کد خبر : 30425
تاریخ انتشار : ۳۰ تیر ۱۳۹۲ - ۲۱:۱۹
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 407 بازدید

شعر لرستان

    در شاهراه نوروز هم که بیفتیم، فاصله نو می شود اما کم نمی شود وقتی سرت را میچرخانی و بهار، با همه ی عداوتش بی هیچ رستنی به نگاهم بر نمی گردد   مهسا شفیعی  

IMG16370984

 

 

در شاهراه نوروز هم که بیفتیم،

فاصله نو می شود

اما

کم نمی شود

وقتی سرت را میچرخانی

و بهار،

با همه ی عداوتش

بی هیچ رستنی

به نگاهم بر نمی گردد

 

مهسا شفیعی

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

سید مجتبی حسینی در گفته :

بسیار زیبا…

[پاسخ]

مهدی زاده در گفته :

آفرین مهسا خانم! خوشحالم میبینم تو و راضیه همتی خوب دارین راهتون رو پیدا می کنید، از پس اون سالها که بهتون امیدوار بودم

[پاسخ]

مهساشفیعی پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۲ مرداد , ۱۳۹۲ ۰۲:۲۳:

تشکراستاد..راهنمایی ها وتشویق های شما همیشه باعث دلگرمی بوده وهست

[پاسخ]

راضیه همتی در گفته :

آفرین و دست خوش!

[پاسخ]

فرزاد مرادی در گفته :

درود بر شما خانم شفیعی بسیار عالی بود

[پاسخ]

مهساشفیعی پاسخ در تاريخ چهارشنبه ۲ مرداد , ۱۳۹۲ ۱۶:۳۳:

سپاسگزارم

[پاسخ]

اعظم شاهی وند در گفته :

مهسای عزیز ورودتو به جرگه ی شاعران مفهوم گرا تبریک می گم

بسیار زیبا

موفق باشی

[پاسخ]

الهام جعفری در گفته :

از هموون دوران ابتدایی که با هم دوست بودیم من بهت ایمان داشتم که روزی پیشرفت خواهی کرد…

و الان دارم می بینم اون روز رسیده و من بهت افتخار می کنم دوستم…

پاینده باشی
!
به امید موفقیتت در روزهای آتی…

[پاسخ]

سيد مجتبي حسيني(طرهان) در گفته :

سلام
مرحبا دختر دايي عزيز..
سروده ي زيبايتان زاييده ي روحي پاك است…
انشاالله شاهد سروده هاي جديد و پر مغزتان باشيم..
======================================
جداً می خواهید با شعر شما را هیجان زده کنم.

بریزید خیابان،

شعار بدهید،

وکشته شوید،

البته بعضی ها با چاقو ذبح می کنند،

اما من که قصاب نیستم،

شاعرم
===============================================
دیروز خبر رسید

علف های بهاری سوختند

و حواس شهر

به تنهایی برگشت

*

دیروز خبر دادند

به خانه برگردم

رفتار آفتاب را تماشا کنم

در باغچه
========================
مويد و در پناه خاصه ي مولا باشيد.

[پاسخ]

مهساشفیعی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۷ مرداد , ۱۳۹۲ ۰۱:۰۴:

سلام
ممنون از محبتتون……لطف کردین وقت گذاشتین میمزا..!!

[پاسخ]

همطا در گفته :

سلام و دروود بانو

خب رستش بارها خوندم تا بتونم تا حدودی بفهممش…تازه شدن روز(نو روز) معمولش اینه که فاصله ها رو کم میکنه و اینکه در شعر شما این فاصله نو شده (نه کم) تقریبا میشه گفت هنجارشکنی زیبایی بود…به دلمان نشست…
حالا من متوجه نشدم “وقتی سرت را میچرخانی” برمیگرده به کجا؟! یعنی سرش را که میچرخاند فاصله کم نمیشود و نو میشود یا سرش را که میچرخاند بهار با عداوتش به نگاهت برنمیگردد…
شایدم این چرخاندن سر معلول تازه شدن فاصله و علت برنگشتن بهار باشه…
کمی برایم تناقض ایجاد شده و به نظرم (یک نظر صرفا شخصی) این خوبه…شعرهایی را که مجبورم کنند به تکرار را دوست میدارم…
نویسا باشی شاعر

[پاسخ]

مهساشفیعی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۷ مرداد , ۱۳۹۲ ۱۸:۳۷:

سلام بر دوست عزیزم
دقت و نکته سنجی شما ستودنیه وجای تشکر داره…
تناقض جالبی برای شما ایجاد شده در خواندن این شعر، که برای خودم پیش نیومده!!!
تکرار
تکرار
تکرار تو،موجب فخره بزرگوار…..مرسی که اومدین….

[پاسخ]

کریم دوستی در گفته :

بسیار زیبا آفرین .رویش جوانه ها تماشاییست.موفق باشید.

[پاسخ]

مهساشفیعی پاسخ در تاريخ شنبه ۱۲ مرداد , ۱۳۹۲ ۱۳:۲۱:

سلام
ممنون از حضورتون…خوش آمدید

[پاسخ]

اشکان شفیعی در گفته :

چهار زخمه چگورازسه تارموی توام
دو دفعه دف بزن از اشتیاق تنبورم
سلام آبجی خیلی زیبا بود

[پاسخ]

صمد.ا در گفته :

وقتی که سرت را می چرخانی

……………بهار بر می گردد.

[پاسخ]

مهساشفیعی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۴ مرداد , ۱۳۹۲ ۰۹:۲۰:

سر را چرخاندن،میتواند برگرداندن باشد یا چرخاندن ….!!!

[پاسخ]

مهساشفیعی پاسخ در تاريخ دوشنبه ۱۴ مرداد , ۱۳۹۲ ۰۹:۲۱:

اینم حرفیه!!!

[پاسخ]

شبنم وليدي(رها) در گفته :

در شاهراه نوروز هم که بیفتیم،

فاصله نو می شود

اما

کم نمی شود

وقتی سرت را میچرخانی

و بهار،

با همه ی عداوتش

بی هیچ رستنی

به نگاهم بر نمی گردد
درود بر شما عالي سروديد
قلمتان همواره سبز و استوار
بدورد

[پاسخ]

سعید در گفته :

شعرنو اینش خوبه که هرررررچی بخوای میتونی بگی

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :