کد خبر : 3209
تاریخ انتشار : ۹ فروردین ۱۳۹۱ - ۲۲:۰۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 176 بازدید

در هياهوي اين باد مست

از خلوت دل ام تا خلوت آن كوچه كه قرارمان بود و لبخندي كه به تظاهر دل از گل و شكوفه برده است. كاش بهار كمي زودتر مي آمد تا تو به سر قرار رسيده بودي. صدايت مي كنم باد لب گلدان را ترك مي اندازد بي آن كه در هياهوي اين باد مست بدمستي […]

از خلوت دل ام

تا خلوت آن كوچه كه قرارمان بود

و لبخندي كه به تظاهر

دل از گل و شكوفه برده است.

كاش بهار كمي زودتر مي آمد

تا تو به سر قرار رسيده بودي.

صدايت مي كنم

باد لب گلدان را ترك مي اندازد

بي آن كه در هياهوي اين باد مست

بدمستي كرده باشي

من گرد جهان ام

يا جهان با گردبادي مي چرخد

كه قرباني تو شود بانو!

با اين همه طبل تو خالي

زخمه بر كدام تار بكشم

تا تارتار موهاي تو

حلقه دار من نشود.

تقويم عاشقي

در يكي از روزهاي نيامده بهار ورق مي خورد

تا بساط دل ام را كنار پياده رو پهن كنم

وآخرين كلمات را به حراج بگذارم.

بانو !

بهار امسال هم خبري از شكوفه و باران نيست.

عجيب دل ام گرفته است

——————–

 عبدالرضا شهبازی

دوم / فروردين ماه / نود و يك

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

مهدی دوست محمدی در گفته :

شعری یکدست و البته بدون اتفاق تازه در زبان و تصویر و …

سیدمجتبا حسینی در گفته :

با خودم فکر کردم ای کاش «نیامده» حذف میشد…

تقویم عاشقی

در یکی از روزهای «نیامده» بهار ورق می خورد

به هر حال عشق است و نشاط و بهار… عشق زمستانی و غم انگیز نیست… پاییزی هم نیست حتی! شاید پاییز عاشقانه باشد اما بهار است که عاشق است!

ممنون.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :