کد خبر : 3631
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردین ۱۳۹۱ - ۲۱:۵۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 385 بازدید

بهشت همین جاست !

  عبدالرضا شهبازی :   زیر لب این سخن گفتم: اسب رم کرد  و آهو بی مکاشفه عشق جان باخت. باد به روی من آغوش باز کرد تا تو را  فراموش نکنم. از کتف ام دو درخت روئید تا بر باور خسته تو معبد مردمانی شود که دخیل بر سنگ می بندند. جهان به تاراج […]

 

عبدالرضا شهبازی :

 

زیر لب این سخن گفتم:

اسب رم کرد

 و آهو بی مکاشفه عشق جان باخت.

باد به روی من آغوش باز کرد

تا تو را  فراموش نکنم.

از کتف ام دو درخت روئید

تا بر باور خسته تو معبد مردمانی شود

که دخیل بر سنگ می بندند.

جهان به تاراج نرفته بود

کلمات در انقلاب من ویران شده بودند

سیب بی سبب نبود تا مادرم از بهشت رانده شود

بهشت همین جا بود !

و جهنم پیراهنی که هر روز بوی تو را به آتش می کشید.

زیر لب این سخن گفتم :

تا تو نیایی.

 

بیستم / فروردین / نود و یک              

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

ناشناس در گفته :

تبارک الله

گرافیک در گفته :

بسیارزیبابود…خسته نباشید…

مرتضا در گفته :

سلام .دست مریزاد ای رفیق

سپاس از این ذوق سرشار…

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :