کد خبر : 32352
تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 274 بازدید

نقدی بر اهالی نقد

  عاطفه بیرانوند / میرملاس نیوز : نقدی بر اهالی نقد «همیشه کرم‏های ابریشم به پروانه تبدیل می‏شوند و سپس پروانه‏ها همواره گمان می‏کنند که در گذشته پروانه‏های کوچکی بوده‏اند. رشد خیلی‏‏ها را دروغ‏گو می‏کند.»“ویلانت” به عنوان عضو کوچکی از جامعه رسانه گاهی بد نیست به خودمان تلنگری بزینم تا حواسمان باشد که جایی از […]

tr

 

عاطفه بیرانوند / میرملاس نیوز :
نقدی بر اهالی نقد

«همیشه کرم‏های ابریشم به پروانه تبدیل می‏شوند و سپس پروانه‏ها همواره گمان می‏کنند که در گذشته پروانه‏های کوچکی بوده‏اند. رشد خیلی‏‏ها را دروغ‏گو می‏کند.»
“ویلانت”

به عنوان عضو کوچکی از جامعه رسانه گاهی بد نیست به خودمان تلنگری بزینم تا حواسمان باشد که جایی از جغرافیای بزرگ  روشنگری بیرون نرویم.
گاهی حرفی، راهی، رفیقی، همکاری، رفتاری، کرداری، تو را به نوشتن به فریاد زدن وا می‎آورد، مثل همین موضوع نقد و گفتنی‎ها را گفتن! نقدی که باید بر دایره انصاف استوار باشد و بیشترین موارد کاربرد نقد، رسانه به‎ویژه رسانه‎های مکتوب می‎باشند.
فرآیند نقد از رسانه‏ی مکتوب ابزاریست که به افراد حقیقی حاضر در این وادی اجازه و قدرت فزاینده‏ای می‏دهد که پشتوانه آن افکار عمومی می‏باشند نه یک نظام قضایی یا نظامی!
نقد یک پدیده یک واژه یک مفهوم بسیار گسترده و ارزشمند است که اگر در جهت مثبت و درست به‎کار گرفته شود نقش سازنده و مفیدی در اصلاح امور خواهد داشت اما متأسفانه وقتی این پدیده آلوده به اغراض نفسانی می‎گردد ماهیت و کارکرد اصیل خود را از دست خواهد داد و این می‎شود ابزاری برای حرکت کردن در راستای انگیزه‎های شخصی!
برخی رفتارها و کردارها از طرف دوستان چنان غافل‎گیرت می‎کنند که تا مدت‎ها دیگر دلت نمی‎خواهد به دیوار این کاغذ باطله‎ها! چیزی بنویسی، کاغذهایی که هیچ‎چیز از من از فرهنگم از تأثیرپذیری و تأثیر گذاریم در آن باقی نمی‎ماند.
کاغذهایی که شاید برای دیگری، سال‎ها بعد خانه‎ای شود! با هزار آرزو و امید تازه… سرای ماندن، ریشه دوانیدن و آسودگی برای سربلندی شهرم!
حال سوال این‎جاست که سهم ما از نقد و به چالش کشیدن مسوولان کجاست؟ آیا با در میان بودن منافع شخصی می‎توان صدا را بلند کرد و از آزادی و قانون سخن گفت؟برخی از افراد از این ابزار روشنگری و پُر کاربرد صرفاً در جهت رسیدن به امیال شخصی گام برمی‎دارند و هر جا دنیا و افرادش بر وفق مرادشان بود رویه تعریف و تمجید در پیش می‎گیرند و هر کجا به مصالح و منافع شخصی نائل نگردیدند بدون پشتوانه منطقی و ادله انسانی کافی، شمشیر انتقاد از نیام بر می‎کشند و افراد را نه از دریچه روشن نقد که از دم تیغ تخریب می‎گذرانند.
اگر جامعه روزنامه‎نگار و روزنامه‎دار ما به این سمت حرکت کردند باید ترسید از نشریات و آدم‏هایی که در این مسیر گام برمی‎دارند و به این راه وارد می‎شوند، اگر قرار باشد مبنای نقد یک مقام یا موقعیت، منافع شخصی باشد نه عموم مردم، رسالت خطیر و ارزشمند آگاه‎سازی به انحراف رفته است.
در نشریات محلی استان ما افرادی هستند که در یک زمان بسیار ناچیز و اندک رویه خود را در برخورد با یک مسوول تغییر داده‎اند. که در این حالت یا در این زمان ناچیز عملکرد مدیر مورد نظر متفاوت شده است یا این نگاه دوستان منتقد است که تا دنیا به کامشان است دست به عصای سکوت، حرکت می‎کنند یا پای در رکاب مدح و ثنای مقام مورد نظر می‎برند، اگر رپورتاژشان به راه بود و مساعدت‎های مورد نظر دریافت گردید که یار غار و مرید و آرزومند منش و روش و کلاس و مشق آن انسان والا می‎شوند و اگر مقام مورد نظر پا را از دایره منافع و بهره خود و دوستان این منتقد ارزشمند دور کرد، بهانه برای شوریدن و زبان نقد از نیام خاموش برکشیدن جور می‎شود، درست مثل آن روز که کسی شورش کرد بر یک مقام عالی رتبه کشوری که تا همین دیروز مکتوبه وزینش مزین به القاب و تعاریف بسیار از کارآمدی، تدبیر، خلوص‎ و تلاش بی‎وقفه آن مقام بود.
در یک فاصله زمانی کوتاه همه تعریف و تمجیدهای جانانه تغییر می‏کند و بهانه‏ای برای برآشفتن و حمله کردن جور می‏شود.
آیا در یک فاصله‏ی زمانی چند ساله این چشمان تیزبین و بیدار جامعه باز بوده‏اند و ندیده‏اند و نگفتند؟ آیا کاستی‏ها را دیده‏اند و به جای بیان کاستی‏ها از داشته‏ها حرف زده‏اند؟ یا آیا ندیده‏اند؟
هر چه هست کار پسندیده‏ای به نظر نمی‏رسد حداقل از جانب آنهایی که بزرگان و طلایه‎داران عرصه ارزشمند روشنگری و داعیه‎دار جانب‎داری از ارزش‎ها و منش‎های والای انسانی هستند.
پیشکسوتانی که قرار است الگوی حرکت  نسل‏های بعد شوند نه تنها باید به عنوان فعالین این عرصه باعث ایجاد تغییر مثبتی در افکار عمومی باشند بلکه باعث نهادینه شدن برخی الگوهای اخلاقی، رفتاری و فرهنگی شوند و نباید اصول و معرفت انسانی را فراموش کنند.
دنیای بزرگ فکر و اندیشه گاهی آدمی را بدان وا می‏دارد که از حنجره کلمات فریادی بشود بر سر گوش‏هایی که خودشان را به خاموشی عادت داده‏اند گاهی این کلمات بر روح بی‏جان کاغذی نقش می‏بندند تا به ذهن خشکیده‏ای جان بدهند.  
اگر رسالت‏مان را فراموش کردیم، آنجایی که باید حرف بزنیم سکوت می‏کنیم و آنجا که نباید حرف بزنیم حرف می‎زنیم زیرا خواسته، خواسته‏ی خودمان است نه مردم! ما در قراردادی ذهنی در قانون نانوشته‏ای امین مردم شده‏ایم !
اوضاع بد اقتصادی درست و اینکه جامعه رسانه مشکل اقتصادی دارد بسیار درست‏تر، اما گام برداشتند در این عرصه اگر صرفا برای بدست آوردن سود و سودا باشد اشتباه بزرگیست. نباید می‏آمدیم اما حالا که آمده‏ایم نباید تمام رسالتمان را قربانی منافع شخصی کنیم!

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

كرنازار در گفته :

خیلی پخته و گیرا تحلیل فرمودند. خسته نباشید خانم بیرانوند

جعفر سوری لکی از کوهدشت در گفته :

این مطالب ها رو خانم بیرانوند کاش طلایه داران سیاستی بخونن که شاید تلنگری برایشان باشد افسوس تشکر از شما خانم

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :