کد خبر : 2473
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ - ۲۳:۳۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 713 بازدید

ازشعار تا شعور

    ازشعار تا شعور  مهدی محمد زاده : عجب روزگاري شده است. اين روزها براي امثال من هيچ چيز قابل پيش بيني نيست.  گويا بايد سكوت پيشه كرد و تا لحظه ي مقرر  ، پي عاقبت به انتظار نگريست؛بدون پيش داوري.  امروز در صفوف آهنين ، مرداني را مي بينم كه نه پيشاني شان […]

 

 

ازشعار تا شعور

 مهدی محمد زاده :

عجب روزگاري شده است.

اين روزها براي امثال من هيچ چيز قابل پيش بيني نيست.

 گويا بايد سكوت پيشه كرد و تا لحظه ي مقرر  ، پي عاقبت به انتظار نگريست؛بدون پيش داوري.
 امروز در صفوف آهنين ، مرداني را مي بينم كه نه پيشاني شان پينه بسته و نه چهره ي براقي دارند كه  اكثريت را به تنيدن تاري از زبان و پودي از لب وا دارند ؛ به جهت «قربة الي الله»!

اينان مرداني هستند كه هميشه سكوت پيشه مي كنند؛ نه جلوه در محراب و منبر می کنند و نه آنقدر آب زير كاهند كه در “خلوت” آن کار دیگر کنند!

گهگاه هم  كه  از روي عدم علم به معناي”خلوت” ، بي برنامه با انظار عمومي خودماني مي شوند ، به فسق و فجور و منفي بودن و افراط و تفريط شهره شان مي كنند.

…اما همينهاكه كم هم نيستند گاهي چنان كارهاي خارق العاده اي انجام مي دهند كه مثبت ها در خواب نخواهند ديدش؛كارهايي به مثابه دفاع ، شرف ، غيرت ، مردانگي و آفرينش حماسه هايي بي بديل.

امروز پاي صندوق هاي راي با چشم خود ديدم فرق بين شعار عده اي و شعور و معرفت جمع كثيري را كه بار ديگر خاكي وار و بي ريا وفاداريشان را به آرمان هاي انقلاب اسلامي كه همان منويات مقام معظم رهبري و راه شهداست اثبات كردند.

«حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است»

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

بی طرف در گفته :

همگی خسته نباشید

[پاسخ]

اولادقباد در گفته :

عجب مقاله ی علمی و مفصل و کاملی بود. من لذت بردم. موفق و موید باشید. شما با این توانایی و قلم فصیح و نگاه عمیق چرا مقاله نمی نویسی که خوانندگان استفاده کنند. لطفا باز هم بنویس

[پاسخ]

بابایی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۵ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۱:۰۸:

اگه شما بازم تشویقش کنین احتمال داره، بخاطر نگارش مققققالات بعدی جایزه نوبل بگیره.

[پاسخ]

مرتضي.م پاسخ در تاريخ جمعه ۱۹ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۰:۱۰:

حسود.

[پاسخ]

نویسنده پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۰۰:۰۵:

جالب بود اما عزیز مقاله تعریف داره.به اینا میگن نوشته ی کوتاه یا دلنوشته.مقاله عنوان داره متن اصلی داره منابع داره تحلیل داره تیترها وفواصل داره و….

[پاسخ]

تنهاترین در گفته :

الان دیگه خیلی چیزها قابل پیش بینی نیست
مثلن آب و هوا
مثلن نتایج فوتبال
مثلن نتایج انتخابات

[پاسخ]

كيوَشت http://www.kivasht.blogfa.com/ پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۲۵:

مثلا.

[پاسخ]

نشریه اینترنتی لکستان در گفته :

تبریک به میرملاس که تونسته نویسندگان متعددی جذب کنه. انشا…. در اخبار هم اینگونه باشه
تا جایی که بنده اطلاع دارم خود مدیر سایت همه جا میره و عکس و خبر تهیه میکنه

[پاسخ]

كيوَشتhttp://www.kivasht.blogfa.com/ پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۲۸:

“ان شاالله” رو وقتي “ان شاا…” مي نويسن كه نوشته بر روي كاغذ باشه ؛ اونم از اون حيث كه احتمال داره اون كاغذ دور ريخته بشه و به نام “الله” بي احترامي شه.اما در فضاي مجازي چه حاجت به ” ا… ” به جاي الله ؟!

[پاسخ]

انصافا جالب بودممنون.

[پاسخ]

عباد اولادی در گفته :

باور کنید تا حالا در عمر پنجاه و سه ساله ام ، مقاله ای به این درایت و ظرافت و جامعیت که تا این حد انتظامِ علمی داشته باشد نخوانده ام. من برای جذب چنین نویسندگانی به میرملاس تبریک میگویم.

[پاسخ]

كيوَشتhttp://www.kivasht.blogfa.com/ پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۵ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۰:۱۷:

عجب!

[پاسخ]

بابایی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۵ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۴:۴۲:

پس دوست عزیز مشخص تا حالا مقاله نخوندی، فکر کنم اونایی که خوندی دفتر مشق بچه های دبستانی بوده

[پاسخ]

مهسا پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۳:۴۳:

آقاي بابايي توهين ممنوع.

[پاسخ]

بابایی پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۱۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۲:۰۵:

lمهسا جون باور کن دیگه صبرم تموم شده

[پاسخ]

كوهدشت در گفته :

ياد مجيد سوزوكي و ماجراي حاجي گرينف ها افتاديم…

[پاسخ]

دختر لر در گفته :

زیبا و جامع بود موفق باشید……

[پاسخ]

بابایی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۵ اسفند , ۱۳۹۰ ۲۱:۰۴:

میشه تعریفی از جامع بودن ارایه بدین؟
دختر لر قدم خیر خانم جامع بودن حرف گزافیه، لطفا در کاربرد عبارات و واژه ها احتیاط کنید.
سبز باشی

[پاسخ]

دختر زاگرس نشین در گفته :

مطلبت جالب بود ممنون

[پاسخ]

بابايي پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۱۷ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۰:۲۰:

ميشه تعريفي از جالب بودن ارايه بديد؟

[پاسخ]

بابایی در گفته :

باز هم غم این خفته ی چند خواب به چشم ترم می شکند.

[پاسخ]

مهدي محمدزاده پاسخ در تاريخ سه شنبه ۱۶ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۱:۰۳:

نظرات شما متين؛اما «غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می‌شکند.» يه كم صحيح تره.
از جانب مرحوم نيما پوزش مي طلبم.
التماس دعا/ ياحق.

[پاسخ]

درود بر امین آزادبخت
با حذف نظرم دریافتم که شما هم با آزادی بیان میانه ی خوبی نداری و زیر لباس تعهد رسانه ای جامه ی محافظه کاری پوشیدی
من واقعا متاسفم اما برای شما همیشه احترام قائلم

[پاسخ]

بهروم نفتي پاسخ در تاريخ پنج شنبه ۱۸ اسفند , ۱۳۹۰ ۱۴:۵۹:

دوباره بنويس خب نادر

[پاسخ]

چرا صبرتون تموم شده آقاي بابايي؟چي شده؟

[پاسخ]

اولادقباد در گفته :

ولی واقعا از این جوابت خوشم آمدکه نوشتی:
((پس دوست عزیز مشخص تا حالا مقاله نخوندی، فکر کنم اونایی که خوندی دفتر مشق بچه های دبستانی بوده)) دمت گرم.

[پاسخ]

اولادقباد در گفته :

خداییش این جوابت هم با حال بود:
اگه شما بازم تشویقش کنین احتمال داره، بخاطر نگارش مققققالات بعدی جایزه نوبل بگیره

[پاسخ]

محمدجواد محمدزاده از مازندران در گفته :

mr30

[پاسخ]

شعور و فرهنگ برخي چقدر پايينه كه بجاي توجه به جوهره و پيام يادداشت ها و مقالات خودشونو مشغول جنگ لفظي و انتقادات و تمجيدات اغراق آميز و بي مورد مي كنن.
نمونه بارزش در نظرات گوناگوني كه براي اين يادداشت درج شده قابل مشاهده است.

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :