کد خبر : 2560
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۹۰ - ۲۱:۳۶
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 917 بازدید

تونه مي نويسم ،حنجره زخمي زاگرس كجا و شما كجا!

 

تونه مي نويسمِ حنجره زخمي زاگرس كجا و شما كجا!

مراد سپهوند :

كسي نمي داند كه اين آرمان مقدس چيست يا اين دلدار عزيزتر از جان كيست كه صاحب حنجره زخمي قوم ما با صلابت و قاطعيت از قول خودش و ما به او اعلام مي كند كه اي عزيزترين،باهمه وجود و توان،همه جا تو را مي نويسيم.و شما(نامزدهاي نمايندگي مردم!) كجا و آرمان هنرمند دردمند قوم ما كجا!؟

شاعر و خواننده بزرگ قوم ما(ايرج را مي گويم،رحمان پور را)همچون پرنده اي افسرده و كز كرده در زير لبه پشت بامي كاه گلي،جان پناهي نامطمئن براي خود دست و پا كرده و در جولان بي امان برف و كولاك و سوز سرما،عزيزترين چيز يا كسش را(كه كسي نمي داند چيست يا كيست!) در كنار قلب گرم و تپنده اش نشانده و دلداري اش مي دهد و با او نجوا مي كند و برايش مي خواند:

وِ ري سَئن،وِ ري چوو،مِئنِه تَئنَه دَسِم،تونِه مِي نويسِم!

(روي سنگ،روي چوب،در پهناي كف دستم،تو را مي نويسم!)

كسي نمي داند كه اين آرمان مقدس چيست يا اين دلدار عزيزتر از جان كيست كه صاحب حنجره زخمي قوم ما با صلابت و قاطعيت از قول خودش و ما به او اعلام مي كند كه اي عزيزترين،باهمه وجود و توان،همه جا تو را مي نويسيم.و شما(نامزدهاي نمايندگي مردم!) كجا و آرمان هنرمند دردمند قوم ما كجا!؟شما رسيدن به يك كرسي و جلوس بر آن را مي خواهيد كه همان نهايت شماست!و شاعر ما،عشق پاك و بي پيرايه و بي دريغ خود را نثار چيزي يا كسي مي كند كه بايد باشد ولي نيست و قطعا آن چيز يا كس از جنس شما نيست!شما از جنس همان كالاهايي هستيد كه از شيپور گشاد و گوش خراش خلايق به فرياد و نعره تبديل شده و به حراج گذاشته مي شويد!آن چه كه مورد نظر هنرمند ماست و اورا واداشته تا با نفس نفس زدن برايش بخواند كه:

دِ رَتِه،دِ مَنِه،د ِبييِه نوئييِه،دِ خوو ئو بِيوري،تونِه مِي نويسِم!

(در رفتن،در ماندن،در بودن و نبودن،در خواب و بيداري،تو را مي نويسم!)

قطعا شما نيستيد!چه مي گويم!شما از همان حد و حدود روزمرگي و محبوب دل و ناجي ساده لوحان و ناآگاهان وعوام شدنتان بسيار گذشته ايد!كارتان به جايي رسيده كه با آواز بغض آلود حنجره زخمي هنر اين قوم در رساي عزيزترين آرمانش نيز آن مي كنيد كه با خواسته هاي دم دستي خلايقي كه در ستادهاي انتخاباتي اتان جمع مي شوند!دنياي شما،خواسته هاي شما و اهداف شما با آن چه در زير و بم آواز رحمان پور نهفته است،بسيار متفاوت است.مگر ما را با دنياي به كام و هياهوها و فريادهاي «منم منم»شمايان كاري بوده است كه دزدانه و آشكارا! نواي حزن انگيز دل شاعرمان در نبود آن چه براي او و ما عزيزترين است را، در شيپور گشاده تبليغاتي تان مي دميد!

پس گوش كنيد!اهداف شما همين نزديكي هاست!براي رسيدن به آن ها كافي است نمد را به خوابش بماليد و دار و دسته اي گرد آوريد.پس گوش كنيد كه هنرمند ما با آرمان و آرزويش چه مي گويد:

دِ چولي ئو برزي،دي كُو ئو بيابو،تونِه مِي نويسِم!

(در قعر و بلندي زمين،در كوه و بيابان،تو را مي نويسم!)

فكر و انديشه مرثيه خوان بزرگ دردهاي قوم ما در سرزمين ها سير مي كند و مي چرخد و در كوه و بيابان آرمان مان را مي نويسد.شما كه امن و امان در خيابان ها هستيد و مست و مدهوش يك كرسي!چه تشابهي بين شما و رب النوع و الهه آرماني ذهن و روح هنرمند ما وجود دارد!؟برويد تا خلايق همانند گذشتگان(از سلك شما)،اين بار هم شما را بنويسند.شاعرو خواننده شوريده ما را رها كنيد تا آن چه را كه واقعا بايد نوشته شود ، براي مان بخواند:

اگر پا پيا بام،يا دِ زير پام با زينِ طلائي،مينه نوسواري،تونِه مي نويسِم!

(اگر پياده باشم يا بر زين طلايي بر گرده اسب تازه سواري شده اي نشسته باشم،تو را مي نويسم!)

متوجه شديد!عزيز ما و عزيز شاعر و خواننده ما به حدي عزيز است كه اگر بر زين زرين هم جلوس كنيم،باز هم با فرياد مي خوانيمش و او را مي نويسيم!شما مي خواهيد به يك كرسي در بهارستان جلوس كنيد!چه تشابهي بين شما و آن چه هنرمند ما مي گويد و مي نويسد،وجود دارد!؟باز هم گوش كنيد:

وِ هر جا كه سوزه،وِ هر جا رَئنينه……..وِ ري بال پرواز،وِ ري اوج آواز،وِ ئوچه كه دَسي دَرينه مئكه واز،تونِه مي نويسِم!

(به هر جا كه سبز است،به هر جا كه زيباست………بر روي بال پرواز،بر بلنداي اوج آواز،در آن جا كه دستي دري را مي گشايد،تو را مي نويسم!).

شاعر و هنرمند ما از سبزي و زيبايي مي گذرد و به پرواز در مي آيد و عزيزترينش را بر اوج آوازش مي نشاند و از زمين مردار و گند و سفله پرور كنده مي شود و به دروازه آسمان مي رسد و نام اين عزيز را بر آن حك مي كند!سرانجام دروازه اي گشوده خواهد شد و ما هم صبر مي كنيم تا ببينيم اين عزيز چيست يا كيست كه دست هاي شاعر شعر و شعور،نام آن را بر روي دروازه رهايي ما حك مي كند!شما هم در عوض برويد و خودتان را به يك كرسي برسانيد و نام تان را در دفتر و دستكي به ثبت برسانيد.برويد تا در اين آشفته بازار نام تان نوشته و خوانده شود.ما مي مانيم و صداي ماندگار هنرمندمان تا روزي كه دروازه اي گشوده شود و رمز و راز آواز استخوان سوز خواننده و شاعرمان و «تونه مي نويسم» او آشكار گردد.

وبلاگ مراد سپهوند: http://sepehr1337.blogfa.com

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

دررود بر نویسنده مطلب و حنجره زخمی زاگرس

یک همشهری در گفته :

درود بر جناب مهندس سپهوند وهنرمند بسیار عزیز استاد رحمانپور

جانا سخن از زبان ما می گویی! احسنت به شما نویسنده ی بی باک و دورود بر ایرج عزیز. اما عزیز دل این را بدان که نه اینها با چسباندن خودشان به ایرج بزرگ می شوند و نه ایرج از سواستفاده اینان کوچک.

خ. آزادبخت در گفته :

واقعا یکی از زیباترین اهنگ های اقای رحمان پوره…..وزیباتر از اون توصیف اقای سپهوند در مورد این شعره…ممنون از هردوتاشون

رسول شیرزاییان ضرونی در گفته :

سلام برآقای مهندس سپهوند انصافاً کسی سراغ این هنرمندان رو نمیگیره باعث دل شکستگی اونها میشه. درود بر شما که سراغشون رو میگیری

كيوَشت http://www.kivasht.blogfa.com/ در گفته :

و درود بر شما …

بنی آدم در گفته :

تو خودت داری از نام استاد رحمانپور برای گنده نشون دادن خودت استفاده می کنی مرد مومن. بس کنید شما را به خدا ایرج ما پاپتی ها را ابزار خود نکنید

احساس می کنم شما حتی متن بالا رو نخواندید متاسفانه…به راستی شما نماینده ی چه تفکری هستید؟؟؟
به آقای سپهوند می تازی!از ایرج رحمانپور حمایت می کنی!!!مگر آقای سپهوند در نوشته شان چه گفته اند جز واقعیت؟؟؟؟

دانشجو تهران در گفته :

dorod bar rahmanpor

مهدی.زارعی در گفته :

درود بر نفس گرم استاد

کوهدشت در گفته :

درودبر جناب سپهوند واستاد رحمانپور

استان لکستان در گفته :

بسیار عالی.
چه فایده مسوولین حمایتی از ایشون نمیکنن. مسوولینی که ظاهری خودمانی و “وژی” دارند اما…

بابک خدادادی امرایی در گفته :

درود فراوان

به قول مرحوم امیرپور امرایی

هر کچک تیشی و فرهاد نماو!!!

ل ـ آزادبخت در گفته :

در پاسخ ” بنی آدم ” که خلق را با خود قیاس میکند باید گفت آقا یا خانم محترم! اگر چنین شیفته ی ایرج هستی خودت چرا از او نمی نویسی . وانگهی آقای سپهوند چه نیازی به گنده کردن خود دارد آن هم در زمانه ای که از ایرج نوشتن چندان هم گندگی نمی آورد؟ برای امثال تو ایرج فقط یک خواننده ی خوش صدا است اما برای امثال سپهوند ایرج یک گفتمان است . شما را به خدا اینقدر تنگ نظر نباشید . روشنفکرانی چون ایرج از دست امثال تو دلخون هستند که دیوان حافظ را برای فال گرفتن میخواهید .

تنها صداستکه میماند نام ایرج برای همیشه تاریخ جاوید است.

عاشق دلفان در گفته :

ایرج عزیز صدای وحشی ات همه را به مدح خودت رسانده

يه بيكارپاپتي در گفته :

آقاي مهندس سپهوند! قطعا نه آرمانهاي كانديداها آنقدر كوچكند كه جنابت فكر ميكند نه رحمانپور آنچنان كه توگويي درآسمانها سيرميكند-ضمنا به اندازه كافي به مردم و فعالان ستاد ها توهين نموده اي معلوم هم نيست كه چه ميخواهي وچه ميگويي وازچه مينالي ؟وآيا اصلا چيزي گفنه اي كه به كار دنيا يا آخرتمان بيايد؟ يه بارديگرنوشته ات رابخوان عزيز .

باران ومهتاب قشنگند.

دانشجو در گفته :

جناب سپهوند يه بارديگر نوشته ات رابخوان.

بازباران باترانه.

یاسر نظری در گفته :

چه ربطی داره

ضمن تشکرازسپهوندعزیز یک اشتباه توی شعررحمان پور هست که خوب است اصلاح کنید:
نیل نوسوواری
که به مینه نوسواری نوشته شده است.
خواهشمنداست اشعاردیگران رودرست بنویسید.

مراد سپه وند در گفته :

با پوزش از خوانندگان و تشکر از آقای شاعر،از مدیر محترم سایت تقاضا دارم که اشتباه رخ داده را اصلاح نمایند.نیل نوسوواری درست است.

پ. گراوند در گفته :

به عصر پاپتی های فرهنگی خوش آمدیم! از بنی آدم گرفته تا بیکار پاپتی!
آویزان شدنِ خفاش های فکری در تهِ تهِ تهِ غارِ نام ِ مستعار؛ اصلا عجیب نیست.
یاد مومن علی جوزی پور هنرمند خنده ها و شادی های مردم دیارمان زنده باد زیبا سرود:
اه حنسِِ جنسِ ل.. / دم جکه ر… پاپتی
اگر مبدع اینترنت میدانست که گاهی چه کسانی وقت بایتهای روی حافظه ی فلز را تلف خواهند کرد، شاید از ابداعش منصرف میشد!

ميهن پرست در گفته :

سلام برايران سلام بر مردم ايران. نابودياداسراييل.عيدتان مبارك

سلام،

آن عزیزی که شاعر لرستانی می سراید، شاید روزی در دیگر نواحی این کشور هم ظهور کند.

شهروند1 در گفته :

ایرج صدایی آسمانی دارد وزیبا ای کاش دیگرتواناییهایش مانند صدایش بود تا از بکارگیری واژه تازی حنجره وواژه یونانی زاگرس برای او بهره نمی جستیم چراکه نام ایرج ریشه در فرهنگ پرمایه پارسی داردو واژگان بومی وپارسی بسیارند برای ایرج رحمانپور!

ل. آزادبخت در گفته :

از مدیر محترم سایت تقاضا دارم عادلانه پیام ها را مدیریت کنند . من در پیام خود نوشته بودم که رحمانپور برای امثال ” بنی آدم ” که خود را نماینده ی پاپتی ها می داند تنها یک خواننده ی خوش صدا است . اما برای کسانی چون مهندس سپهوند یک گفتمان است و نیز نوشته بودم که برخی دیوان حافظ را برای فال گرفتن می خواهند و با احترام آن را بالای تاقچه می گذارند . امثال سپهوند از روی درد و احساس مسئولیت پیرامون ترانه های ایرج بحث می کنند ولی برخی حتی این را هم بر نمی تابند . آیا این پیام مشکل اخلاقی دارد ؟ مشکل امنیتی دارد ؟ به شخص حقیقی یا حقوقی یا گویش یا فرهنگی توهین شده است ؟ این است رکن چهارم دموکراسی ؟ این که ” تلنجک ” دموکراسی هم نیست . شما را به خدا حالا که بر این مهم همت گماشته اید که افکار عمومی جامعه را بازتاب دهید ، عالمانه پیام ها را مدیریت کنید .
تلنجک : دامی بود که در کودکی برای گرفتن گنجشک ها می تنیدیم و عبارت بود از نی بلند ناپایدار ی که گنجشک بینوا حتی نمی توانست بر روی آن به خوبی مستقر شود و همین هم باعث گرفتار شدنش می شد .

امرایی در گفته :

گرو سرزمینی مه دارم گرونه گرونه!!!!!!!
جاوی باد این صدا

جورنالیست 59 در گفته :

درود و صد درود بر روان پاک هنجره زخمی زاگرس،افتخار موسیقی لرستان و قوم لر
از اینکه جناب آقای سپهوند به این مقوله نهایت تشکر را دارم و نده نیز به خیل نظریات دوستان می پیوندم و می گویم چرا کسی که در چهار سال کار بزرگی برای لرستان و خرم آباد انجام نداده است اینگونه از آهنگ و شعر “تونه مینویسم” ایرج استفاده میکند. ایشان باید برود و از خود مایه بگذارد.

بهمن در گفته :

سلام ودرودبر ایرج رحمانپور
آنچه ازدل برآید لاجرم بردل نشیند
ودرودبرلرکه تاریخ شریفتر ازاین قوم ندید وکاش که ما قدربزرگانمان رابیشتر می دانستیم وحرف همه مایکی بود آنوقت اینهمه مشکل نداشتیم ومارابا جوکهایمان نمی شناختند به امید پیروزی تفکر ودرایت

استاد رحمانپور همانند عقابیست که از اوج آسمان همه چیز را می بیند و نیازی به قدم نهادن بر کوره راههای بی هدف زمینی ندارد. او مردیست که غم مردمان لر را به تنهای بر دوش گرفته. او ریشه در دستهای آسمانی مردم دارد و همانا ریشه هایش استوار و پایدار است.

آسمان در گفته :

سلام، من لر نیستم ولی با صدای ایرج رحمانپور توسط یکی از دوستان لر زبانم آشنا شدم واقعا صدای ایشون رو دوست دارم و به نظرم ایشون باید جایگاه خیلی بالاتری در موسیقی کشور داشته باشن و اگر صدای ایشون پخش بشه خیلی ها طرفدار ایشون خواهند شد.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :