کد خبر : 24664
تاریخ انتشار : ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ - ۱۶:۲۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 154 بازدید

چند رباعی به بهانه ی ۲۸ اردیبهشت – روز خیام –

۱ ای   کاش   که   جای   آرمیدن    بودی یا   این   ره   دور   را   رسیدن   بودی کاش از  پی  صد هزار سال  از دل خاک چون   سبزه   امید    بر   دمیدن   بودی  ۲ تا زهره  و مه  در آسمان گـشت  پدید بـهتر ز می  ناب   کـسی  هـیچ   ندید من در عجبم  ز می  فروشان  کایشان زین به که […]

thلل

۱

ای   کاش   که   جای   آرمیدن    بودی

یا   این   ره   دور   را   رسیدن   بودی

کاش از  پی  صد هزار سال  از دل خاک

چون   سبزه   امید    بر   دمیدن   بودی

 ۲

تا زهره  و مه  در آسمان گـشت  پدید

بـهتر ز می  ناب   کـسی  هـیچ   ندید

من در عجبم  ز می  فروشان  کایشان

زین به که فروشند چه  خواهند  خرید

 ۳

امشب می  جام یـک منی خواهم  کرد

خود را به دو جام می غنی خواهم کرد

اول سه طلاق عقل و دین خواهم  کرد

پس دختر رز را به زنـی خواهم   کرد

 ۴

این  قـافـله  عـمر  عجب می گذرد

دریاب دمی که با  طرب  می گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر  پیاله  را کـه شب می گذرد

 ۵

جامی  است  که  عقل  آفرین می زندش

صد  بوسه  ز مهر  بر جبین  می زندش

این   کوزه گر  دهر  چنین  جام   لطیف

می سازد   و   باز  بر  زمین  می زندش

 ۶

من بی می ناب زیستن نـتـوانم

بی باده  کشید  بار تن  نـتـوانم

من بنده آن دمم که ســاقی گـوید

یک جام دگر بگیر و من نتوانم

 ۷

گر می نخوری طعنه مزن مستان را

بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که می، می نخوری

صد لقمه خوری که می غلام ست آن را

 …

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

محمد اسدیان در گفته :

درود بر مرتضا
رباعی آخر مصرع سوم ((تو غره بدان مشو که می می نخوری )) درسته که یه ایراد کوچیک تایپی داره .
به امیددیدار

مرتضا خدایگان / سرویس ادبی در گفته :

سپاس از محمد نازنین و یادآوری مهم و ریزبینانه اش. اصلاح شد

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :