کد خبر : 2767
تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ - ۲۱:۰۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 292 بازدید

سووشون سیمین

  سووشون سیمین میرسلیم خدایگان :  واقیت آنست که فرهنگ فارسی تحت سیطره ی زبان شعر بوده است. اخلاق، اسطوره، تاریخ و داستان نویسی ما در قالب شعر بیان شده است. اما در دوران معاصر به تبع تحولاتی که در حوزه ی فرهنگ، هنر وادبیات در سطح جهانی بعد از عصر روشنگری رخ داد، ادبیات […]

 

سووشون سیمین

میرسلیم خدایگان :

 واقیت آنست که فرهنگ فارسی تحت سیطره ی زبان شعر بوده است. اخلاق، اسطوره، تاریخ و داستان نویسی ما در قالب شعر بیان شده است. اما در دوران معاصر به تبع تحولاتی که در حوزه ی فرهنگ، هنر وادبیات در سطح جهانی بعد از عصر روشنگری رخ داد، ادبیات ایران و زبان فارسی نیز به خود آمد و در درونه ی خود بنیان فکنی ای را طرح ریزی کرد. در شعر، به طور مشخص، نیما یوشیج کلنگ مرمت بر ساختار دستمالی شده ی قالبهای کهن کوبید و به درستی و توانایی توانست از همان مصالح قدیم ساختاری نو طرح افکند. اما در ادبیات داستانی موضوع سخت تر بود. داستان در ادبیات فارسی تا به این دوران در چارچوب و قالب نظم آورده می شد و ساختار داستانی به این شیوه ی نوین سابقه ای در ادبیات فارسی نداشت و طبعا پذیرش آن از طرف مخاطب فارسی زبان و ایرانی بس دشوار می نمود. از آن گذشته در تاریخ و فرهنگ مردسالار بشر و مخصوصا نوع متعصب و تابوشده ی ایرانی آن، حضور زن و ابراز وجود در جامعه و عرض اندام او در ساحت اندیشه فرضیه ای محال می نمود. اماا نقلاب در هنر و ادبیات جهان و بن فکنی یگانه ی نیما در شعر ، راه را برای حضور مولفانی چون فروغ فرخزاد در شعر سپید و سیمین دانشور در داستان باز کرد. فروغ پهنه ی دیگری است در ادبیات فارسی و در این مقال مجال پرداختن به وی نیست. اما در باره ی سیمین دانشور باید گفت که او گره گاه ادبیات داستانی ما با انسان معاصر ایرانی است. دانشور با نگاهی هوشمندانه در اثر سترگ خود”سووشون” از منشور اسطوره سوگ سیاوش، موضوعات اجتماعی دهه ی چهل که خود گرانیگاه ادبیات و تاریخ معاصر ایران است را بر محمل ساختار داستانی ای یکدست، گیرا و پر کشش به مخاطب عرضه می کند. سووشون داستانی است با تمام تعاریف و ارکان داستان مدرن. شخصیت ها در آن واقعی اند و می توان نمونه های آن را در جامعه پیدا کرد. اما توانایی سیمین در این بود که این رمان نه به رمانی فمینیستی تبدیل شد و نه مانند بسیاری آثار دهه ی چهل به بیانیه ای حزبی یا به تریبونی برای نوع نگاه و تفکر خاص سیاسی. آنچه از ادبیات انتظار می رود پرداختن به خود ادبیات و برساختن دنیایی در متن است که آنسوی فراروایت ها به زندگی و هستی انسانی می اندیشد.و دانشور در اثر خود به این مهم دست یازید. کاری که فروغ هم مخصوصا از” تولدی دیگر” به بعد در شعر انجام داد. دانشور اولین زن داستان نویس ایرانی است که به شکل جدی به داستان پرداخت و موفقیت و اقبال عام و خاص سووشون تاییدی بود بر کار اصیل این بانوی بزرگ معاصر. سووشون به زبانهای متعددی(هفده زبان) در دنیا ترجمه شد و توانست ادبیات ایران را به دنیا معرفی کند. شاید اگر سیمین نبود آثار داستان نویسان زن ایرانی از حد داستانهای زرد بازاری فراتر نمی رفتند. سووشون الگویی شد برای نویسندگان پس از آن. سیمین دانشور با یک عمر آفرینندگی در ادبیات و خلق آثار دیگری چون سه گانه ی” سرگردانی” ها و داستانهای کوتاه و تربیت شاگردان بی شماری که در دانشکده ی ادبیات به آنها درس ادبیات و زندگی می آموخت، بی شک یکی از ارکان ادبیات ایران است.

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

دستت دردنکنه اما ادبیات داستانی ما فقط نظم نبوده وداستان هایی درسیاست نامه و کلیله ودمنه و حسنک و…داشته ایم که دردوره ی خودمعاصربوده اند.درثانی سیمین دانشور راه گشا واستارت هیچ زن بعد ازخودش نشد که شما فرموده اید وسیمین رانباید با فروغ مقایسه کرد که سیمین دربین رمان نویسان به خصوص جلال سروگردن بالایی نیست.بعدهم خوب بود منابع را ذکرمی کردید.

نویسنده در گفته :

جناب ادیب ممنون از دقت نظرتون. منظور بنده از داستان همانطور که از متن بر می آید، داستان، برای گفتن داستان است.در تمام متونی که شما یاد کرده اید یک فراروایت(اخلاق،پند و اندرز و ارزشگزاری ) بر محمل متن سوار است و به خورد مخاطب داده می شود. در عین حال بدیهی است که هر اثری در دوران خودش، معاصر(هم عصر) با زمانه ی خود است.نویسندگان زن بزرگی مثل منیرو روانی پور، غزاله علیزاده، زویا پیرزادو … همگی بعد از سیمین بوده اند.مورد بعد اینکه قصدم مقایسه ی فروغ و سیمین نبوده چون آن یکی در حوزه ی شعر است و این دیگری در حوزه ی داستان. منظور آنست که هیچ زنی در شعر فارسی هم سنگ فروغ نیست و در داستان هیچ زنی هم سنگ سیمین. و اتفاقا اگر سیمین از یک نویسنده ی مطرح از لحاظ ادبیت داستانی سر باشد آن یک نفر جلال است. چون سیمین در رمانهایش به صرف زیستن در ادبیات می پردازد اما ایرادی که بر جلال وارد است آنست که در آثارش رد پای تفکر سیاسی و نقطه نظرات احزاب سیاسی پیداست. در پایان عرض کنم که معمول نیست که برای یک یادداشت منابعی ذکر شود، چون اصولا یادداشت حاصل نگاه نویسنده به یک موضوع خاص است که از منشور مطالعاتش گذشته است. اما برای نوشتن مقاله چون روش مند است و نویسنده باید از متون مرجع در رد یا تایید موضوعی استفاده کند ، ذکر منابع الزامی است.

ای بابا در گفته :

چییییییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درس زندگی و ادبیات در دانشگاهها.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :