانی است که فارغ از افراد تحصیل کرده می باشند ،  به طوری که این شهرستان به قطب بزرگ صادرات کارگران ساختمانی تبدیل شده است ، و علاوه بر تهران بزرگ که به طور سنتی مأمن این رنج دیدگان بوده است ؛  حتی  نیروی انسانی ساخت و ساز  شهرستان های همجوار نیز از این شهرستان تأمین می شود و این نشان دهنده ی عمق تفاوت و یا زبانم لال ، ( نگاه تبیعیض آمیز  ) مسئولان  بین شهرهای استان بوده  است که  کارگری شهرستان های همجوار را  هم باید به دوش بکشیم   . در همین رابطه باید به موضوع تأسف بار دیگری نیز اشاره کرد و آن حوادث ناشی از کار می باشد که منجر به فوت و نقص عضو بسیاری از این جماعت شده است ، و ای کاش آمار دقیقی از تعداد آسیب دیدگان فوتی و جرحی سالانه حوادث  ناشی از کار این شهرستان  در دست داشتیم  ؛ تا با ارائه ی آن  ، برگ دیگری از مظلومیت این قشر زحمتکش ، به نمایش گذاشته شود  .  اینگونه ضایعات علاوه بر تأثیر گذاری منفی بر  وضعیت روحی روانی و معیشتی خانواده های آنان ، در بسیاری از موارد متوجه کارفرما یان هم شده است ؛ چون به موجب ماده ۱۴۸ قانون کار،  همه‌ کارگاه‌های مشمول قانون کار مکلفند بر اساس قانون تامین اجتماعی نسبت به تنظیم و ارسال لیست اسامی کارگران شاغل و پرداخت حق بیمه متعلقه کارگاه خود اقدام کنند. در غیر اینصورت و در صورت بروز هر گونه حادثه ای ،  هیچگونه غرامتی به آنان پرداخت نخواهد شد . بنا براین کارفرما مجبور شده است که هزینه های ناشی از فوت یا نقص عضو را از جیب خود پرداخت کند .

علاوه بر آنچه ذکر شد ، کارگران ساختمانی تحت پوشش هیچ قانونی نیستند و اگر کارفرما حقوق آنها را یک ماه یا چند ماه ندهد نمی توانند به هیچ مرجعی شکایت کنند که این مسأله بزرگترین نگرانی را برای کارگران ساختمانی به وجود آورده است .ناگفته نماند که  گسترش و تقویت نظام جامع تأمین اجتماعی اعم از پوشش بیمه‌های اجتماعی از مهمترین و محوری‌ترین برنامه‌های دولت فعلی بوده  است که تاکنون در این زمینه با اختصاص بودجه‌هایی نه چندان  مناسب از طریق وزارت رفاه و تأمین اجتماعی برنامه‌ها و اقداماتی برای پوشش بیمه اجتماعی گروه‌های مختلفی از جامعه انجام شده است . با اجرای قانون هدفمندسازی یارانه‌ها و حمایت دولت ،بیمه هر کارگر ساختمانی حدوداً ۲۳ هزار تومان تعیین شده است  که با پرداخت این مبلغ این کارگر می‌تواند به راحتی تحت پوشش بیمه تأمین اجتماعی قرار بگیرد ؛ اما متأسفانه سهمیه ای شدن بیمه شدگان  برای هر استان،  محدودیت اعتبار پیش بینی شده برای انجام این کار ، و انجام امور اداری و تشریفاتی مانند دریافت کارت مهارت  فنی ،  باعث شده است که این قانون در این شهرستان به مرحله اجرا در نیاید  و یا اگر مواردی وجود داشته ،   بصورت خیلی محدود بوده است .

با یک حساب سرانگشتی می توان هزینه ی مخارج یک خانواده چهارنفره را برای زندگی یک کارگر در یک ماه  تخمین زد که حداقل هشتصد هزار تومان می شود ؛  اما شرایط فعلی ، پیکره اقتصادی زندگی این دسته از کارگران را به شدت تحت تاثیر قرار داده و آنها را برای تامین هزینه های درمان ، حمل و نقل ، مسکن ، خوراک و پوشاک که از موارد مهم و غیر قابل حذف از سبد هزینه های یک خانوار کارگری است، با مشکل های جدی مواجه   ساخته است . زیرا همانطور که گفته شد بدلیل تحت پوشش نبودن بیمه  و قانون کار ، افزایش دستمزد آنان نیز تابع   بی عدالتی هایی است  که در کارگاه های زیرزمینی و غیر رسمی اتفاق می افتد ؛ و از این جهت نیز مظلوم واقع شده اند . در آخر باید به موضوع دیگری نیز اشاره کرد و آن  بالا بودن نرخ بیکاری در این شهرستان است ، به طوری که برخی از جوانان به امید آنکه در شهرهای بزرگ بتوانند شغلی بیابند به ناچار مهاجرت می کنند  که این موضوع نیز امنیت روانی و اجتماعی بسیاری از خانواده هارا در معرض تهدید قرار داده است  . فرصت های شغلی کم و متناسب نبودن نیروی کار بافرصت های شغلی موجود در بازار باعث شده است که افراد یبکار به هر کاری تن دهند،حتی کارهای بدون قرارداد که هیچ گونه تضمینی برای ادامه فعالیت و تامین مخارج زندگی از این طریق وجود ندارد. از طرفی به دلیل این که کارهای دایمی نیست، روابط کاری به صورت توافقی صورت می گیرد و کارفرما هر دستمزدی که بخواهد به کارگران پرداخت می کند و صحبتی از بیمه شدن این افراد به میان نمی آید ، بنابراین حقوق، مزایا و ساعت کار آنها مشخص نیست و در صورت رخ دادن حادثه هیچ فرد و یا سازمان خاصی مسؤولیت کمک به آنها و خانواده هایشان را ندارد. از سوی دیگر کم بودن فرصت های شغلی باعث شده است که این افراد از حداقل امنیت کاری نیز برخوردار نبوده و در صورت کوچک ترین اعتراض و یا تن ندادن به کار در مقابل دستمزد کم به راحتی بی کار شوند، بنابراین باید گفت متاسفانه این کارگران و خانواده هایشان نه تنها پشتوانه ای برای فردای خود ندارند، بلکه با شانه خالی کردن سازمان های مربوط از بار مسؤولیت، مشکلات آنها روز به روز بیشتر و بیشتر می شود، با این وجود هیچ فرد و یا نهادی از تعداد واقعی این افراد و مشکلات آنها اطلاع دقیقی ندارد و هیچ کس نمی داند  این گونه کارگران ، روزی چند ساعت کار می کنند چه زمانی بازنشسته    می شوندوامید می رود روزی برسد  که ضمن کنار گذاشتن کار سیاسی ، سیاستی کار آفرین در پیش بگیریم . 

  به امید آن روز !

( سلام دلفان)

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

یک همشهری در گفته :

آفرین چقدر زیبا و فصیح درد این دردمندان بی مدعا را به تحریر کشیدی!!اما ای کاش این را هم می فرمودید که از طرفی دیگر بزرگترین وارد کننده پزشک و انواع و اقسام طبیب شهرهای بزرگ هستیم که دستمزد چندین ماهه این سیه بختان “جبر تقدیر” را یک ساعته به جیب میز نن و راهی شهرهای خود میشوند و در نهایت باز همان شکاف طبقاتی و پیشرفت آنان و پسرفت ما…! براستی چرا..!!؟.تا کی این سیر صعودی و نزولی بین شهرهای بزرگ و شهرهای کوچکی مثل استان ما باید وجود داشته باشد!؟ مقصر کیست؟خودمان یا…!؟؟

یک همشهری در گفته :

مرحبا نویسنده محترم آقای ابراهیمی واقعا در خور نیاز است که گاهی مواقع مشکلات و نارسائیهای منطقه با قلم شیوای شما ادیبان مستعد وتوانا نگاشته شود.خداوند شما را حفظ و ترقی دهد.

سید جواد در گفته :

از اقای ابراهیمی ممنونیم که مشکلات شهرمان را به تصویر میکشد امید واریم اقای ابراهیمی بتواند پست مهمی را اخذ کند تا بتواند سروسامنی به شهرمان بدهند.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :