کد خبر : 32469
تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۵۱
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 609 بازدید

بررسی نظام طایفه ای و فرهنگ سیاسی در استان لرستان(بخش دوم و پایانی)

مرتضی جعفریان کارشناس ارشد انسان شناسی/میرملاس نیوز: چارچوب نظري:  محمود سريع‌القلم براي بررسي آثار مستقيم عشاير بر فرهنگ سياسي، سه مشخصه نظام عشايري را ذكر مي‌كند: الف) خويشاوندگرايي ب) روحيه جنگاوري و ستيزه‌جويي ج) بقا و بسط عشيره‌اي از طريق تهاجم و غارت – خويشاوندگرايي خويشاوندگرايي و احساس تعلق به يك عده خاص و كسب […]

عکس

مرتضی جعفریان کارشناس ارشد انسان شناسی/میرملاس نیوز:

چارچوب نظري:

 محمود سريع‌القلم براي بررسي آثار مستقيم عشاير بر فرهنگ سياسي، سه مشخصه نظام عشايري را ذكر مي‌كند:

الف) خويشاوندگرايي

ب) روحيه جنگاوري و ستيزه‌جويي

ج) بقا و بسط عشيره‌اي از طريق تهاجم و غارت

– خويشاوندگرايي

خويشاوندگرايي و احساس تعلق به يك عده خاص و كسب امنيت فردي از طريق وابستگي به يك قوم ويژه، عواقب فراوان اجتماعي، فرهنگي، سياسي و حتي امنيتي دارد. آنچه كه در قالب يك ايل ايجاد تعهد و مسئوليت و حتي وظيفه مي‌كند و تنش‌هاي جمعي را شكل مي‌دهد رابطه خويشاوندي است اعضايي كه با يكديگر احساس خويشاوندي مي‌كنند به دفاع و حمايت از يكديگر بر مي‌خيزند و دشواري فردي خود يا ديگران در ايل را مشكلات خانواده يا خاندان و يا ايل مي‌پندارند(سريع‌القلم 1370: 10). «از طرفي فرد در زمان ارتقاء اجتماعي مي‌كوشد تا دست ساير اعضاء خانواده و قوم و خويش خود را بگيرد تا آنها نيز از مزاياي اجتماعي بيشتر برخوردار شوند. اين خصلت عشيره‌اي در حوزه سياست و اقتصاد ايران همچنان ادامه پيدا كرده است»(سريع‌القلم1370: 12).

– روحيه جنگاوري و ستيزه‌جويي:

«در نظام عشايري، افزايش درآمد عمومي، ارتباطات مناسب با حكومت مركزي و تربيت نيروي مهاجم و جنگجو مبنا بوده است هنگامي كه ده‌ها عشيره براي حفظ خود، حذف ديگران و سرپيچي از حكومت مركزي و تامين امنيت با يكديگر رقابت مي‌كنند. فضاي حاكم بر آنها فضاي بي‌اعتمادي، ناامني، حذف، تطميع و سركوب خواهد بود. تداوم اين وضع فرهنگي براي قرن‌هاي متمادي زمينه‌هاي ايجاد يك فرهنگ عمومي و فرهنگ سياسي سوء ظن، فردگرايي منفي، خودمحوري سياسي و نگراني از اجماع نظر را پديد آورده است» (همان: 16).

– بقا و بسط عشيره‌اي از طريق تهاجم و غارت:

سريع‌القلم عنوان مي‌كند كه غارت به طور طبيعي و از نظر روانشناختي، ملازم با نوعي دشمني يا شدت رابطه درون گروهي يا برون گروهي است. هر چه رابطه درون گروهي در مقايسه با رابطه برون گروهي، شديدتر باشد و هر چه عناصر بيرون از گروه بيگانه‌تر، زمينه بروز فرهنگ غارت بيشتر مي‌شود. روش حل اختلاف ميان گروهها، مذاكره و عرضه استدلال و علم حقوق و تداوم مذاكرات نبوده است بلكه ايجاد وحشت، ماليات اجباري و اخاذي و تهاجم به مال و املاك رقيب، مبناي حل اختلاف بوده است. (سريع القلم1370: 17). سريع‌القلم را مي‌توان از نظريه‌پردازان فرهنگي دانست كه معتقد است فرهنگ عشيره‌اي از طريق مولفه‌هاي خود مثل خويشاوندي، روحيه جنگاوري و ستيزه‌جويي و بقا و بسط عشيره‌اي از طريق تهاجم و غارت وارد حوزه سياسي شده و فرهنگ سياسي خاصي را شكل داده است به عبارت ديگر؛ خويشاوندگرايي فرهنگ عشيره‌اي روحيه جنگاوري و ستيزه جويي فرهنگ سياسي بسط عشيره‌اي از طريق تهاجم و غارت

يافته هاي تحقيق:

1. خويشاوندگرايي

شهرهای استان متشكل از طايفه هاي مختلفي است كه براي حفظ هويت، امنيت و حريم حيات طبيعي خود مجبورند تا تعصب درون عشيره اي را به شدت حفظ كنند و تا مي توانند در صحنه هاي رقابتي همديگر را ضعيف نگه دارند از اين لحاظ شايد بتوان رقابت طايفه‌ها را به رقابت‌هاي بزرگ در صحنه‌هاي بين المللي شبيه دانست كه هر قدرتي ضمن افزايش سطح قدرت خويش به تضعيف رقباي خويش نيز مي‌پردازد. در اين شهر «خودي»ها و «ديگري»هاي تيره اي و طايفه اي شكل گرفته كه مبناي آن فقط تعلقات خويشاوندي بوده كه در تقابل با يكديگر قوي شده و چنين هويت هاي را شكل داده‌اند. در این شهرها چون هنوز فرهنگ عشيره اي بر آن حاكم است هويت به عنوان يك امر ذاتي تعريف مي‌شود. در اين جامعه هويت فرد پديده اي است كه از قبل به فرد داده مي شود و فرد را چاره‌اي از آن نيست و هويت اجتماعي نيز با توجه به عدم تفكيك ساختي- كاركردي جوامع خصلتي سياسي دارد به عبارت ديگر هويت اجتماعي بيشتر در بند روابط خويشاوندي و طايفه اي به عنوان «ابزار سازمان دهنده تثبيت پيوندهاي اجتماعي» بوده و تنها در چارچوب اجتماع محلي به عنوان «مكاني مأنوس» قابل تعريف مي باشد.

1ـ1ـ خويشاوند گرايي در اداره جات

در این شهرها خويشاوندگرايي در تمام ادارات دولتي حاكم است به نحوي كه از طريق اسم فاميل هاي موجود در اداره جات مي توان به ميزان تسلط طايفه ها پي برد. شبكه مستحكم خويشاوندي باتمركز خودي ها در يك مركز قدرت نشان داده مي شود. اين خودي ها داراي هويت يكساني مي باشند كه نمود عيني آنها اشتراك در نام فاميل است. هويت هاي طايفه اي از بيرون به داخل اداره جات شهر كشانده شده است. در اين فضاهاي تمركز قدرت اين هويت ها باز توليد مي شوند. روابط كارمند با كارمند و كارمند با ارباب رجوع كاملاً متأثر از اين تعلقات و دلبستگي هاي طايفه اي مي باشد. هر كدام از طايفه ها سعي دارند افراد بيشتري از خود را به عنوان نمايندگان و حافظان منافع طايفه در مراكز رسمي و دولتي حضور دهند. مي توان دلايل خويشاوند گرايي در اداره هاي استان را بصورت ذيل عنوان كرد؛

الف- محبوبيت در ميان خويشاوندان

از آنجا كه افراد در این شهرها در روابط چهره به چهره اي از خويشاوندي سير مي كنند نمي توانند خارج از اين روابط، زندگي روزمره خود را تنظيم كنند. اهميت محوري خانواده و خويشاوندي باعث مي شود تا فرد، كل روابط سياسي و اجتماعي‌اش را بر اين اساس پايه ريزي كنند. در اين موقعيت فرديت فرد چيزي كنار رفته از صحنه مي باشد و هويت‌هاي كلان‌تر او بازيگر اين صحنه شده كه در پرتو آن فضاهاي ابتدايي روابط خويشاوندي با فضايي كاملا رسمي تركيب مي شود.

ب- خويشاوندگرايي به عنوان يك وظيفه

در فضاي شهرهاي عشیره ای، وقتي يكي از افراد طايفه به يك موقعيت اجتماعي دست پيدا مي كند سعي مي كند نقش‌ها و مشاغلي را به اعضاي تيره و طايفه خود واگذار كند. به عبارت ديگر فردي كه وارد مراكز قدرت مي شود و از لحاظ اجتماعي ارتقا پيدا مي كند سعي دارد دست ساير اعضاي طايفه خود را در حد توان بگيرد و آنها را نيز از مزاياي اجتماعي بيشتر برخوردار كند. اين خصلت كه نشان از وجود استحكامات زياد روابط درون طايفه اي دارد در طايفه هاي لرستان به وضوح ديده مي شود. اين احساس وظيفه چيزي است كه طايفه به شخص به عنوان يك جزء مي دهد. به نوعي، شخص مجبور است اين وظيفه را به نحو احسن انجام دهد. حال اگر رقابت هاي طايفه اي نيز وجود داشته باشد وظيفه فرد سنگين تر شده و فشار بيشتري از طرف گروه احساس مي كند.

پ- خويشاوندگرايي، رشد و تداوم قدرت طايفه

تقابل هاي طايفه اي در این شهرها بسيار زياد بوده و حتي امروزه نيز هست .اين امر از همان ابتدا رقابت هاي بين طايفه اي را شكل داده است. زماني كه هويت طايفه‌اي شكل مي‌گيرد براي عناصر تركيبي آن مثل تيره و هوزها ،جايگاه و پايگاه طايفه خيلي مهم مي‌شود. اهميت زياد قائل شدن براي جايگاه طايفه در ارتباط با طايفه هاي ديگر افراد را حساس مي كند. امروزه مراكز تراكم قدرت اداره‌جات هستند. هر كدام از طايفه‌ها كه موفق شوند نفوذ بيشتري در اداره‌ها داشته باشند داراي قدرت بيشتري مي‌گردند

ج- خويشاوندگرايي و امنيت در اداره‌ها

اولين كاركردي كه خويشاوندي مي توانست براي فرد عشايري داشته باشد تأمين و برآوردن اساسي ترين نيازشان يعني امنيت بوده است. شبكه خويشاوندي، فرد و خانواده اش را از هرگونه گزندي مصون نگه مي‌داشت. اكنون نيز چون مردم شهرهای استان لرستان از آن مباني عشيره اي خود دور نشده اند لذا، نياز به امنيت هنوز از نيازهاي اوليه‌شان به شمار مي رود. با خط فاصله اي كه بين خودي و غيرخودي كشيده شده، اعتماد دچار ابهام شديدي شده است.بسياري از رفتارها و واكنش‌هاي بين طايفه‌اي در شهرهای استان، هنوز تحت شعاع اين نگرش مي باشند، نگرشي كه منطق آن امنيت است.

1ـ2ـ خويشاوند گرايي و مشاركت مدني

يكي از ويژگيهاي بارزي كه مردم شهرهای عشیره ای با ورود به شهر آن را همراه خود آورده و امروزه نيز كمرنگ نشده است، مشاركت هاي اجتماعي محدود مي باشد، تحت عنوان همياري هاي سنتي. اين همياري هاي سنتي از همان حدود عشايري خود وسيع تر نشده و به مرحله مشاركت‌هاي مدني نرسيده‌اند، بسيار خاص اند و همچنان كه از چارچوب خويشاوندي زاده شده اند در همين قالب نيز به حيات خود ادامه مي دهند. عدم وجود مشاركت هاي مدني در این شهرها در دو سطح تحليل مي شود؛

در سطح شناختي: مردم شهر، شناخت و آگاهي چنداني از مشاركت مدني ندارند و هيچ كانالي نيز وجود ندارد كه از طريق آن تربيت مدني مردم صورت پذيرد.

در سطح عاطفي و ارزشي: اين مردم هنوز همان عشاير دهه‌هاي پيشين هستند كه وارد شهر شده‌اند اما مي‌توان گفت كه فقط شهرنشين محسوب مي‌شوند، هنوز به روحيه و عواطف عشايري خود دلبسته اند و به شيوة ی رفتار خود به عالي ترين صورت اعتقاد و ايمان دارند.

1ـ3ـ خويشاوند گرايي و مشاركت سياسي

در تحليل مشاركت سياسي نگرش هاي شناختي، عاطفي و ارزشي مردم شهر را نسبت به عناصر سياسي چنين تحليل ميشود:

نگرش شناختي: شناخت دقيق يا غيردقيق از نظام سياسي در بين گروه سنتي در حد پائيني قرار دارد.تحليل ها نشان مي دهد نگرش شناختي افراد مدرن در سطح بالاتري از افراد سنتي واقع شده است. آنها با عناصر نظام هاي سياسي مثل ليبراليزم، دموكراسي، ديكتاتوري و … آشنا بوده و در مورد عناصر نظام سياسي ايران نيز مثل مجلس، مصلحت نظام، شوراي نگهبان و وظايف بسياري از اينها آگاهي دارند.

نگرش عاطفي و ارزشي: ميزان دلبستگي و تعلقات شديد خويشاوندي كه فرد سنتي دارد جهت دهنده عواطف و ارزش هاي او شده است. نياز شديد عاطفي كه شخص به خويشاوندان و هم طايفه اي‌هاي خود پيدا كرده ارزش‌هاي او را در همين محدوده نگه داشته يا به نوعي گريبانگير ارزش‌هاي خاص شده است. اين ارزش‌هاي خاص شده، كاملاً استوار و محكم بوده اما مقتضيات و مصالح نظام سياسي را در نظر نمي‌گيرد. اين امر اگر چه در بين افراد مدرن به دليل شناخت بالاي آنان از عناصر سياسي كمتر است اما با وجود خاستگاه عشيره اي آنان و كمرنگ نشدن همان دلبستگي‌هاي نخستين بين‌شان هنوز، آنها نيز اسير و مقهور همان عواطف و ارزش‌هاي عشيره‌اي هستند. به عبارت ديگر فرد مدرن از قوانين موضوعه آگاهي كامل دارد اما فقط تا وقتي كه اين قوانين منافع آنان را محدود نكند قابل استناد و محترم است.

انواع مشاركت سياسي در شهر های استان لرستان

1. كاملاً غير فعال: افرادي كه در هيچكدام از تحركات سياسي قرار نمي گيرند. اين افراد اگر چه در شهر وجود دارند اما تعداد آنها اندك است. هيچ گونه اطلاعات سياسي، اجتماعي ندارند. از رسانه‌هاي ملي و محلي مثل تلويزيون استفاده نمي‌كنند. به عبارت ديگر اين افراد در معرض هيچ كدام از منابع اطلاعاتي قرار نمي‌گيرند، نگرش شناختي آنها بسيار پائين بوده و فقط در سطح تيره و طايفه محدود مانده است.

2- رأي دهندگان: كساني كه فقط در رأي دادن شركت مي كنند. اين دسته درصد بالايي از مردم را در خود جاي داده است. در استان لرستان اكثر مردم در انتخابات شركت مي كنند. در اين باره بين جامعه مدرن و جامعه سنتي تفاوت هايي وجود دارد. افرادي كه در تقسيم بندي ما به عنوان مدرن محسوب مي شوند امروزه رغبت كمتري به شركت در انتخابات دارند. در مقابل افراد سنتي شهر تمايلشان به رأي دادن هر روز بيشتر مي شود.

3- مبارزان: كساني هستند كه براي كانديداها كار مي‌كنند. مهمترين بخش از مشاركت كنندگان اين گروه هستند. اين افراد بازيگران اصلي صحنه‌هاي سياسي در شهرهای استان هستند و به راحتي شهرها  را سرتاسر سياسي مي‌كنند، به تحريك كردن مردم مي پردازند و رقابت‌هاي سياسي توسط آنان سازمان داده مي‌شود. فعالان سياسي به پشتوانه اين گروه وارد عرصه مي‌شوند و موفقيت يا عدم موفقيت آنان بستگي به فراواني اين گروه و شدت و ضعف حمايت‌هاي همين مبارزان دارند. اين گروه متشكل از افراد سنتي و مدرن مي باشد كه در كنار يكديگر در انتخاب شدن كانديداي خود تلاش مي كنند.مبارزان به چند دسته تقسيم مي شوند:

الف – متنفذين اعم از مذهبي، اقتصادي، اجتماعي

اين افراد هستة استحكام تيره ها و طايفه ها هستند. از اين رو كانديداها قبل از وارد شدن به صحنه‌هاي سياسي تمام جوانب احتياط را رعايت مي كنند و كاملاً مطمئن مي شوند كه بزرگان و متنفذين طايفه از آنها حمايت مي كنند. پس از اين محافظه كاري، خود را به عنوان كانديدا معرفي مي‌كنند.

ب – افراد با سواد و تحصيلكرده جزء افراد مدرن به حساب مي آيند كه خود را وارد عرصه سياسي كرده، تلاش ها و فعاليت هاي سياسي زيادي دارند. آنها با جهت گيري مدرني در سياست سعي دارند از كانديداهاي خود حمايت كنند. برخي از آنان به عنوان مشاوران كانديداها به حساب آمده و برنامه هاي كانديداها را تنظيم مي كنند. ستادهاي انتخاباتي نيز توسط اين قشر اداره مي شود. اين گروه هميشه با گروه قبلي يعني مبارزان سنتي كه صاحب نفوذند در تضادند. نكتة مهم اينست كه اين افراد مدرن نيز در همان چارچوب تيره اي و طايفه اي فعاليت دارند و هنوز نتوانسته اند خارج از آن فكر و انديشه كنند.

پ- افراد گروه های سنتي و مدرن

افراد سنتي اين بخش ، بيشترين فعاليتشان رفاه تبليغات انتخابات است .آنها مسئول چسباندن پوسترها مي باشند و آوردن افرادي از روستا به شهر جهت رأي دادن. اين افراد چه سنتي وچه مدرن بدون اينكه چشم داشتي كلان داشته باشند در انتخابات، كل تلاش خود را مي كنند .افراد اين بخش را پيوندهاي خويشاوندي به كانديدا نزديك كرده است. آنها تلاش بي وقفه و شبانه روزي خود را به عنوان وظيفه قلمداد مي كنند.

4 – فعالين:

كساني كه كاملاً فعال هستند و در تمام فعاليتهاي سياسي شركت دارند. اين افراد معتقدند كه انسان چون در اجتماع زندگي مي كند نمي تواند به مسائل اجتماعي سياسي اطراف خود بي اعتنا باشد و بايد در همة صحنه‌ها حضور داشته باشد. حداكثري از اين افراد مدرن هستند و از سواد بالايي برخوردارند و برخي ديگر جزء گروه سنتي اين بخش از مشاركت كنندگان محسوب مي شوند. افراد مدرن فعال در مشاركت هاي سياسي، كه تعداد آنها بسيار كم است آگاهي سياسي بالايي دارند. تحركات سياسي آنها در سطح شهر خيلي چشمگير نيست اين قشر بيشترين مصرف كنندگان اطلاعات و اخبار روزنامه هاو پایگاههای مجازی ملی و بومی اند، كه از اين طريق اخبار سياسي به روزي دارند.

2- خشونت گرايي

در شهرهای عشيره ای،عشایر، با همان هويت هاي خاص خودشان وارد فضاي شهري شده اند و امروزه نيز خود را ملزم به داشتن غيرت براي طايفه شان مي دانند. روحيه بيشتر آنان هنوز همان خشونت خودش را دارد .از اين رو در رقابت هاي سياسي شديد امكان بروز درگيريها و جنگ هايي وجود دارد كه در اين پژوهش از آنها به عنوان خشونت هاي سياسي ياد مي شود. از آنجا كه هويت‌هايي مثل تيره و طايفه نقش اصلي صحنه‌هاي سياسي را بازي مي كنند كوچكترين اختلاف، به سطح تيره و طايفه مي رسد. به عبارت ديگر اختلافات بين فردي وجود ندارد چرا كه فرديت امري كم رنگ و مبهم شده است و به راحتي طايفه ها در مقابل يكديگر قرار مي گيرند. جنگ هاي بين طايفه اي سابق دو دستگي هايي را ايجاد كرده و بهترين فضايي كه امروزه آنان را در مقابل يكديگر قرار مي دهد وجود انتخابات است. انتخابات ميدان مبارزه اين هويت هاي مستحكم است كه دسته بندي ها و اتحادها را دوباره شكل مي‌دهد.

3- بقا و بسط عشيره اي از طريق تهاجم و غارت

امروزه فرهنگ بقا و بسط عشیره ای،در بين مردم این شهرها، بصورت فرهنگ حذف ديگري و يا عدم تمايل به ديدن رونق ديگري ديده مي شود كه وارد حوزه هاي سياسي شهر شده است. نمود بارز آن تقلب در انتخابات مي باشد. طايفه ها از برتري يافتن يكديگر مي ترسند. يكي از حوزه‌هايي كه مي تواند در رشد و ارتقاي سياسي يك طايفه مؤثر باشد انتخابات مي باشد. اگر طايفه اي در اين رقابت ها پيروز شود مطمئناً شرايط بهتر و موقعيت بيشتري جهت ارتقاي اعضاي خود و در نهايت هويت كلي خود پيدا كرده است از اين رو هويت هاي رقيب حساس مي شوند. آنها بيشتر از آنكه درجهت رشد و ارتقاي خود باشند در جهت مانع شدن رشد وارتقاي ديگر طايفه‌ها مي‌ کوشند. به عبارتي همان روحيه حذف كردن است كه در انتخابات نيز كاملاً مؤثر است.

نتيجه گيري

يافته‌هاي پژوهش نشان مي‌دهد كه عضويت در طايفه و در نتيجه شكل گرفتن هويت بسته طايفه‌اي و تاكيد بر وابستگي‌ها و تعلقات خاص‌گرايانه موجب ضعف در آگاهي سياسي شده به طوريكه افراد بدون تعلق يا تعلق كمتر طايفه‌اي از آگاهي بيشتري نسبت به حقوق و وظايف خود برخوردار بوده‌اند.سه عنصر نظام عشیره‌اي؛ خويشاوندگرايي، خشونت‌هاي طايفه‌اي و بسط و بقاي طايفه‌اي ، «فرهنگ سياسي عشايري» شهرهای عشیره ای لرستان را شكل داده‌اند كه در مقابل توسعه سياسي مانعي جدي مي‌باشد. ويژگي‌هاي اين فرهنگ سياسي عبارتند از: فقدان اجماع نظر ـ نهادگريزي، بي‌اعتمادي، خويشاوندگرايي، فرهنگ حذف ديگري، ناامني، ضعف هويت ملي در مقابل هويت‌هاي طايفه‌اي، مشاركت زياد در انتخابات اما از نوع بومی شده ی آن و حفظ منابع سنتي قدرت.

منابع وماآخذ

– آلموند گابريل‌ا، جونيور پاول، جي. بينگهام، مونت، رابرت جي(1381), چهارچوب نظري براي بررسي سياست تطبيقي, ترجمه عليرضا طيب، تهران، انتشارات مركز آموزش مديريت دولتي.

– دال,‌سيونگ‌يو(1376), پايداري فرهنگ سياسي سنتي در برابر توسعه در ايران و كره، پايان‌نامه دكتري، دانشكده حقوق و علوم سياسي، دانشگاه تهران

– سريع‌القلم، محمود(1370) مباني عشيره‌اي فرهنگ سياسي ايران، ماهنامه اطلاعات سياسي – اقتصادي، شماره 138-137.

– سريع‌القلم، محمود(1378) مباني عشيره‌اي فرهنگ سياسي ايران(بخش دوم)، ماهنامه اطلاعات سياسي – اقتصادي، شماره 140-139. 

-شريف، محمدرضا(1381) درآمدي بر تحول فرهنگ سياسي در ايران، انقلاب ايران، نشر روزنه.

– عالم، عبدالرحمن(1382) بنيادهاي علم سياست، تهران، نشر ني.

– ميري, سيد احمد(1374), تاثير نظام سياسي بر فرهنگ سياسي مردم ايران1357-1332, پايان نامه كارشناسي ارشد, دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس.

– IAIN, Mclean, (1996), The concise oxford dictionary of politics oxford university press.

درج شده توسط : سرویس خبر و رسانه " میرملاس "

دیدگاه ها

هادی گودرزوند چگینی در گفته :

از لوشان

[پاسخ]

کمیر در گفته :

جناب محترم کارشناس ارشد انسان شناسی انسانهای گذشته خوب یا بد هر چه بودند مربوط به گذشته اند -این مقاله که شما نوشید مربوط به انسانهای نخستین است این مشخصات و روحیات مربوط به قرون گذشته است -تو همین شهر کوهدشت آقایان اسفندیاری ، امامی، دوستی و حتی آقای قبادی پایگاه طایفه ای قوی نداشته اند و لی در چندین دوره به عنوان نماینده این شهر انتخاب شده اند آیا عامل طایفه گرایی به این شدتی که شما فرمودید هست آیا عامل حکومت مرکزی نقشی در این عرصه ندارد آیا جناهای سیاسی بی تاثیرند .آیا عامل اقتصادی نقش ندارد -خدا خیرت بده با این توجیح و تفسیرهات -بسیاری از این تفاسیر شما مربوط به همه مردم دنیاست نه فقط مردمان لر -آنچنان این خصوصیات را برشمردی که انگار مردم لرستان را خدا جداگانه آفریده-بیش از 90% زندگی خانواده ها فردی شده حتی سالی یکبار بستگان درجه یک خود را ملاقات نمی کنند-کدام جنگ جدال طایفه ای بخاطر انتخابات بوده که ما ندیدیم -دوست محترم در هر پدیده ای یکسری مسایل و مشکلات دارد که در تمام دنیا مرسوم شاید بخاطر کمبود تجربه دموکراسی در کشور ما این مسایل بیشتر باشد-انشاء اله که این مقاله از سر خودنمایی نیست -مطمئنا اگر کسی غیر از مردم لرستان این مقاله را بخواند حتما خواهد گفت وای چه بدبختی و فلاکتی!!!منکر مشکلات و کاستی ها نیستم اما خدایی این جور که شما نوشتی نیست

[پاسخ]

خلیل در گفته :

سلام،

بسیار نوشته ی زیبایی بود راجع به شهرهای کو چک که هنوز فرهنگ قبیله ای و فامیلی نقش مهمی دارند و فرار از این فرهنگ همیشه مشکل افرین بوده است.

[پاسخ]

من هم کتاب آقای دکتر سریع القلم رو خوندم ذهن منسجم خوبی دارن
من هم از خوندن این کتاب لذت بردم
از کار شما هم که نظرات ایشون رو به عنوان چارچوب نظری به کار بردین واقعا لذت بردم
پیروز و سربلند باشید

[پاسخ]

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :