کد خبر : 2802
تاریخ انتشار : ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ - ۱۹:۲۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,909 بازدید

رنـج هـای مـن و فـرهـاد در بـیـسـتـون ، درد نامه سازنده سفره هفت سین نوروزی

رسانه های محلی کرمانشاه اعلام کردند امسال باز بزرگترین سفره هفت سین جهان، در کرمانشاه گسترانده می شود.این خبر باعث می شود تا به مخاطبان باورانده شود، مسئولین تدارکات ویژه ای برای اهالی کرمانشاه و مهمانان نوروزی شان دیده اند. مسئولین هر خوابی که دیده اند خیر باشد اما عنوان بزرگترین سفره هفت سین جهان، […]

رسانه های محلی کرمانشاه اعلام کردند امسال باز بزرگترین سفره هفت سین جهان، در کرمانشاه گسترانده می شود.این خبر باعث می شود تا به مخاطبان باورانده شود، مسئولین تدارکات ویژه ای برای اهالی کرمانشاه و مهمانان نوروزی شان دیده اند. مسئولین هر خوابی که دیده اند خیر باشد اما عنوان بزرگترین سفره هفت سین جهان، برای من که طراح و سازنده آن در سال گذشته بوده ام، یاد آور باز شدن زخمی است که توان و روان مرا می آزارد. هم اکنون نیز در سالگرد آن رنج می برم. احساس می کنم زخمی که از آن رنج می برم التیام نیافته است. مگر آن را با آنانی که باید بدانند در میان بگذارم. شاید هم دردی آنانی که دست رنج مرا دیده اند، مرهم زخمم شود و از اندهم بکاهد.
من محمد حسین آزادبخت، ماکت ساز، طراح و مجری بسیاری از ماکت ها و موزه های مردم شناسی در کشور هستم. تا کنون ۹ موزه در استان های لرستان، کرمانشاه و ایلام را مورد بهره برداری، قرار داده و ۳ موزه دیگر را در دست مطالعه و پژوهش دارم. ۳ سال پیش برای اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه فضا های داخلی و صحنه های موزه صنایع دستی و هنر های سنتی واقع در دبیر اعظم کرمانشاه را طراحی و اجرا نمودم که تا کنون مطالباتم را به طور کامل دریافت نکرده ام. سال گذشته با عقد قرار داد مجدد با میراث فرهنگی استان کرمانشاه تعهد نمودم سفره هفت سین بزرگی به مساحت یک هزار متر مربع با همه جزئیات یک سفره سنتی ایرانی بسازم تا در دامنه کوه بیستون برای بازدید کنندگان از آثار باستانی، گسترده شود. من برای اجرای این کار بزرگ در مددت ۲۶ روز یک تیم ورزیده ۲۲ نفره را به کار گرفتم و شبانه روز بدون وقفه مبادرت به تهیه، ساختن، اجرا و نصب سفره هفت سین نمودم. سربلند اما از پای فتاده آن کار بزرگ را به سرانجام رساندم. اما همواره به یاد آوردن آن روز ها و شب ها تن رنجورم را می لرزاند.
نمی دانم چرا آن روز ها و امروز هم احساس می کنم من و فرهاد هر دو در بیستون با هم رنج های همسانی کشیده ایم. هر دو در پای کوه بیستون «رنج بیور»۱ ماندیم.
به روایت قصه های بومی به روز های درد و رنج فرهاد گریزی می زنم تا حکایت خود را با آن همساز سازم. می گویند هزاران سال پیش که انگار کار ها به همین روال به پیش میرفته است، حاکمان آن زمان با فرهاد عهد محالی بستند که اگر می خواهد به شیرین برسد، باید کوه بیستون را بشکافد و آب «نوژی وران»۲ را به این سو بیاورد. فرهاد که انتخاب دیگری نداشت به ناگزیر رنج های بیشماری برای برداشتن کوه بیستون کشید تا این مانع را که بین او و شیرین بود بردارد. اما آنانی که فرهاد را مجبور کرده بودند صخره های بیستون را بتراشد، دریافتند فرهاد با نیروی بی پایانی که از عشق طلبیده است، آن عهد نامه محال را عملی می سازد. آنان ناجوانمرادنه عهد نامه خود را شکستند و با دسیسه های پیرزنی بد نهاد، فرهاد را از کندن کوه باز داشتند. پیرزن در مقابل دریافت پاداشی سخیف با نیرنگ اهالی شهری در دامنه بیستون را به آشوبی ساختگی وا داشت و تا ول وله و فریاد سر دهند تا مرگ دروغین شیرین را به فرهاد بباوراند.
هنگامی که فرهاد علت غوغا در شهر را از پیرزن جویا می شود، پبرزن با اندوهی ساختگی بانگ بر می آورد:
فرهای ژارکه رنج بیورت برد سرت سلامت شیرین وفات کرد
معنی: فرهاد بی نوا رنج بی بهره بردی – سرت سلامت شیرین وفات کرد.
پیام پیرزن تمام توان کوه کندن را از فرهاد گرفت. جهان بدون شیرین در مقابل چشمانش تلخ و تاریک گردید. آخرین کلنگ را بر فرق سر خود فرو آورد و تراشیدن کوه بیستون نا تمام ماند.
هزاران سال است که بر زخم های خراشیده سینه ستبر این صخره ها باد می ورزد. برف و بوران هنوز خراش های آن زخم ها را التیام نبخشیده اند. روایت آن رنج ها از سینه ای به سینه ای دیگر نقل شده است. هم اکنون سنگ کنده «فرهاد تراش» در بیستون بزرگ ترین سنگ تراشه جهان است که تا کنون توسط انسان حجاری شده است. این سنگ تراشه را در افسانه ها و اسطوره ها به فرهاد کوه کن نسبت می دهند.
در کنار فرهاد تراش کتیبه داریوش، بزرگ ترین سنگ نگاره جهان، بر سینه بیستون نقش بسته است. این دو بزرگترین، بر بزرگترین دیواره صخره ای جهان حک شده اند. در این مکان ۳ پدیده ی برتر جهان هزاران سال است گرد هم آمده اند. من هم خواستم بزرگترین سفره هفت سین جهان را که بخشی از بزرگترین آئین جهانی نوروز است را برای ایام نوروز چند روز بر دامنه بیستون بگسترانم.
بعد از اینکه طرح بزرگترین سفره هفت سین تصویب شد ۲۶ روز به عید مانده بود. چون نوشتن قرار داد در یک روال اداری طولانی می شد بر اساس توافق نامه ای که به من ابلاغ شد، مدیر کل میراث فرهنگی و حتی جناب استاندار محترم مبلغ توافقی را تأیید کرده بودند. من بدون دریافت پیشن پرداخت کارم را شروع کردم. قرار شد از هر جا که می توانم پول قرض کنم، تا آنها بعد از انعقاد قرار داد رسمی به من پول برسانند. من با تهیه هزینه های گزاف و سپردن چک همه مواد و مصالح مورد نیاز را تهیه کردم تا همه چیز دم دست باشد. چون قطعاتی که می بایست ساخته شوند، بسیار بزرگ بودند، سوله ای در شهرک صنعتی کوهدشت تهیه کردیم تا اکیب سازنده ماکت در آنجا مستقر شوند و شبانه روز مشغول کار باشند. به خاطر سرمای زیاد کار ها به سختی پیش می رفت. بخاری های زیادی وصل کردیم تا محیط کارگاه قابل تحمل شود.
هر چه کار ها پیش می رفت مسئولین میراث نمی توانستند مبالغی را که قول داده بودند در اختیار من بگذارند ما تقریباَ همه مواد و مصالح را که شامل فوم فشرده، مواد رزین، پشم شیشه مخصوص مجسمه سازی، انواع رنگ و چسب، ابزار و وسایل مورد نیاز، مواد فایبر گلاس و برزنت و … را از تهران، اصفهان و کرج تهیه کرده بودیم. اکیبی از دانشجویان، تعدادی هنرمند هنر های تجسمی و تکنسین های فنی و تعدادی کارگر خدماتی و آشپز و راننده جمعاَ به تعداد ۲۲ نفر در کارگاه به ساختن سفره هفت سین مشغول شدیم.
الگوی سفره هفت سین را بر اساس تابلوی معروفی به نام سفره هفت سین که در کاخ گلستان نگهداری می شود و متعلق به اواخر دوره قاجار می باشد انتخاب کردیم. طرح سفره با الگو از همان تابلو یک سفره قلم کار سفید رنگ با حاشیه گل و بوته هایی در متن به رنگ های سرخ آبی و نیلی طراحی شد. ابعاد این سفره می بایست ۴۰ متر در ۲۵ متر باشد. مساحت این سفره هزار متر مربع شد. برای تهیه سفره ۱۲۵۰ متر برزنت سفید مخصوص از اصفهان تهیه کردیم تا با دوختن عرض های ۹۰ سانتی متری از آن سفره عظیم و یک پارچه ای تهیه شود. طراحی و چاپ طرح های قلم کار بر روی پارچه سفره مکافات هایی داشت که آن را از سر گذراندیم.
برای چیدن اشیا بر روی سفره احتیاج به ظروف بزرگی داشتیم که می بایست تناسبی اشله شده داشته باشند، می بایست ابعاد هر شی که بر روی سفره چیده می شود در طول و عرض و ارتفاع ۱۵ برابر بزرگتر شوند. ما می بایست ۶ کاسه و ۶ بشقاب برای جای انواع هفت سین و سایر متعلقات سفره را بسازیم. اگر قطر هر کاسه ۲۰ سانتی متر و عمق آن ۸ سانتی متر باشد، می بایست ما کاسه هایی به قطر ۳۰۰ سانتی متر و به عمق ۱۲۰ سانتی متر بسازیم. ساختن ۶ کاسه به این حجم کار راحتی نبود. درون هر کدام از این کاسه ها ۱۵ نفر می توانند در کنار هم بنشینند. ساختن این کاسه ها و بشقاب هایی که قطر آن ها نیز ۳۰۰ سانتی متر و عمق آن ها ۵۰ سانتی متر بود و یک کاسه بزرگ برای جای ماهی روی هم ۱۳ ظرف غول پیکر برای سفره از ترکیب شبکه ی فولادی و رزین و فایبر گلاس و لایه های پشم و شیشه ساخته شد. این ظرف ها با نظارت یکی از همکاران هنرمندمان در کارگاهی در تهران ساخته شدند و بعد از پرداخت و رنگ آمیزی این ظرف های غول پیکر با سه کامیون از تهران به بیستون حمل شدند. هشت نفر در طول ۲۰ روز به طور مداوم بر روی این ۱۳ کاسه و بشقاب کار کردند.
برای تهیه اقلام هفت سین که عبارت از سیب، سیر، سبزه، سماق، سنجد، سمنو و سکه بودند می بایست ماکت آنها را دانه به دانه می ساختیم. برای ساختن کلیه احجام از یونولیت فشرده با دانه بندی ۳۰ استفاده کردیم. این یونولیت بسیار فشره و سخت است. کار برد آن برای مجسمه سازی و قالب گیری است. برای برش آن از اره برقی مخصوص چوب استفاده کردیم و در پرداخت نهایی با فرچه های فولادی و سمباده سیب ها و انار های غول پیکری به قطر ۱۳۰ سانتی متر ساختیم. هر سیب توسط دو نفر جابجا می شد. سطح این سطوح را با اپوکسی و لفافه ی پشم و شیشه پوشاندیم تا سفت و سخت و ملامینه شوند. بعد با رنگ آمیزی به رنگ سیب ها و انار های واقعی آنها را نقاشی کردیم. سب ها و انار ها را در کاسه های بزرگ قرار دادیم تا روی سفره چیده شود. تعداد ۵ عدد سیر بزرگ با الیاف و پارچه و رنگ و چسب همانند سیر های واقعی ساختیم و در کف یک بشقاب بزرگ قرار دادیم تا یکی از سین های سفره شوند.
تهیه و ساختن سبزه ی سفره یکی از عذاب آور ترین سازه های ما بود. ابتدا قرار بود از برش و تا زدن و رنگ آمیزی ورق های فولادی که در کنار هم چیده می شوند، سبزه سفره را بسازیم. اما بعد از هزینه گزاف آن طرح جواب نداد. بلا فاصله طرح جدیدی را طراحی کردیم. سینی سبزه به خاطر تناسبی که می بایست داشته باشد، بزرگترین شی ما بود. ما باید فکر حمل و نقل آن را می کردیم. قطر سینی ۶ متر بود. اگر ارتفاع هر سبزه به طور متوسط ۲۰ سانتی متر باشد، بلندی سبزه ما ۳ متر می شد. ساختن چنین حجم عظیمی با مقطعی به مساحت حدود ۳۰ متر مربع و به ارتفاع ۳ متر که می بایست آن را جابجا کنیم کار بسیار دشواری بود. اما ما با طراحی و ساختن سینی ای آهنی که تبدیل به چهار قسمت شده بود و اسکلتی استوانه ای به قطر همان سینی که آن نیز به ۴ قاچ مساوی تقسیم شده بود، امکان ساختن سبزه برای سفره را فراهم کردیم. بر روی استوانه ایجاد شده تور ظریفی پیچیدیم و سطح تور را با ورقه های کارتن پلاست پوشاندیم. با الگو از سبزه هایی که با چسباندن کنجد بر روی ظروف تهیه می کنند، صفحاتی از برگ چه های مصنوعی را بر روی سطح استوانه نصب کردیم. روی این قاچ های استوانه را باز با همان برگ چه های مصنوعی پوشاندیم. هر چهار قاچ استوانه وقتی درون سینی قرار می گرفتند، یک پارچه می شدند. به این طریق این سبزه با طراوت اما عذاب آور را ساختیم و توسط یک تریلی این مجموعه را از کوهدشت به بیستون حمل کردیم. مساحت سطوحی که ما بر روی آنها برای کل سبزه برگ چه های مصنوعی نصب کردیم ۸۶ متر مربع بود.
برای تهیه سماق حدود ۲۰۰ کیلو توت خشک تهیه کردیم و به رنگ سماق رنگ آمیزی نمودیم و در یکی از بشقاب ها ریختیم. تا روی سفره قرار گیرد.
ماکت های تعداد ۱۰۰ عدد سنجد را که هر کدام به اندازه خربزه بزرگی بودند، با فوم فشرده همانند سنجد های واقعی ساختیم و رنگ آمیزی کردیم تا آنها نیز در بشقاب غول پیکری ریخته شوند و بر روی سفره قرار گیرند.
برای ساختن سمنو بیش از ۲۰۰ لیتر ملاس چغندر از کارخانه قند بیستون تهیه کردیم با افزودن مقدار بسیار زیادی پودر سنگ و مل معجونی هم چون سمنو در کاسه ای بزرگ ریختیم تا سین دیگری برای سفره شود.
برای ساختن سکه ها تعداد ۸ سکه رایج انتخاب شد تا از پشت و روی آنها عکس گرفته شود. با توجه به ابعاد مورد نظر پهنا و قطر سکه ها ۱۵ برابر شد. آن عکس ها برروی سطوحی چوبی که مناسب آنها ساخته شده بودند پرس شدند، این سکه ها بر روی سفره قرار گرفتند تا یک قلم از متعلقات سفره را تشکیل دهند.
در سر سفره گذشته از اقلام هفت سین متعلقات دیگری نیز وجود داشت. همان گونه که همه سفره های ایرانی دارند. بر روی سفره هفت سین قرآن و آیینه، شمع های روشن، سنبله و گل، آجیل و انار، کاک و نان برنجی، ماهی و تخم مرغ های رنگی، نقل و شکلات و شیرینی چیده شده بود و پیرامون این سفره موانع متعدد چیده شده بود و از پرژکتور ها در چهار سو به سفره هفت سین نور تابانده می شد.
برای ساختن ماکت قرآن بزرگ، زحمات بسیاری کشیده شد. ابعاد این ماکت به طول ۴۰۰ و عرض ۲۷۰ و قطر ۶۰ ساتنی متر بود. برای جلد ماکت قرآن از جلد و پشت جلد یک قرآن عکس گرفته شد، با طراحی کامپیوتری، ابعاد و اندازه آن به میزانی که مورد نیاز بود با لایه های متعدد فوم روی هم چسبانده شد تا حجم مورد نظر ایجاد گردید. برای جلد های قرآن از چسباندن ورقه های متعدد کارتن پلاست ایجاد گردید. این ماکت آن قدر بزرگ بود که به دشواری توسط ۶ نفر جابجا می شد. بعد از ساختن، این ماکت توسط یک کامیون از کوهد شت به بیستون حمل گردید.
توضیح در باره سایر اقلام حکایت را طولانی می کند اما هدف از این توضیحات درک ملموسی از کار بزرگی است که ما انجام داده ایم. همه این کار ها در نهایت دقت و صداقت، مستند سازی شده اند. ما مدعی هستیم تا کنون در ایران هیچ کس ماکتی به این دقت و وفا داری به اصالت سفره های ایرانی و اشله شده با ابعاد و اندازه های یک سان، انجام نداده است.
خاطر من از مسئولین طرف قرار دادم از آن آزرده است که به عهد خود وفا نکرد ند و مرا با بسیاری از گرفتاری ها رها کرد اند و به حال خود گذاشتند. مطالباتی که تعهد کرده بودند به من نپرداختند و با چهره ای دو گانه در سایت ها و اخبار و بیلان کاری شان به بزرگترین سفره هفت سین جهان افتخار می کردند اما در مواجه با من برایم پرونده سازی کردند که آنها را فریب داده ام و مبلغ قرار دادم با آنان بسیار زیاد بوده است. متن قرار داد من در کمال اختیار توسط مدیر کل میراث، معاون توسعه میراث، مهندس ناظر میراث، امور قرار داد ها و معاونت مالی امضا شده است. مبلغ کل قرار داد نه تنها در قرار داد بلکه در ابلاغیه اولیه توسط مدیر کل میراث و جناب آقای استاندار قید شده است.
هنگامی که سایت های خبری می نوشتند سفره هفت سین، بیستون را متحول کرد مسئولین میراث فرهنگی به توصیه مقامات استانداری در پنهان ارزیابی کار مرا به کارشناس دادگستری سپرده بودند تا با ارزیابی او برآورد هزینه ها را بررسی کنند. تا مبادا قیمتی گزاف گفته باشم. آنان که همچنان قصدی داشتند چرا در ابتدا و در هنگام اجرای کار اظهار نظر نکرده بودند؟ حالا که در پی ارزیابی بودند چرا ارزیابی کار مرا به یک کارشناس هنری ندادند؟ کارشناسی که برای ارزیابی فرستاده بودند، کارشناس لوازم خانگی و وسایل سمساری بود. در گفت و گو با کارشناس دادگستری پی بردم هیچ اطلاعی از امور هنری ندارد. او نمی تواند کیفیت فرآورده های هنری و تجسمی را تشخیص بدهد. او فقط قیمت ها را با توجه به وزن و کیلو و حدس و گمان ارزیابی می کرد.
گرچه من بعد از نصب سفره هفت سین که قبل از تحویل سال تمام شد هیچ گونه مسئولیتی در قبال آن نداشتم اما شب های سرد و بارانی را بدون امکانات رفاهی در چادری سوت و کور تا پایان تعطیلات نوروزی باقی ماندم و هزینه های زیادی تقبل کردم و به پاسبانی و نگهبانی از سفره هفت سین پرداختم. برای مقابله با باد های بنیان کن بیستون بار ها شیشه بزرگ آیینه را که می شکست عوض کردم.
مسئولین طرف قرار داد من به راحتی حقم را به من ندادند برای حداقلی که برای من رقم زده بودند بار ها مرا از کوهدشت به کرمانشاه کشاندند، روی هم ۲۲ بار رفتم و برگشتم که اگر هر رفت و برگشت را حساب کنم حدود ۱۱ هزار کیلومتر چیزی نزدیک به طول جاده ابریشم به دنبال طلبم دویدم. آنان ۱۱ میلیون از قرار دادم را که تعهد کرده بودند به من ندادند. من خود را سزاوار نمی دانم از کاری که به سختی و به نحو احسن انجام دادم ضرر ببینم.
من هیچ گاه آن کارشناس دادگستری را به خاطر آن که مولفه های خلاقه هنری را نمی شناخت و به خاطر ۱۷۰ هزار تومان حق کارشناسی اش ارزیابی کار هنری را به یک کارشناس هنری واگذار نکرد نمی بخشم. او مزدش را بابت کاری که کارشناس آن نبود دریافت کرد. من دستمزد او را همانند ارزش پشمی می دانم که پیرزن فرهاد کش آن را بابت مزدش دریافت کرد. کسانی دیگر را نیز نمی بخشم مگر از من دلجویی کنند.
اما من مزدم را از مردم گرفتم. از اعضای آن خانواده ای که گفتند ما از شیراز فقط برای دیدن این سفره به کرمانشاه آمده ایم. من مزد خودم را از استاد دانشکده هنر کرج دریافت کردم وقتی دانشجویانش را فرستاد بود تا سفره هفت سین بیستون را از نزدیک ببینند. من مزد خودم را از هموطنانی گرفتم که با عنوان جمعیت ایرانیان مقیم انگلستان عکس های بسیاری از سفره هفت سین بیستون را به نظر خواهی گذاشته بودند. من مزد خودم را از کسانی می گیرم که طبق وعده های مسئولین دوباره برای دیدن بزرگترین سفره هفت سین جهان می روند اما متاسفانه نمی توانند آن را ببینند. من این موضوع را ۱۵ روز مانده به عید می گویم چون می دام آنانی که می خواستند مو را از لای ماست قرار داد من بیرون بکشند، آنقدر مسئول نبوده اند که آن سفره پر هزینه را خوب حفظ کنند تا دوباره از آن بهره مند شوند. اگر هم حفظ کرده اند نمی توانند در این ۱۵ روز آن را دوباره بر قرار کنند. در صورتی که پارسال من و گروه همراهم در مددت ۲۵ روز، طراحی، تهیه مواد، ساختن و نصب آن را به خوبی به سرانجام رساندیم. من مزدم را از شهرداری تهران گرفتم. وقتی چند روز پیش پرسان پرسان تلفن مرا از طریق اداره ارشاد لرستان یافته بودند تا سفره هفت سین بیستون را ببرم و در میدان آزادی تهران بگسترانم. من به آنها گفتم مالک سفره هفت سین نیستم و فرصت ساختن سفره مشابه ای در این وقت کم ندارم. نمی دانم من که می گویم مزدم را از آنانی که قدر کار مرا فهمیده اند گرفته ام، آیا باز از کسی طلبکارم؟

سفره هفت سین تان برقرار، نوروزتان پایدار

محمد حسین آزادبخت

برگرفته از : فر نیوز

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

یک نفر در آب که دارد می سپارد جان (مهدی دوست محمدی) در گفته :

من دستمزد او را همانند ارزش پشمی می دانم که پیرزن فرهاد کش آن را بابت مزدش دریافت کرد…
…آنقدر مسئول نبوده اند که آن سفره پر هزینه را خوب حفظ کنند تا دوباره از آن بهره مند شوند.
روزی که برف سرخ ببارد از آسمان
بخت سیاه اهل هنر سبز می شود…صائب تبریزی

مراد سپه وند در گفته :

جناب آقای آزادبخت،درود بر جنابعالی.رنجنامه ات را خواندم و متاثر شدم.عزم شما در مستندسازی قطعه ای از فرهنگ ایران زمین قابل ستایش است.دست مریزاد!خاک بر سر مسئولانی که برای این کار بزرگ غم ده میلیون و یازده میلیون را می خورند!!پولی که تنها ناز شست چند تا از کارگران این پروژه هم نمی شود!آخر برادر مقصر نیستند!برای این چندرغاز به شما گیر داده اند تا آن۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰را جور کنند!همواره زنده باشی و سرافراز.

غیر از هنر که تاج سر آفرینش است/دوران هیچ سلطنتی جاودانه نیست
جناب آزادبخت،
با سلام؛
نبوغ ،دل سوزی و حضور دستان توانمند شما بر ذهن و فکر کسانی که شما را می شناسند پوشیده نیست و البته دیدگاه و نظر مسئولین _محترم _کنونی نیز در مورد هنر و هنرمند بر مقیاس های متر و کیلو و …واضح و روشن است .انتظاری بیش از این نیست….
وجود شما سلامت ،که عشق را تابیدن و روشنی از حضور دستان پرمهر هنرمندانی چون شماست.
ما(مردم) قدردان زحمات شما هستیم.

حشمت اله آزادبخت در گفته :

جناب استادمحمدحسین آزادبخت متولیان هنر که درراس امور هنری و فرهنگی ایستاده به خواب رفته اند نه چیزی از هنر می دانند ونه از فرهنگ پروردنش.آن ها چه می دانند دستان طلایی شما چقدر رنج برده اند تا به این هنر بزرگ برسند؟اگر از آن ها سوال شود یقینا کار ساختن هفت سین شمارا با یک کار بنایی ساده برابر می دانند.اگر آنان تعداد سین ها را درست وبی غلط نام بردند من دست های عذرخواهی را به سینه می برم.اگر اهل هنر برراس امور ش بودند که ما امروز نعش سیاه وزخمی میرملاس را بر صخره ای بی صاحب گریه نمی کردیم و …شما نباید ناراحت شوید از این که آن ها با شما چنین کرده اند.اگر اهل هنر در میانشان باشد آن وقت است که نگران باشید….

مخاطب در گفته :

چه بگوبم؟ سخنی نیست…

برای اهالی هنر در گفته :

آهی … سکوتی … دگر هیچ!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!

هوشنگ آزادبخت در گفته :

جناب آقاب آزادبخت؛

ملول گشتم از این دو رنج بیهوده ؛ رنج جانسوز فرهاد و رنج جانگزای شما، و هم ؛ بسی رنج ها که به سرانجامی نرسیدند!

محمد کریمی در گفته :

استاد ارجمند جناب آقای آزادبخت ؛
مقاله شما را خواندم بسیار متاثر شدم، رنجهای که شما و همکارانتان در بیستون تحمل کرده اید ،نه کمتر از رنجهای فرهاد بوده … و شاید هم شانه به شانه!
جنابعالی از هنرمندان محبوب و مردمی هستید که متاسفانه در این سرزمین هرگز به حق خود نرسیده اید .
در آرزوی سلامتی ات !

میرسلیم خدایگان در گفته :

می خواستم برای خودم شاعری باشم

با چند نخ باران و نیمکتی در پارک

و سیگاری

که گاه به گاه خاموش می شود

نشد

حالا نیمکتی شده ام در پارک

با ضخامت میخی در پهلویم.

نگاررر در گفته :

چند ساعت مانده به لحظه ی تحویل بود صدای پشت خط بغض کرده بود اینو خوب فهمیدم
سفره ی رنج ما شوخیه همیشگی باد شده بود…

ع.م گلباغي در گفته :

ای وای کارشناس ارشد سمساری را چه ربطی است به ارزیابی هنر ادمی نجیب و خلاق اما بی پناه ماننداقای
ازادبخت . به تعبیر سیدیعقب ماهیدشتی ، خر راچه به سوز کمانچه . . جای تاسفه برای اقای بیرانوند و معاونین
ظاهرا
باستان شناسی خوانده اش ..

من هم آنجا بودم همراه بابا هوا سرد سرد بود و مسولین لبخند نمی زدند.

چه ربطی داشت.

اگه منظورت منم ربطش اینه که منم همراه بابام اونجا بودم و کار می کردم

علی رضا در گفته :

چه می توان گفت؟ دیگر حرفی نیست …

بدون شرح …

میثم در گفته :

………………………………….

ازادبخت از تهران در گفته :

با دروود بر جناب اقای ازادبخت .عزیزم همینکه بزرگمردانی چون شما می کوشید تا چنین کار بزرگی را بدون چشم داشت به سر انجام برسانید ودر حفظ سنن اصیل ایرانیمان قدم بگزارید کاری بس بزرگ وارزشمند به حساب می اید وچنین است که شما دین خودت را به این سرزمین کهن ادا کرده ای پس قدر خودت وهنرت را بدان که همواره ما به داشتن چنین مرد بزرگی افتخار مکنیم.

افسوس و صد افسوس عمو جان

تنگه شيرز در گفته :

اول از هر چیز به آقای آزادبخت همشهری هنرمند و فرهیخته ام تبریک میگویم به خاطر ساخت بزرگترین سفره هفت سین جهان که توسط ایشان ساخته شده است در ضمن من نمی دانم قرار داد چقدر بوده که یازده میلیون او را نداده اند. ولی میشد که دوباره سفره را از آنان که اهل هنر نبوده اند خریداری کند یا حفظ نگهداریش را بر عهده بگیرد و برای امسال و هر سال دیگر در هر کدام از مرکز استانها اجاره دهد اجاره ۱۵ روز ایشان حدود ۱۵ میلیون می شود و هزینه حمل و انتقال آن ماکت بزرگ را به عهده میراث فرهنگی یا استانداری آن شهر قرار داد . به نظر من همین امروز هم پیگیر خرید این قضه باشی دیر نیست.
برای اینکه حقت را خوردند و رنج فراوان کشیدی نوشتم وجدانم ناراحت شد ببخشید استاد عزیز
انشالله همیشه سلامت باشید و تندرست

ای بادصباازمن بگوفرهادبی بنیادرا درمیان عشق بازان تخم ننگی کاشتی

بیستون راکنده ای ازبهرشیرین ای عجب تیشه ی اهن چه لازم بودخداراداشتی

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :