کد خبر : 3398
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ - ۱۶:۵۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,966 بازدید

کسی به فکر بلوط های زاگرس نیست!

      شهناز خسروی : کسی به فکر بلوط های زاگرس نیست! آوازه ی لرستان بیش از هر چیز مدیون مفرغ است و بلوط. مفرغ ها سال هاست سر از موزه های آن سوی آب ها در آورده اندو بلوط زارها این روزها بیش از پیش در حال عقب نشینی.از بین رفتن سالانه بین […]

 
 
 
شهناز خسروی :

کسی به فکر بلوط های زاگرس نیست!

آوازه ی لرستان بیش از هر چیز مدیون مفرغ است و بلوط. مفرغ ها سال هاست سر از موزه های آن سوی آب ها در آورده اندو بلوط زارها این روزها بیش از پیش در حال عقب نشینی.
از بین رفتن سالانه بین چهار تا پنج هزار هکتار از جنگل ها و مراتع این استان ،خبر دردناکی است که در اواخر سال گذشته از سوی مدیر کل منابع طبیعی و آـبخیز داری استان لرستان در گفتگو با خبرگزاری مهر عنوان می شود.
استان لرستان رویشگاه گونه ی بکر و طبیعی بلوط ،رتبه سوم مساحت جنگل ها در سطح کشور وبعد از استان فارس، رتبه ی دوم در بین استان های زاگرس نشین را داراست. درختان بلوط از سویی چرخه زندگی انواع گوناگون حشره،پرنده ،خزنده ،دوزیست و پستاندار را دراین استان فراهم کرده اند و از سویی دیگر سبب حفظ و نگهداری آب در زمین،تقویت سفره های زیر زمینی و جلو گیری از فرسایش خاک هستند.
گونه ارزشمند بلوط لرستان در قلب زاگرس، این روزها در معرض خطر نابودی است وکسی به فکرآن نیست و کسی به فکر نفس به تنگ آمده زاگرس نیست!
در کنار تغییرات اقلیمی و بلایای طبیعی چون خشکسالی،آفات و بیماری ها، این بشر است که کمر به نابودی این سرمایه ملی بسته است.
آتش سوزی ،کشاورزی در اراضی جنگلی،چرای بی رویه دام،برنامه های عمرانی ،قطع درختان به منظور تهیه سوخت و…
زاگرس را به ستوه آورده است.
ریز گردهای عربی ،این مهمان ناخوانده که می رود مقیم دائم شود، این روزها سمفونی مرگ می نوازد در زاگرس.
باز هم از اظهارات علی رضا احمدوند،مدیر کل منابع طبیعی استان: مطابق بررسی های صورت گرفته ،بین ۱۵ تا ۲۰ درصد جنگل های لرستان در جریان وقوع پدیده ی ریزگردهای عربی خسارت دیده اند(خبرگزاری مهر)
و این در حالی است که باز هم به گفته ی همین مقام مسئول ،در آماری که از سوی سازمان جنگل ها ارائه شده،لرستان در زمینه خسارات در رتبه ۱۷ کشوری قرار داده شده است که این امر به اعتقاد مدیرکل منابع طبیعی استان قابل قبول نبوده و بی توجهی به عمق خسارات وارد شده به لرستان در جریان پدیده گرد و غبار است.
فردا دیر است !امروز باید به فکر نجات قلب تپنده ی زاگرس بود . عقب نشینی جنگل ها، بی تردید یک بحران زیست محیطی است وباید با ایجاد یک جبهه ی متحد و با ارائه راهکارها و آموزش های مناسب به مهندسی بحران پرداخت . این کار عزم همگانی را می طلبد و احساس مسئولیت و همت مسئولان را.
اگر هم استانی روستایی من به سوخت مناسب برای تهیه نان و در امان ماندن از سرما دسترسی داشته باشد،اگر علوفه ی کافی برای تغذیه دام در اختیار داشته باشد،قطعا نه به قطع درختان دست می زند و نه دام هایش را به شکل بی رویه در مراتع می چراند. اگر هم استانی من بداند و اگاه باشد که با قطع هر شاخه ی درخت،هوای تازه را از خود دریغ می کند،نان را از خود دریغ می کند و زندگی را از خود دریغ می کند ، اگر بداند زمین و هر چه در آن است امانتی است در دست او که باید آن را به آیندگان تحویل دهد،همان گونه که از پیشینیان به امانت گرفته است، قطعا دست به چنین اقدامات تخریب گرانه ای نمی زند.
برای نجات بلوط زارهای زیبای سرزمینمان دست در دست هم دهیم و فراموش نکنیم که همپای نهال های بلوط قد کشیدیم ،فراموش نکنیم سایه سارانشان را که در سال های نه چندان دور مامن خستگی هایمان بود ،که اندوه از دل تنگمان می زدود… و فراموش نکنیم طعم گس بلوط را!
بلوط زارهای زاگرس را دریابیم!

 
 
 عکاس : امین آزادبخت
 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

چقدر با احساس نوشتید خانم خسروی. باور کنید گریه ام گرفت وقتی خوندم: فراموش نکنیم که همپای نهال های بلوط قد کشیدیم ،فراموش نکنیم سایه سارانشان را که در سال های نه چندان دور مامن خستگی هایمان بود ،که اندوه از دل تنگمان می زدود… و فراموش نکنیم طعم گس بلوط را!

شهناز خسروی در گفته :

آیلار عزیز
به قول یک شاعر گمنام:
… پس بر خویشتن رحم کنیم و با گیاهان مهربان باشیم!

واقعا فردا دیر است. در سفری که ایام نوروز به زادگاهم کوهدشت داشتم فاجعه قطع درختان را از نزدیک دیدم.
به طوری که نمیتوانستی مثل سابق سایه ای برای گذراندن چند ساعت در دل طبیعت پیدا کنی.
علاوه بر مسئولان همه ما مسئولیم و به سهم خود باید در جلوگیری ازگسترش این فاجعه تلاش کنیم.
سپاس از خانم خسروی به خاطر احساس مسئولیتش

شهناز خسروی در گفته :

روزی تبر هیزم شکن از درخت دسته ای خواست
درخت داد!
“رابیندرانات تاگور”

ممنون از حسن نظر شما

به جرات مي توانم بگويم درختان بلوط جز جدايي ناپذير خاطرات دوران كودكي ام است، صد افسوس براي كودكان آينده ي اين خطه اگر درختان بلوط از خاطراتشان نشود. كاش هر كس به سهم خودش كمكي باشد براي حفظ اين گنجينه….
بسيار زيبا و تامل برنگيز بود…
سپاس خانم خسروي 

شهناز خسروی در گفته :

ریشه ها از آن که شاخه ها را بارور می کنند
چشم پاداشی ندارند
رابیندرات تاگور

سپاس فراوان از لطف شما

لیلا رشیدیان در گفته :

خانم خسروی مثل همیشه زیبا و با احساس نوشتین و من به یاد این شعر از زنده یاد فروغ فرخزاد افتادم :
“کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهیها نیست
کسی نمیخواهد باور کند
که باغچه دارد میمیرد
که قلب باغچه در زیر افتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد ارام ارام از خاطرات سبز تهی میشود
و حسن باغچه انگار
چیز مجردیست که در انزوای باغچه پوسیده است”
― فروغ فرّخزاد

اکه علی هاوااااااااااااااار ارا ای کل ادبیات الله اکبر.

مریم در گفته :

هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه…دمت گرم

شهناز خانم نوشته هات هم مثل خودت گلن ،چقدر با احساس قلم میزنی . من عاشق نوشته هاتم .خیلی خوب مینویسی . بازم بنویس .دوست دارم

همسایه خانم خسروی اینا در گفته :

ژیلا خانم چقد زود دختر خاله شدی، گفته باشم ها !!!

اصلاح میکنم رقت انگیز

با احترامی که برای نوشته های خانم خسروی دارم باید عرض کنم که ای کاش از عکس مناسب تری با پوشش بهتر و اسلامی تری استفاده بکنند . به هر حال قلم حرمت دارد و خداوند در قرآن به قلم و آنچه از قلم جاری می شود قسم می خورد . بنابراین خود نویسنده هم بایستی خود را به زیور تقوی و تقدسی که قلم دارد آراسته بکند .

همشهری 2 در گفته :

فکر نمی کنم پوشش نگارنده ربطی به حرمت قلم داشته باشد؟! هر وقت پوشش کلمات نامناسب بود آن وقت باید انتقاد کنید همشهری… ضمناً خداوند در قرآن می فرمایند لا اکراه فی الدین عزیز دل.

یک همشهری دیگر در گفته :

خانم خسروی در پاسخ به این همشهری که شاید شما و خانوادتون رو نمی شناسن که به خودشون اجازه دادن و همچین نظری دادن به ایک مصرع از شعر شاعر گرانقدر هوشنگ ابتهاج(سایه) بسنده می کنم:
چه چشم پاسخ است از این دریچه های بسته ات ؟!

ایکاش اندکی هم به فکر پوشش زادگاهت هم باشید ؟

شما اگر چشم تان را نه، نگاهتان را درویش کنید هیچ پوششی حرمت شکن نیست. یعنی شما انقدر ضعیف النفس هستید که به خاطر چهار تار مو گمراه می شوید؟ وای بر ما که اینهمه گناه گرا هستیم! این همه حرف خوب و زیبا در مطلب این نویسنده هست، شما آنها را ندیدید ولی آن یک ذره ریمل و یک گرم سرمه برایتان واضح و برجسته بود؟! این نشان می دهد شما باید خودتان را اصلاح کنید. ذهن و فکر شما به گونه ای شکل گرفته که همه چیز را مبتذل می بینید و این مشکل دیگران نیست. شما باید حجابی بر ذهن و نگاهتان بکشید آقا! و نیز حرمت نویسنده را نگاه دارید که هر که هست و هر اعتقادی دارد به ما مربوط نیست. چیزی که به ما مربوط است آن چیزی ست که می نویسد. خدایا خداوندا ما را از این همه سطحی نگری رهایی فرمای. آمین!

دم همشهری4 بخاطر اشراف کامل برلوازم آرایشی وکاربردشون گرم.

سه یار دبستانی در گفته :

برای همشهری 1 متاسفیم .همین

شهناز خسروی در گفته :

سلام و سپاس ویژه از همه ی همشهریان محترم و سه یار دبستانی.

ز

کامبیز غضنفری در گفته :

همشهری محترم:اول اینکه شما حق ورود به حوزه ی شخصی افراد را ندارید.
دوم اینکه مهم حجاب باطن است نه حجاب جسم.
و سوم اینکه استدلال شما در نکوهش ظاهر خانم خسروی بسیار بی اساس است.حرمت قلم چه ربطی به چهره ایشان دارد؟!…
و در آخر خداوند فرامین و دستورات عمیق و ژرف نگرانه ی فراوانی دارد که با درک درست و پیروی از این فرامین ماها هیچ وقت به خود اجازه ی ورود به حوزه ی شخصی افراد نخواهیم داد.بیایید کمی از سطحی نگری و پرداختن به ظواهر دین دوری گزینیم و ژرف نگرتر به مسائل پیرامون بیندیشیم…..
خدا به همه ی ما قدرت تفکر و تامل ببخشاید.

اقای همشهری پوشش خانم خسروی هیچ عیب و ایرادی نداره درضمن در دین هیچ اجباری میست تازه تا جایی که ما میدونیم خسروی ها از اصیل ترین طوایف کوهدشت هستن و واقعا از حرف نامربوط و عصر هجری شما شاخ درآوردم اصلا به شما چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مریم در گفته :

چرادست از فضولی ودخالت برنمیدارید؟!خدایااخه چرابعضی ازمردم این کوهدشت خراب شده نمیخوان عوض شن!؟؟چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

م غضنفری در گفته :

هر گلی نو که به گلزار آید / ما به عشقش هزار دستانیم
تو به سیمای شخص مینگری / ما در آثار صنع حیرانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند / ما تماشا کنان بستانیم
همشهری عزیز حال که بانویی فرهیخته ریشه خود را مدیون ریشه این شجر کهن میداند بی انصافی است که ورود کنیم به مسائل شخصی ایشان که ربطی به موضوع بحث ما ندارد . البته:
بنده را نام خویشتن نبود/هرچه ما را لقب دهند آنیم
سعدیا بی وجود صحبت یار / همه عالم به هیچ نستانیم
برای خانم خسروی آرزوی موفقیت میکنم

لیلا رشیدیان در گفته :

خانم خسروی مثل همیشه زیبا و با احساس بود و من به یاد این شعر زیبا از زنده یاد فروغ فرخزاد افتادم:
“کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهیها نیست
کسی نمیخواهد باور کند
که باغچه دارد میمیرد
که قلب باغچه در زیر افتاب ورم کرده است
که ذهن باغچه دارد ارام ارام از خاطرات سبز تهی میشود
و حسن باغچه انگار
چیز مجردیست که در انزوای باغچه پوسیده است”
― فروغ فرّخزاد

شهناز خسروی در گفته :

خانم رشیدیان عزیز
سپاس از الطاف همیشگی شما. راستش را بخواهید ،گاهی اشعار فروغ نازنین به نوشته هایم راه پیدا می کنندو من هیچ مقاومتی نمی توانم بکنم در مقابلشان.

کامبیز غضنفری در گفته :

در این جامعه حتی کسی به فکر انسان نیست…
در سرزمینی که مردمانش انسان و انسانیت را پاس نمی دارند دیگر چه جای حرمت برای…..

باور کنید بیشتر از این نباید از لرستان انتظار داشت، اخه دو سه روز پیش به یکی که داشت درختان را قطع میکرد گفتم چرا این کار را می کنی؟ جواب داد تک درختم سوخت بگذار جنگل بسوزد

سیامک عزیز
لرستان چیزی یا کسی نیست جز خود ما ساکنین این دیار
شما در اولین گام خودتو اصلاح کن و روی حرفتو به همه لرستان نکن فرزند احساساتی لرستان
بقیه هم ایشالا با کار فرهنگی دوستان به مرور اصلاح خواهند شد
با سپاس

یک همشهری در گفته :

من هم صد در صد با همشهری 5 موافقم اگر همه سعی بیشنری ذر اصلاح خود ورعایت حقوق دیگران حتی آیندگان بکنیم حتما لرستان بهتری خواهیم داشت با وجود جوانان با هوش وبا سوادمان این امر مقدور است .

اصلاح میکنم سیامک

مهدی دوست محمدی در گفته :

زاگرس
آیا چون درختانت
گل های پرپر شده ات دوباره می رویند؟!

شهناز خسروی در گفته :

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه ی آن هاست!
“سهراب سپهری”

شهناز خسروی در گفته :

آیا گل فرو افتاده به شاخه باز خواهد گشت؟!
“رابیندرانات تاگور”

مصطفی خدایگان در گفته :

در زمانه ی ما، از درخت ها حرف زدن جنایت است.

“برشت”

محمد کرمی در گفته :

با سلام
تاریخ هنر و طبیعت هویت و شناسنامه اصلی ماست.فراموش کردن و نداشتن مسئولیت در قبال این سه سرمایه عظیم که یک سیر تاریخی رو گذرانده و اکنون به دست ما رسیده فراموش کردن هویت خود و نیاکان خودمان است..باشد که ما هم با سعی و تلاش در حفظ و نگهداری این سرمایه ها دین خودمان را به گذشتگان خود که آینده ای سربلند درخشان و غرور آفرین برای ما رقم زده اند ادا کنیم.

آی همشهری که به حجاب شهناز خانم ایراد گرفتی . لابد حسودیت میاد . مگه عکس چشه . خیلی هم خوبه…

“حسودیت میاد” اشتباه جسارتاً؛ باید بگیم “حسودیت میشه”

بسیار زیبا.کوتاه اما پر محتوا

خانم خسروی شما در مورد هر موضوعی که می نویسید و به هر سبکی که می نویسید، واقعا خوب می نویسید. اوایل فکر می کردم بیشتر به خاطر موضوعه که اینقدر نوشته هاتون به دل می شینه ولی هر چه بیشتر از شما میخونم بیشتر می فهم که این مهارت قلم و بینش شماست که حرف اول رو میزنه. انتخاب موضوعاتتون هم بی نظیره. برقرار باشید.

به امید روزی که هر کدام از ما خود را در مقابل زمین و هر آنچه در آن است به عنوان سرمایه هایی بس ارزنده ،مسئول بدانیم .به قول خواهرم معصوم،برقرار باشید خام خسروی عزیز.

داربلوط در گفته :

سلام ؛

حال من خوب است ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور

که مردم به آن شادماني بي سبب مي گويند …

با اين همه اگر عمري باقي بود ، طوري از کنار زندگي مي گذرم

که نه دل کسي در سينه بلرزد، و نه اين دل نا ماندگار بي درمانم …

تا يادم نرفته است بنويسم :

ديشب در حوالي خواب هايم، سال پر باراني بود…

خواب باران و پاييزي نيامده را ديدم

دعا کردم که بيايي، با من کنار پنجره بماني، باران ببارد

اما دريغ که رفتن، راز غريب اين زندگيست

رفتي پيش از آن که باران ببارد …

مي دانم، دل من هميشه پر از هواي تازه باز نيامدن است!

انگار که تعبير همه رفتن ها، هرگز باز نيامدن است…

بي پرده بگويمت :

چيزي نمانده است، من …. ساله خواهم شد !

گونه هايم از گرمي شراب گر گرفته است،

مي خواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند،

بي قرارم، مي خواهم بروم، مي خواهم بمانم ؟!

هذيان مي گويم ! نمي دانم…

نه عزيزم، نامه ام بايد کوتاه باشد

ساده باشد، بي کنايه و ابهام

پس از نو مي نويسم :

سلام !

حال من خوب است،

اما………..

تو باور نکن!

وبلاگ داربلوط پير از نگارنده محترم و سايت خوب ميرملاس نيوز تشكر فراوان دارد.

شهناز خسروی در گفته :

چرا مردم نمی دانند
که در گل های ناممکن هوا سرداست؟!

“سهراب سپهری”

سلام برخانم خسروی در مقاله ی قبل شعر “گذرقابیل”راتقدیم کردم حال “جغدشوم “را.

آواز جغدی شوم*می شکنددشت پرسکوت من*بهررهگذری می دهد ندایی امیدشکن*کجامیروی ای آشنای هرساله ی من؟*آشنایم باهر راه و ویرانه*جز ناله ی شبگیران چیز دیگر نیست*راه غبارآلوده است وگرگان گرسنه *نه بزمی است ونه نخچیری*ای آشنای هرساله ی من*جز ناله ی شبگیران چیز دیگر نیست*

شهناز خسروی در گفته :

جناب آقای امیری محترم سلام و سپاس به خاطر هر دوسروده ی زیبایتان. امیدوارم شاهد انتشار اشعار خوب و اثرگذار شما در همین سایت باشیم.

سه یار دبستانی در گفته :

خانم خسروی یک بار دیگر اشک ما را در آوردید.هم بر مرگ درختان بلوط گریستیم و هم دلتنگ همه خاطراتمان که از درختان یلوط جدایی ناشدنی است.به امید رویش دوباره بلوط های زاگرس
و سپاس از شما که به این مهم پرداختید. امید که اینگونه حرکات تدوام داشته باشد.

سلام برسه یار دبستانی

از اینکه باهم هستید وکماکان اظهار نظر می کنید بسیار خوشحالم (همسایه ی بالایی)

سلام بر آقای امیری عزیز
ما هم از داشتن همسایه هنرمندی چون شما بسیار خوشحالیم و امیدواریم باز هم زیارتتان کنیم.
ارادتمند
سه یار دبستانی

همشهری 5الان قرن بیست و یکمه الان می خوای اصلاح شید اونم با کار فرهنگی از کدوم فرهنگ داری حرف می زنی

فرهنگ هر چه هست انگار شما چندان آشنایی باهاش ندارید
وگرنه قرن 21 یا هر قرن دیگه ربطی به داشتن یا نداشتن فرهنگ نداره.

ف .... کریم نژاد در گفته :

بسیار شیوا ورسا بود

خانم خسروی عزیز ،
مثل همیشه بسیار زیبا و آموزنده بود.
سپاس

یک همشهری در گفته :

سلام چناب آزادبخبت نمیاتم چرا کامنتم که صرفا تائید نظر همشهری 5 بود حذف کردید؟

سیاوش حیدری در گفته :

سلام سر کار خانم خسروی افرین بر شما متن ارسالی خیلی زیبا و ساده و پر احساس بود درود بر شما

شهناز خسروی در گفته :

…و سپاس فراوان از همه ی دوستان محترم که با کامنت های دلگرم کننده،شوق نوشتن را در من دوچندان می کنند.

بهاروند در گفته :

سلام خانم خسروی عزیز ، سرچ کردم جز سیمره ردی ازتون پیدا نکردم ، کتابی ، مجموعه ای و … ندارید ؟ اگه دارید کجا میتونم تهیه کنم ؟

شهناز خسروی در گفته :

خانم یا آقای بهاروند محترم
سلام و سپاس از لطف شما. مجموعه ی خواب در جنگل ،ترجمه ی برگزیده ای از اشعار مری اولیور ،شاعر آمریکایی د ر دست چاپ است و به زودی منتشر خواهد شد.

سلام گرم و خسته نباشید خدمت خانم خسروی،میخواستم از تحصیلاتتون بگید،ممنون.

شهناز خسروی در گفته :

سلام و سپاس از لطف شما.
بنده کارشناس ارشد ارتباطات هستم و در دوره ی لیسانس ،خبرنگاری خوانده ام.

مصطفی خدایگان در گفته :


شابلوط‌ ها آرامش خانواده‌اند
به چیزهای گذشته می‌مانند
هیمه‌های پیرند که ترک برمی‌دارند
و زائرانی را مانند
که راه گم کرده باشند

بلوط شعر است
صفای زمان‌های از کار رفته
و به ــ پریده رنگ طلایی ــ
آرامش سازگاری‌ست
..
..
..
لورکا

شهناز خسروی در گفته :

انارامّا ،خون است،
خون قد سی ملكوت،
خون زمين است
مجروح از سوزن سيلاب ها،
خون تند بادهاست كه مي آيند
از قلّه ی سختی كه برآن چنگ در افکنده اند،
خون اقيانوس برآسوده و
خون درياچه ی خفته.
ماقبل ِ تاريخ ِ خوني كه دررگ ما جاری ست
درآن است .



“لورکا”

ماه که برمی آید
ناقوس از ترنم باز می مانند
وکوره راهای نفوذ ناپذیر
پدیدار می شوند
ماه که برمی آید
دریا زمین را می پوشاند
ودل همچون
جزیره ی بیکرانی است.
هیچ کس زیرنور بدر کامل
پرتقال نمی خورد
باید که میوه ی کال
ویخزده بخرد.
ماه که باصدچهره ی همگون بر می آید
سکه های نقره درجیب
به زاری در می آیند.
(0برامدن ماه از گارسیا لورکا چاپ شده در شماره 85 مجله وزین بخارا)

شهناز خسروی در گفته :


عقابان کوچک
به آنان چنین گفتم
گور من کجا خواهد بود
در دنباله دامن من
چنین گفت خورشید

در گلوگاه من
چنین گفت ماه

بر شاخساران
درخت غار دو کبوتر عریان دیدم
یکی دیگری بود و هردو هیچ نبودند

مریم در گفته :

چرادرختارومی کشیدگناه دارن!
“لورکا”

یک همشهری در گفته :

جناب آقای آزادبخت عزیز ضمن عرض سلام وخسته نباشید وتشکر فراوان از زحمات وکارهایتان ! گزارش تصویری حضرتعالی از نابودی درختان واقعا بی دفاع و بی حامی منطقه بلوران و مناطق دیگر بسیار تکان دهنده و دردناک است و از آنجا که تا کنون متاسفانه به فریاد های دلسوزان در این مورد هیچ توچه ای نشده است لذا ضرورت دارد که کار جدی تری صورت بگیرد به نطر اینجانب شما می توانید تقاضانامه ای به صورت یک طومار الکترونیکی در سایت قرار داده و پس از امضای اهالی برای مسئولین ذیربط فرستاده شاید رسیدگی فرمایند .

شهناز خسروی در گفته :

سلام بر یک همشهری گرامی و سپاس ویژه از پیشنهاد بسیار بجا،دلسوزانه و قابل اجرای ایشان
به نظر بنده نیز جا دارد مدیر محترم سایت که توجه ویژه ای به مسائل مربوط به محیط زیست و به خصوص وضعیت اسفبار جنگل های لرستان دارد،در این خصوص اقدام فرماید. به قول آقای محمد کرمی ،طبیعت جزئی از هویت و شناسنامه ی ماست و بدون شک هم استانی های عزیز و طبیعت دوست و دیگر اهالی زاگرس از هویت و شناسنامه خود دفاع خواهند کر د.
نگذاریم بلوط ها نیزبه خاطره ها بپیوندند!

بشكند دستي كه برعليه جنگل تيشه بردارد

با سلام و البته درود بر تمامی دوستداران واقعی زندگی(طبیعت)و البته در لرستان بلوط
به نظر بنده مشکل اساسی خود مسئولین هستند چرا که بیشترین ضربه به درختان بر اثر سود جویی افرادیست که درختان را قطع کرده و به نفع زمین های کشاورزی(که آن هم روزی جنگل بوده)مصادره می کنند.

با سلام
طوری جمله قبلیم رو حذف کردی که منظور اصلی کاملا مخدوش شده!!!
منظورم این بود که مشخص می باشد که کسانی که خود را صاحب زمین ها می دانند درختان را قطع کرده اند (به خاطر اینکه صاحب زمین بیشتری شوند انگار جنگلها ارث پدرشونه)!! حالا شما بگین اگه مسئولین بخوان نمی تونن جلو شونو بگیرن؟!!! نه خدایش بگین دیگه!!

یاسر نظری در گفته :

با سلام :
سرکار خانم خسروی راستش من زیاد اهل اینترنت نیستم ولی تو همین زمان اندک که هرازگاهی سری به سایتها میزنم به خودم افتخار کردم و میکنم که با کسی هم طایفه ای هستم که همگان لب به تحسین او گشوده اند

نادر بدونه سیمین در گفته :

همه متاسف شدیم وشاکی
پس کار کی می تونه باشه
حتما کار پسر همسایس
ماکه همه خوبیم
باتشکراز خانم خسروی

نادر بدونه سیمین در گفته :

مردم سلام
مردم ماقطع درخت داریم؟
ما اصلا درخت داریم که قطع داشته باشیم ؟
داریم؟
مردم؟

سلام بر همه

به نظر بنده دراستفاده از شعر درکامنت ها (هرچند خودم رعایت نکردم) بهتر است ازشاعران نام اشنای خودمان چون شاملو که متاثر از لورکا است ودیگران چون منوچهر اتش. احمد رضا احمدی .ثالث.رضا براهنی.منصور اوجی.مشیری.اسماعیل خویی..یدالله رویایی.نادرپور .محمد علی سپانلو و … استفاده کنیم که به دیگر مخاطبان معرفی شوند واین شاعران سالها رنج بسیار کشیده اند امیدوارم که حقیر را به شووینیسم متهم نکنید.چون شاعران جهانی به حد کافی شناخته شده هستند.

بازهم روزگارغریبی است…نازنین!

درخت چه می داند
اوکه به سایه سار آسوده اش آرمیده کیست
تبردارکهنه کاری
که ازسرخستگی به خواب رفته است
یاپروانه پرستی که دعای بارانش را
تنهاسرشاخه های تشنه می فهمند
پرنده چه می داند
برشاخسار امنی که آشیان گرفته است
گهواره ی هزارآواز آسمان اوست
گهواره ی هزار اواز آسمان اوست
یا ترکه بند قفس نشین قفلی
که کلید کهنه اش را
کنارچاقوی بی چشم و رو نهاده اند

آدمی چه می داند
چراغی که به راه او روشن است هنوز
خبر ازخواب راحت مهمان خانه ی فرشته می دهد
یا سوسوی اجاق قلعه ی دیوی مست
که چشم به راه کشتن دانای دیگری است
دیگر هی نپرس کجا میروی چه می کنی کی می آیی!
شکستن اگر عادت آسان آینه نبود
تکرار بیهوده زندگی
که این همه تازگی نداشت.

(شعر از سید علی صالحی)

با سلام دستتون در نکنه واسه متن زیبا و جالبی نوشتید دست مریزاد موفق و پیروز باشید اما ای ماش کسی بود از درد دل این جونان بیکار غریب که ارزویشان تشکیل خانواده مطالب بنویسه

شهناز خسروی در گفته :

سلام وسپاس از حسن نظر شما. یکی دو سال پیش مطلبی تحت عنوان ” غم نان اگر بگذارد…” در سایت سیمره منتشر کردم که گزارشی بود از یک جوان تحصیل کرده ی کوهدشتی که با داشتن مدرک لیسانس ادبیات در تهران تراکت های تبلیغاتی پخش می کرد و به قول شما در آرزوی تشکیل خانواده…

بلوطهاو آدمها و هر آنچه در این سرزمینند، ریزگردهاعربی تهدیدمیکنند. چاره ای اندیشیده نشود فاجعه ای بزرگ روی میدهد.سپاس از خانم خسروی که صدای حزن انگیز درختان بلوط این نمادهای شکوهمند زاگرس را به گوش رسانیدند.

یک همشهری در گفته :

darksky عزیز پس از سلام ادبیات ومنش شما بسیار زیبا و اثر گذار است چفدر خوب است مطلب مستقل هم از جنابعالی ببینیم .موفق باشد .

سپاس از لطف یک همشهری؛ دوست عزیز آنچه خوب و اثر گذار است منش و اندیشه نیک شماست. مانا باشید.

............ازادبخت از تهران در گفته :

با سلام خدمت سرکار خانم خسروی .اول از نظرتان راجع به درختانی که بی دفاع به دست ادمهایی کوته فکر در حال نابودی هستند تشکر میکنم امسال که طبق عادت برای تعطیلات نوروز به کوهدشت امده بودم متوجه این موضوع شدم واز این وضع خیلی ناراحت شدم ولی بدبختانه کاری از دستم ساخته نبود حالا که سرکار متوجه این موضوع شده اید برایتان ارزوی موفقیت دارم .ودوم این که متاسفم برای هچین ادمهائی که در قرن 21 راجع به حجاب موضع مگیرند فقط خواهشی که از شما خواهر عزیز دارم این که مبادا این نظرات پوچ در کار شما خللی ایجاد کند بدرود.

برام داشت !

شهناز خسروی در گفته :

برادر عزیز جناب آقای آزادبخت ،ضمن عرض سلام و سپاس از حسن نظرتان،تا هستند مخاطبان بزرگوار،فهیم و دلسوزی چون شما و همه ی دوستان عزیزی که در این ستون مرا مورد لطف وعنایت خود قرار داده اند ،بدون شک من هم با بضاعت اندکم خواهم نوشت و یک بار دیگراز همه سپاسگزاری می کنم . بارها گفته ام ،روزنامه نگار بدون مخاطب یعنی هیچ!
از شما بسیار می آموزم و اگر به تک تک دوستان، به طور جداگانه عرض ادب نمی کنم،فقط برای برای پرهیز از اطاله کلام است.

با سلام دوباره دستتون درد کنه که جواب نوشتید اگه تونستید در مورد ان مطلب یا مطالب دیگر نیز از قلم شیوایتان استفاده کنید چون که میدانید کوهدشت بیش از همه بیکار و جوان بی خانمان دارد که دارند در امواج بیکاری غرق و نابود میشوند

اخراجی ها در گفته :

سرکار خانم خسروی از اینکه روح معصوم و اندیشه پاک شما سرزمین نیاکانت را از یاد نبرده وهمواره مستقیم و غیر مستقیم با نوشته های زیبایت به فکر مردم این دیار هستیدمتشکریم ما پشتیبان شما هستیم واز شما حمایت میکنیم وبه بعضی کوته فکران هم که خصمانه سخن میگویند اعلام میکنیم که رفتار پسندیده ای را که شایسته افرادی همچون سرکار خانم خسروی است را مورد احترام و ارج بنهید.

ببخشید در قسمت بالا اشتباه تایپی شده(دستتون درد نکنه درسته ))

افشار در گفته :

گفتم ای جنگل پیر،
تازگیها چه خبر؟
پوزخندی زد و گفت هیچ،
کابوس تبر!

مثل همیشه عالی نوشتید و پر از احساس. چه خوب که چاره کار را هم از قلم نیانداختید: سوخت مناسبی اگر تامین شود، هرگز روستانشینان زاگرس تبر بدست به نابودی بلوطها نخواهند رفت. و نان ساجی شان را با آن طعم و بوی خوش، نه بر پیکر سوزان ساقه های جوان بلوط و مازو، که روی شعله هایی آبی رنگ و بی دود خواهند پخت. طبیعت زیبای سرزمینمان را ارج بنهیم و طراوتش را پاس بداریم.

بهروز پیری در گفته :

میخواستم از مدیر محترم سایت علت ثبت نشدن نظرم را بپرسم

کامبیز غضنفری در گفته :

با سپاس از سرکار خانم خسروی بخاطر پرداختن به چنین موضوع مهم و حیاتی.
به نظر من برای جلوگیری از این کار باید سازمان های مردم نهاد طرفدار محیط زیست و بطور اخص گروهی برای پاسبانی از درختان بلوط شکل بگیرند.و ضمن آگاهی بخشی به مردمان در جهت واقف نمودن آنان به حیاتی بودن وجود درختان بلوط و بطور کلی طبیعت بکر منطقه آنان را از عواقب نابودی طبیعت آگاه سازند.و البته باید خدمت خانم خسروی عرض کنم فقط نیاز مردم به انرژی نیست که آنها را وادار به استفاده از چوب درختان بلوط می کند.من خود در جمعه گذشته که همراه با دوستان به دل طبیعت رفته بودیم برای خرید زغال به یکی از روستاهای اولادقباد رفتیم که با تعجب مردم روستا مواجه شدیم که آقا این چه کاریه از این همه درخت استفاده کنید!!! و علاوه بر این افرادی را می دیدم که با تبر به جان درختان افتاده بودند که قیافه و ماشین های مدل بالای آنها هیچ نشانی از نیازمندیشان به سوخت نداشت…
بهرحال ضمن سپاس فراوان از خانم خسروی که به شکل زیبا و تاثیر گذاری دغدغه های بر گرفته از منش و دانش والای خود را به رشته ی تحریر در آوردند باید گفت باید این دغدغه ها را از عالم انتزاعی خارج کرد و برای نجات درختان بلوط کاری کرد . خانم خسروی به عنوان یک پژوهشگر و فعال عرصه ی رسانه و همچنین سایت میرملاس به خوبی به وظیفه ی خود عمل نمودند و حال نوبت همه ی کسانی ست که در عرصه ی محیط زیست فعالند،چه مسولان و چه نهاد های غیر دولتی…..

کوهدشتی مقیم تهران در گفته :

سلام بر همگی. ضمن سپاس از خانم خسروی به خاطر نوشته تاثیر گذارشان ، با پیشنهاد جناب غضنفری موافقم و همچنین با نظر ایشان درمورد نیاز به آگاهی بخشیدن به مردم برای امتناع از این عمل ویرانگر. بنده نیز بارها شاهد قطع درختان توسط شهروندان بی نیازبوده ام که البته این موضوع از نگاه تیز خانم خسروی پنهان نمانده جایی که گفته است:
اگر هم استانی من بداند و اگاه باشد که با قطع هر شاخه ی درخت،هوای تازه را از خود دریغ می کند،نان را از خود دریغ می کند و زندگی را از خود دریغ می کند ، اگر بداند زمین و هر چه در آن است امانتی است در دست او که باید آن را به آیندگان تحویل دهد،همان گونه که از پیشینیان به امانت گرفته است، قطعا دست به چنین اقدامات تخریب گرانه ای نمی زند.
و این آگاهی بدون شک نیازمند آموزش است. به هر حال تا دیر نشده باید کاری کرد!

لکستان سربلند در گفته :

بهتر بود به جای بزرگ کردن اسم بلوط لرستان می نوشتید طبیعت و جنگل های کوهدشت
من نمیدونم تا کی ما کوهدشتی ها به جای اینکه نگران شهرمون باشیم کاسه داغ تر از آش میشیم واسه لرررررررررررستانی ها

ازادبخت از تهران در گفته :

با درود بر سرکار خانم خسروی و کسانی که این متن را می خوانند .هیچ میدونید قیمت یک درخت بلوط چنده؟ الان بهتون میگم.قیمت یک درخت بالای 50سال در زاکرس200میلیون تومان مباشد واین در حالیه که مردم این مناطق بر دلیل فقر اقتصادی و فقر فرهنگی 2 درخت را با سوزاندن به زغال تبدیل کرده وان را به 8هزار تومان می فروشند . و متاسفانه جلوی برخی مغازه ها می بینیم که با خط درشت نوشته شده خدایا زاکرس و بلوطاش خیلی تنها شدن خودت کمکشون کن.چنین باد.

ازادبخت از تهران در گفته :

ببخشید اصلاح مکنم .ادامه مطلب خط اخر .که جلوی برخی مغازه ها با خط درشت نوشته شده زغال بلوط موجود است .

با تشکر از خانم خسروی به نظر من از وقتی همه مراتع را شخم زدن وکاشتن و کسی هم جلو گیری نکرد وتراکتور برا شخم زدن به ریشه درختان زد کک منابع طبیعی هم گزیده نشد باید فاتحه بلوط وزیبایی زاگراس را خوند وگریه کرد

شهروند نورآبادی در گفته :

با عرض سلام، ادب و احترام خدمت مجریان وبسایت وزین میرملاس و بازذیدکنندگان فهیم آن.
نکته منفی در این وبسایت ، نمایش همه کامنت ها و نظرات دیگران میباشد که برخی از آنها جدل مجازی خوانندگان مطالب میباشد که این پنجره ها را تیدیل به مبارزات مجازی قوم و قبیله ای خود نموده اند و یا به آرایش چهره نویسندگان فرهیخته مطالب انتقاد دارند که نوع نوشتارشان و بدتر از آن در معرض عموم قرار دادنشان به نظر بنده جالب نیست.
نظراتمان را طوری بنویسیم که بیینندگان هموطن در استانهای دیگر به ما پوزخند نزنند.
با تشکر

یک همشهری در گفته :

باسلام واجترام حدمت شهروند نورآبادی بسیار عزیز بنده هم با نطر یبشان موافقم امیدوارم کامنت هایی که جنبه شخصی دارند تایید نشوند .

آقای نورابادی واقعا اون کسی که به ارایش و……… این چیزا گیر داده بی فرهنگی خودش و … رو نشون داده
ولی در مورد دفاع از قوم لک و ایراد گرفتن به استفاده از کلمه لرستان بر روی مناطق لک زبان این وظیفه هر لک زبانه و جا و مکان خاص نداره هر جا موجودیت لک و لکستان نادیده گرفته بشه باید تذکر داد
روشنفکری بی معنی امثال شماها لکستان رو تا مرز نابودی کشونده دیگه دست بردارید.

ریحانه رضائی در گفته :

سلام
موافقم و براشون هم پیام داده بودم متآسفانه ندیدند
اینجا به مکانی برای کینه ورزی تبدیل شده
و هر کس با هر شیوه و زبان و ادبیاتی دوست دارد دیگری را تخریب کنه
و این اصلاً خوب نیست
ممنون که شما هم این نکته رو متوجه شدین تا حالا فکر می کردم من زیادی دارم سخت می گیرم

شهروند نورآبادی در گفته :

ضمن احترام ، ادب و ارادت خدمت بینندگان وبسایت وزین میرملاس در پهنه ایران زمین،بویژه مردم بافرهنگ و فرهیخته کوهدشت.
جناب لک زبان عزیز
جوابیه شما به انتقاد منصفانه اینجانب، کمتر از آن کامنتهایی که به آرایش چهره نویسندگان خرده میگیرند نیست.
دوست عزیزم!
پاراگراف دوم کامنت شما ارتباط موضوعی با نطر بنده ندارد.
برایم جالب بود که پاراگراف دوم را بر چه اساسی در جوابیه نظر اینجانب نوشته اید!!!
مواظب نوشته هایتان باشید تا به قول خودتان لکستان را تا مرز نابودی نکشانید.
شما دوست عزیز که به استناد به کامنت خودتان، خود را روشنفکر با معنی به حساب می آورید، با توجه به نوع نگاهتان و نوشته هایتان ، بزرگواری بفرمایید از لک و لک زبان دفاع رسانه ای ننمایید تا لکستان در نزد مردم ایران زمین سربلند باقی بماند.
وبسایت ،محل تبادل افکار و نظرات با رعایت منشور اخلاقی است نه جای جدل، توهین و تمسخر دیگران.

کوهدشت(ازادبخت) در گفته :

در مورد دفاع از قوم لک و ایراد گرفتن به استفاده از کلمه لرستان بر روی مناطق لک زبان این وظیفه هر لک زبانه و جا و مکان خاص نداره هر جا موجودیت لک و لکستان نادیده گرفته بشه باید تذکر داد
روشنفکری بی معنی امثال شماها لکستان رو تا مرز نابودی کشونده دیگه دست بردارید.

با درود
خانم خسروی محترم از اینکه مدتی است مجال نظر افکندن در سطور شیوای شما را از دست داده متاثرم. نقل مکانی میمون داشته اید چون با دیدی سطحی متوجه خوانندگان فضیل و البته جدیدی در میرملاس شدم.
صد البته که فصاحت کلام و بلاغت فکری شما خواننده را مجذوب و شنونده را متحیر می سازد.
با تشکر از پرداخت زیبایتان.

دانشجو در گفته :

به خانم رشیدیان عزیز
شعری که آورده بودید منو به یاد شعر اخوان انداخت:
کسی سر بر نیارد کرد
پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید نتواند….
زمستان است…….
یه هم کلاسی سال ها پیش هستم
به یاد بچه ها گیاهپزشکی و بچه ها و استاداش
موفق باشی

مروا در گفته :

(معتقدم که سر چشمه تمامی دردها و رنج های جهان خاکی
خود خواهی بشر است
و فکر نکردن به منافع شخصی تنها راه تامین صلح جهان می باشد.)

………………..
” دافنه دوموریه”

سرکار خانم خسروی ضمن تشکر از قلم زیبا و رسایتان ای کاش تیتر می زدید ( کسی به فکر انسانهای زاگرس نشین نیست ) چرا که این دیار سالهاست از بی توجهی رنج می برد آنهم رنجی طاقت فرسا که باعث هجرت نخبگان این دیار گشته آیا فکر می کنید اگر این آتش سوزی در استان دیگری بود به ((این سرعت خاموش می شد!!!!!!!!!))

واقعا باید تاسف خورد برای چنین وضعیتی فقط همین

ناشناس در گفته :

آخه درد تو اون کباب هاییه که هر روز می خورید . غروب تو خرم آباد یه نگاهی به آسمون بندازید خداییش از تهران هم آلوده تر میشه این همه ذغال از کجا میاد خب ؟

منا گراوند در گفته :

اين روزها درخت ها هم بايد از شرم پشت گنجشك ها پنهان شوند…

امرایی در گفته :

درود بر خانم خسروی عزیز . ودرود برشما استاد متین ودوست داشتنی سرکارخانم گراوند . زنده باشید

ریحانه رضائی در گفته :

ای زاگرس
ای سرزمین بلوط
روزی نمی دانم چه روز
می دانم
می دانم به دستمان؛ چون بلوط از ریشه به در خواهی آمد
این را می دانم چون به نامهربانی ایمان دارم
به نا مهربانی همسایگان

بسیار دلنشین بود خانم خسروی به راستی که دشمنی انسان با طبیعت پایان ندارد چند سال پیش در منطقه مهراب کوه نورآباد با جمعی از دوستان به تفریح رفته بودیم که خوانواده ای را مشاهده کردم که از پدر و مادر خانواده تا فرزندان مشغول قطع درختان بلوط و درست کردن زغال بودند فرزند کوچکتر خانواده که شاهد ماجرا بود خود را به برادر و خواهر رسانده و شروع به کمک رسانی کرد خوب به مسئله دقت کنید روزی همین پسر کوچک پدر خانواده ای خواهد شد و نابودی را همانطور که از پدر یاد گرفته یاد خواهد داد شما را به خدا همانطور که ما به ایشان تذکر دادیم و متأسفانه تذکر تبدیل به نزاع دسته جمعی شد هر جا چنین صحنه تأسف آوری دیدید سکوت نکنید تا در آینده ای نه چندان دور شرمنده نسل های بعد نباشیم باز هم از بانو خسروی بخاطر متن زیبا تشکر میکنم و به امید روزی که دیگر شاهد مرگ طبیعت لکستان و لرستان نباشیم.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :