کد خبر : 31102
تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۲:۱۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 536 بازدید

محیط زیست یا قتلگاه زیست محیطی

  نوری نظری طبا / میرملاس نیوز : محیط زیست یا قتلگاه زیست محیطی ” تلاطم سکوتی یخ زده درکوههای گراب در خفقان روزها، فریاد مظلومیت جاندارانی است که روزانه در نفیر باد اجازه فریاد ندارند” ساعت ۵صبح کفشهای تقلا را ور کشیده و توبره کوهنوردی را بر پشت انگیزه، محکم بسته و در معیت […]

Scan10004-214x300

 

نوری نظری طبا / میرملاس نیوز :

محیط زیست یا قتلگاه زیست محیطی

” تلاطم سکوتی یخ زده درکوههای گراب در خفقان روزها، فریاد مظلومیت جاندارانی است که روزانه در نفیر باد اجازه فریاد ندارند”
ساعت ۵صبح کفشهای تقلا را ور کشیده و توبره کوهنوردی را بر پشت انگیزه، محکم بسته و در معیت یکی از دوستان به منطقه “پشته”واقع در شمال شهر گراب حرکت می کنیم با گذر از زنجیر تپه ها و کوههای کوچک و بزرگ، ساقهای خسته خود را سورا بر باریکه راه “پشته” به سمت دره “کوه زر” می کنیم و بعد ازطی طریق یک ساعته، خود را به دره کوه زر می رسانیم.
هوا کم کم روشن می شود. بر آنیم بساط صبحانه را برپا سازیم و بعد از صرف صبحانه، کمی استراحت کرده و سوار بر شیب تند کوه “نوراه” مسیر خود را به سمت بالا ادامه دهیم. هنوز کوله پشتی را زمین نگذاشته، صدایی، گوشهای تعجبم را تیز کرده و سر چاره ام را به سمت راه ورودی دره بر می گرداند در این حال ترس ، حرکت را از شیشه پاک کن چشمانم می گیرد!
بعد از کمی تامل چند نفر با اسلحه وارد دره شدند با این حال خودمان را در گوشه و کناره سنگها مخفی کردیم بعد از ورود انها به تونل دره، قریب به نیم ساعت نظاره گر دنیای اغوا کننده ی آنها شدیم! در یک لحظه راه راست خود را به سمت کمین گاهی که تا آن روز به چشم مسلح خویش ندیده بودم کج کردند و دونفر وارد کمین گاه شدند و دیگری هم خود را میان نی زارهای آنجا مخفی کرد در مسیر روبرو و تقریبا ۱۵متر آن طرف تر آبراه کوچکیست که از زیر کوه نوراه سرچشمه می گیرد باید خودمان را نزدیکتر می کردیم تا اطلاعات بیشتری از آنها بدست بیاوریم با این حال صدای پاهای حرکت خویش را در دست گرفته و پاورچین پاورچین خودمان را به آنها نزدیک کرده و از سنگهای آنجا برای اختفا خویش صورتکی درست کردیم.
حال من متوجه تصمیم شوم و خانمانسوز آنها شده ام . آری! درست حدس می زدم…آنها نابود کنندگان چرخه طبیعت و قاتلان زنجیره ای محیط زیست هستند.
ترس از یک درگیری خونین و اصرار و ممانعت دوستم پای انگیزه ام را غلاف می کند در این گیرو دار چشمم به یک دسته “تیهو” و جوجه هایشان افتاد که مانند لشکر حضرت سلیمان با یک نظم و ترتیب خاص وپشت سر هم در حال نزدیک شدن به آبراه بودند ؛جوجه ها پاهای سرعتشان را تیز تر می کنند ولی مادرشان با نوک زدن بر سر و صورتشان مانع از ورودشان به آبرا می شود؛ نزدیک ونزدیکتر
می شوند همه به آبراه رسیده اند دیگر تیهویی نمانده که در حال آب خوردن نباشد کم کم فکر می کردم که قاتلان محیط زیست دلشان به حال بچه تیهوها به رحم آمده و آتش لوله های تفنگ را سرد و خاموش کرده اند……
حدسم اشتباه بود!!!کرکره ی چشمانم را پایین کشیدم به ناگاه تمام کوه بر سرم آوار شد با باز کردن چشمانم ، قتلگاه پر بود از بچه های قد و نیم قد کوچکی که آماج گلوله ی نامردمان خدانشناسی شده بود که تا آن روز جز سر ناسازگاری با طبیعت چیز دیگری یاد نگرفته بودند.
با حرکت عقربه ها به مرزهای بی سایبان ساعت ۱۲ کم کم کوره های خورشید پی در پی هیزمش بیشتر می شود و بر شدت گرمایش می افزاید در این هنگام ، یک گروه دونفره وارد میدان قتلگاه می شوند و در یک چشم به هم زدن در نزدیکی ابراه و ۲۰متر بالاتر ،کمین گاهی را با سنگ تأسیس می کنند و خودشان را برای هجومی خونین و یک طرفه به حیوانات زبان بسته ی نگون بختی آماده می کنند که شوربختانه هیچ بانی و یاوری برای زنده ماندن ندارند…
آواز کبکها تمام سکوت کوه را در هم شکسته و آنهایی که از وخامت اوضاع باخبرند روزه ی آب می گیرند و مایه حیات را تا فرصتی مناسب به عزرائیل ناخوانده می سپارند اما گروهی دیگر که امانشان مورد هجوم تاب تشنگی قرار گرفته است پاهای بی رمقشان را در مسیر شیب کوه سرازیر می کنند و در وادی انطرف آبراه اردو می زنند و منتظر دستور فرمانده می مانند.
صحنه کشتار به وضوح قابل رویت است
این بار چند کبک با تعدادی از جوجه هایشان در حال وارسی محیط هستند و برای رسیدن به آبراه ساعت کوکی مغزشان شمارش معکوس را آغاز کرده است… نوک زدن های گاه و بی گاه پدر ومادرها جوجه ها را مجبور به عقب نشینی و اطاعت از دستورات فرمانده می کند. پاهای لرزان بچه ها تحمل ایستادن را از آنها دزدیده و شدت گرما بر تشنگیشان افزوده و زبانهای کوچکشان را از حلقومشان به عاریت بیرن کشیده است.
دستور صادرمی شود همه با نظمی خاص به سمت آبراه هجوم می آورند…
همه جا غرق در سکوت است…
تا اینکه باز ان صیادان از خدا بی خبر سربهای مرگ بارشان را به بختهای سیاه وشکمهای تشنه آن جماعت مظلوم، بمباران می کنند.
در این گیرو دار صدایی در باد می پیچد کُشتم… کُشتم…..همه را کُشتم
و باز صدایی در “دره کوه زر” طنین انداز می شود…
خدا شانس بدهد! اینم از شکار امروز!
دو گروه با بشکن زدن و شادباش گفتن در مسیر بازگشت به گراب به هم می پیوندند چند صد متر جلوتر متوجه مخفی شدن آنان در پس سنگها می شویم به یکبار به جای ترس از دیداری از روی “نهات”، بیدهای لرزان دلهره، سراسر وجودمان را سرد و بی روح می کند.
دیگر فاتحه مان خوانده است هیچ راهی برای فرا از معرکه نداریم اما……………
صدای گلوله با کشتن روباهی نگون بخت که انگار در آن حوالی برای یافتن غذا در حال پرسه زدن بود برای آخرین بار قلب “دره ی کوه زر” را از هم می شکافد!
مشکلات محیط زیست شهرستان کوهدشت
در آغاز هزاره سوم میلادی و در آستانه سنگین ترین تحولات بشری، بیش از چند هزار سال گذشته به اهمیت حفظ طبیعت و دارایی های آن واقف شده ایم. یکی از مهمترین موضوعاتی که سازمان علمی – فرهنگی- آموزش سازمان ملل، یونسکو UNESCO بر آن تاکید اساسی دارد حفظ محیط زیست، گونه های جانوری و منابع طبیعی است که برای رعایت آن توسط افراد و سازمانها و کشورها سالانه چند صد بخشنامه و دستور العمل کوتاه و بلند در راستای آشتی جوامع با محیط زیست صادر می کند. اهمیت این مسأله برای شهروندان کشور ما هم بر کسی پوشیده نیست. چه برای سازمانها و چه برای افراد. با کمال تأسف اکنون در شهر گراب و در مناطق زیست محیطی هیچ گونه کنترل محیطی از سوی سازمان حفاظت محیط زیست شهرستان برای حفظ نسل گونه های نایاب، جلوگیری از قطع درختان – شکار بی رویه( از جمله گونه های بومی منطقه مانند مارهایی که فقط در این ناحیه وجود دارند – جوجه تیغی – خرگوش- کبک – تیهو – گراز) – مشخص کردن مناطق حفاظت شده و برخورد با مجرمان چرخه زیست محیطی صورت نگرفته است.
روی سخن این مطلب خطاب به چند قشر است قبل از همه، نهادهای مربوطه که مسئولیت ایجاد و اجرای ترتیبات قانونی برای حفاظت از اقلیم های طبیعی از جمله مراتع، جنگل ها، گونه های جانوری و گسترش فضای زیست محیطی برای تداوم بقا و ماندگاری موارد یاد شده است. قشر دیگر هم افراد و سازمانهای سود جو هستند که بدون اینکه واقف به اهمیت فرهنگ، هویت و منابع طبیعی باشند، اقدام به تخریب و نابودی این منابع هستند. این در حالی است که منابع طبیعی به معنای اعم آن جزء حیاتی میراث ملی یک کشور است و ارزش هر کشور و مزیت های افزود آن کشور را در جهان افزایش می دهد.
با طرح چند پرسش مطلب را به پایان می رسانیم:
– آیا در هجوم شکارچیان، اعم از شکارچیان بومی یا دیگر شکارچیان شهرستان ها و استان های مجاوربه منابع طبیعی شهر گراب و تخریب بی رویه درختان، ادارات جنگل بانی و سازمان حفاظت محیط زیست شهرستان در راستای جلوگیری از این وضعیت هیچ وظیفه ای ندارد؟

– آیا اگر رویه نابودی تداوم داشته باشد تا چند سال دیگر اثری از منابع خدادادی طبیعی در این شهرستان باقی خواهد ماند؟

– به طور دقیق کارکردهای حفاظت محیط زیست شهرستان کوهدشت برای حفظ منابع طبیعی چیست؟ آیا می توانند فهرستی از اقدامات انجام شده در ۵ سال گذشته از عملکرد خود را ارائه دهند؟

– آیا فرمانداری شهرستان و استانداری محترم استان، در راستای انجام تکالیف و وظایف خود، به صورت سالانه و ماهانه، کارکردهای سازمان حفاظت محیط زیست و اداره جنگل بانی و منابع طبیعی را ارزیابی می کند؟ نتایج این ارزیابی ها در کجا منتشر شده اند؟

– ایا در راستای ایجاد فرهنگ دوستی با محیط زیست و منابع طبیعی اقداماتی صورت گرفته است؟
• نهات(اجبار و بد یمنی)

 

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

ازادبخت در گفته :

این مشکلی است که انصافا هیچ گونه اقدامی در راستای کمک به جانوران از سوی محیط زیست انجام نگرفته است

زاهد کاظمی در گفته :

دورود بر شما خیلی عالی بود

ادینه وند در گفته :

محیط زیست و منابع طبیعی یکی از مناطق توریستی هر شهر و شهرستان یا استان است که متاسفانه ما به جای جذب توریست به تخریب و نابودی محیط زیست روی اورده ایم و از انجا که سازمانی بنام محیط زیست یا وجود ندارد یا اگه وجود دارد هیچ کارکردی نداردو اکنون بدبختانه محیط زیست در حال نابودی است

صفری در گفته :

در قلم تفسیر و واقعیت همه چی خوب بیان شده است
امیدوارم مسئولین امر بعد از خواندن این مطالب راهکارهای مطمئن و کارایی در راستای حفاظت از محیط زیست و حیوانات ان اتخاذ کنند تا کمتر شاهد نابودی نسلهای گیاهی و جانوری محیط زیست باشیم

آدینه فر در گفته :

دوست عزیز جناب اقای نظری طبا
امیدوارم این واقعیت تلخ که توسط قلم زیبای شما نگاشته شده،مشوقی برای اتخاذ تمهیدات بایسته توسط مسئولین امر باشد.ان شااله

نظری طبا در گفته :

ممنون از لطفتون

عالی بود

مطلب جالب و زیبایی رابه خوبی با قلم پرتوانتان به تفسیر در اوردید
امیدوارم که این مشکلات عدیده که در شهرستانمان به ناچار سالانه جان هزاران موجود بی گناه را میگیرد با پیگیری و کنترل مسئولان مترتفع گردد ان شاالله

ادینه در گفته :

عالی بود
دست مریزاد داداش

صفری در گفته :

متن جالب و کاملیست
امیدوارم مسئولین هم مطالعه بفرمایند

سلام
از مطلب جالبت لذت بردم
بازی با کلمات را به این قشنگی ندیده بودم
اگه من مسئول محیط زیست بودم همین الان ترتیب اثر میدادم

نظری طبا در گفته :

شما لطف دارید .ممنون از نظرتون

آرش آدینه وند در گفته :

باسلام خدمت برادر نوری نظری طبا.بسیار زیبا مشکلات تفرجگاه طرهان را به تصویر کشیدی ممنون دست مریزاد ایکاش مسولین نیز دست بکار شوند وتا تیشه بر ریشه ی این منطقه سرسبز زده نشده اقدامی نمایند

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :