کد خبر : 41118
تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۹۲ - ۱۸:۴۰
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 620 بازدید

سه خاطره از شهید حسن قبادی به نقل از حاج میرزا میرزاپور

شهید والامقام حسن قبادی سه خاطره از شهید حسن قبادی به نقل از حاج میرزا میرزاپور ۱-اولین سالهای بعد ازانقلاب بود احتمالا سال ۱۳۵۸ و کوهدشت هنوز بخشداری بود و به فرمانداری تبدیل نشده بود. همراه شهید حسن قبادی آدینه وند و حاج محمد قبادی برای کمک گرفتن و شکل گیری کمیته امداد به خرم […]

Untitled

شهید والامقام حسن قبادی

سه خاطره از شهید حسن قبادی به نقل از حاج میرزا میرزاپور

۱-اولین سالهای بعد ازانقلاب بود احتمالا سال ۱۳۵۸ و کوهدشت هنوز بخشداری بود و به فرمانداری تبدیل نشده بود. همراه شهید حسن قبادی آدینه وند و حاج محمد قبادی برای کمک گرفتن و شکل گیری کمیته امداد به خرم آباد رفتیم. ظهر موقع نهار چند عدد نان و یک مقدار سبزی گرفتیم. خیلی سخت گذشت. اما برای شهید حسن قبادی خیلی راحت بود.

۲- ساختمان فعلی دانشگاه پیام نور، بخشداری کوهدشت بود. در آن زمان شهید حسن قبادی معاون بخشداری را بر عهده داشتند. شهید حسن قبادی یک پیراهن داشت هر وقت پیراهنش را می شست پیراهن دیگری نداشت که بپوشد. یادم هست پیراهنش را شسته بود و جلو آفتاب ایستاده بود تا پیراهنش خشک شود و بپوشد.

۳- اول انقلاب کار ادارات قاطی شده بود مثلا رییس اداره آموزش و پرورش علاوه بر کار خودش حواله نفت هم صادر می کرد و شهید حسن قبادی معاون بخشداری بود و کارهای کمیته امداد را هم انجام می داد. خودش مانند یک کارگر ساده  پشت بام ها را قیرگونی می کرد. دستهایش ترک خورده بود و در سرمای زمستان پشت بام خانه خانواده های بی بضاعت را قیرگونی می کرد. خودم با چشمان خودم او را در حال قیروگونی کردن پشت بام خانواده های بی بضاعت دیده ام.

 

Shahid (3)

 

منبع : وبلاگ ” یادها و خاطره ها “

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

ناشناس در گفته :

روژ قیامتمه خدا ارا وژم

ناشناس در گفته :

ایکاش یک عکس هم از راوی خاطرات بگذارید

کورش ابراهیمی در گفته :

با سلام به حاج میرزاپور عزیز : جناب آقای میرزا پور در آ ن سال ها( ۵۸) بنده ۱۱ سال بیشتر نداشتم دایی ها اینجانب آقا حشمت و حجت ابراهیمی که معرف حضور جنابعالی هستند در آن دوران افتخار همکاری باشهید گرانقدر حاج حسن قبادی را داشتن یادم میا د همیشه از اوصاف و ویژه گی های منحصر به فرد آن شهید عزیز تو خونه صحبت میکردند از حسن اخلاق وصبر وتلاش وکوشش بی وقفه خارج از طاقت بشری برای مستضعفین وروستا نشینان ووفقط برای رضای خدا تا اینکه یک روز یادم میا د دایی حشمت آمد خونه ما به مادرم گفت شنیدم شما یک کوله پشتی دارید چون اون زمان کمتر کوله پشتی پیدا میشد من به رسم امانت برای حاج حسن میخوامش میخواد بره جبهه یادم هست مادرم کوله پشتی آوورد و داد به دایی والان تو این عکس یاد آن خاطر ه برایم زنده شد چندی نگذشت خبر آوردن که حاج حسن شهید شده دایی هم کوله را پس آورد ( (رسم امانت نکته جالب خاطره است )) و در اون زمات کوهدشت تعدادشهدا کم بود و شاید هم انگشت شمار وبرای من بعد از آن موقع هر وقت چشمم به کوله پشتی می افتاد یاد آن شهید در نظرم زنده میشد وآن کوله برایم خیلی محترم ومقدس بود شهید حسن اگر بگم رجایی شهر ما بود غلو نکردم خدا رحمتش کند وخدا توفیق محشور شدن با آن شهید گرانقدر را نسیب مان کند التماس دعا

عبد در گفته :

درود خدا بر شهید والامقام حسن قبادی و جانباز سرافراز شهید زنده کوروش ابراهیمی

هادی قبادی در گفته :

خداوند به شهید حسن قبادی آدینه وند علوّ درجه عنایت فرماید . خاطرات مربوط به این شهید سعید برای اکثر کوهدشتی ها یک وجه مشترک است . حقیقتاً او در ذهن همه به عنوان یک اسوه و الگوی بسیار نیکو تداعی می کند .
آنچه که نام و یاد او را ماندگار کرده است اوج سخت کوشی و فروتنی و احترام زیاد به دیگران حتی کوچکترها بود و این خصیصه برای امثال بنده که از او کوچکتر بودیم بیشتر در ذهنمان باقی مانده است .
در شهریور امسال هم که در خدمت جمعی از دوستان بودیم برادر عزیزمان نوری (نورالدین ) مرادی با حالت گریه و اشک ، از خاطرات آن عزیز برایمان گفت و جمعیت حاضر واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتند .

میثم در گفته :

واقعا تاثیر گذار بود
امیدوارم ما هم کمی به منش شهدا نزدیک شویم
یا مهدی ادرکنی

سعیدگراوند.کلسرخی در گفته :

روحش شاد یادش گرامی
امیدوارم مسئولین فعلی از این شهید والامقام درس اخلاق و خدمت بی منت و صادقانه یاد بگیرند
انشاء الله

گراوندپور در گفته :

چه زیباست این شعر و چه به این خاطره می آید:

خور و خواب و خشم و شهوت شعب است و قهر و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

امین آزادبخت در گفته :

سلام و درود خدا بر روح شهید بزرگوار حسن قبادی
امیدوارم شهدا شفیع همه ی ما در روز قیامت باشند انشاالله
آقای بالنگ خدا قوت

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

ممنون آقای آزادبخت

ابوذر سرتيپ نيا در گفته :

با سلام خدمت دوستان
شهید حسن قبادی از شهدایی است که در اندک حیات طیبه ی که در دوران بعد از انقلاب داشته اند توانسته اند در قامت یک مسلمان متعهد در عرصه های مختلف ایفای نقش کنند البته این تعهد وصلابت جز با ابتنا به مکتب قران و عترت امکان پذیر نمی باشد. این شهید بزرگوار به دلیل حضور در مناسب اجرایی و نوع مدیریتی که داشته اند می توانند الگویی مناسب برای مدیران امروز ما باشند.
در یکی از روزهای مسئولیت در بخشداری به منظور اطلاع از وضعیت مردم راهی روستاها می شوند در حین بازدید از روستای پدری، پدر بزرگوارشان از ایشان تقاضایی دارند. تقاضا، تقاضایی بسیار ناقابل و ناچیزی به لحاظ مادی می باشد. خب تو اونسالا بچه ها وسایل بازی نداشتند پلی استیشن نبود تبلت نبود وسایل بازی زیادی نبود. یکی از بازی های بچه ها این بود که سوار یه ماشین بشن و قدری سواری بکنن خلاصه تقاضای پدر اینه که این شهید همین که داره سرکار میره تا یه جایی برادرشو که خیلی هوس سواری کرده با خودش ببره و البته دیگه لازم نیست اونو برگردونه خودش پیاده بر میگرده دقت می کنید تقاضا به لحاظ مادی صفره هیچ هزینه ی برای بیت المال نداره چون تو مسیر داداششو پیاده میکنه و اون خودش برمیگرده واین مسیر رو هم باید بره
شما تصور می کنید پاسخ این شهید چیه
شهید با دست بچه هایی که کمی دورترند رو به پدر نشون میده و میگه من برادرمو سوار کردم اون بچه ها کیو دارن سوارشون بکنه من با دل اونا چکار کنم
این یک نمونه از رفتار مدیریتی مردی زمینی اما آسمانی شده به واسطه ی التزام عملی به مکتب اهل بیت است و اما امروز مدیران ما چگونه می اندیشند.
حضرت آقا: وقتی به ما می گویند منتظر فرج باشیدِ، فقط این نیست که منتظر فرج نهایی باشید، بلکه معنایش این است که هر بن بستی قابل گشوده شدن است. فرج،یعنی این . فرج یعنی گشایش

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای سرتیپ نیا
سپاس از حضورتون

رحیم جعفری در گفته :

سلام،یقینا یکی از مجسمه های ایثار و فداکاری درآن مقطع کوهدشت که اکسیر اخلاص را دروجودش حک کرده بود شهید حسن قبادی بود،حسن خلق ولبخند همیشگی ایشان مکمل این تیپ شخصیتیش شده بود،یک انسان فوق العاده تلاشگر که هیچگونه محدودیت زمانی ومکانی نداشت،آقا ابوذر سرتیپ نیا با اینکه متولد سال ۶۵است وایشان را ندیده اما حساسیت او نسبت به مدیران نظام جمهوری اسلامی اورا به ۷سال قبل از تولدش برده تا الگویی پیدا کند ،درود براین نسل متعهد وآن نسل ماندگار.تشکر از آقا سعید بالنگ وسایت میرملاس

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاس از حضورتون حاج آقا

عزیز جمالی دلفان از کرمانشاه در گفته :

با تشکر از همه عزیزانی که این خا طرا ت خوب را می نویسند باید این فرهنگ شهاذت گسترش داده شود و تشکر از اقای سعید بالنگ

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاس از حضورتون آقای جمالی

هادی صفایی در گفته :

خسته نباشی اقای بالنگ
_______________
هر کاری کردم میهن بلاگ باز نمیشه 😐
بهتره اطلاعات رو به بلاگفا انتقال بدم

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

ممنون هادی جان
اگر فرصتشو داری که زحمتشو بکش و به بلاگفا انتقالش بده
اجرت با شهدا و سالار شهیدان امام حسین(ع)

ملکشاهی در گفته :

روحش شادیادش سبز….قابل توجه کارمندان کمیته امدادیادبگیرید

كيوان در گفته :

هادی صفایی عزیز لطفا عکسای عمو کریم شیر حاج عمران که تا لحظه آخر مردانه جنگید را برای سایتهای مختلف بفرست کوتاهی نکن دایی جان

مرادی در گفته :

گوشه ایی از مناجات شهید چمران

خدایا از آنچه کرده ام اجر نمیخواهم و به خاطر فداکاریهای خود بر تو فخر نمی فروشم, آنچه داشته ام تو داده ایی و آنچه کرده ام تو میسر نمودی, همه استعدادهای من, همه قدرتهای من, همه وجود من زاده اراده توسن, من از خود چیزی ندارم که ارایه دهم, از خود کاری نکرده ام که پاداشی بخواهم.

خدایا هنگامی که غرش رعد آسای من در بحبوحه طوفان حوادث محو می شد و به کسی نمی رسید, هنگامی که فریاد استغاثه من در میان فحش ها و تهمت ها و دروغ ها ناپدید می شد… تو ای خدای من, ناله ضعیف شبانگاه مرا می شنیدی و بر قلب خفته ام نور می تافتی و به استغاثه من لبیک می گفتی.

تو ای خدای من در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی, تو در تنهایی انیس شبهای من تار من شدی, تو در ظلمت نا امیدی دست مرا گرفتی و هدایت کردی. در ایامی که هیچ عقل و منطقی قادر به محاسبه نبود تو بر دلم الهام کردی و به رضا و توکل مرا مسلح نمودی… خدایا تو را شکر میکنم که مرا بی نیاز کردی تا از هیچکس و از هیچ چیز انتظاری نداشته باشم.

ویژه گی مردان خوب خدا همین است.
سلام بر شهید حسن قبادی و سلام بر همه مردان مخلص خدا.

با تشکر از برادر سعید بالنگ و همچنین مدیریت سایت میرملاس برای استفاده از این مطالب خوب و آموزنده.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

درود بر روح بزرگ سردار شهید داریوش مرادی
سلام آقای مرادی
ممنون از شما دوست بزرگوار که با وجود کار و مشغله فراوان باز هم به بخش شهدای میرملاس سر میزنید

کورش ابراهمی در گفته :

با سلام از کامنت عبد اگر برایشان مقدور است لطف کنندبابنده تماس داشته باشند ممنونم به یاد تمام شهدای گرانقدر کشور عزیزمان روحشان شاد راهشان پر رهرو

محمد قنبری در گفته :

روز محشر نبود هیچ حسابش به یقین *** هرکه در کوی مغان گشت شهید ای ساقی
درود بر پیکر پاک همه شهدا
به امید اینکه یاد و خاطره دلاوران عرصه های نبرد تلنگری برای بیداری چشمهای خفته مان باشد
خسته نباشی آقا سعید و با آرزوی موفقیت برای شما
۳ ژانویه ۲۰۱۴ – قزاقستان

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاسگزارم آقای قنبری
براتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم

ایرج آ در گفته :

قابل توجه مسولان عزیز وگرامی حال حاضر که با داشتن یه مدرک دیپلم جواب سلام ارباب رجوع رو حاضر نیستن بدن!!!

پرويز گراوند در گفته :

درود بر روانِ پاکش
من دانش آموز اول یا دوم دبیرستان بودم که شهید شد. او خودخواهی را در خود کشته بود. سرسپرده ی عدالت بود. هیچ چیز برای خودش نمیخواست. وقتی شهید شد همه شوکه شده بودند. او از تبارِ آزادمردانی بود که مملکت بعداً بیشتر نیازمندش بود.

مهدی قبادی در گفته :

با سلام خدمت جناب آقای سعید بالنگ ، اینجانب مهدی قبادی برادر زاده شهید حسن قبادی آدینه وند می باشم. از زحمات شما صمیمانه تشکر و قدر دانی می نمایم و امیدوارم همیشه مورد لطف خداوند متعال قرار بگیرید. درضمن بند سعادت دیدن شهید گرانقدر را نداشته ام و از پدرم شنیده ام که این بیت شعر همیشه ورد زبان شهید حسن قبادی بود.
تا توانی به جهان خدمت به محرومان کن به دمی، یا درمی، یا قدمی، یاقلمی
درود میفرستم بر خون پاک تمامی شهدای کشورم که به خاطر زنده نگه داشتن اسلام و حفاظت از تمامیت ارضی ایران عزیزمان،جان خود را فدا کردند. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

درود بر روح بزرگ شهید والامقام حسن قبادی
سلام آقای قبادی
ممنون از اینکه به بخش شهدای میرملاس تشریف آوردید
وبلاگی با همکاری یکی از دوستان برای شهید حسن قبادی راه اندازی نمودیم که با آقا محمد عموی بزرگوارتون هم صحبت کردیم اگر براتون مقدوره تا مدیریت بخشی از وبلاگ رو بر عهده بگیرید

محمدحسن احمد پور در گفته :

اقای میرزا پور حالتان چطوره یک دنیا خاطرات خوب با شما دارم مشتاق دیدارتان هستم امیر احمدپور ۰۹۱۲۳۰۳۹۲۴۷

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :