کد خبر : 39359
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۹۲ - ۰۲:۰۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 626 بازدید

بحران هویت وفرهنگ دردهکده جهانی

    علی بالنگ / میرملاس نیوز : بحران هویت وفرهنگ دردهکده جهانی   اززمانی که مارشال مک لوهان اندیشه ی دهکده ی جهانی را ارائه داد زمان زیادی نمی گذرد.در آن موقع اندیشه ورزان وجامعه شناسان این اندیشه را نوعی خیالپروری قلمداد کردند،ولی با پیشرفت شگفت انگیز علم و تکنولوژی ورشد علوم ارتباطات و […]

 

301697_101650169939293_7957864_n1

 

علی بالنگ / میرملاس نیوز :

بحران هویت وفرهنگ دردهکده جهانی

 

اززمانی که مارشال مک لوهان اندیشه ی دهکده ی جهانی را ارائه داد زمان زیادی نمی گذرد.در آن موقع اندیشه ورزان وجامعه شناسان این اندیشه را نوعی خیالپروری قلمداد کردند،ولی با پیشرفت شگفت انگیز علم و تکنولوژی ورشد علوم ارتباطات و فن آوریهای ارتباطی از جمله کامپیوتر،اینترنت وغیره این اندیشه ذهن اکثریت قریب به اتفاق اندیشمندان جهان را به خود مشغول کرد. هر چه به پایان قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم نزدیکتر شدیم فرهنگ پژوهان و نظریه پردازان اجتماعی بیشتری در این زمینه قلم فرسایی کردند و هرکدام به نوعی به تعریف دهکده ی جهانی و جامعه ی جهانی آرمانی آینده پرداختند و روز به روز این اندیشمندان با تناقض های بیشتری مواجه شده و به این نکته مهم پی بردند که فرهنگ مقوله ای تفاوت مدار است و شیوه ی زندگی خاصی را می سازد.این تفاوت و خاصیت نه تنها امکان هویت یابی را فراهم می کند بلکه به زندگی انسانها نیز معنا می بخشد.

فرهنگ آداب مشترک انسانی،اعتقادات بشری و نظامی از آداب و رسوم و ارزشهای اجتماعی است که انسان از طریق آنها جهان پیرامون خود را توجیه می نماید واز نسلی به نسل دیگر انتقال پیدا می کنند.فرهنگها به واقع نشان دهنده آداب و سنن و رسوم هر قوم می باشند و این آداب و سنن نشان از ریشه های تمدنی باستانی دارند ولی آنچه در این میان ما میبینیم رد پایی از آن سنن وآداب است.

” امروزه انقلابی شگرف در فنون ارتباطی و اطلاعاتی و شکل گیری یک نظام جدید مبتنی بر زبان همگانی و دیجیتالی ، بنیاد مادی جوامع انسانی را چنان دگرگون کرده که هیچ گونه انزوا گزینی و کناره گیری را بر نمی تابد و حتی دورافتاده ترین و سنتی ترین جوامع بشری نیز از بستن مرزهای خود به روی جریان ها و شبکه های جهانی ناتوان هستند.” ۱ البته تصور واندیشه فرهنگ واحد جهانگیر پیشینه ای طولانی دارد. در امپراطوری های باستان مانند چین یا رم نیز چنین برنامه و علاقه ای وجود داشته است. ادیان جهانی مانند اسلام و مسیحیت که به همه ی انسان ها معطوف بوده همواره دغدغه ی جهانگیر شدن را داشته اند. آرمان های سوسیالیست هایی مانند سن سیمون بر شکل گیری جامعه و فرهنگی جهانی استوار بوده است۲″ .”جهانی شدن عبارت است از فرایند فشردگی فزاینده زمان و فضا که به واسطه ی آن مردم دنیا کم و بیش به صورتی نسبتا” آگاهانه در جامعه جهانی واحد ادغام میشوند.۳″

جهانی شدن بیشترین تا”ثیر را در سه حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ دارد ومفهومی پیچیده و چند وجهی است، که باید از زاویه دیدهای مختلف بدان نگریسته شود. جهانی شدن فرایند و امکانهای فراوانی رابرای بازسازی هویت وفرهنگها فراهم می کند. هویت ها طبیعی نیستند بلکه ساخته می شوند،پس باید بوسیله منابع موجود به ساختن آن اقدام نمود. هرجامعه ای باید منابعی هویت بخش ومعناآفرین رادراختیاراعضای خود قراردهد تا آنها بتوانند به وسیله آن منابع هویت خود را بازسازی نمایند و زندگی خود را معنا دار کنند و بشر به آسانی بتواند نیاز هویتی خود را از آن منابع تامین کند و ملت ها با دانش و قدرت گام در راه چیستی و کیستی خود بنهند و بتوانندهم در جهان زندگی کنند و هم در محل،و به قولی جهانی بیندیشند و محلی زندگی کنند.

هویت از نیازهای روانی انسانی و پیشنیاز هر گونه زندگی اجتماعی و فردی است،فرهنگ به عنوان تامین کننده مصالح و منابع لازم برای هویت سازی است،بی گمان فرهنگ را باید مهمترین و غنی ترین منبع هویت سازی دانست زیرا فرهنگ هم تفاوت آفرین است هم انسجام بخش.

طبیعا” دادو ستد های فرهنگی بسیار موثر می باشند، کسی نمی تواند منکر آن شود . وقتی هنرمندی از کشوری با هنرمند کشور دیگر تبادل نظر می کند یا کتابی از فرهنگی دیگر ترجمه می شود، دو فرهنگ و دو فکر با هم آمیخته می شوند و از آمیزش این دو فرهنگ ،فرهنگی نو و جدید زاییده می شود .نظریه پردازان مارکسیست و لیبرال افول و کم رنگ شدن فرهنگ را در شرایط بین الملی شدن فرهنگ وعده می دهند ،بر خلاف این نظریه ها دهه های پایانی قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یکم نقطه ی عطفی در تاریخ تطور و بخود آمدن فرهنگ ها و هویت های ملی است .

جوامع انسانی برای حفظ فرهنگ و هویت خود دست به یک سری عملیات فرهنگ ساز در جهان معاصر می زنند ،هر چند در مواردی با خاص گرایی های فرهنگی و خشونت هم مواجه می شوند.فرایند جهانی شدن با بر هم ریختن فضای انحصاری فرهنگ ها و از بین بردن مصونیت فرهنگی، قابلیت و توانایی فرهنگ ها را در زمینه ی هویت سازی سنتی از بین خواهد برد.

هویت داشتن در درجه نخست به معنای خاص و متمایز بودن و ثابت بودن و پایدار ماندن و به جمع تعلق داشتن است،احساس متمایز بودن از دیگران جزء جدایی ناپذیر هویت و فرهنگ است.

بحران هویتی که خاص جهانی شدن فرهنگ است افراد و اقشار گوناگون جامعه را برا ی حل این بحران بسیج می کند و برای رفع این بحران به روش ها و راهکارهایی متوسل می شوند. از اینرو نوعی خاص گرایی فرهنگی رخ می نماید که نمونه بارز آن ملی گرایی فرهنگی و غیره می باشد.افراد جامعه از طریق هم سنجی های اجتماعی و فرهنگی به باز شناسی مرز میان خودی و بیگانه می پردازند و هویت یا خویشتن خود را معنا می بخشند.

فرهنگ پژوهان جهانی، مهم ترین وجه زندگی را در عصر دهکده ی جهانی وجه فرهنگی آن می دانند.در عصر جهانی شدن فرهنگ ،فرهنگها از آن رو اهمیت می یابند که فرایند جهانی شدن یک فرهنگ معین را جهانی می کند و فرهنگهای دیگر را به مقاومت و رویارویی و چالش وا می دارد.استقلال فرهنگی و هویتی هر قوم به معنای انزواگزینی آن قوم نیست بلکه با دسترسی و راه یابی به امکانات جهانی می تواند به نحو ممکن با تکیه بر تاریخ و خاطره قومی خود و همچنین تکیه بر داشته های فرهنگیش ،فرهنگ و هویت خود را بازسازی نماید،زیرا که ملت بدون تاریخ محکوم به فنا است.

هر فرهنگ عبارت است از دادو ستد گسست ناپذیر با جهان ،هر فرهنگی باید ظرفیت نو شدگی و باز یافتگی را در خود داشته باشد “بدون شک نبوغ هنری هر قوم مطابق با استعدادو قریحه ی همان قوم است۴ .” در جوامع سنتی هر فرد بصورت ناخود اگاه میراث دار هویت خود و قومش می باشد.هنر و ادبیات به معنای گسترده ی آن به صورت منابع اصلی بازسازی هویت اقوام می باشند.جهانی شدن تحولی برگشت ناپذیر است. در جامعه جهانی برخلاف جوامع سنتی که در بر گیرنده ی منابع محدود و معین برای ساخت فرهنگ و سنت است می تواند منابعی بسیار غنی تر و پر بار تر برای ساخت هویت و فرهنگ در اختیار بشر قرار دهد.

دهه ۱۹۹۰ با فروپاشی سوسیالیسم دولتی شوروی که پایان جنگ سرد را رقم زد،و همین فرایند باعث تحکیم هر چه بیشتر سرمایه داری جهانی شد ،خود تهدیدی جدی برای ارزش ها و سنت ها به عمل آورد.این واقعیت را هم نباید از نظر دور داشت که جهانی شدن در نگاه اول چیزی جز غربی و آمریکایی شدن جوامع انسانی نیست،و خطر در همین مقوله نهفته است. باید دست به دامان فرهنگ های اصیل قومی و ملی زد،و با تقویت و بازسازی آنها از این ادغام فرهنگی جلوگیری نمود. زبان ،نژاد،قومیت،دین و تاریخ هر کدام برای ما می توانند فرهنگ ساز باشند و داشته های فرهنگی ما را پر بار تر کنند . ما باید با تکیه براین عوامل هویت خود را اثبات کرده واز فرهنگ بیمار گونه سرمایه داری رهایی یابیم. با پیشرفت جهان و نزدیک تر شدن ما به دهکده جهانی برخی آداب و رسوم از بین می روند، برخی دگرگون می شوند و برخی در فرهنگ های بزرگ ادغام می شوند و همه فرهنگ ها کم و بیش ویژگیهای مشترک پیدا می کنند . روز بروز موانع و فاصله ها میان بخش های مختلف دهکده جهانی بتدریج کاهش می یابد و جهان روزبروز فشرده تر می شود و به همان میزان توان و امکان افراد و گروههای مختلف برای برکنار ماندن از تاثیر محیط های جهانی کمتر می شود. مدها به آسانی از محدوده ی سرزمینی فراتر می روند و جهان به یک فضای اجتماعی واحد تبدیل می شود. استقلال دولت ها بسیار کاهش می یابد . مشروعیت و اقتدار دولت – ملتها تضعیف می شود.یکی و شاید مهم ترین فرایند جهانی شدن کم رنگ شدن چشم گیر نقش دولتها به مثابه مهم ترین متولی هویت سازی است. به این دلیل در دوران معاصر معمای هویت بیش از هر عصری آدمی را به خود مشغول می کند.

فرایند دیالکتیکی و متناقض نمای حاکم بر دهکده ی جهانی به همان اندازه که سرزمین زدایی می کند به همان اندازه هم توان ملت ها را برای بازسازی فرهنگ خودی و هویت سازی افزایش می دهد،زیرا انقلاب ارتباطی نقش بسزایی در کاهش تصلب و انسداد فرهنگ ها را دارد.

فن آوری های بسیار پیشرفته و کارآمد ارتباطی، حد و مرز ها را فرو میریزد و فضای بسته را از بین می برند،امکان برای انزوا گزینی باقی نمی ماند، نفوذ پذیری و فرو ریزی مرزها فضاهای امن و خلوت فرهنگ ها و هویت ها را نیز از بین خواهد برد. در چنین دنیای بدون مرزی، اجزا و عناصر مختلف فرهنگی بصورتی گریز ناپذیر با هم برخورد می کنند و در کنار یکدیگر قرار می گیرند.آداب وسنن و الگوهای مختلف زندگی به واسطه ی فن آوری های پیشرفته ارتبا طی و حمل و نقل اقصی نقاط جهان را در می نوردد. بنابراین ثبات و خلوص فرهنگی کم وبیش از بین می رود.نابودی فرهنگ سنتی به معنای از بین رفتن خاطره و تاریخ ، چونان منابع اصلی هویت در جوامع سنتی و از بین رفتن میان گذشته مشترک و حال مشترک است. بنابراین نوعی بحران فرا گیر و فزاینده هویت و معنا جوامع مختلف جهان را فرا می گیرد.نوعی احساس سر در گمی و دلواپسی و اضطراب و ناامنی و ترس در انسان ها بوجود می آید،چرا که هویت شرط لازم زندگی اجتماعی است ولی دیالکتیک جهانی شدن همچنان که گفته شد،ضمن اینکه هویت های فردی و اجتماعی را کمرنگ می کند ولی سطحی از آزادی را هم برای بازسازی هویت ها و فرهنگ خودی در اختیار جوامع مختلف و فرهنگ سازان و اقوام قرار می دهد.

فرهنگ در جامعه جهانی مدرن،با دو خصیصه خاص روبرو می شود،یکی عام گرایی فرهنگی و دیگری خاص گرایی فرهنگی است.عام گرایی حکایت از آن دارد که در برخی موارد افراد و گروهها فرهنگ خود را با ترکیب و آمیزش عناصری از فرهنگ های مختلف می سازند و فرهنگی مسالمت جو بوجود می آید که به دنبال آن تبادل سازنده ای را تجربه می کنند.این همزیستی ها و آمیزش ها با وجود اینکه همسان نیستند یک ویژگی مشترک دارند و آن هم واکنش عام گرایی فرهنگی و عدم بنیاد گرایی فرهنگی است.ولی در خاص گرایی فرهنگی ،فرهنگ ها روی داشته های خود تاکید می ورزند وسعی می کنند این داشته های فرهنگی را از آمیزش با دیگر فرهنگ ها محفوظ بدارند،و نگذارند که این داشته ها با دیگر فرهنگ ها آمیخته گردد و این خود نوعی ناسیونالیسم فرهنگی را دامن می زند.

در عصر جهانی شدن کوچکترین اخبارازغرب امریکا درعرض چند ثانیه به شرق آسیا می رسد و با واکنش خاص روبرو می شود. این امر روزبروزشدیدتر می شود وبرتمام مسایل بشری از جمله اقتصاد، سیاست وفرهنگ تاثیرمی گذارد. فرهنگ ها درهم تنیده می شوند، زبان ها باتغییرات خاص مواجه شده وتکنولوژی های جدید هرروزدردورافتاده ترین نقاط دنیا جای خاص خود را پیدا می کنند، سنت ها تحت تاثیرقرارمی گیرند، واین تغییرات خارج ازتوان بشری می باشد. حتی وجود ارتباطات پیشرفته دردنیای مجازی بدون مرز برروی ذائقه های انسانی هم تاثیرگذاشته وآشپزی ها هم هرروزبهم نزدیک ترمی شوند. هرقومی که درآینده ازداشته های فرهنگی خوداستفاده کند هیچ موقع دچار ترس ونا امنی نمی شود که فرهنگش بلعیده شود.خرده فرهنگ ها باید بدون ستیزوتوسل به روش های غیرمسالمت جویانه، ارزش های خاص و داشته های خود راعمومیت بخشیده وآنها را جهانی کنند تا دردهکده جهانی آینده جایی برای خود بازکرده وحرفی برای گفتن داشته باشند.ما اگر در دهکده جهانی داشته هایمان رانوسازی و بازسازی نکرده وآنها را پربارتر نکنیم در این معارضه حق انتخاب فرهنگ هم از ما سلب می شود.

جهانی شدن هرچند تهدیدی جدی برای ارزش ها و سنت ها می باشد ولی خود باعث رشد فرهنگ های اصیل هم می شود ، وارزش های فرهنگی غنی را زنده می کند.اقوام با تکیه بر فرهنگ خودی و فولکلورهایشان می توانند ازاین خطر وتهدید جدی رهانده شوند. ما اگراز داشته های فرهنگی برخوردار باشیم و به خاطره و تاریخ نیاکانمان واقف بوده وآنها را ارزش گذاری و غبار روبی کنیم، می توانیم از نواندیشیدن را بیاموزیم و ازنو خود را احیا کنیم ودر عمل خلاق جهان نو سهیم شده و آنی شویم که هستیم. ما با تکیه بر داده ها و داشته های هویتی و فرهنگی خودمان نه فقط به حربه ی متقابلی مجهز می شویم، بلکه به آسانی در برابر فرهنگ بیگانه سر خم نکرده ودر آن فرهنگ ها مستحیل نمی شویم .برخی فرهنگ ها به آسانی در برابر فرهنگ جهانی یا فرهنگ هایی دیگر مضمحل می شوند . برخی دیگر موضعی سرسختانه وستیزآمیزنسبت به فرهنگ مهاجم اتخاذ می کنند. شماری از فرهنگ ها به هم زیستی مسالمت آمیز تن می دهند و تعدادی هم گفتگو و تبادل فرهنگی را گریز ناپذیر می دانند. البته تحول فرهنگی و شکل گیری فرهنگ های عام و ترکیبی جدید هم از محصولات این برخورد در فضای جهانی است. البته حضور درجمع فرهنگ های جهانی مستلزم تلاش برای تحول و بازسازی ونوسازی فرهنگی می باشد.فرهنگی که داشته های فرهنگی خاص خود را نداشته باشد یا باید تن به استحاله وادغام فرهنگی بدهد یا باید به حاشیه رانده شود.

امروزه ما در جهانی زندگی می کنیم که فرهنگ های مختلفی برآن حکم فرما می باشد،و بعضی از این فرهنگ ها در آینده تحت تاثیر فرهنگ های مسلط بلعیده می شوند. در نسل ما فرهنگ ها دچار یک نوع دوگانگی شده اند از یک سو گرایش به سوی جهانی شدن را دارند و از سوی دیگر تلاش می کنند از ارزش های ملی و منطقه ای خود دفاع کنند.

ما با اخذ نکته های خوب و ارزشی فرهنگ های بیگانه و بومی کردن آن ها باید گذشته ی ناب و خالص خود را احیا کنیم.

“هر قومی خواه نا خواه خاطره ای دارد که همچون رودی زلال از سر چشمه ی صورت های ازلی بر می خیزد و خاطره ی کنونی را به گذشته و گذشته را نیز به آینده پیوند می زند و این تاریخ به آیندگان که میراث خواران تاریخند سپرده می شود۵”

نسل جوان و تحصیل کرده و فرهنگ پژوهان و هنرمندان این مرزو بوم باید خودشان درباره ی آداب و سنن و فرهنگ غنی ودیرسال این منطقه تحقیق و تفحص کنند،تا آثاری به جا ماند که در آینده بتوان از آن برای اثبات فرهنگ و هویت مان استفاده گردد ودر برابر محو شدن تدریجی مرزها که خاص جهانی شدن است ما با دست پر، و اتیکت فرهنگی که همان شناسنامه فرهنگی ماست در جهان حاضر شویم و فرهنگمان به وسیله ی فرهنگ های مسلط بلعیده نشود. زیرا که انسان بدون هویت مانند شخص بدون شناسنامه است،خلق ها هم چنینند باید شناسنامه فرهنگی خود را داشته باشند.

علی بالنگ alibalang@gmail.com

منابع:

۱-جهانی شدن،فرهنگ،هویت-احمد گلمحمدی ص ۲۵

۲-همان ص ۹۹

 ۳-همان ص ۲۰

۴-بت های ذهنی و خاطره ازلی –داریوش شایگان ص ۷۷

۵-همان ص

 

 

درج شده توسط : سرویس خبر و رسانه " میرملاس "

دیدگاه ها

وروجک.. در گفته :

درودبراقای بالنگ

عرشيا كوشكي در گفته :

«در دنیایی که دیوارها و دروازه‌ها وجود ندارند چه احتیاجی به پنجره و نرده است» آلبرت انیشتن
—————————————————————————————————————-
جهانی شدن واقعیتی انکار ناپذیر هست . فرآیند جهانی شدن چنان دنیا را فشرده و در هم تنیده است که هیچ واحد اجتماعی نمی تواند درهای خود را به روی جریان ها و شبکه های جهانی ثروت، قدرت و اطلاعات ببندد. فرهنگ ها و عناصر هویت بخش فرهنگی هم واکنش هایی از خودشان نشان میدهند. آنها گاهی به ستیز و مبارزه بر میخیزند، گاهی تسلیم می شوند و گاهی هم به آشتی و همزیستی مسالمت آمیز روی می آورند.
جهانی شدن می تواند یک فرصت باشد یا یک تهدید. بستگی به نوع نگاه ما دارد. جهانی شدن چاقویی دو لبه هست که اگر درست و بهینه از آن استفاده نکنیم متاسفانه برعکس عمل می کند. با ساختارها و سازماندهی فرهنگی قبیله ای و عشیره ای نمی توان به جنگ جهانی شدن رفت.
به قول آنتونی گیدنز: جهانی شدن می تواند فرصت هایی بدیع برای بشر به ارمغان بیاورد و امکاناتی وسیع در اختیار او قرار دهد، منتها در مقابل برخی داشته ها و نعمات را هم لاجرم از او می ستاند . و این نه فقط خصلت جهانی شدن ، که اساساً خاصیت مدرنیسم هست.
در کل باید بپذیریم که قدرت و سلطه ی فرهنگ ملی و جهانی و قدرت فنی و تخصصی و اقتصادی پیوندی تنگاتنگ دارند و برای رسیدن به فنون و تخصص باید از حصار بنیان های سنتی و واپسگرا (ارتجاعی) دوری جست.باید بدانیم تعصب و تحجر چیزی به غیراز رکود در همه زمینه ها برای ما به ارمغان نخواهد آورد.

سعید بالنگ / دبیر سرویس شهدا ( دلاوران لرستان ) در گفته :

سلام عمو
دست مریزاد

عرشيا كوشكي در گفته :

شجاعت داشته باش تا با حقیقت رو به رو شوی. ————– استون.

————————————————–

هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که میداند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش. ————ماندلا

منصور گراوند در گفته :

احسنت وآفرین برخانواده اهل علم مقاله ای عالی بود .جناب بالنگ اگرقصدداریدبازهم دراین موردمطلب ارئه دهید کتاب ارتباط شناسی آقای مهدی محسنیان راد هم منبع خوبی خواهدبود.

آزادبخت در گفته :

با عرض سلام خدمت استاد بالنگ عزیز
بسیار مفید ،علمی و عالی بود .خسته نباشید.

امین آزادی فر در گفته :

باعرض سلام و ادب خدمت استاد عزیزم جناب آقای بالنگ
بسیار عالی بود دست مریزاد مانا باشید

ع نورمحمدی در گفته :

باسلام وعرض ادب خدمت همشهری گرامی آقای بالنگ

بی انصافی است اگرهرروز که بر اطلاعات عمومی مااضافه میشود ازطریق سایت میرملاس ،به جناب آقای آزادبخت مدیرمحترم سایت بخاطر این همه تنوع اطلاعات دست مریزادگفته نشود
همه مطالب این مقاله ارزشمند بود لذا یه جمله بیشترتوجه مرابخودجلب نمود وآن این است :که جناب بالنگ آورده اند:
“”“هر قومی خواه نا خواه خاطره ای دارد که همچون رودی زلال از سر چشمه ی صورت های ازلی بر می خیزد و خاطره ی کنونی را به گذشته و گذشته را نیز به آینده پیوند می زند و این تاریخ به آیندگان که میراث خواران تاریخند سپرده می شود””
امدوارم خاطره ای که ازمردم لرستان برای آیندگان به ارث گذاشته می شود خاطرهای زیبا وفرهنگ اصیل قوم لُر باشد نه خدایی ناکرده ،ناهنجاریا
درپایان یکباردیگر از آقای بالنگ بخاطرنگارش مقله زیبایش ممنون وسپاسگزارم

اسدالله آزادبخت در گفته :

درودبراستاد خوب وبی ادعا. همیشه جاری باشی

لطیف آزادبخت در گفته :

سپاس جناب اقای بالنگ ،
به عنوان یک علاقمند به حوزه ی مطالعات فرهنگی از این مقاله ی پربار بهره بردم و از این بایت از شما ممنون و سپاسگزارم .
بحث فوق العاده مهمی را آن هم از منظری هوشمندانه مطرح کرده اید . البته برخی از وجوه این موضوع مهم و منظر انتقادی شما جای بحث دارد که امید است با تلاش شما و دیگر دوستان در مطالعات فرهنگی منطقه ی ما حساسیت ، اولویت و جایگاه خاص این موضوع محفوظ بماند . / با تشکر

بهروز نظری در گفته :

با سلام و خسته نباشید

به عنوان یک عضو کوچک خانواده فرهنگی لازم است نسبت به تصیح اغلاط املائئ مندرج در متون بعضی از دوستان دقت بیشتری شود.
مثلا واژه احسن که در متن آقای منصور گراوند به اشتباه احسنت درج شده است

منصور گراوند در گفته :

جناب آقای نظری ازحسن نیت جنابعالی درباب راهنمایی متشکرم .ولی (احسنت یعنی آفرین واحسن یعنی نیکوتر)

1098 در گفته :

أحسن =آفرین
أحسنت= آفرین برتو
البته اینا اصطلاح اند درصورتی که أحسن فعل ماضی از باب إفعال میباشد به معنای لغوی “نیکو تر
وأحسنتَ فعل ماضی باب إفعال البته صیغه ی هفتم بدین شکل
أحسنَ أحسنا أحسنوا أحسنت أحسَنتا أحسنّ
أحسَنتَ تا الی آخر

بهروزابراهیمی در گفته :

احسنت برشما استاد عالیقدر جناب آقای بالنگ

عبدي پور (شهبازي) در گفته :

عالی بود استاد خداقوت

درود بر قلم توانمند ، بی آلایش و دوست داشتنی استاد گرانقدر آقای بالنگ

محسن جعفری در گفته :

کاش یک روز دل ازبند زمین باز کنم
مثل یک ابر به دنبال تو پرواز کنم
گریه ابر به شوق دل کوهستان است
کوه من باش که باران خود آغاز کنم

زنده باشی.

محمودمهکی از قم در گفته :

محمود مهکی
سلام ٌ علیکم
استاد فرزانه ام،سلام گرم وخالصانه دانش آموز سالهای دورت را پذیرا باش،خدا می داند باوجود شماها شهرمان وزنه سنگین تفکر و دانایی این سرزمین است،خداوندعمر پربرکت وطولانی به شما عطا فرماید،روح مرحوم کربلایی جوادشادباد که دس برار مرحوم پدرم بود

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :