- پایگاه خبری، تحلیلی میرملاس - http://www.mirmalas.com -

راه دشوار آزادی

images

 

هوشنگ حبیبی/ میرملاس نیوز :

ماندلا و راه دشوار آزادی

گاهی برخی از افراد ،اشیاء، اماکن و… از آنچه که هستند فراتر می روند و به سمبل و نماد یک ملت و یا مطالبه یک جمعیت بزرگ انسانی تبدیل می شوند. همیشه مردان و زنانی هستند که از خود می گذرند تا از رنج دیگری بکاهند مردان و زنانی چون گاندی ،ماندلا، سوچی و …
«نلسون ماندلا» از معدود کسانی است که توانسته است از خود فراتر رفته و در زمان حیات خود به نماد آزادی و مبارزه با نژاد پرستی تبدیل شود و از این رو “پیرمرد در احتضار آفریقا” نه تنها برای مردم آفریقای جنوبی و قاره سیاه که برای مردم جهان به نماد مبارزه با نژاد پرستی مبدل شده است.
پیرمرد خندان آفریقا، اگر چه این روزها در انتظار مرگ نفس می کشد اما بی تردید با مرگ وی نام او همچنان زنده خواهد بود و هر جا دهانی به نام عزیز و بلند آزادی شیرین و یا اوراقی در نکوهش نژاد پرستی سیاه شود نام بلند نلسون ماندلا با آن چهره همیشه متبسم نیز به میان خواهد آمد چرا که ۲۷ سال زندان و تبعید و سالها مبارزه ی ماندلا با رژیم آپارتاید نه تنها این پیرمرد دوست داشتنی را عزیز مردم آفریقای جنوبی که نام عزیزش را برای همیشه با آزادی و مبارزه با نژاد پرستی همنشین کرد.
این روزها در بسیاری از کشورها و از جمله در آفریقا برای ماندلای پیر دعا می کنند و شمع روشن می کنند اما ماندلای پیر چه چشم های نافذش را برای همیشه ببندد و چه زنده بماند تا لبخند مداومش را همچنان از دوست و دشمن دریغ نکند ،میراث ماندگار و دستاوردهای یک عمر مبارزه او همچنان پابرجا خواهد ماند.
ماندلا در آن روزگار سیاه،”سیاه چون اعماق آفریقای خودم”(۱)، ۲۷ سال، اکسیر آزادی را چنان در گوش سنگ ،سنگ “جزیره آیلند”(۲) زمزمه کرد که آزادی سرودی شد بر لبان سیاه آفریقا. و از همین رو است که باید به احترامش کلاه از سر برداشت و دست ها را به دعا ، بلند کرد.
ماندلای جوان ،مومن به راهی بود که در آستانه آن ایستاده بود. به راه که افتاد ،بارها به زمین خورد اما به زانو در نیامد و از این منظر بود که گفت: “شکوه زندگی در این نیست که هرگز به زانو در نیاییم،مهم این است هر بار که افتادیم،دوباره برخیزیم”(۳)و شاید از همین رو بود که وقتی ماندلا «راه دشوار ،آزادی»(۴) را پیمود، زلال آسمان را در آب جستجو کرد و گفت:” فرقی نمی کند گودال کوچکی باشی یا دریای بیکران ،زلال که باشی آسمان در توست”(۵).
ماندلای جوان به راه ،ایمان داشت،به راه دشوار آزادی ،راهی که ۲۷ سال در جزیره روبین آیلند، پیچ می خورد و به سنگ های آهکی بر می خورد. اما راه دشوار آزادی با زمزمه سرود آزادی و پتک اراده فرزندان آفریقا ،هموار شد،تا “سیاه جاودان”(۶)همدوش فرزندان سیاه از عشق سرودی بسازند برای روزهای روشن آفریقا.
حالا اگر چه نفس های ماندلای پیر به شماره افتاده اما نفس کبوتران آزادی هرگز به شماره نمی افتد و آفتاب آزادی از سرزمین ماندلای پیر، غروب کردنی نیست ؛چرا که ماندلا که “یکی از درخشان ترین چهره های زمان ماست از افکار انسانی بهره گرفت و بر علیه استبداد اقلیت نژاد پرست انگلیسی آفریقای جنوبی قیام کرد. ماندلا کسی بود که از پس ۲۷ سال زندان با متانت و بزرگواری خاصی ، برخلاف برخی هم بندهایش مذاکره با سفید پوستان شکنجه گر را آغاز نموده و هدف خود را که هم، عفو و اغماض مبارزین ضد نژادپرستی و هم عفو گناهان نژاد پرستان بود، دنبال کرد(۷) تا بذر آزادی و تکثر گرایی را به جای نژاد پرستی که آفریقای جنوبی را در بر گرفته بود بپاشد و بقول “دریدا”،”او با این رویه آفریقای جنوبی را از یک جنگ داخلی حتمی و اغتشاش پایان ناپذیر نجات داد و نیز مبارزات او بود که باعث شد ،سازمان ملل ،نژاد پرستی را در شمار جنایت علیه بشریت اعلام کند”(۸).
حالا اگر چه ماندلای پیر بر تخت بیمارستان، خسته اما سبکبال ، افتاده اما با این همه او همچنان یک الگوی ملی و رهبر جهانی است…پس لطفا برای پیرمرد دوست داشتنی آفریقا دعا کنید
پانوشت:

۱- اثری از “لنگستون هیوز” شاعر سیاه پوست
۲- جزیره ای که ماندلا در آن زندانی و به کار اجباری در معدن آهک آن
۳- از گفته های ماندلا
۴-عنوان کتابی از نلسون ماندلا
۵-از گفته های ماندلا
۶- سیاه جاودان -زندگی و مبارزات نلسون ماندلا اثر هرمز همایون پور
۷-فردا چه خواهد شد اثر “ژاک دریدا”
۸-همان جا