کد خبر : 32167
تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۷:۳۵
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,828 بازدید

پاتوق هنری و نمایشگاه مجازی۲۹/ نقاشی های / علی فلاح کردی

  —————- علی فلاح کردی، خرم آباد دیپلم: فرهنگ و ادب سال۱۳۷۲ کارشناسی نقاشی از دانشگاه هنر تهران۱۳۷۹ کارشناسی ارشد نقاشی از دانشگاه هنر تهران سال ۱۳۸۷ —————- – تدریس در دانشکده هنر دانشگاه شهر کرد ۷۹- ۱۳۸۷ – چاپ نقد هنری (نقد آثارنقاشی محمد رضا غیاثیان) در شماره ۹۹ نشریه تندیس ۱۳۸۶ – تصویر سازی […]

 009

—————-

علی فلاح کردی، خرم آباد

دیپلم: فرهنگ و ادب سال۱۳۷۲

کارشناسی نقاشی از دانشگاه هنر تهران۱۳۷۹

کارشناسی ارشد نقاشی از دانشگاه هنر تهران سال ۱۳۸۷

—————-

– تدریس در دانشکده هنر دانشگاه شهر کرد ۷۹- ۱۳۸۷

– چاپ نقد هنری (نقد آثارنقاشی محمد رضا غیاثیان) در شماره ۹۹ نشریه تندیس ۱۳۸۶

– تصویر سازی کتاب”راز گریه ی سگ ها” از مجموعه ۱۲ جلدی هزار و یکشب انتشارات منادی تربیت ۱۳۹۱

– داوری جشنواره فرهنگی و هنری دانش آموزان استثنایی سراسر کشور۱۳۸۸

– داور جشنواره فرهنگی هنری دانشجویان دانشگاه فنی و حرفه ای پسران سراسر کشور ۱۳۹۱

– کسب رتبه دوم رشته نقاشی در مسابقات سراسری ولایت و انتظار ویژه جوانان سراسر کشور، ۱۳۷۴ تهران

– کسب رتبه برتر(اول) در هفتمین جشنواره جوانان سراسر کشور در رشته تصویر سازی، ۱۳۷۳ مشهد

– کسب رتبه دوم در هشتمین جشنواره جوانان سراسر کشور در رشته تصویر سازی، ۱۳۷۴ کرمان

– کسب رتبه سوم در نهمین جشنواره جوانان سراسر کشور در رشته تصویر سازی، ۱۳۷۵ کرمانشاه

– کسب رتبه دوم نقاشی خط در پنجمین جشنواره سراسری باغ بسم الله حوزه هنری کشور

– راه یابی دو اثر به بخش نمایشگاه دو سالانه پوستر جهان اسلام۱۳۸۶

– کسب رتبه برگزیده مقاله در هفتمین دوسالانه نگارگری ۱۳۸۸

– نفر اول اولین دوسالانه تصویر گری نیایش با موضوع زندگی امام رضا

–زمستان۸۸ مشهد – راهیابی به بخش نهایی مسابقه در بخش نقاشی سومین جشنواره تولیدات حوزه هنری کشور ۱۳۹۱- کرمانشاه

– راه یابی به بخش مسابقه چهارمین دوره جشنواره ی هنرهای تجسمی فجر۱۳۹۰

– نمایشگاه گروهی دوسالانه پوستر جهان اسلام فرهنگسرای هنر گالری صبا ۱۳۸۶

– نمایشگاه گروهی تصویرگری، موزه هنرهای معاصر اصفهان،مشهد (مکتب رضوان)، تهران(موزه امام علی)،

قم(گالری اشراق)، اصفهان (موزه هنرهای معاصر اصفهان)با موضوع نیایش۱۳۸۹ – نمایشگاه گروهی تصویرسازی قم، اصفهان،تهران،مشهد ۱۳۹۱

—————–

این مجموعه تحت تاثیر آثار محمد سیاه قلم نقاش و مخترع اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم خلق شده و با عنوان “هیولای معاصر”  ارائه شده است. این مجموعه مربوط به بخش عملی پایان نامه کارشناسی ارشد من می باشد. البته نقاشی ها خالی از اشکال نیست. با توجه به زمان محدودی که در اختیار داشتم ، امکان نتیجه گیری بهتری نبود. ولی مطمئنم که بیشتر از این می توان از آثار این هنرمند زیرک و خلاق بهره برد.

—————–

01

*

03

*

02

*

 00000000000000004

*

05

*

06

*

07

*

000000000008

*

09

*

010

*

011

*

012

*

 

013

——————————–

 

درج شده توسط : سجاد همتی / دبیر پاتوق هنری " میرملاس "

دیدگاه ها

دانشجو در گفته :

از کاراتون خوشم اومد چون متفاوتن اما..
چرا رنگها انقد بهم نزدیکن؟
بنظرم هیولای معاصر رو ساده تجسم کردین ، هیولای عصر حاضر پیچیده تره شاید اصلا قابل ترسیم نباشه البته آثار شماهم برا سال ۸۷بوده لابد هیولای ۵سال پیش اونطوری بوده!

مجید دارابی در گفته :

واقعا عالیه هیولای زمان واستعمار پیربا هزاران فتنه ،چهره وقیافه در دنبا حکومت وتفرقه افکنی انجام می دهد .درود بر هنرمندانی که چهره نفاق را برای مردم ترسیم می کنند .خسته نباشی

مردم در گفته :

خسته نباشید،کارهای جالبی بود.
برخی رو در نمایشگاه مجازی هنر مژ دیده بودم.
ای کاش درباره :SIZE ،MATERIAL، BACKGROUND توضیح داده بشه.

فهیمه کوشکی در گفته :

راز موفقیت در این است که بتوانیم ایده های دیگران را کسب کنیم و به مسایل، هم از دید خود و هم از دید دیگران بنگریم.
هنری فورد

اگه به سوالات بالا پاسخ بدین ممنون میشیم

علی فلاح کردی در گفته :

سلام به همگی دوستان. باید بگم که اثار با تکنیک ترکیب مواد خلق شدن. معمولا سایز تابلو تا ۱۰۰ در ۱۰۰ و یا ۸۰ در ۸۰ و ۱۰۰ در ۱۲۰خلق شده. پالت رنگی تحت تاثیر اثار نقاشی محمد سیاه قلمٰ نقاش و مخترع اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم خلق شده. بیشتر هیولاها سرشون از کادر خارجه. تا نداشتن اندیشه و فهم مطرح بشه. دست هیولاها شبیه خرچنگ شده. چرا که خرچنگ جانوری است که هم در خشکی و هم در اب می تواند زندگی کند. و این به معنی زیاده خواهی هیولای معاصر انتخاب شده. شکم ها فربه است تا شکم بارگی و دنیا پرستی بیان شود. سگ بغل کرده و خودش شبیه سگش شده و این الیناسیون در جامعه امروز رو مطرح می کنه خوی درندگی هیولای معاصر رو. در بعضی اثار هیولا به شیطان بدل شده و برای شکار کمین و دورخیز کرده. هیولاها ساعت در دست دارن. و این نمادی برای ارجاع دادن به زمان معاصر. روی صندلی هایی نشستند از پوست گورخر. گورخر حیوانی است مظلوم و ضعیف و زود گرفتار درندگان میشه. نماد انسانهایی که به دلیل عدم فهم و اگاهی به سرعت شکار هیولاهای معاصر می شوند. و همچنین صندلی نماد جایگاه قدرتی است که از ظلم به ضعیفان به دست امده. پس داستان اونقدرها هم ساده تصویر نشده. ممنون که می بینید.

علی فلاح کردی در گفته :

سلام بر همگی. ممنون که به تابلوها توجه کردید.. و باز ممنون که وقت گذاشتین و اثار رو دیدین. در مورد تابلوها باید بگم که تکنیک ترکیب مواده. سایز اثار بیشتر ۱۲۰در۱۸۰٫ روی بوم. همونطور که قبلا گفتم ه مجموعه مربوط به پروژه ی پایان نامه کارشناس ارشد منه. محمد سیاه قلم یکی از نقاشان بسیار با هوش و خلاق اواخر قرن هشتم و اوایل قرن نهم هجریه. وی مسول کتابخونه علیشیر نوایی بوده و در زمان تیمور میزیسته. بعضی از اثارش در قالب گروتسک خلق شده.همچنین رگه هایی از کاریکاتور هم در اثارش نهفته است. برخی از منتقدین معتقدند که وی بعضی از اشخاص و شخصیت های خاص زمان خود را در هیت هیولا ترسیم کرده. باید بگم که در اثار ایشون رئالیسم هم به خوبی دیده میشه. ضمن اینکه در اثارش استفاده از سایه روشن هم وجود داشته. به گفته برخی از مورخین تحت تاثیر هنر بیزانس بوده. همچنین وی ظروف چینی رو میسازه که البته از اصل ظروف کمی تیره تر بوده و ساعتی میسازه که نسبت به ساعت با نواختن زنگ ساعت رو اعلام می کرده. اثار او درباری نیستند و بیشتر زندگی مردم کوچه و بازار رو دسمایه قرار میداده. پالت رنگی او محدود بوده که به گفته بعضی ها چون ایشون سفیر فرهنگی ایران در چین بوده قادر به حمل رنگ و ابزار نقاشی نبوده. و اما در باره تابلوهاب من: هیولاها گاها نیمه سر ندارم و از کادر خارجند. . سر محل اندیشه است و من اندیشه را از کارکتر گرفتم. بعضی از هیولاها ساعت به دست دارن که کنایه از امروز ماست. دست ها به شکل خرچنگ طراحی شدن. خرچنگ جانوری است که هم در اب و هم در خشکی قادر به زندگی است و من به کنایه از زیاده خواهی از این شکل دفرماسیون استفاده کردم. شکم ها فربه هستند تا شکم باره و هرزه و طمع کار به نظر بیان. نشسته اند چون راحت طلب و مفت خورند. روی صندلی نشستند چون قدرت طلبند. صندلی از پوست گورخره چون گورخر حیوانی است که به دلیل ضعف همیشه مورد شکار حتی ضعیف ترین شکارچیان هم قرار می گیره.و این نماد ترس و ضعف انسانهایی است که قادر به پایداری در برابر چنین هیولاهایی نیستند و اسباب قدرت این هیولاها را فراهم می کنند.
امیدوارم ایت توضیخات به درک بهتر تابلوها کمک کرده باشه. و دوست من حالا متوجه شدی که اونقدر هام ساده نبود. گرچه در جهان معاصر هیولاها شکل عجیبی ندارن. شبیه من و شمان.

درود بر شما، بسیار زیبا و گویا، سربلند و تندرست و دلشاد باشید.

رضا رضایی فردکلاس اول راهنمایی ازکوهدشت در گفته :

باسلام وخسته نباشید خدمت شما استادارجمند
خداقوت ؛دست مریزاد

دانشجو در گفته :

سلام استاد ..
نمیدونم مخاطب جمله آخرتون من بودم یانه ؟
ولی جدآ الان متوجه شدم وخیلی ازمفهومش خوشم اومد . آره دقیقا کارتون همین مفهوم و معنارو میرسونه
شاید حق با شما باشه هیولاهای معاصر شبیه من و شما باشن .. از این جمله خیلی خوشم اومد .
بهرحال آثار زیبایی بودن و من از شما تشکر میکنم.

ز كوليوند در گفته :

تشکر آقای فلاح کردی بابت نمایش آثاروهمچنین توضیحاتی که فرمودید
خیلی از رفتاروعملکرد انسانها خوی حیوانی را در بر می گیرد|آثارشما خیلی زیبا تر از آن خوی حیوانی که به توصیف آن پرداخته می شودجلوه می کنند| اعمال و رفتار ماانسانها بعضی وقتها اآنقدر زشت هستن که به تصویر کشیدنشان مشکل تراز آن| آثار شما زیباست واز نظر من مخاطب هیولا نیست……شاید انسانیست با زیبایی صورت کمتر……..
سپاس

هیچ کدوم از هیولاهات نمی تونن دو تا دستاشونو
ببرن بالا…….!!!!
همگی گرفتید چی شد؟؟؟!!!
من خوشم نیومد….

داريوش جعفري در گفته :

با سلام خدمت دوست و هنرمند ارجمند و با فکر هم استانی آقای فلاح کردی
آثار شما بسیار جالب توجه و با پشتوانه فکری خوبی هستند و فرم‌ها بسیار جذاب و قوی اجرا شده‌اند.
به نظر من این نمایشگاه در نوع خود کلاس خوبی برای مخاطبین بوده. مخصوصا با یادداشت گویای شما که به خوبی آثار و افکارتان را شرح داده اید.
من توانمندی شما را در عکاسی، گرافیک و … دیده‌ام. و به شما تبریک می‌گویم.
از آقای حسین‌پور نیز به خاطر این نمایشگاه سپاسگزارم.

علی فلاح کردی در گفته :

.نقش باشد نقاش و قلم
عاجز و بسته چو کودک در شکم

گاه نقش دیو و گاه آدم کند
گاه نقش شادی و گاه غم کند
مولانا

گلنار بابادی در گفته :

سلام علی آقا
اگه شما همون علی آقای مشهوری باشی که برا آقا مسعود پارسافر کامنت گذاشتی
ازتون ایمیلتونو میخواستم اگر بی ادبی ندونید تا کارامو براتون بفرستم و راهنماییم کنید
من یه دانش آموخته نقاشیم و البته آماتور
به آقای پارسافرم گفتم اما چشمم آب نمی خوره
ممنون میشم

علی فلاح کردی در گفته :

سلام خانم گلناز. بله من همون علی هستم ولی مشهور نیستم.

اسناد حرف ندارن

فخرالدین کاکاوند در گفته :

تبریک به علی فلاح کردی و همچنین علی آقای حسین پور موفقیت شما عزیزان را روز افزون آرزو داریم پیروز و سربلند باشید.

لیلا ولی پور در گفته :

کارهای متفاوت و جالبی هستن، فضای خاصی دارن واقعا” خسته نباشید

برخورد جالب و اثرگذاری بود خفه گی رنگها خطوط سنگین و خفگی حاکم به کار…هیولاهای خسته شاید…من که خیلی خوشم اومد و اون انزوایی که حتی دامن هیولاها رو هم گرفته دیدم…ممنون از شما بسیار اثرگذار

امین آزادبخت (مدیر سایت ) در گفته :

عالی بود جناب فلاح کردی عزیز ، هنر شما قابل تقدیره…

علی فلاح کردی در گفته :

دوستان عزیز من منتظر خوندن نقدهای شما هستم. ار تعاریف شما ممنونم ولی چیزی که باعث رشد من خواهد شد نقد صادقانه ی شماست.

سرویس هنری در گفته :

سلام دوست عزیز من علی جان، دوست دارم بجای نقد چند سئوال ازت بپرسم.

یک//
کنجگاوی که برای ایجادشد، در بین ۱۳ اثر موجود در این نمایشگاه فقط ۱ اثر بجزشخصیت اصلی یعنی”هیولا” موجودی دیگر هم چون سگ در اثر وجود دارد، که مایلم دلیل این اتفاق رو در این مجموعه بهتر بفهمم چرا فقط در یک اثر این اتقاق شکل گرفته.

دو//
چرا بعضی از آثار مانند اثر ۱۲ یکی مانده به آخر ذهنیت تصویری منو به سوی آرشیو تصویری کارتون هایی چون “میکی موس” و مشابه این آثار می کشونه؟ و چه رابطه ای بین مفاهیم این هیولاها با این گونه تصاویر کارتونی هست.
چون نحوه ژشت حرکت این فیگور نه از لحاظ پوششی و نه از لحاظ حرکتی چندان با مجموعه همگام نیست.

سه //

تضاد بین پوشش خود این شخصیت ها که بعضی پوشش کامل، بعضی نیمه پوشش و بعضی هم کاملا عریان هستند، به چه دلیلی بوده چون تفاوت در پوشش ها و نحوه ژشت گرفتن این هیولاها در کنار آنهایی که پوشش کامل دارند معنایی متفاوت از هیولای معاصر رو به ذهن منتقل میکنه.

در پایان هم چون این آثار به عنوان یک “مجموعه ” ازائه شدند این سئوالات مطرح شد.

علی فلاح کردی در گفته :

باسلام خدمت عزیزم علیاقا. در جواب سئال اول اینکه نه چند اثر دیگه هم بود که سگ در ان گنجانده شده بود . که در اینجا نیامده. که یکی دیگه از این شکل کار در اولین نمایشگاه گروه مژ ارائه شد. سوال دوم:این اثر اولین برداشت های من از دنیای سیاه قلم بود و هنوز به روح کار نزدیک نشده بودم و صرفا تلاش می کردم ارام ارام به دنیای عجیب سیاه قلم نزدیک بشم. با همان سادگی و همان پالت رنگی. در اثار بعد ارام ارام تلاش کردم که دنیای شخصی خودم رو هم اضافه کنم و با حفظ احترام به فضای اثار سیاه قلم فضای شخصی من هم به اثار اضافه بشه. مثل وقتی وارد یه شهر ناشناخته میشی و اول زیاد از محل زندگیت دور نمی شی چون جایی رو نمیشناسی و میترسی گم بشی. این دقیقا احساس من بود. می ترسیدم گم بشم و نتونم یک تعادل بین دنیای خودم و محمد سیاه قلم برقرار کنم. ضمن اینکه همونطور که در توضیحات قبلی گفتم مایه های طنز و کاریکاتنور در اثار این نقاش هم وجود دارد. برای نمونه در صورت پیگیری اثری است که یه شمن زبان خود را دراورده و شکلک از خود نشان داده.و سوال سوم. در اثاری که برهنه هستند تلاش شده که با برهنگی، بی شرمی و بی حیایی رو به تصویر بکشم. ولی در مورد پوزیشن فیگورها محدودیت های دینی و فرهنگی به من اجازه ازادی عمل نمیداد. ضمن اینکه همیشه هیولاها در نگاه اول برهنه به نظر نمیرسن. ممکنه بسیار با وقار و معقول باشند ولی رفتاری شیطانی و هیولایی از اونها ببینیم. هیولاها غریبه نیستند شاید من و شما هم از اونا باشیم. به رفتارمون نگاه کنیم و ببینیم چقدر هیولایی شدیم. هیولا نمی تونه کت و شلوار بپوشه؟
هنرمند نمی تونه هیولا باشه؟

در اخر این همه مجموعه نیست. بخشی از مجموعه ارائه شده
با سپاس از دقت نظر دوستان

فاطمه نیازی در گفته :

وانموده هرگز آن چیزی نیست که حقیقت را پنهان می دارد، وانموده حقیقتی است که عدم وجود حقیقت را پنهان می دارد.
وانموده،حقیقی است. ژان بودریار

من تخصصی در مورد گرافیک و فنون آن ندارم، آنچه که باعث شد اینجا نظری بدهم، عنوان هیولای معاصر و توضیحات آقای فلاح کردی در مورد آن «دست ها به شکل خرچنگ طراحی شدن. خرچنگ جانوری است که هم در اب و هم در خشکی قادر به زندگی است و من به کنایه از زیاده خواهی از این شکل دفرماسیون استفاده کردم. شکم ها فربه هستند تا شکم باره و هرزه و طمع کار به نظر بیان. نشسته اند چون راحت طلب و مفت خورند. روی صندلی نشستند چون قدرت طلبند. صندلی از پوست گورخره چون گورخر حیوانی است که به دلیل ضعف همیشه مورد شکار حتی ضعیف ترین شکارچیان هم قرار می گیره.و این نماد ترس و ضعف انسانهایی است که قادر به پایداری در برابر چنین هیولاهایی نیستند و اسباب قدرت این هیولاها را فراهم می کنند.» بوده است.
باید گفت هر القایی در جهان معاصر تحت تأثیر وانموده قرار می گیرد. وانموده ها تفکرات و اندیشه ی ما را چنگ می زند. بودریار می گوید آنچه که ما از واقعیت و جهان واقعی می بینیم در واقع تصویری است که به ما نشان داده می شود. رسانه به صورت دریچه نگاه ما به جهان عمل می کنند، حتا وقتی که در صدد مخالفت با این نظام سرمایه داری پیشرفته باشیم، بلافاصله به بخشی از آن تبدیل می شویم.
حال باید گفت آیا وانموده ها که حاصل القای رسانه است، امکان ورود به همه ی عرصه‌ها را دارد؟ به نظر می رسد سلطه‏‏ ی همه جانبه وانموده ناممکن است. در نتیجه، مدعای بودریار که چیزی به نام حاد واقعیت همه زندگی را فرا گرفته است، به نظر فراگیر نمی آید، اگر این گونه بود، انسان‌ها در پیله شان اسیر بودند و هرگز به پرواز در نمی آمدند.

آیا این هیولاهای معاصر، تحت تأثیر وانموده ها قرار نگرفته اند؟ آیا انسان معاصر تنها در قالب مفاهیم ارائه شده، متصور است؟

سپاس.

فاطمه نیازی در گفته :

سلام.
آقای فلاح کردی، لطفاً جواب سوأل ها رو در صورت امکان بدین.
سپاس.

علی فلاح کردی در گفته :

باسلام خدمت عزیزم علیاقا. در جواب سئال اول اینکه نه چند اثر دیگه هم بود که سگ در ان گنجانده شده بود . که در اینجا نیامده. که یکی دیگه از این شکل کار در اولین نمایشگاه گروه مژ ارائه شد. سوال دوم:این اثر اولین برداشت های من از دنیای سیاه قلم بود و هنوز به روح کار نزدیک نشده بودم و صرفا تلاش می کردم ارام ارام به دنیای عجیب سیاه قلم نزدیک بشم. با همان سادگی و همان پالت رنگی. در اثار بعد ارام ارام تلاش کردم که دنیای شخصی خودم رو هم اضافه کنم و با حفظ احترام به فضای اثار سیاه قلم فضای شخصی من هم به اثار اضافه بشه. مثل وقتی وارد یه شهر ناشناخته میشی و اول زیاد از محل زندگیت دور نمی شی چون جایی رو نمیشناسی و میترسی گم بشی. این دقیقا احساس من بود. می ترسیدم گم بشم و نتونم یک تعادل بین دنیای خودم و محمد سیاه قلم برقرار کنم. ضمن اینکه همونطور که در توضیحات قبلی گفتم مایه های طنز و کاریکاتنور در اثار این نقاش هم وجود دارد. برای نمونه در صورت پیگیری اثری است که یه شمن زبان خود را دراورده و شکلک از خود نشان داده.و سوال سوم. در اثاری که برهنه هستند تلاش شده که با برهنگی، بی شرمی و بی حیایی رو به تصویر بکشم. ولی در مورد پوزیشن فیگورها محدودیت های دینی و فرهنگی به من اجازه ازادی عمل نمیداد. ضمن اینکه همیشه هیولاها در نگاه اول برهنه به نظر نمیرسن. ممکنه بسیار با وقار و معقول باشند ولی رفتاری شیطانی و هیولایی از اونها ببینیم. هیولاها غریبه نیستند شاید من و شما هم از اونا باشیم. به رفتارمون نگاه کنیم و ببینیم چقدر هیولایی شدیم. هیولا نمی تونه کت و شلوار بپوشه؟
هنرمند نمی تونه هیولا باشه؟

در اخر این همه مجموعه نیست. بخشی از مجموعه ارائه شده
با سپاس از دقت نظر دوستان

موحد بیرانوند در گفته :

با سلام/ از کارا و مفاهیمشان لذت بردیم/ آقای فلاح کردی به نظرتون اگه تو بکگراند کارا یک پلان بندی صورت می گرفت چطور بود؟
البته من خودم با این قضیه توی کارام درگیرم/

علی فلاح کردی در گفته :

سلام دوست خوبم جناب بیرانوند. گفتم که این اثار بر اساس اثار محمد سیاه قلم خلق شدند و اثار وی بکراند خالی و هوال انگیزه. این فضای خالی در اثر ایجاد فضایی هول انگیز و هیولایی می کنه. ابهامی ترسناک و دلهره اور. اینکه هر لحظه از پس این خلا اتفاقی یا هیولایی حمله کنه.

موحد بیرانوند در گفته :

ممنون تشکر از توضیحتون//

بهروز پیری در گفته :

که این عجوز عروس هزار داماد است.
انچه مرا بر ان داشت که وارد این فضا بشوم سخن سنجیده و به جای جناب فلاح کردی بود مبنی بر توجه بیشتر به نقد اثار ایشان تا تعریف و تمجید کردن و تعارفات معمول و تکراری که ثمری جزء خستگی نخواهد داشت.بر این باورم که تنها هنگامی جنب و جوش و حرکت ذهنی بوجود خواهد امد که احساس شود تغیر در رویکرد ,در نگاه,ودر تفکر رخ داده است.پس برانم تا با تکیه بر این تغیر مقداری از خستگی تحمل این واژه هایی که به علت تکرار زیاد نامانوس گشته اند را بکاهم.
در اینکه کار اقای فلاح کردی شایسته تشویق و تقدیر است جای بحثی نیست.و اینکه درجه قوت و ضعف نقاشیها چقدر است کار متخصصان این امر است و متعلق بحث من نمیباشد.
اما جناب فلاح کردی اثری هنری هنگامی ماندگارتر و موفق تر است که نزدیک تر به کمال باشد.حال به سبب سهولت ما کمال را همان ایده ال میپنداریم.و هنر مند واقعی کسیست که با اگاهی و اشراف کامل به مانند روشنگری راستین به تصویر بکشد تکامل را.یعنی هر کمال را نقصی نسبت به کمال بالاتر از خود بداند.و اینگونه در این مسیر حرکت کند.
انچه در نگاه اول برداشت میشود محدودیت اندیشه و سطحی نگری خالق این اثار است در به تصویر کشیدن استعما ر ,روند شکل گیری ان و همچنین تکاملش.قدمت واژه استعمار به درازای تاریخ کهن بشریت است.شروع ان برمیگردد به پایان دوره اشتراک هابیلی و شروع دوره مالکیت قابیلی و تا به امروز این روند ادامه داشته و هرگز توقفی در حرکت ان نه تنها روی نداده بلکه به سرعت حرکت ان در عصر ما افزوده شده و متناسب با زمان به مقاصد خود رسیده است.
ولی ما هرگز شاهد چنین تلاشی از جانب هنرمند در راستای بیان چنین مفهومی از استعمار نبوده ایم.
در هر عصری استعمار با تکیه بر ابزار یا ابزارهایی همچون فلسفه,هنر,ماشین,علم و……موجودیت پیدا نموده است که چنین چیزی در این اثار مشاهده نشد.
انچه که باید بیشتر از همه مشهود و محسوس باشد,استعمار در قرن ۲۱است که با تکیه بر ماشین و ماشینیسم,اصالت مصرف و مصرف پرستی و سیستم تصاعدی مصرف کاذب در اسیر کردن ادمی در قید مصرف شکل گرفته است و این واقعیت مهم کاملا بیگانه با فضای اقای فلاح کردی است.
نکته دیگرتغیر شیوه استعمار متناسب بانیاز های زمان و جامعه است که خالق اثر خواسته و یا ناخواسته کوشیده با لباس پوشیدن,نگاه کردن و طرز نشستن این تغیر را نشان بدهد که این برداشتی بسیار ضعیف و سطحی از این تغیر است.و اوج این کار در شبه ژست گرفتن هیولا در یک مورد کاملا نمایان است
در چهره بیشتر این هیولاها خستگی و تنبلی مشاهده می شود که استعمار کاملا با این امربیگانه است.مگر شیطان از گمراه کردن فرزندان ادم احساس خستگی میکند که استعمار از اسارت انسان بکند.
وسعت قلمرو استعماربه پهنای اسیا و افریقا یا شاید بیشتر افریقا این قطره اشک خداوند بر اطلس زمین است که اشاره به چنین چیزی در هیچ کدام از تابلوها مشاهده نمیشود.
در بعضی از اثار مشاهده میشود که هیولا میخواهد جنسیت خود را مخفی نگه دارد.یا از زاویه ای دیگر هیولابه داشتن جنسیت مرد یا زن نزدیک میشود.چیزی که اثبات شده جنسیت فعلا در مورد جن پذیرفته است نه هیولا و یا شاید واژه هیولافقط مصداقیست از مفهومی کلی.
همینکه خود هنرمند در ابتدا شروع به توضیح دادن در بیان مفهوم اثار میپردازد بدین معناست که ان اثر خالی از عیب و ایراد نیست و نمیتواند به خوبی با حس مخاطب ارتباط برقرار کند وکه این ضعفیست بزرگ که خالق اثر غیر مستقیم ان را پذیرفته است.
جناب فلاح دهکردی موارد دیگری نیز به نظر میرسد که بیان انها نه در حوصله سطور و نه در ظرف ذهن مخاطبین محترم میگنجد و به همین دلیل از بیان ان موارد صرف نظر میکنم و امیدوارم که نقد مختصر حقیر حسن ظن شما را در پی داشته باشد نه سوء ظنی

علی فلاح کردی در گفته :

چناب پیری سلام. ممنون که دیدی و نوشتی. بی تعاریف. بی تکرار کلماتی کسالت اور که جز سکون چیزی برایم نخواهد داشت. بی شک انچه گفتید در نگاه به این بخش از اثار درست و بی نقص خواهد بود. باید بگویم که این بخشی از اثار بود که به جبر در مقابل چشم نازک بین شما قرار گرفت. بخش تکنولوژی و ماشینیزم در پرده ای دیگر به نقد نشسته ام. جنسیت پنهان است به دلایل مختلف که گفتم . من در فرهنگی زندگی می کنم که برهنگی را زیبا نمی داند. من برای به نمایش گذاشتن این اثار در دنیاز واقعی با مشکل روبرو هستم. و امکان بیان ازاد تری ندارم.که قطعا برای شما قابل درک است. در بعضی از پرده ها هیولا خود منم. اما خسته از خودم. از جهان هیولایی که در ان نفس می کشم. تنبلی هم صفتی هیولایی است. بیهوذگی. مصرف گرایی. نیت این مطلب توجیح نبود. دادن اطلاعاتی برای درک بهتر مطلب
با تشکر

بهروز پیری در گفته :

با سلام و درود خدمت شما جناب فلاح کردی
بسیار خوشحال شدم از اینکه شما در مقابل نقد مختصرم نه تنها موضع نگرفتید بلکه در کمال اخلاص و صداقت ان را پذیرفتید.
خوشحالیم بدان سبب است که میتوان امیدوار بود که با ادامه این روند از فضای تعارف و تعصبات دست و پاگیر فراتر رفت و شاهد تغییر در نگاه و افق دید در فضای هنر و دیگر فضاها بود.
موفق و پایدار بمانید

روشنعلي در گفته :

سلام
قطعا خلق این آثار بی هدف نبوده اما خب خشنه وبا روحیات همه سازگار نیست ،درهرصورت ممنون از زحمات شما .

زاگرسی در گفته :

این چی بود؟
ینی خدائیش اخر استعدادین شما….
این نقاشی بود با این همه ظرافت؟
اصن خوشم نیومد؟؟؟؟!!!!!!!

مسعود پارسافر در گفته :

سلام جناب فلاح کردی عزیز
استاد گران مایه از نقدهایی که از سر صدق و دوستی برای من فرستادی بسیار سپاسگذارم. بدون شک سعی من آن است که برای بهبود کیفیت کارهایم از نقطه نظرهای شما هنرمند عزیز استفاده کنم. از این باب وظیفه خود می دانم، آنچه به ذهنم می رسد خدمتتان عرضه دارم.
به نظر می رسد پس زمینه آثارتان با ایجاد فضای آبستره برای بیان فضای معاصر مناسب است، اما پیکره ای که بر این فضا نشسته است نتوانسته است گویای “هیولای معاصر” باشد.
شاید برداشت ما از هیولای معاصر یکی نباشد. بدون شک هیولای معاصر با هیولای دوران گذشته بسیار متفاوت است. در گذشته برای مردمی که چالشهای امروزی را نداشتند هیولا، موجودی بود دارای شاخ و سُم و دُم و… برای ترساندن بچه ها و یا بیان داستان های غالبن کودکانه. یا انسانی که تنها در تاریکی و وهم ، هر شکل عجیب و غریبی که از سر ترس، به ذهنش می رسید تعبیر به هیولا می کرد و بعد ها در فرصت های فراوانِ بیکاری، برای مردم، با آب و تاب از آن یاد می¬کرد چه دیده ام و چه ندیده ام… .
اما هیولای معاصر دیگر به سادگی دلهای ساده ی مردم دوران گذشته نیست! هیولای معاصر بسیار پیچیده تر از گذشته است و نمی توان صرفن با کت و شلوار و ساعت مچی و … آن را معاصر نشان داد.
هیولای معاصر بیکار بر صندلی نمی نشیند و با فراغ بال نظاره گر اتفاقات نیست. در آثارتان، هیولا، گاه با شبیه شدن به کارتون های کودکانه، کاملن از مسیر هیولا بودن خارج می شود.
هیولای معاصر، تمامی مفاهیم زشت و کریحی است که در وجود همه ی انسانها رسوخ کرده و آنها را از احساسات عمیق انسانی دور میکند.
هیولای معاصر، بی اعتمادی هاست. ناجوان مردی هاست، اختلاف طبقاتی است. اختلاص های کلان است. دیکتاتوریهاست. هیولای زمان ما آن چیزی است که امروز در مصر می بینیم. در سوریه می بینیم، در افغانستان می بینیم، کشتار مسلمانان به دست یکدیگر است. تحجر فکری است، هیولای زمان ما اعتیاد جوانان است، بیکاری و بدبختی مردم است. دوران ما دورانی آخر زمان است، دورانی است که معلوم نیست چه کسی راست می گوید ، چه کسی دروغ! هیولای زمان ما… .
به نظر می رسد، موضوعی با این محتوای پیچیده را نمی توان با چنین غولی که در آثار مشاهده می شود، ترسیم کرد. می بایست چنان عمیق به آن پرداخته می شد که یاد آور تمامی مفاهیم هیولایی دوران ما باشد.
توجه به آثار بسیاری از هنرمندان از جمله “دومیه” ، ” الخاص” و غیره
می تواند در این راستا کمک حال ما باشد.

علی جان پر حرفی من را ببخش. امید آن دارم که همگی ما دوستان دلسوزی باشیم برای بهبود زندگی و هنر هم.
ارادتمند شما
پارسافر

عل فاح کردی در گفته :

مسعود جان سلام. ممنون که وقت گذاشتی و نوشتی. همونطور که گفتی قطعا تعریف و برداشت من و شما از هیولا تفاوت خواهد داشت. تلاش نکردم هیولا رو تبدیل کنم به هیولایی عجیب و پیچیده. بی اشکال نخواهند بودو قطعا هر حرکتی در مسیر مطالعه قد خواهد کشید و رشد خواهد کرد.
برداشت من از هیولاها متفاوت بود.و تنبلی ایا هیولایی نیست که ما را بازمی دارد از حرکت. استثمار ایا خود حرکت می کند و یا با تهدید و زور و ضرب اسلحه دیگران به بیگاری وامیدارد/
پیوند زمینه و فیگورها که البته در پایان نامه ی ارشد در این مورد صحبت کردم که یکی از ویژگیهای اثار محمد سیاه قلم همین فضای خالی است که فضایی هیولایی ایجاد کرده. نوع دفرماسیون. رنگها
البته عنوان پایان نامه من ” بررسی جهان هیولایی اثار محمد سیاه قلم” بوده.
با تشکر

فاطمه در گفته :

من کاراهارو توی نمایشگاه دیدم.به نظرم کیفیت آثار خیلی بیشتر از تصویر اونهاست…موفق باشید استاد:)

الهام عباسی در گفته :

آثار هنری تجارب انسانی هستندکه شکل به خود گرفته اند و
مااز دریچه حواسمان بدانها می نگریم ولذت می بریم……….
لذت بردم ممنون…

مســعود ضــرونی در گفته :

خسته نباشید استاد عزیز و خوبم …
من به این امر معتقدم که نقاشی و طراحی بیش از سایر رشته های هنری میتونه بر مخاطب عام و خاص تاثیر بذاره و چه بسا این تاثیر یک تلنگر یا به خود آمدن باشه ، من قبلا چند کار از این مجموعه در اولین نمایشگاه گروه هنری مژ دیدم ، واقعا مخاطب در دید اول ترس از این هیولا رو در وجودش حس میکنه ، ترس از اینکه مبادا این هیولایی که به صورت یک اثر هنری در روبری من است آینده ی خود من باشد …
طراحی ، ساختار ، ترکیب بندی و بخصوص رنگ بندی تونسته به درک هرچه بهتر این آثار کمک کنه …
سپاس استاد خوبم از به نمایش گذاشتن این آثار قابل تحسینتون …
و سپاس استاد حسین پور …

یا شاممه….. ملاکت دارم کردی……
از شوخی گذشته فضاهای جالب بودن…

عل فلاح کردی در گفته :

خانم لیلا خدا رو شکر/ پس کارا تاثیر گذار بوده و شما ترسیدید

رضا شاه در گفته :

محظوظ شدیم

كرنازار در گفته :

نمیونم خوبه یا بده ولی فکر کنم یکیشو میذاشتین بهتر بود..همه عین همن

مرسی از اینکه آثار هنرمندان لرستان رو میزارید و بیشتر باهاشون اشنا میشیم

a mohamad zalpour در گفته :

جالب بودن.اقتباست خلاقانه ست.اتفاقا سیاه قلم هم وقت زیادی واسه کشیدن آثارش نداشته و آثارش بدون طرح قبلی خلق شدن و شاید همین هم آثارشو شبیه امپرسیونیست ها کرده.

حسین فلاح کردی در گفته :

سلام استاد
خسته نباشی دایی جان ، من از نظر نقاشی و اصول اون نظری نمیدم چون در حوزه تخصص من نیست . ولی یکی از موارد هولناک قرن حاضر زندگی در فضاهای بی هویت است و این فضای زیست ناهنجار است که هیولاهایی نا آرام ، عصبی و هنجارشکن را می آفریند. جای خالی این فضا در نقاشی هایتان موج میزند.هر چند شما یک فلاح کردی هستید و حتما برای این هم فکری کرده اید!

خسته نباشین
البته که شما فیگوراتیو کار هستید
و تاثیر نقاشان قرون وسطای ایران به وضوح در شما دیده میشه
به نظر میرسه ایجاد ایماژ برای یک نقاش در ذهن مخاطبان ضروری باشه
در کارای شما به اصطلاح هیولاها به نحو اسطوره ای به تصویر کشیده شدن ولی اساطیر مرگ و شر
به لحاظ تجسمی بیان اکسپرسیو دیده میشه هر چند محافظه کاری غیر قابل انکاری هست
درسته تو هنر معاصر تو بیشتر شاخه های مختلف بیانیه ای برای آثار خودشون میدن
ولی در وهله نخست باید خود اثر ایده و ایماژ و در نهایت مفهوم رو به بیننده القا کنه.
ما ایرانی هستیم به نظر عجیب نیست که همه ش سعی کنیم ایرانی باشیم.

حسام در گفته :

باسلام به استاد گرامی در عمق نگاه هیولا مو جی از مهربانی و خستگی حس میشود که این خصیصه از هیو لا بدور است بجای ایجاد حس ترس و وحشت دلربای میکند اخلاق خوشتان بیشتربر کارتان تاثیر مثبت گذاشته باتوجه به کارهای لطیف وانسان دوستانه تان رفتن درکالبد هیولا کاری بس مشکل است

حسام در گفته :

باسلام خدمت شما استادعزیز به نظر من هیو لاهای این زمان برخلاف هیولاهای گذشته اند.زیبای ظاهری یکی ازبارزترین خصیصه هیولای عصر حاضراست فربه وتنبل نیستند برعکس ورزیده وچابک وباهوش وفرصت طلب وباقدرتند دوچهره دارد درتاریکی نادانی شکارش روی زشتش رانمایان میکند هراندازه زیبا تر ودلفریبتر مرگبارتر او لحظه ای سکون ندارد بهترین هاراشکارمیکند رنگهای تیره ووهم انگیز درخور محل زندگی هیولاست شاید خواب الودگی هیولای شما نشانه خواب الودگی هنری شهرمان باشد ولی هیولای این زمان هرزمان اماده حمله ونبرداست ترساندن تنها خواسته هیولای ساده گذشته پاکمان بود باترساندن ارضانمیشود میخروشد میدرد الوده میکند دراخر باسپاس فراوان ازشما وبه امیدروز جشن میلادهنر درشهر خوابالودمان ومحق شدن این شعار هنرمندحق گویدوبرصدر نشیند درصدرباشیدوشاد

مائده جوازی در گفته :

فضای کلی (با الهام از استاد سیاه قلم) همخوانی و هماهنگی خاصی با عنوان این کارا داشت. هر کدوم از کارا یه اویل یا یه کاراکتر هیولا رو با ویژگی های منحصر به خودش نشون میداد …کارتون زیبا بود استاد آدمو به فکر وامیداشت…خسته نباشید

خیلی عالی بودن .

کاظم معتمدی در گفته :

با سلام خدمت دوست قدیمی و استاد چیره دست ،شاید از آخرین مرتبه ای که از حال هم خبر داشتیم به همان دوران نوجوانی و سالهای ۱۳۶۴و یا ۱۳۶۵ بر می گرد. در واقع دوران خوش نوجوانی و تحصیل در مقطع راهنمایی در مدرسه راهنمایی شهید…. / کاملا” تصادفی از طریق اینترنت پس از حدود ۳۰ سال با نام شما برخورد نمودم و با آثار زیبا و هنری شما که نشان از پختگی شما در طی این سالیان گذشته را دارد آشنا شدم ،هرچند که تخصص بنده کاملا” با تخصص شما که هنر می باشد متفاوت است اما در عین حال به آن سود متمایل گشته و این آین آثار نشان دهنده زحمت شما از دوران کودکی تا کنون می باشد که هم اکنون به ثمر رسیده است و تجدید این خاطرات ذهن و خیال مرا به همان دوران کودکی که با هم بر سر کلاس بودیم و شما مشغول خلق نقاشیهای زیبا با افکار به ظاهر کودکانه تان بودین سوق داد.
هر چند که هم اکنون در خرم آباد شاغل و ساکن نیستم اما بسیار خوشخالم که از استانمان چنین هنر مندی سر برافراشته که می تواند در دنیای هنر حرفی برای گفتن داشته باشد و آثار ماندگاری را خلق نماید.
موفق و پیروز و ماندگار باشید.

مهدی دانش پژوه در گفته :

باسلام خدمت معلم گلم واقعان عالی و هیجان آور است این تصاویر. واقعا مرحبا/

آفرین به شما معلم عزیز.

خسته نباشید

سید محمد علی اسلامی در گفته :

با سلام خدمت استاد عزیز و دوست داشتنی کار ها بسیار متفاوت و زیبا هستن خسته نباشی

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :