کد خبر : 30942
تاریخ انتشار : ۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۹:۰۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 215 بازدید

شعر لرستان

  استاد هوشنگ رئوف : _______________   تو که باشی خیال هم زیبا می شود غل غله در آغل هوشم می افتد و بره های نوپا یله می شوند به چرا در بهار ( گرین ) گردنت خیال که زیبا باشد با ایل حسرتم بار و بنه می بندم به سمت کوچ تا الوند سینه […]

houshangraouf
 
استاد هوشنگ رئوف :
_______________
 

تو که باشی

خیال هم زیبا می شود

غل غله در آغل هوشم می افتد

و بره های نوپا

یله می شوند به چرا

در بهار ( گرین ) گردنت

خیال که زیبا باشد

با ایل حسرتم

بار و بنه می بندم به سمت کوچ

تا الوند سینه ات .

ییلاقی تابستانی

که شب از هوش می روم

روی مخملی که تلاوت می کند

مهتاب را

و صبح برمی خیزم

به هیا بانگ سر خوشی که می آید

از بام پلک هایت .

تو که باشی

خیال زیباتر از زیبا می شود

لم می دهم

بر مخده ی کلمات

در باغ فواره های گلویت .

وحض می برم از هم سرایی هزار قمری

در رسای قامت بلند و بالایت .

گفتم خیال زیبا می شود

و زمستان

نان از تنور گرم دست هایت .

توشه می بندم

وباز دوره می کنم سفر را

در سرزمین خرم بهارانت .

 

—————-

گرین :کوهی بلند قامت درلرستان

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

امیرهوشنگ گراوند در گفته :

عاشقانه ای پاستورال و پر از تصاویر زیبا ! از همین جا تو را درود و سلام استاد !

ولد الله فتحي (فاتح) در گفته :

سلام و درود برشما

به زيبايي سروده ايد .يك اشباه تايپي داره….حط درست است

وحظ مي برم از همسرايي هزار فمري….اگر هزاران قمري باشه زيباتر ميشه

در پناه حق

خسروی- الیگودرز در گفته :

با سلام خدمت استاد گرامی
من برای اولین بار شعر شما رو می خوندم، واقعا برام لذت بخش بود، فضای شعر زندگی عشایری رو به خوبی تداعی می کنه و خیلی حس خوبی داره، ممنونم که شعر زیباتون رو در پاتوق گذاشتید.
امیدوارم همیشه موفق و شاد باشید.

ناشناس در گفته :

دمش گرم آقاي رئوف، عجب شعر خيال انگيز و پر منظره اي!
آنچنان از خوندنش لذت بردم، كه خود به خود، چند بند زير به ذهنم سرازير شد؛ ولي گمان نميكنم شعر به حساب بيايد.

وقتي مي آيي،
ذره ذره خاك، غنچه وا مي كنند
و شعاع هاي نور
بر وزنِ پروازِ چهچهه حُباب هاي هوا
مي خندند
شاپرك ها مي رقصند.
وقتي مي روي،
غنچه ها به خاك
نغمه ها را باد
و نور
به تاريكي مي رود
شاپركي نيست؛
و خيال
از ياس
بي خيال مي شود.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :