کد خبر : 34119
تاریخ انتشار : ۲۸ شهریور ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۲
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 385 بازدید

حکایتی از هویت‌گریزی برخی هم‌تباران

   عبدالرضا قاسمی/ یافته : حکایتی از هویت‌گریزی برخی هم‌تباران/ عروس‌خانم تازه به تهران آمده، به خاطر هویتش غش کرد!   باید اعتراف کنم که کلا! حس خوبی برای حضور در مراسم عروسی ندارم! این حس از بچه گی با من بود‌. علتش را هم هیچ‌وقت نفهمیده‌ام‌، اما وقتی که هفته‌ی قبل به عروسی دختر […]

42299247776596186921

 

 عبدالرضا قاسمی/ یافته :

حکایتی از هویت‌گریزی برخی هم‌تباران/ عروس‌خانم تازه به تهران آمده، به خاطر هویتش غش کرد!

 

باید اعتراف کنم که کلا! حس خوبی برای حضور در مراسم عروسی ندارم! این حس از بچه گی با من بود‌. علتش را هم هیچ‌وقت نفهمیده‌ام‌، اما وقتی که هفته‌ی قبل به عروسی دختر یکی از دوستان همشهری‌ام دعوت شدم، از خوشحالی سر از پا نمی‌شناختم‌.

خوشحال بودم که بالاخره در این شهر غریب تعدادی از آشنایان و همشهریان را ممکن است ببینم‌. این دوست گرامی حدود ۲ سال بود که به تهران مهاجرت کرده و دخترخانمش در تهران با پسری تهرانی ازدواج کرده بود اما…

اما حوادثی در ادامه برای من اتفاق افتاد که فکر می‌کنم خواندنش برای شما خالی از لطف نباشد!

سکانس اول‌: دعوت مشروط‌!

دوستی که من را دعوت کرده بود روز قبل از عروسی تماس گرفت و وانمود کرد که قصد احوال‌پرسی دارد‌. حس ششم خبر داد که درخواستی دارد و نمی‌خواهد مستقیماً بیان کند‌. از آن‌جا که آدم بسیار رک و صریحی هستم‌، خواستم که اگر حرفی دارد راحت بگوید‌. ایشان هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت‌: فلانی اگه می‌شه شب عروسی با کروات تشریف بیار! دلیلش را پرسیدم و ایشان با وقاحت گفت که مهمانان طرف داماد‌، همه با کلاس هستند و قطعاً با کروات خواهند آمد و ما هم دوست داریم که مهمانان طرف عروس هم با کلاس تشریف بیاورند‌!

اول جا خورده و بعد ناراحت شدم‌. توضیح دادم که با کروات مشکلی ندارم و می‌دانم ایرانیان باستان از کروات استفاده می‌کرده‌اند و استفاده از آن جزء یکی از فلسفه‌های آیینی ایران بوده‌، اما هیچ جا در‌باره رابطه آن با کلاس افراد مطلبی نخوانده‌ام!

خلاصه توضیح دادم که اصولاً با این کار مخالفم و اگر صلاح می‌بینی به عروسی نیایم چون نمی‌خواهم کروات بزنم‌. خجالت کشیدم که بگویم من در عروسی خودم هم کراوات نزده‌ام حالا اگر در عروسی دختر شما بزنم، جواب اهل منزل را چه بدهم؟!

خلاصه ایشان لطف کرد و از خیر کروات زدن ما گذشت‌!

سکانس دوم‌: اجبار در دیالوگ فارسی

شب عروسی با اهل و عیال به محل برگزاری مراسم که تالار زیبایی در غرب تهران بود رفتیم‌. جلوی درب تالار چند نفر از بزرگان اهل فامیل عروس و داماد به مهمانان خوش‌آمد می‌گفتند‌. البته من بجز همان دوست گرامی کسی را نمی‌شناختم و این موضوع را بعداً فهمیدم‌.

دم در با همه احوال‌پرسی کردم و تبریک گفتم و مستقیم رفتم خدمت دوست همشهری و با زبان شیرین لری گفتم‌: مارک با و سلامتی (‌مبارک باشد به سلامتی)‌. اما او چنان قرمز شد که یک لحظه فکر کردم اشتباهاً به او فحش ناموسی داده‌ام‌. لبان خود را گاز گرفت و من را به کناری کشید و گفت‌: فلانی خواهش می‌کنم با من فارسی صحبت کن! آخه فکر نمی‌کنی ما هم آبرو داریم؟ تعجب کردم و گفتم‌: آخه لری حرف زدن دو همشهری با هم چرا باید مایه آبرو‌ریزی باشد؟! او در حالی که خودش را جر می‌داد گفت‌: خواهش می‌کنم بس کن و ادامه نده‌. تصمیم گرفتم عروسی را ترک کنم اما حدس زدم باید ادامه عروسی جالب باشد‌. رفتم و گوشه‌ای نشستم‌.

چند نفر از همشهریان را دیدم که بسیار باکلاس شده و با کروات با هم فارسی حرف می‌زدند‌. فارسی حرف زدنی که شباهت کم‌تری با فارسی حرف زدن واقعی داشت. اما این همشهریان طوری رفتار می‌کردند که گویی در تهران متولد شده و خانه‌ی سر نبش تجریش متعلق به پدر‌بزرگ‌شان بوده است!

اعتقاد دارم اگر در یک جمع چند نفره که ممکن است فارس‌زبان هم درمیان ما باشد‌، ادب حکم می‌کند که فارسی حرف بزنیم تا آن‌ها هم متوجه شوند. اما در گفت‌وگوی صمیمانه دو همشهری با هم، الزام استفاده از زبان فارسی را درک نمی‌کردم‌.

 

حکایتی از هویت‌گریزی برخی هم‌تباران

 

سکانس سوم‌: غش کردن عروس با کلاس

عروسی کم‌کم گرم‌ شد. گروه آواز‌خوان هم نوبت به نوبت موسیقی‌هایی با زبان و ریتم‌های مختلف پخش می‌کردند و بقیه هم می‌رقصیدند‌. مهمانان هم روی صحنه و با قر کمر به هنرنمایی می‌پرداختند‌. جالب این بود که همشهری‌های من “‌زینو زینو” را بهتر از عرب‌ها و “‌نازنین ناز نکه‌” را بهتر از کردها می‌رقصیدند!

نوبت به رقص باباکرم که رسید ماشاءالله روی “‌جمیله‌” را سفید کردند‌. برایم جای تعجب بود که در عروسی که یک طرف آن لرها هستند چطور ممکن است آهنگ‌های زیبا و شاد لری پخش نشود‌. مثل نخود آش‌، خدمت مسوول گروه موسیقی رسیدم و پرسیدم ببخشید چرا آهنگ لری پخش نمی‌کنید‌؟ آنها هم توضیح دادند که در مراسم‌های مردم غرب کشور بیش‌تر از آهنگ‌های کردی استفاده می‌شود. برایش توضیح دادم که این کار درستی نیست‌. ما خودمان آهنگ‌های شاد زیادی داریم که در مراسم شادی از آنها استفاده می‌کنیم (‌یا بهتر بگویم استفاده می‌کردیم‌!)‌.

ایشان گفت: من بی‌خبرم و اگر آهنگ شاد لری در اختیار دارید استفاده خواهم کرد‌. از آن‌جا که من همیشه مسلح به آهنگ لری هستم فوراً آهنگ‌های “دوپا ” و ” سه پا‌” از استاد فرج علی‌پور را انتخاب و روی دستگاه آن‌ها کپی کردم‌.

سرپرست گروه موسیقی اعلام کرد که در ادامه آهنگ لری داریم‌. صدای موسیقی لری که بالا گرفت همشهری‌های ما اولش خود را به بی‌خیالی زدند، اما کدام لر اصیل و وطن‌دوستی است که در برابر آهنگ کمانچه سری جای خودش بند شود؟! در یک لحظه متوجه شدم آنها هم عنان از کف دادند و وارد صحنه شدند و به رقص و پایکوبی پرداختند‌، آن هم با کروات و تشکیلات دیگر!

همه در حال رقص لری بودند که متوجه شدم جو سنگین است‌. چند نفر از مردهای طرف عروس با مسوول گروه موسیقی در حال بحث بودند که دیدم ایشان با اشاره من را نشان می‌دهد‌. ناگهان چند نفر از آنها به طرف من آمدند و تهدید کردند که اگر اتفاقی برای عروس بیافتد، چنان بلایی سر من می‌آورند که مرغان آسمان به حالم گریه کنند!

پرسیدم مگر چه شده‌؟ گفتند عروس خانوم پخش آهنگ “‌دوپا‌” لری را مایه آبروریزی دانسته و در حالی که می‌گفتند: وای خدا مرگم بده آبرومان رفت، غش کرده است! تازه فهمیدم چه اتفاقی افتاده! پدر عروس کنارم آمد و گفت‌: از همان اول اشتباه کردم که شما را دعوت کردم چون از طرز فکر عقب مانده‌ات اطلاع داشتم‌!

از برخورد آنها گیج شده بودم. این خانواده فقط ۲ سال بود به تهران مهاجرت کرده بودند و دلیل این همه تغییر و فرار از هویت خود را نمی‌فهمیدم. شاید دختر‌خانم آن‌ها فراموش کرده در بیمارستان تامین اجتماعی متولد شده بود. البته موضوع هویت‌گریزی در بین لرهای ساکن تهران عمومیت ندارد و حداقل این که دوستان نزدیک من از جمله دوستان مجازی ساکن در تهران همیشه به لر بودن خود افتخار داشته‌اند و اعتقاد دارند. پیشینه قوم لر کاملاً مشخص است و اگر نقصی در معرفی این قوم وجود دارد ایراد از رفتار گروهی از ماست و ارتباطی به کل این قوم اصیل ایرانی ندارد‌.

به قول معروف تصمیم گرفتم “‌تنهایی را به جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم‌” و در حالی که آهنگ آذری شادی جایگزین آهنگ لری شده بود از سالن خارج شدم‌. ده‌ها سوال بی‌جواب در ذهنم نقش بسته بود و هیچ دلیل قانع کننده‌ای برای این هویت‌گریزی گروهی از نسل گذشته و نسل کنونی را پیدا نمی‌کردم‌.

شاید به قول عیسی قائدرحمت پژوهشگر هم‌استانی “عده‌ای از لرها وقتی در آباد کردن خرابی‌ها، خود را نا‌توان می‌بینند، وقتی تخریب فرهنگی لر را نمی‌توانند احیاء کنند، وقتی اقتصاد و فقر هم‌تباران‌شان را نمی‌توانند بازسازی کنند، وقتی می‌بیینند هم‌تباران‌شان را با پسوند نامناسب صدا می‌زنند، وقتی افتخارات لری را نمی‌توانند زنده کنند، وقتی … پس به دور زدن و پاک کردن صورت مسأله پرداخته و به جای این که هویت و تاریخ و جغرافیا و در یک کلمه فرهنگ هزار ساله‌ی خود را بسازند، به دنبال هویت‌های جدید خودساخته می‌روند. بدعت‌های نوظهور و هویت‌های خودساخته‌ی قومی نه تنها مشکلی را حل نخواهند کرد بلکه در آینده، همین هویت‌های جدید دچار آسیبی شوند که قبلاً بر سر هویت قبلی‌شان (هویت لری) آمده است و آن آسیب همان عدم نگه‌داری و حفظ نکردن داشته‌های قبلی خود است. این عده نمی‌توانند هویت هزارساله‌ی خود را – که با افتخار حکومت چند صد ساله‌ی اتابکان و والیان لر عجین شده – حفظ کنند، چگونه می‌توانند هویت جدیدی – که نه تاریخی دارد و نه ریشه و نه سندی – بنا و نگهداری کنند؟!

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

آقای قاسمی
دمتان گرم و قلمتان روان. به موضوع مهمی اشاره کردید

محمد قنبری در گفته :

با سلام – آقای قاسمی برادر متعصب، این یکی دیگر از معظلات جدید لرستان با نام “کلاس” تیشه بر دوش افراد نادان و بی اصل و نسب برای ضربه به اصالت چند هزار ساله فرهنگ لرستان نهاده است،هستند ازاین جمله آدمهای خودفروخته به مشتی الفاظ و القاب به اصطلاح شیک و مدرن ، نگرانی شماکاملا به جا میباشد لذا این وظیفه تمام بزرگان و صاحب نظران است که جهت پیشگیری از این فاجعه دست بکار و البته باید ازمتن خانواده ها شروع شود.
عرض سلام و خسته نباشید خدمت مدیریت محترم سایت: آقای امین آزادبخت ؛البته که شماها بیشترین نقش رو در اطلاع رسانی دارید و توانایی شماعزیزان برانجام این امر باعث احیای فرهنگ اصیل آن دیار کهن بیش از دیگران خواهد
بود . به امید روزی که دیگر شاهد اینگونه خاطرات تلخ نباشیم. انشاالله
در پناه حق
۱۹ سپتامبر ۲۰۱۳ – ارسالی از قزاقستان

عبدالرضا قاسمی در گفته :

سلام و تشکر از دوست گرامی آقای قنبری

نوری نظری طبا در گفته :

متن جالبی بود والبته انتخاب موضوع ان جالبتر
بنظر بنده ادم اگه از اسب بیفته بهتر از اینه که از اصل بیفته
مطمئنا انان مایه ننگ لرهای بااصالت و با فرهنگ هستند
هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش

بی هویت در گفته :

با عرض سلام خدمت نویسنده وتمامی دو ستان در فضای مجاری میر ملاس؛ به نظر بنده شما اصل اساسی رو زیر پا گذاشتید و اون این بوده که اون دوست شما دوست داشته اونطور زندگی کنه ولی چه کند که ما مردم لرستان(که با کت وشلوار هنوز دال پلون بازی می کنیم؛بازی که انسان های نخستین جهت تمرین هدف گیری دقیق با سنگ انجام می دادند)اهل تحمیل عقاید هستیم وبیشتر گوینده هستیم تا شنونده. شما مطمئنا می دانستید که ایشان با اینکار ناراحت می شود ولی این کار را کردید؛آیا در آن هنگام با خود اندیشیدید که باز تاب کار شما چه می شود؟آیا به تاثیر کار خود بر زندگی انسانی که جهت آسایش و زندگی بهتر از این فرهنگ(به گمان برخی نردبان ترقی و به گمان برخی دیگر سم کشنده )گریخته است و می خواهد زندگی تازه ای را آغاز کند اندیشیدی؟ بی گمان حاضران در آن جلسه به هر نحوی که بخواهند در مورد اقدام شما اظهار نظر می کنند.روزگاری انسان ها بر بازوی خود تکیه می کردندوبا اتکا بر آن به قدرت می رسیدند شاید ما مردم لرستان در آن روزگاران به یومن بازوان توانمند بر تخت و فرهنگ ایران زمین تکیه داده باشیم اما قدرت انسان امروزی برذهن وزبان وی( اندیشه و قلم )تکیه کرده است. در کار قیاس فرهنگ ها وادیان ومذاهب مختلف باید چشمان خود را گشوده و از کنار کوچکترین نکات به آسانی نگذریم تا دچار داوری اشتباه و گژروی نگردیم؛بی گمان تمام خوانندگان اظهار نظر بنده تصویری از مراسمات عروسی ویا سایر اعیاد وجشن های مردمان کرد را به تماشا نشسته اند ودر آن آزادی و ساده دلی و راحتی را در مردان وزنانی دیده اید که دست در دست هم به نحوی در کار بسط فرهنگ خوددر تمامی فلات ایران زمین هستند ولی آیا مردمان لرستان از جمله خود بنده وشما می توانیم چنین مراسمی را در ذهن خود تداعی کنیم؛پس مطمئنا فرهنگ انان وهر آنکه در راه ترویج فرهنگ سادگی و راحتی و آزاد زیستن می کوشد؛ است که در چنان مراسم هایی( که شما تشریف بر ده اید)غالب می شود.در پایان ضمن آرزوی سلامتی برای تمامی هم میهنان و دست اند رکاران سایت میر ملاس ؛ امید وارم که این گفته هاونوشته ها روزی جزیی از رفتار مان باشد حال از زبان هر انسانی بیان شده باشند.

دوست در گفته :

دوست فرهیخته ” بی هویت ”
اول اینکه اگر ناراحت نمی شوید ایکاش اسم مناسب تری را برای خودتان انتخاب می کردید.
دوم بنده به هیچ عنوان از واکنش وبرخورد جناب غلامرضایی که در آن عروسی آهنگ لری باز بخش کردند و باعث غش کردن عروسی هویت گریز نو گل شدن دفاعی ندارم. چون بیشتر دلم بخاطرش این عروس می شوزد چون زندگیش روی شن های روان بنا کرده است نه فولاد محکم، و باید هر روز غش کند.
سوم هم اینکه فرمایشات شما تا حدی درست می باشد اما اگر عنوانش را توجیه بگذاریم نه دلایلی برای “زندگی بهتر و گریختن از این فرهنگ، چون این فرهنگی که دوستان به آغوشش حمله ور شده اند نقاط ضعف هایی دارد که فقط به درد انسان های هویت گریز میخورد”.
جدن جای تعجب دارد که خودمان با دست و نوشتار خودمان اینقدر بی رحمانه به سمت ریشه های خودمان حمله ور شدیم و تیشه به ریشه خودمان می زنیم. هر فرهنگی نقاط ضعف و قوت خودش را دارد.
و این طبیعی است و این تازگی ندارد. اما جا لب است شخصی چون شما “بی قیدی زن ومرد ها را در مراسم عروسی ملاک (سادگی و راحتی و آزاد زیستن )قرار می دهد و با این مثال خودمان را مورد محک قرار می دهید”. اگراین گونه است غرب با تمام پوژیشن مخربش تمام کمال آخر فرهنگ محسوب می شود و باید آنجا را معیار قرار داد نه قوم کرد.
جناب “بی هویت” مثال های بهتری هم بود که ارزش ها این مردم کهن را با بی قیدی مقایسه کنید.
من از شما یک سئوال دارم ؟
اگر کسی مثل افرادی که از بیان هویت و مشخصه های هویت خودش اینقدر اضطراب دارد یا حتی به قول شما شاید گاهی کشنده باشد. پس تا هر تاریخی باشد این سم او را می کشد چون با این جور پنهان کاری نمی شود صورت مسئله را پاک کرد. پس باید چکار کند؟
نکته ی که برای من بیشتر از صحبت های دیگه جلب توجه کرد این بود که فرموده اید.
————-

“روزگاری انسان ها بر بازوی خود تکیه می کردندوبا اتکا بر آن به قدرت می رسیدند شاید ما مردم لرستان در آن روزگاران به یومن بازوان توانمند بر تخت و فرهنگ ایران زمین تکیه داده باشیم اما قدرت انسان امروزی برذهن وزبان وی( اندیشه و قلم )تکیه کرده است.”
————-
جناب بی هویت شما با این ادبیات ساده دارید تمام این مردم را به نداشتن اندیشه وقلم متهم می کنید
و از طرفی معلوم هست شما به تاریخ و فرهنگ خود و این منطقه آشنایی ندارید و گرنه قومی که ۷ قرن حکومت کند و شاهی چون حمورابی را از تخت به زیر کشد فکر نکنم ۷۰۰ سال بتواند بر بازوی خودش تکیه کند.
از طرفی.
امیدوارم نقاط قوت این فرهنگ را اینگونه زیر سئوال نبریم.
در پناه حق باشید.

میرزایی منش در گفته :

احسنت دمت گرم

کمیر در گفته :

جناب محترم با این تفسیری که شما کردید بسیاری از ورزشها مانند پرتاب وزنه -پرتاب دیسک-پرتاب نیزه -کشتی -بوکس -کاته و ورزشهای رزمی و…. همه بایستی تعطیل شوند چراکه در عهد قدیم با استفاده از این ورزشها خود را برای نبرد آماده می کردند-واقعا تفسیر حرحری ماب و بی هویتی کردی –

کمیر در گفته :

بسیار رسا مطلب را نوشتی متاسفانه چنین کسانی تو هر فرهنگ و یا خانواده ای هستند .این چنین افرادی با این ادا و اطفارها که از خود نشان می دهند اطرافیان هم قضاوت خوبی راجب آنها نخواهند داشت و در ارتباطات خود با این چنین کسانی این رذیله اخلاقی را همواره مد نظر دارند

حسنك راستگو در گفته :

اما کدام لر اصیل و وطن‌دوستی است که در برابر آهنگ کمانچه سری جای خودش بند شود؟??????????
ببخشید با توجه به این جمله شما یعنی لرهایی که با شنیدن آهنگ کمانچه سر جای خود بنشینند اصیل و وطن دوست نیستند؟؟؟؟؟!!!!!!!

حسنک دروغگو در گفته :

این جمله در کل پاراگراف معنا پیدا می کند / پاراگراف حالت طنز دارد و درست است

حسنك راستگو در گفته :

موضوع خوبی را انتخاب کرده اید اما موضوعی را طرح کردن و رها کردن کار درستی نیست.
شما خاطرات شخصیتان را نوشته اید . لطفا به طرح مساله ای بپردازید که جوابی برای آن داشته باشید.
تحقیق کنید ببینید چه عواملی باعث این به قول شما هویت گریزی شده است .
بررسی کنید ببینید باید چه کنیم که فرزندان من و شما هویت گریز نشوند .

حسنک دروغگو در گفته :

علت : عده‌ای از لرها وقتی در آباد کردن خرابی‌ها، خود را نا‌توان می‌بینند، وقتی تخریب فرهنگی لر را نمی‌توانند احیاء کنند، وقتی اقتصاد و فقر هم‌تباران‌شان را نمی‌توانند بازسازی کنند، وقتی می‌بیینند هم‌تباران‌شان را با پسوند نامناسب صدا می‌زنند، وقتی افتخارات لری را نمی‌توانند زنده کنند، وقتی … پس به دور زدن و پاک کردن صورت مسأله پرداخته و به جای این که هویت و تاریخ و جغرافیا و در یک کلمه فرهنگ هزار ساله‌ی خود را بسازند، به دنبال هویت‌های جدید خودساخته می‌روند. بدعت‌های نوظهور و هویت‌های خودساخته‌ی قومی نه تنها مشکلی را حل نخواهند کرد بلکه در آینده، همین هویت‌های جدید دچار آسیبی شوند که قبلاً بر سر هویت قبلی‌شان (هویت لری) آمده است و آن آسیب همان عدم نگه‌داری و حفظ نکردن داشته‌های قبلی خود است. این عده نمی‌توانند هویت هزارساله‌ی خود را – که با افتخار حکومت چند صد ساله‌ی اتابکان و والیان لر عجین شده – حفظ کنند، چگونه می‌توانند هویت جدیدی – که نه تاریخی دارد و نه ریشه و نه سندی – بنا و نگهداری کنند؟!

شماها باید تصمیم بگیرید که چه کنید

بينا در گفته :

مسءله بغرنج تر از همه این اضهار نظرهاست…..

بی هویت در گفته :

با سلام خدمت نویسنده محترم . لرها شاخه ای از اکراد بوده اند که از کوه های شمال عراق به زاگروس جنوبی کو چانده شد ه اند.( تعریف لردر فرهنگ معین). با توجه به این تعریف نمی توان گفت سلاطین حمورابی از لر ها شکست خورده اند. شما جهت فهمیدن فرق زندگی در لرستان با سایر نقاط ایران باید تجربه زندگی در آن مناطق را داشته باشید؛مطمئنا نظر شما تحت تاثیر تفاوت هایی موجود قرار خواهد گرفت. با آرزوی موفقیت برای شما.

کمیر در گفته :

جواب آقای بی هویت
کاش از اول این کامن می نوشتی -کردها از یک طرف صحبت از برادری می کنند و از طرف دیگر بشدت به قوم باستان و بزرگ لر توهین می کنند .البته شک دارم چنین افرادی کرد با اصالت باشند
خدا نکنه لرها شاخه ای از کردها باشند لرها دارای سوابق مکتوب هفت هزار هستند -اولین تمدن باستانی ایلام و عصر برنز و …. مربوط به این قوم است .هزاران اثر و اشیا باستانی از مجسمه ملکه ایلام بوزن ۱۷۵۰ کیلوگرم خانم نیپیرش دختر پادشاه کاسیان همسر پادشاه ایلام در شوش تا شیردال که توسط رییس جمهور امریکا به آقای روحانی تحویل شد.
اما کرد بغیر از جنگ کشتار بردار کشی چیزی برای ایران نداشته اند.کردها بیشتر در خدمت عربها و سپس عثمانی ها بوده اند و مرزهای غربی ایران همواره صحنه جنگ ستیز آنها با ایرانیها بخصوص والی های لرستان پشتکوه بوده -جناب بی هویت بیشتر باستان شناسان دنیا جنوب غرب ایران را یکی از خواستگاه های نخستین بشر می دانند (بخاطر وضعیت خوب آب و هوا – خوزستان گرم برای زمستانها و لرستان خنک برای تابستانها مردم منطقه ) و اگر مهاجرتی رخ داده از این منطقه به دیگر مناطق بوده است .حتی هم اکنون هم زندگی کردن در آب و هوای سرد کوه های شمال عراق مشکل است چه رسد به دوران قدیم .لرها از تمدن ایلام -پادشاهان کاسی-پادشاهان ساماتی -پادشاهان آوان -اتابکان لر و والیهای لرستان همواره یا حاکم ایران بوده اند یا وزیر
منابع -کتاب تاریخ ایلام باستان نوشته دنیل تی پاتس
-کتاب تاریخ ایران باستان ترجمه حسن پیر نیا

دوست در گفته :

دوست عزیز لرها هرشاخه ای از هر کجا که باشند مهم نیست، مهم یادآوری ریشه های تنومند این فرهنگ امروزی ست بنام لرستان که امروز به دست خود دوستانی “چون شما” مسلح به هجمه های بنام عقب افتادگی شده است. “آن مثال فقط بخاطر یادآوری بود که شما فرهنگ این سرزمین را با زور و بازو مقایسه نکنید و ” به نداشتن اندیشه وقلم متهم نکنید”
———-
جناب آقای بی هویت بگذار دوستانه چند نکته را خدمت شما عرض کنم.
یک. من برای شما احترام قائلم چون جوابتان را می نویسم و گرنه از کنار گفته هایتان رد می شدم”بی تفاوت”
اما حس میکنم مشکلات امروز و هجمه های که به اصالتمان وارد شده “لرستان و لر و لک ” باعث شده است، که حتی خودمان در اصیل و با فرهنگ بودنمان شک کنیم، که متاسفانه بجای مقابله و اصلاح اینگونه تخریب ها خودمان بیشتر از دیگران ” کمر همت ” به نابود کردن خودمان بسته ایم. بی اعتماد به نفس شده ایم.
*
دو . نکته جالب بعدی که باز فرموده اید.
“شما جهت فهمیدن فرق زندگی در لرستان با سایر نقاط ایران باید تجربه زندگی در آن مناطق را داشته باشید؛مطمئنا نظر شما تحت تاثیر تفاوت هایی موجود قرار خواهد گرفت”

آخه دوست من شما از کجا میدونید بنده یا امثال بنده فقط در لرستان زندگی می کنیم، چرا دیگران را به “نداشتن درک” و فهمیدن مسائل اجتماعی و زیستی متهم می کنید.
خود بنده الان ۳۰ سال دارم و از سن ۱۸ سالگی کوهدشت زندگی نکردم و در استان هایی چون اصفهان، کرمانشاه، چهارمحال و بختیاری، و تهران زندگی کردم و تا دلتون بخواد دوستان زیادی با قومیت های متفاوتی داشته و دارم.اما هیچ وقت فکر نکردم فرهنگ عقب افتاده ی دارم و بر عکس افرادی چون شما بجای تخریب این “اصالت غریب” باید تلاش کرد که به روزش کرد مانند: ترک ها و خود کردها که شما مثال شان را می زنید.
اگر خود شما امروز از قومی بیشتر خوشتان آومده بخاطر ساختار پیچیده و عجیب و غریبش نیسیت عزیز من
بلکه افراد اندیشمند این گونه قومیت ها و فرهنگ بجای ترس از ابراز هویت شان در حال مصادره ی فرهنگ شان هستند، که امروز قدرتمند شده اند نه چون من و شما که معلوم نیست دنبال چه چیزی می گردیم.
*
سه . حیف که اینگونه بحث ها در فضای مجازی چندان قابل بحث نیست
اما باید با شما دوست ” بی هویت ” بگوییم.
هر فردی که بجای ترمیم فرهنگ خودش فرهنگ دیگران را تبلیغ کند راه بجایی نخواهد برد.
مانند این است خانه دیگران را آباد کنی همین و بس.
*
لرستان امروزه فقیر شده بخاطر ناملایمات روزگار اما از هیچ قوم یا قومیتی کم ندارد.

دالوند در گفته :

بی هویت واقعا که خیلی بی هویتی شاید کرد باشی عزیز دل شاخه شاخه نکن

جواب جناب بی هویت در گفته :

دوست محترم با این تفسیر شما حتماً تایید می فرمایید که تغییر رفتار و همسان سازی بسیاری از برادران کرد با عربها (در کشور عراق)و ترکها (در کشور ترکیه ) را که از فرهنگ خود بی زارند و رسومات خود را فراموش کرده و از کرد بودن خود احساس تفنر می کنند کار درست و شایسته ای باشد و با این باور شما هر گونه تلاشی در جهت بازیابی هویت فرهنگی کردها بی هوده است . آیا این تنفر انتخابی آگاهانه است . با این تفسیر شما تمام اعمال و رفتار خوب و بد انسانها مجاز است و هر گونه تحلیل و بحثی موجب سلب آسایش دیگران است –

کمیر در گفته :

جواب جنا بی هویت
جناب به احتمال زیاد حتماً تغییر هویت و همسان سازی با عربها و ترکها و بیزاری برادران کرد از خود را در کشورهای عراق و ترکیه نیز تایید می کنید چرا که آنها نیز دوست دارند مانند عربها یا ترکها زندگی کنند و از خیر کرد بودن گذشته و دنبال زندگی بهتری هستند .با این تفسیر شما هر تلاشی در جهت بازیابی هویت افراد بی هوده است.آیا به نظر شما تغییر هویت و فراموش کردن آن یک انتخاب آگاهانه این چنین اشخاصی است یا ناشی از عدم آگاهی .

زرنشان در گفته :

من یک زن بروجردی هستم تا زمانیکه در بروجرد زندگی میکردم خودم رو غیر از لرها میدونستم اما الان به مدت ۵ ساله که ساکن تهران شدم همیشه وهمه جا خودم رو به عنوان یک زن لر معرفی میکنم و به لر بودنم افتخار میکنم با اینکه به تناسب شغلم با افراد با سوادی ازبیشترنقاط ایران درتماس هستم ولی در اولین جلسه لربودنمو به رخشون میکشم وخداروشکر این مسأله در زمینه کاریم خیلی به من کمک کرده به چند دلیل ۱)خیلی وقتا توی حیطه کاریم با افراد متشخصی آشنا شدم که اصالتأ لربودن ۲)طرف حسابای کاری من به صداقت وبی ریا بودن لرها ایمان داشتن واز طرفی می دونن وقتی ما لرها به یه نفر دست رفاقت میدیم تا آخرش مردونه هستیم در نهایت بگم هیچوقت لر بودنم رو پشت نقاب بی هویتی پنهان نمیکنم و از افرادی که به جای افتخار به اصلالتشون به اون پشت میکنن بیزارم(البته نا گفته نمونه این خود ما هستیم که با بی اطلاعی از گذشته وپیشینه تاریخی که داریم اجازه میدیم دیگران به راحتی به قومیتمون اهانت کنن)

خلیل در گفته :

سلام،

کسی شاید دوست نداشته باشد با فرهنگ گذشته اش زندگی کند، چرا از او می خواهید طبق نظر شما زندگی کند؟ اجازه بدهید هرکس انتخاب خودش را داشته باشد.

کمیر در گفته :

دوست عزیز همه بشر مدام در حال تغییر فرهنگ و زندگی خود هستند و کسی هم نمی تواند جلوی کسی را بگیرد تا هنگامی که حق دیگران را هم رعایت کند. شما تا وقتی که تنها هستید هر کاری که دوست دارید انجام می دهید ولی وقتی که در یک اجتماع قرار گرفتید دیگه رفتار و کردار و انتخاب خوب و بد شما اثر گذار در اجتماع است و کارکرد شما بایستی جوری باشد که توهین و یا حقی از کسی ضایع نشود –

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :