کد خبر : 3865
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردین ۱۳۹۱ - ۰۰:۲۷
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 686 بازدید

آتاری مرگ (جاده‌ی کوهدشت-خرم‌آباد)

آتاری مرگ (جاده‌ی کوهدشت-خرم‌آباد) حشمت‌اله آزادبخت:  چندصد کیلومتر اتوبان‌های تهران تا بروجرد را با بی‌خیالی پیچ می‌خوریم و راست می‌شویم، می‌خندیم و حرف می‌زنیم. دست‌کمش این است که می‌دانیم ناگهانِ کله‌ی ماشینی از پیچ رو‌به‌رو مقابل سرعتمان سبز نخواهد شد. بروجرد تا خرم‌آباد را هم گاهی دوبانده و گاه یک‌بانده تمام می‌کنیم. هوا تاریک شده‌است […]

g

آتاری مرگ (جاده‌ی کوهدشت-خرم‌آباد)

حشمت‌اله آزادبخت: 

چندصد کیلومتر اتوبان‌های تهران تا بروجرد را با بی‌خیالی پیچ می‌خوریم و راست می‌شویم، می‌خندیم و حرف می‌زنیم. دست‌کمش این است که می‌دانیم ناگهانِ کله‌ی ماشینی از پیچ رو‌به‌رو مقابل سرعتمان سبز نخواهد شد. بروجرد تا خرم‌آباد را هم گاهی دوبانده و گاه یک‌بانده تمام می‌کنیم. هوا تاریک شده‌است و از قبرستان خاموش خرم‌آباد می‌گذریم و چون طعمه‌ای به تونل

دهان اژدهای دوسرمرگ وارد می‌شویم که سال‌هاست باریک و دراز، بین کوهدشت و خرم‌آباد پیچ می‌خورد و بلعیده‌هایش را هضم می‌کند. این مار را باید وحشتاک‌ترین و بی‌رحم‌ترین مار جهان نامید که سال‌هاست نه پیر می‌شود نه سیر می‌شود و نه‌ زنجیر. از این‌جا به بعد را نه می‌خندیم و نه حرف می‌زنیم و باید تمام چشم‌ها را به جاده داد…

اولین چیزی که با دیدن کلیشه‌ی چندین و چندساله‌ی این جاده – که از کودکی همراه آن دلهره‌ کوک کرده‌ام – بر باورت تکرار می‌شود این است که زورتدبیرودل‌سوزی هیچ مسئولی تا به حال به این بوآی وحشی نرسیده‌است. سال‌هاست خبر پی در پی مرگ مسافران، تیتر گذرای نشریات می‌شود. ماه نیست خبر جان دادن چند نفر در این کوره راه نپیچد،اما ابروی سیاه مسئولیتی هنوز به سمت دوخطه کردنش تکان نخورده است. این جاده‌ی لاغر که نعش زخمی همان مال‌رویی ست که هزاران سال پیش با سم اسبان کوبیده شد ودرعصر مدرنیته‌ی ما لطف کرده و با پارچه‌ی سیاه آسفالتی رفویش کردند، دقیقاً به یک بازی آتاری می‌ماند که باید از ازدحام ماشین‌ها وانبوه دلهره‌اش مارپیچْ عبور کنی واگر بتوانی جان سالم به در ببری. اما احتمال برخورد و بازماندنت بسیار است…هنگام گذشتن از این هشتاد وچند کیلومتر باید پیه احتمال مرگ را بربدن زندگی مالید و هرلحظه منتظر بود سراز دنیای دیگری به در آورد.

حالا ما در رگ تاریک مسیر جاری شده‌ایم و آن‌چه بیش از پیچ‌های نتراشیده و شانه‌های خالی و سبقت‌های بی‌جا آزاردهنده است، موج سوزش نوربالاهایی ست که هرچه نزدیک‌ترمی‌شوند بیش‌تر نگاهت را پرمی‌کنند. بیش از هشتاد درصد ماشین‌های رو‌به‌رو چراغ‌هایشان را زوم چشم‌هایت می‌کنند و از بیخ آینه‌ات می‌گذرند و گاه تا چندثانیه قادر به دیدن جاده نیستی. خوب شاید این هم یکی از نشانه‌های شناخت جهان سومی‌هاست که دیگران را به تهیه‌ی دسته‌بندی‌هایی واداشته است. واقعاً ما دل شیر داریم که سال‌هاست از بیشه‌ی این جاده عبور می‌کنیم و لب اعتراضی باز نکرده‌ایم. البته این مهربانی‌ها و دم نزدن‌ها هم یکی دیگر از همان نشانه‌هاست. ما شیران غیوری هستیم که سال‌هاست دغدغه‌ی عزل و نصب‌ها و انتصاب‌ها و هاهاها پدر آرامشمان را درآورده که به زندگی‌مان مربوط نیستند و اما بی‌خیال عجوز جاده‌ای که سال‌هاست باخون برادران و فرزندانمان گونه سرخ کرده است…البته قطار بود‌جه‌ها به سرعت از کنار پستوی فراموشی دیارما در حال رفت و آمد است تا در حلق سیر دیگرانی ریخته شود که چنگ مشارکت و دادوبیدادشان هر ثانیه آماده است دکمه‌ی نماینده‌ها را ازجا بکند. طبیعی ست کسی که بلندگوی هوارش همیشه خاموش است و جز لبخند ملیحِ صندلی بر دهان مسئولیتش گره نشده است و جز به پیروزی چهار سال آینده‌اش فکر نمی‌کند، کسی سرکیسه‌ی بودجه‌ای به سمت چاک یقه‌اش شل نمی‌کند. روی سخنم با نماینده‌ای خاص نیست که هیچ کدامشان از این قاعده مستثنی نبوده‌اند.

یکی نیست نه مثل شیر، که چون یک آدم ساده‌ی دوپا که باید از حق طبیعی زندگی برخوردار باشد، یقه‌ی نماینده‌ای و مسئولی را نه بگیرد که بتکاند و داد که نه که باصدای آرام و مهربانی همراه طعم لبخندی عرض کند: به امید خدا لطفا کی قرار است این مسیرکوتاه کوهدشت-خرم‌آباد دوبانده شود؟؟؟هرچند دوبانده کردن در هرکجای جهان، خنده دارتراز جاده‌ی کوهدشت –خرم‌آباد است، اما چه کنیم که گاهی باید به پیراهن “یتیم شادکنی”دل خوش کرد تا برهنگی‌ات را بپوشاند و گاه با لنگ کفش پاره‌ای در بیابان پراز خار، چوپی گرفت. چندسال پیش لودرها نعره‌ی کوتاهی زدند و پس از چند روز خاک بازی، به دلیل خدا می‌داند دوباره ساکت شدند. باز جاده ماند با موی خونی کمرها و گلوی بی‌حساب پیچ‌هایی که مرگ را نعره می‌زنند. پیچ‌هایی که بخار خون عزیزانی هنوز از دهانشان برمی‌خیزد که هنوزحق زندگی داشتند.

آیا مسئولان امر، دست‌کم  یک‌بار خود از این جاده‌ی مرگ‌بار نگذشته‌اند؟ واگر گذشته‌اند، از بوق ممتد اعتراضی یا تکان بادماشین سنگینی تکان نخورده‌اند؟؟

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

آتاری مرگ (جاده‌ی کوهدشت-خرم‌آباد)

اتاري مرگ : چه اسم قشنگي براش انتخاب كرديد آقاي ازادبخت

كوگوش شنوا ، كو مسئولي بتواند اين مشكل را مطرح كند و بتواند آن را حل كند . همه فقط به فكر چهار سال آينده شان هستند

يك شهروند در گفته :

جناب آقای آزادبخت از شما صميمانه سپاسگذارم كه اينقدر به فكر همشهريان و شهرمان هستيد.از شما كه نگاه تيزبينی به مشكلات داريد و قلمی اين چنين برا داريد خواهش ميكنم سری هم به جاده كوهدشت گراب بزنيد.در چند كيلومتری گراب يك طرف جاده دره و طرف ديگر كوهی است كه هرروز ريزش ميكند و ممكن است با ريزش هركدام از اين سنگها جان چندين نفر به خطر بيفتد.ولی متاسفانه طبق معمول هميشه هيچ مس‍‍ؤولی به فكر جان مردمی كه از آن جاده رفت و آمد ميكنند و جمعيت شان هم كم نيستند، نيست.

از آقای آزادبخت به خاط قلم زیبایشان نهایت تشکر و امتناء را دارم باشد که همیشه برقرار باشید

مجید اسدی در گفته :

ضمن عرض سلام و ادب و خسته نباشید به دوستان میرملاسی و جناب آزادبخت.
آزادبخت اینقدر غصه این کوهدشت رو نخور بابا یه کم به خودت برس این قبری رو که من وتو روش گریه میکنیم مرده توش نیست حالا بازم برو دنبال یه قضیه دیگه خوشت میاد بعضی وقت ها میشینیم خودمون رو با استان های دیگه مقایسه میکنیم بعد میگیم ما چیمون از اونها کمتره. درسته نه تنها چیزی از استانهای دیگه کم نداریم یه چیزهایی هم روش اضافه داریم ولی اکثریت مردم همشهری ما متاسفانه یا خواب تشریف دارن یا خودشون رو به خواب زدن محض اطلاع همه که سرشون رو زیر پتو کردن من هم همصدا با آزدبخت عزیز میگم مردم سرتون رو یه کم بیارید بیرون درمورد مسائل زیر یه کم فکر کنیم
1.بیکارهای فرزندان تحصیل کرده بیکارتون
2.کوچه ها وخیابون های چاله چولتون
3.جاده های غیر استاندارد بسیار خطرناک شهری و روستایی یا به قول دوست همفکر م آتاری مرگتون
4.بافت همینجوری باری به هر جهت شهریمون
5.زیرساخت های نامرتب شهریمون که هر چند وقت یه بار ادارات مربوطه با خیابون هاش سر بازی دارن انگار دارن دنبال گنج میگردن
6. درختان جنگل های اطرفمون که بیچاره ها پا ندارن فرار کنن چون مردم و مسولین این قدر بهشون لطف دارن که کشاورز به خاطر اینکه یه مشت بیشتر برداشت کنن و یا اینکه کمباین راحت تر کار کنه درختان راقلع وقم میکنن بعدش هم اون ها روتبدیل به زغال درجه یک میکنن و صادر میکنن برا استانهای همجوار بعد همه تقصیر ها رو گردن مردم میزارن غافل از اینکه 95 درصد تخریب درختان را کشاورزان انجام میدن شاهد این حرف من هم ریشه درختانه که در عکس های منتشر شده توسط همین رسانه هستش چون اگه کسی بیاد آتیش درست کنه شاخه میشکنه ریشه نمیبره. زمانی هم که میخان علف های هرز زمین هاشون رو از بین ببرن از آتیش استفاده میکنن وقتی هم جریان آتش به مراتع میرسه آتش نشانی تعطیله یا آب ندارن ویا اصلا بیخیالش میشن. ممنون از این همه لطف وبیداری مسولین همیشه درصحنه و با برنامه شهرمون خداییش که جای تاسف داره………..
7. مورد بعد همین مسولین بی مسولیت شهرمون که شعر همه چی آرومه رو بهشون تقدیم میکنم انگار فلسفه مسولیت آنها در چند چیز خلاصه میشه و بس از جمله:1.پست وصندلی 2.فیش حقوقی3.پارتی بازی و خوردن خودشون و اطرافیانشون و …… آفرین براین همه همیت آفرین براین همه شایستگی و صدآفرین بر این همه بیداری همشهریان
8.مورد بعدی دودودم کارخانه های شهرمون که آرم و قرار را از مردم بردن یه مسول دلسوز پیدا نمیشه مردم رو از دست این همه کارخانه نجات بده
9.مورد بعد آب شربی رو که همشهریان استفاده میکنن بسیار غیر استاندارد و خطر ناک هستش میتونید آزمایش کنید.
10. مورد بعد موج عظیم مهاجرت ومراجعه مریض های هموطن و خارجی به بیمارستان های شهرمونه که باعث شده همشهریان ما از ترس سرایت ومبتلا شدن به بیماری های عجیب وغریب همه به زیر پتو فرار کنن… واقعا که جا ی تاسف داره که هر پزشکی که میخاد کار یاد بگیره دوره کار ورزیش رو مهمون مردم ماست تازه جدیدن با برنامه 20:30 مشکل پیدا کرده بودیم چون یکی از مریضاشون جون سالم به در برده بود 20:30 باخبر شده بود. بگید بابا 20:30دست بردار
11.ساماندهی ناوگان حمل ونقل شهری وبین شهری شهرستان
12.شعار توابع کیلو چنده وبابا بیخیال توابع وشعار فامیلی آشنایی نمونده بفرستیم برای مسول ادارات بخش های امپراطوری صنعتیمون.طفلکی مردم توابع گناه دارن بی مسول بمونن.نوبت به توابع و بخش های شهرمون که میرسه بودجه تمام شده مسول نداریم موندیم ببینم بودجه این شهر کجا خرج میشه راستی وازه مسول یعنی چه؟
13. نداشتن فضاهای مناسب از جمله پارک و سینما
14.راستی چرا مردم شهر ما به جای استفاده از پیاده رو ها در خیابان تردد وپیاده روی میکنند؟
15.نداشتن نماینده ای مقتدر و دلسوز که مشکلات ما را به گوش مسولین مملکتی برساند.
16.آمار اعتیاد شهرستان.
17.عدم قیمت ثابت بین اجناس دو مغازه که در همسایگی هم هستند.
18.هروقت مسولی از مسولین تراز اول مملکت به شهر ما میایند تازه مردم یاد پیچ تراکتورشون دندون کرم خورده ویا احیانن پول کتاب بچشون میفتن انگار که بابا نول اومده
19.حفاظت و پاسداری از سنگ نگاره های میرملاس و همیان که قدمت آن به دوازده هزار سال قبل از میلاد یعنی 14000 سال قبل برمیگردد.که به محلی برای نوشتن یادگاری تبدیل شده
جناب آزدبخت بزرگوار و با وجدان محض یاد آوری به حضورتان عرض کنم که موارد ذکر شده که شما هم از آن بی اطلاع نیستید تنها بخشی از گرفتاریها و مشکلات شهرستان میباشد وبرای رفع معظلات پیش رو نه من نه تو بلکه همه باید آستین همت را بالا بزنیم و به مراتب اگر توهین وجسارت به همشهریانمان نباشد آنها را از خواب بیدار کنیم و بانی این فرهنگ باشیم که مردم ما حداقل در سطح شهرستان حقوق شهروندیشان را از مسولینمطالبه کنند که کرسی گرم و راحتی را که بسیاری برسر آن 34 سال است سر جنگ داشته اند
ودارند به افرادی واگذار کنیم که حس مسولیت داشته باشند چون مردم فهیم ،نجیب و شهیدپرورمان شهرمان را لایق تر از اینهامیدانم که به بن بست برسند مردم غیور ما درتمام روز های حساس انقلاب پشتیبان وحامی اسلام و انقلاب و ولایت بوده اند و هستند وچنین مردمی رالایق چنیین سر نوشتی نمیباشند من به جرات میتوانم بگوییم که90 درصد مشکلات شهرمان به مسولین بی مسولیت شهرمان در طول این 34 سال برمیگردد و صد درصد این معضل از جایی نشات میگیرد که مردم حقوق خود را از مسولین مطالبه نمیکنند به امید روزی که این فرهنگ سازی ها به یک منشور اخلاقی و رفتاری برای تک تک همشهریانمان تبدیل شود ودر آن روز است که میتوانیم بر مشکلات پیروز شویم.انشالله

امرایی در گفته :

اقای اسدی خدای خودت فهمیدی چه نوشتی کاری کردی زحمت نویسند راهدرمیدی

ناشناس در گفته :

اگه فکر کنیم بد نگفته فقط فکر

ناشناس در گفته :

شمایی که اینقدر دلت حتی واسه خودت هم نمیسوزه،که از روی بی حوصلگی منظورتو رو کامل نمی نویسی،زحمت های این دوست عزیز رو…….

سیدمجتبا حسینی در گفته :

یک همشهری در گفته :

متاسفانه ما ذر ذنیا بالاترین آمار تصادفات مرگبار رانندگی را داریم وتاسفبارتر اینکه استان لرستان در نه ماه اول سال گذشته بیشترین تلفات را داشته است و باید بپذیریم که در صدی از این تصادفات بی ارتباط با طریقه استفاده ما از وسائل نقلیه نیست ولی مهمترین علت همان مناسب نبودن راههاست از چمله جاده بسیار حطرناک کوهدشت به خرم آباد که جناب آزادبخت با دلسوزی و دردمندی یک نویسنده متعهد در حالیکه مدتها بود شاید بعلت یاس ونومیذی هیچ مطلبی در باره این معضل بسیار مهم نبود شرج جال چامعی در باره آن ارائه کرده است راستش منهم هر بار که شبها به این جاده ورود کرده ام ذقیقا دچار همان اخساسی شده ام که ایشان نوشته اند مضافا اینکه درد وحاطره عزیزانیکه در این چاده از دست رفته اند نیز به سراغت می آید با تشکر بسیار از جناب آزادبخت برای پرداختن به این موضوع مهم وحیاتی امیدوارم مسئولین امر نهایت همت حود را که عمدتا تامین بودجه پیمانکاران میباشد بعمل آورند وبدانند که این پروژه محک کار آمدیشان است .

م.خدایگان در گفته :

دست مریزاد حشمت جان! خوب نوشته ای. امیدوارم مسئولین محترم فکری به حال این مشکل بزرگ قدیمی بکنند

ایمان غلامی در گفته :

احسنت

تنگه شيرز در گفته :

نمي دانم چه بنويسم
از فرهنگ گم شده و گم گشته كريم خان زند بنويسم يا از هويت پايمال شده اصالت لك
نميدانم نميدانم نميدانم

یک بی ثواط روصتطایی در گفته :

چرا نامه و توماری از امضا و کاربن مسئولین و نمایندگان 20 الی 30 ساله کوهدشت در مقایسه با 20 الی 30 ساله شهرهای کوچک و صدای گم شده ی اجتماع را به استانداری نمیفرستد اینجوری که شما پیش میرین هم ما داغون میشیم هم خودتون / دفتر کاهی سیاهی با نقش و نگاری از علامت ؟و ! و… را تهیه کنید و ….

مصطفی امرایی (خرم آباد) در گفته :

چرا حشمت جان گذشتند مسئولین زیادی از این جاده طی طریق کردند جا دارد یادی کنیم از مرحوم حشمت امیری که با زن فرزند و خواهر زاده و ……. به جان خودت جنازه آن مرحوم یک چهارم تابوت را پر نکرد از آن مرد تنومند چیزی نماند روسری همسر خدا بیامرزش را میان قفسه سینه اش در آوردند…… بهتره بگذری اما نه از جاده کوهدشت از تراژدی از یاد آوری تصادف و خون ریخته درلابلای ستون پراید و پیکان بی خیال … می دانی که مرحوم حشمت امیری شهردار خرم آباد بود رشته اش عمران بود مهندس بود…… اگر تراژدی به ما میگوید ای انسان تو در لبه پرتگاهی هستی که هر آن لغزشی ممکن ا ست نگون سارت کند اما کمدی میگوید ممکن است اینطورها که فکر میکنی نباشد دنیا دو روز است……. سیزده بدرو روژ خوشی منی خوشحالم .. دنیا دوروژه یه روژ گه چی ارا بنالم

پرویز گراوند در گفته :

راستی ما چیمون از استانهای دیگر مثل اصفهان و فارس و گیلان کمتره!؟
اصلا چیزیمون کمتر هست یا نه!؟
حتما یک یا چند چیزمون کمتره؛ و گرنه ما هم مثل اونا بودیم.
اون چیزها چی هستن؟
بیاییم روی اون چیزها فکر کنیم و مشخص شان کنیم.
اون چیزها حتما آب و خاک و سرزمین و هوا نیستند؛ چون ما اینها را داریم. پس چی هستند!؟
یعنی مسئولین مان مشکل دارند!؟
این که نشد جواب؛ چرا مسئولین آنها مشکل ندارند ولی مسئولین ما دارند!؟
مشکل از کجاست!؟ چون مسئولین ما بدند پس مشکل دارند!؟
این هم که نشد جواب؛ چرا مسئولین آنها خوبند ولی مسئولین ما بدند!؟
بیایید یک بار آزمایش کنیم بگیم ما خودمون بدیم تا ببینیم معادله منطقی تر نمیشه!؟

بهاروند در گفته :

حشمت جان ناراحت نباش عزیزم ، مردم عزیز ولایت مدارمون با مشارکت 115 درصدی مشت محکم بر دهان امریکا زدن ، جاده چیه ؟ کاندید عزیز جنابعالی که 12 سال نماینده بود اگه این دفعه می برد حتما درستش می کرد !

امرایی در گفته :

تااین متلک پرانی هاهست وضعمان همین است که میبینید.آخرعزیزمن این مطلب که صدای اعتراض تمام کوهدشتی هامی باشد سزاوار متلک پرانی است؟ ماکی می خواهیم انسانی فکرکنیم وانسانی حرف بزنیم؟آقای آزادبخت به خداحیف است خودتان را صرف مردمی کرده اید که لایقش نیستند.باید قلم شمارابوسید که دردهای مارا فریادمیزنید ولی میبینید که بعضی آدمهای عقده ای و بیسوادچطور برخوردمیکنند باشما وامثال شما.

شهروند در گفته :

ای کاش ازادبخت یک مسئول بود ………………….حتما اوهم کاری نمی کرد ……………………

یک بی ثواط روصتطایی در گفته :

پرویز مگه عکس های امین آزادبخت رو ندیدی کامیون حمل زباله در سیزدهبدر دالاب و اواخر برج 1 /91 در امامزاده محمد اینا مسولینن دیگه آقای آزادبخت جک که تعریف نمیکنه. راستی ببینم نکنه رانندش تویی ؟!!!

باید یه کاری بکیمن در گفته :

دست نه ی ژی حشمت عزیز

رومشکان در گفته :

اولیش اینه که هر چی قاتل و دزد و مواد فروش و مشروب فروش رو از بین ببرن تا شهر آرام بشه بعد نماینده و … میتونن بداد شهر برسن

داربلوط پير در گفته :

به نام خدا
سپاس از نگارنده بخاطر نوشته هايش در اين خصوص، وليكن شما ، ما و آنها آنقدر در مورد اين معضلات نوشتيم زبانمان آزادراه تهران – قم ، آزادراه تبريز-زنجان، آزادراه اصفهان… شد.آنقدر در مورد جنگلها گفتيم زبانمان درخت بلوط درآوردو…

راننده در گفته :

حشمت خان سلام.نماینده بی خیال کوهدشت درمراسمات تشیع جان دادگان اتوبان مرگ کوهدشت شرکت میکردانشااله ملکشاهی دنباله رو راه بیراهه سایرین نباشد

اقای بی ثواط : راننده کامیون زباله که معلوم نیست مال کجا بود مسئوله.اتفاقا بهترین مدیران بچه های کوهدشتند این رابا امار میگویم نه از سربغض یا کونه فکری سیاسی یا در حسرت میز بی ارزش مدیریت …افسوس برای قلم بدستان مزدور -جه در جنگ جه بعد ازان امار سرداران شهید کوهدشت را داری یا نه برات می گم فرمانده اطلاعات عملیات لشکر 57شهید حاج محمد ازادبخت -فرمانده گردان کمیل شهید بالنگ -فرمانده گردان سرافراز محبین شهید ستوده علیمردان ازادبخت -فرمانده قهرمان گردان تخریب شهید گرانقدر الیاس سوری -شهیدان سرافراز سرتیب نیا فرماندهان همیشه جاودان -شهید مروت طرهانی با عطمت ومهربان -شهید حمید ابراهیمی فرمانده محور عملیاتی سردشت -مهاباد -شهید دلاور کوشکی فرمانده قهرمان گردان محبین ودهها سردار شهید دیگر که مجال نیست مسئولین خدوم -پیریایی استاندار همدان -دوستی استاندار کهکیلویه وبویر احمد -میرزایی فرماندار سنندج -رشیدی فرماندار پلدختر -فقید سعید حاج محمد ازادبخت فرماندار الیگودرز -ابراهیمی -فرماندار سابق کوهدشت -ملکی راد معاون استاندار -اسفندیاری مدیر کل سابق اموزش وپرورش -ودهها شهردار وبخشدار وفرماندهان ارشد نطامی -قضات عالیرتبه -اطلاعاتی وامنیتی که در سایر استانها با موفقیت بکار خود ادامه میدهند -پس مشکل ما مسئولین نیسند ما همه مسئولیم مردم بایستی با مشارکت اگاهانه در تصمیم گیریهاورشد شهرستان شرکت کنند خدا وکیلی چند نفر ازما عوارض ساختمان را به شهرداری میدهد -مالیات میپردازد -هنجارهای اجنماعی را رعایت میکند -از اموال عمومی محافظت میکند ………….لامپ داخل پارک بعد از یک هفته شکسته -روشنایی معابر با تیر کمان وتفنگ بادی …-کیوسک تلفن نابود -سرقت سیم برق حتما کار مسئولینه -برای عبور خط گاز معارض داریم برای عبور جاده معارض داریم .دهها معارض دیگر ……………کلام مختصر تا جامعه پذیر نباشیم نه ملکشاهی ید بیضا دارد نه قبادی وامامی ودوستی بی کفایت بودند چهار سال بعد هم مینویسند ملکشاهی کاری نکرد و………

جناب بیطرف اگه کارمسوولین نیست پس کار بابای منه ؟ دلاورانی که نام بردید چه ربطی به مدیران بی کفایت فعلی داشتند ؟معضلی که دراین مقاله به آن پرداخته شده جاده است .کار کیه پیگیرش بشه ؟نماینده ها یا من و تو یا اسفندیاری؟شکستن لامپ معابر چه ربطی به راندمان کار نمایندگان و مدیران داره؟نه جانم نماینده هامون بی عرضه بودن وهستند وحتما خواهند بود…

خسته نباشی

بیطرف واقعا دمت گرم –

سوری در گفته :

بیطرف عزیز:جنایعالی یک سری واقعیت رو ذکر کردید از ماست که برماست.شهر ساختنی است،باید نیرو را در جابجایی ضرب کرد تا کار به دست بیاید پس باید هزینه بدیم تا شهرمان را بسازیم.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :