کد خبر : 41196
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۴
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 507 بازدید

آخرین کلمات امام رضا(ع) قبل از شهادت چه بود؟

  موسوعه چهارده جلدی «اعلام الهدایه» ـ که با نام «پیشوایان هدایت» به فارسی و نیز به زبان های انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی، مالایو و … ترجمه شده است ـ اثر ماندگار ادارهکل پژوهش مجمع جهانی اهل بیت(ع) به شمار می رود که زندگانی چهارده معصوم پاک را از منابع معتبر شیعه و سنی مورد […]

51723_826

 

موسوعه چهارده جلدی «اعلام الهدایه» ـ که با نام «پیشوایان هدایت» به فارسی و نیز به زبان های انگلیسی، اردو، ترکی استانبولی، مالایو و … ترجمه شده است ـ اثر ماندگار ادارهکل پژوهش مجمع جهانی اهل بیت(ع) به شمار می رود که زندگانی چهارده معصوم پاک را از منابع معتبر شیعه و سنی مورد بحثی مختصر و مفید قرار داده است.

 جلد دهم این مجموعه، مربوط به سیره امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا(ع) است. آنچه در پی می آید بخش هایی از این کتاب ارزشمند است که مسایل مربوط به شهادت آن حضرت را روایت کرده است واینکدر شب شهادت ثامن الجج(ع) با ویرایش و تلخیصی اندک بهخوانندگان عزیز ابنا تقدیم می شود:

 

خبر دادن امام رضا(ع) به شهادت خود

در بین انسان‏های پرهیزگار عادی نیز دیده شده است که به وسیله رؤیا یا الهامی غیر ملموس، از زمان سرآمدن زندگی خود آگاه شده، سال، ماه و روز مرگ خود را به طور دقیق معین کرده‏اند. حال اگر مردم عادی بتوانند به چنین مرحله‏ای برسند، عجیب نیست که امامان معصوم(ع) بدانند که کی، کجا و چگونه چشم از جهان فرو خواهند بست.

امام علی بن موسی الرضا(ع) نیز که در اوجبلندی روح بود و در حرکات و سکنات خود لحظه‏ای از خداوند غافل نمی‏شد، افزون بر الهام الهی، از روایاتی که بواسطه پدرانش از جدش رسول خدا ـ صلی ‏اللّه ‏علیه‏ وآله ـ شنیده بود زمان و مکان شهادت و نیز محل دفن خود را می‏دانست و در مناسبت‏هایی بدان اشاره می‏کرد؛ از جمله:

ـ روزی «هارون الرشید» از دری از درهای مسجد الحرام و امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ از دری دیگر خارج شد و فرمود: “خانه‏ها چه دور و دیدارها بس نزدیک است. بزودی طوس من و او را یک جا جمع خواهد آورد”.(۱)

ـ زمانی که هارون در مسجد پیامبر ـ صلی ‏اللّه‏ علیه‏ وآله ـ در مدینه خطبه می‏خواند، امام رضا ـ علیه‏السلام ـ حاضر بود و فرمود: “خواهید دید که من و او (هارون) در یک خانه دفن خواهیم ‏شد”.(۲)

ـ «ابن حجر» نوشته است: “او (امام رضا علیه ‏السلام) خبر می‏داد که پیش از «مأمون» خواهد مرد و کنار هارون به خاک سپرده خواهد شد. سرانجام چنان شد که او می‏گفت”.(۳)

ـ زمانی که مأمون امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ را به خراسان ‏خواند، وقتی که می‏خواستند او را از مدینه به سمت خراسان ببرند، خاندان خویش را جمع کرده، به آن‏ها گفت که بر وی مویه و گریه کنند. سپس مبلغی میان آنان تقسیم کرد و فرمود: “من دیگر نزد خانواده‏ام باز نخواهم گشت”.(۴)

نحوه شهادت

همانطور که در یکی از احادیث بالاآمد حضرت امام رضا ـ علیه السلام ـ خبر داده بود که ولایت عهدی را به پایان نخواهد رساند. سرانجام همان‏گونه که امام خبر ‏داده بودبه دست مأمون مسموم شد و بدین ترتیب، ولیعهد پیش از خلیفه از دنیا رفت.

راویانی که به علت وفات امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ پرداخته و در این زمینه نقل روایت کرده‏اند، اختلاف دارند؛ گروه اول وفات امام ـ علیه‏السلام ـ را طبیعی خوانده و برخی دیگر وفات حضرتش را به وسیله زهر می‏دانند. نظریه دوم، نظر غالب راویان و مورخان است.

در اینجا به اختصار، روایاتی را نقل می‏کنیم که به شهادت امام علیه‏السلام با زهر تصریح دارند:

۱٫ «صلاح الدین صفدی» می‏گوید: “فرجام کار او (امام رضا علیه‏السلام) با مأمون این بود که مأمون با انار زهرآلوده او را مسموم کرد… تا بدین ترتیب از بنی عباس دلجویی کرده باشد”.(۵)

۲٫ «یعقوبی» در این باره گفته است: “گفته می‏شود: «علی بن هشام» اناری زهرآلوده به او خوراند”.(۶)

۳٫ «ابن حبّان» در کتاب خود آورده است: “علی بن موسی الرضا[ع] در طوس و در اثر نوشیدنی ‏ای که مأمون به او خوراند در دم جان سپرد”.(۷)

۴٫ «شهاب الدین نویری» پس از نقل مطالبی در این زمینه، می‏نویسد: “و گفته شده است: مأمون به وسیله انگور زهرآلوده او را مسموم کرد، اما عده‏ای این را بعید دانسته، رد کرده‏اند”.(۸)

۵٫ از «قلقشندی» نیز در این زمینه نقل روایت شده است. او می‏گوید: “گفته می‏شود او با خوردن اناری زهرآلوده، مسموم شد”.(۹)

۶٫ مردم طوس، مأمون را عامل مسموم کردن و کشتن امام ـ علیه ‏السلام ـ می‏دانستند و خود مأمون هم معترف بود که مردم درباره او چنین مطلبی بیان می‏کنند. از همین رو پس از مسمو م شدن و پیش از شهادت امام ـ علیه ‏السلام ـ نزد او رفت و گفت: “سرورم! نمی‏دانم کدام مصیبت بر من سنگین‏تر و ناگوارتر است؟ از دست دادن تو و تنهایی پس از تو؟ یا تهمت مردم که مرا قاتل تو خواهند خواند؟!”.(۱۰)

۷٫ یک روز از شهادت امام رضا ـ علیه‏ السلام ـ سپری شده بود که مردم گرد آمده، می‏گفتند: “این (مأمون) او را کشته است”.(۱۱)

انگیزه مأمون در قتل امام رضا(ع)

مأمون که اهل بیت پیامبر(ص) را خطری برای حکومت بنی عباس می‏دانست تلاش کرد تا با سپردن منصب ولایت عهدی به امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ آن حضرت را در نظر مردم کم ارزش کند. وی خطاب به بزرگان بنی عباس گفت: “می‏دانم که نباید در کار او [امام رضا(ع)] سستی ورزید؛ اما می‏بایست اندک اندک و بتدریج از منزلت و مقام او بکاهیم تا در نظر رعیت چنان جلوه کند که شایستگی منصب امامت را ندارد. آن گاه است که برای رهایی از او و از بلایی که از سوی او متوجه ماست به چاره‏جویی خواهیم پرداخت”.(۱۲)

«احمد بن علی انصاری» به نقل از «ابوالصلت هروی» انگیزه مأمون از سپردن منصب ولایت‏عهدی به امام رضا علیه‏السلام را بیان کرده، می‏گوید: “منصب ولایت‏عهدی را به او سپرد تا مردم بپندارند که امام شیفته دنیا و فریبایی‏های آن است تا بدین‏ترتیب قدر و منزلت او در نظر مردم کاسته شود. زمانی که مأمون از این ترفند، طرفی نبست، بلکه روز به روز منزلت امام والاتر و محبوبیتش نزد مردم بیشتر می‏شد، مأمون [نیرنگی دیگر اندیشید و] متکلمانی قَدَر از دیگر شهرها فراخواند، به این امید که یکی از آن‏ها بتواند امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ را در مناظره و بحث مغلوب کند که در این صورت، جایگاه او نزد عالمان متزلزل شده، نزد عامه مردم به ناتوانی معروف می‏شد [و این نهایت آرزوی مأمون بود]. حریفانی از یهود، نصاری، مجوس، صابئی (مندایی)، برهمن‏ها، ملحدان، دهری‏ها و نیز از دیگر فرقه‏های اسلامی با امام علیه‏السلام به جدل و مناظره پرداختند، اما امام رضا علیه‏السلام با برهان رسا و قاطع خویش همگان را وادار به تسلیم کرد. [علیرغم تمهیداتی که مأمون برای کوچک کردن امام رضا علیه‏السلام به کار بست،] مردم می‏گفتند: به خدا سوگند او [امام رضا(ع)] از مأمون به خلافت سزاواتر است. سخن‏چینان این گفته مردم را به مأمون می‏رساندند که [بی‏تردید چنین واکنشی از سوی مردم] او را نسبت به امام ـ علیه ‏السلام ـ خشمگین می‏کرد و بر حسادتش به او می‏افزود. امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ در دفاع از حق با مأمون از در مسالمت وارد نشده و غالبا پاسخ‏هایی به مأمون می‏داد که خوشایند مأمون نبود و در نتیجه آتش خشم و کینه او را نسبت به حضرت شعله‏ورتر می‏کرد، اما مأمون کینه خود را آشکار نمی‏کرد. چون مأمون خود را در اندیشیدن چاره‏ای برای شکستن حرمت و شکوه امام علیه‏السلام ناتوان یافت به وسیله زهر، حضرتش را به شهادت رساند».(۱۳)

همان طور که پیش از این گفته شد، امام رضا علیه‏السلام هماره از مأمون می‏خواست تا او را از پذیرش ولایت عهدی معاف دارد، چرا که می‏دانست، عده‏ای از این اقدام مأمون خشمگین خواهند شد [و در نهایت به تدارک توطئه‏ای برای از میان برداشتن حضرتش خواهند پرداخت]. «ابراهیم صولی» در این باره می‏گوید: «به خدا سوگند، همین امر (ولایت عهدی) کار [امام رضا علیه‏السلام] به آن جا کشاند [که به دست مأمون به شهادت رسید]».(۱۴)

مأمون که می‏خواست با سپردن منصب ولایت عهدی به امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ به خواسته‏های خود برسد، نه تنها به اهداف خود نرسید، بلکه با فتنه و آشوبی جدید که عباسیان برای سرنگونی حکومت مأمون به راه انداختند، رو به رو شد.

چنان که امام ـ علیه ‏السلام ـ هم فرموده بود، برخی از وزیران و فرماندهان مأمون از امام ـ علیه ‏السلام ـ کینه در دل داشتند و نسبت به او رشک می‏ورزیدند، اما به همین اندازه بسنده نکردند، بلکه علیه حضرتش به سعایت و سخن چینی پرداختند که در نهایت، تلاش شوم آنان کارگر افتاد و مأمون حضرت رضا علیه‏السلام را مسموم کرد».(۱۵)

شهادت امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ پس از تصمیم مأمون به عزیمت به بغداد و انتقال مرکز خلافت به آن سامان رخ داد. این خود بهترین گواه بر دخالت مستقیم مأمون در کشتن امام رضا علیه‏السلام بود، چرا که در صورت بودن امام رضا علیه‏السلام در منصب ولایت عهدی، عباسیان همچنان در جبهه مخالفت با مأمون قرار می‏گرفتند. او در نامه که به منظور دلجویی از عباسیان بغداد، خطاب به آنان نوشت: «از آن رو بر من خشم گرفته‏اید که علی ‏بن موسی الرضا[ع] را به ولایت عهدی خویش برگزیدم. اینک او مرده است، پس به فرمان من تن دهید».(۱۶)

آخرین کلام امام رضا(ع)

پس از آن که مأمون انار و به نقلی انگور آلوده به زهر را به حضرت رضا ـ علیه ‏السلام ـ خوراند، آثار مرگ در چهره امام پدیدار شد. آورده اند که آخرین سخنی که امام ـ علیه ‏السلام ـ قبل از شهادت بر زبان آوردند، آیاتی از قرآن کریم بود که: «قُل لَّوْ کُنتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَی مَضاجِعِهِم؛ بگو: اگر شما در خانه‏های خود هم بودید، کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده، قطعاً [با پای خود] به سوی قتلگاه خویش می‏رفتند»(۱۷) و نیز خواندند: «وَکَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقدُورًا ؛ و فرمان خداوند همواره روی حساب و برنامه ای دقیق است».(۱۸)

قرائت این آیات، یادآور لحظات شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در قتلگاه کربلاست که تسلیم و راضی به سخت‏ترین بلاها به درگاه خداوند عرض کرد: “إلهی رضاً برضاک، تسلیماً لأمرک، صَبراً عَلى‏ قَضائِک، یا رَبِّ لا معبود سواک، یا غیاثَ المستغیثین” یعنی: پروردگارا! من راضی به رضای تو و تسلیم امر تو هستم. در مقابل قضای تو صبر خواهم نمود. ای خدایی که جز تو معبودی نیست! ای پناه بی پناهان!…

و نیز اینکه: “صَبراً عَلى‏ قَضائِکَ یا رَبِّ لا إِلهَ سِواکَ، یا غِیاثَ المُستَغیثینَ، مالِىَ رَبٌّ سِواکَ، وَ لا مَعبُودٌ غَیرُکَ، صَبراً عَلى‏ حُکمِکَ یا غِیاثَ مَن لا غِیاثَ لَهُ، یا دائِماً لا نَفادَ لَهُ، یا مُحیىَ المَوْتى‏، یا قائِماً عَلى‏ کُلِّ نَفس بما کَسَبَتْ، احْکُمْ بَینی وَ بَینَهُمْ وَ أَنتَ خَیرُ الحاکِمین” یعنی: پروردگارا! بر قضا و قدرت شکیبایى مى‏‌ورزم، معبودى جز تو نیست، اى فریادرس دادخواهان! پروردگارى جز تو و معبودى غیر از تو براى من نیست. بر حکم تو صبر مى‏‌کنم اى فریادرس کسى که فریاد رسى ندارد! اى همیشه‌‏اى که پایان‏ناپذیر است! اى زنده کننده مردگان! اى برپا دارنده هر کس با آنچه که به دست آورده! میان ما و اینان داورى کن که تو بهترین داورانى.(۱۹)

و آیا انتظاری غیر از “رضایت به رضای الهی” از رضای آل محمد(ص) می رود؟

پس از شهادت

مأمون که در اجرای نیت شوم خود موفق شده بود گریه کنان به بالین حضرت رضا ـ علیه ‏السلام ـ رفت و سپس سر و پا برهنه در تشییع پیکر پاک او شرکت کرده، می‏گفت: «ای برادر! به یقین با مرگ تو خسارتی جبران‏ناپذیر بر اسلام وارد شد و تقدیر خداوندی بر آنچه من برای تو تدارک دیده بودم (مقام ولایت عهدی) پیشی گرفت. آن گاه قبر پدرش هارون را شکافت و پیکر امام رضا علیه ‏السلام را در آن جا به خاک سپرد».(۲۰)

«دعبل بن علی خزاعی» شاعر شیعه در رثای امام رضا ـ علیه ‏السلام ـ سوگنامه‏ایسرود که از آن جمله است:

أری أمیه معذورون أن قتلوا / و لا أری لبنی العباس من عذر

أولاد حرب و مروان و أسرتهم / بنو معیط ولاه الحقد و الوغر

قوم قتلتم علی الإسلام أو لهم / حتی اذا استمکنوا جازوا علی الکفر

یعنی: بنی امیه را [که خاندان رسالت را] کشتند معذور می‏دانم [، چرا که میان ایشان و خاندان رسالت، کینه‏ای برآمده از خون‏های ریخته شده حاکم بود]؛ اما برای [جنایت] بنی عباس توجیه و بهانه‏ای از آنان پذیرفته نیست.

اربع بطوس علی قبر الزکی به / ان کنت تربع من دیر علی وطر

قبران فی طوس خیر الأرض کلهم / و قبر شرهم هذا من العبر

یعنی: اگر برای برآمدن نیازی بخواهی در جایی بنشینی؛ [و طلب نیاز کنی به جاست که] در طوس و بر قبر آن پاکیزه درنگ کنی. دو قبر در طوس قرار دارد که یکی آرامگاه بهترین خلق خداست و دیگری قبر بدترین آفریدگان؛ و این از عبرت‏های روزگار است.

ما ینفع الرجس من قرب الزکی و ما / علی الزکی بقرب الرجس من ضرر

یعنی: [هرچند پاکیزه انسانی در کنار موجودی ناپاک و پلید به خاک سپرده شده است، اما] آن ناپاک از نزدیک بودنش به آن پاکیزه سودی نمی‏برد؛ و آن پاکیزه پاک‏سرشت، از نزدیکی با ناپاک زیانی نمی‏بیند».(۲۱)

بنا به نقل غالب راویان و تاریخ نگاران، حضرت علی بن موسی الرضا ـ علیهما ‏السلام ـ در روز آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری قمری به شهادت رسید.

فسلام علیه یوم ولد ویوم استشهد ویوم یبعث حیاً.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع:

۱٫ عیون أخبار الرضا ۲/ ۲۱۶؛ کشف الغمه ۳/ ۱۰۵ به نقل از: أعلام الوری ۲/ ۵۹ و الإتحاف بحب الاشراف/ ۱۵۸٫

۲٫ عیون أخبار الرضا ۲/ ۲۱۶؛ کشف الغمه ۳/ ۹۳؛ أعلام الوری ۲/ ۵۹ و الاتحاف بحب الاشراف/ ۱۵۸٫

۳٫ الصواعق المحرقه/ ۳۰۹٫

۴٫ عیون أخبار الرضا ۲/ ۲۱۸ و أعلام الوری ۲/ ۵۹ ـ ۶۰٫

۵٫ الوافی بالوفیات ۲۲/ ۲۵۱٫

۶٫ تاریخ طبری ۵/ ۱۴۸، رویدادهای سال ۲۰۳٫

۷٫ الثقات ۸/ ۴۵۷٫

۸٫ نهایه الإرب ۲۲/ ۲۱۰٫

۹٫ مآثر الإنافه فی معالم الخلافه ۱/ ۲۱۱٫

۱۰٫ عیون أخبار الرضا ۲/ ۲۴۱٫

۱۱٫ همان.

۱۲٫ فرائد السمطین ۲/ ۲۱۴ ـ ۲۱۵٫

۱۳٫ عیون اخبار الرضا ۲/ ۲۳۹ ـ ۲۴۰٫

۱۴٫ نثر الدر ۱/ ۳۶۳٫

۱۵٫ تفصیل چگونگی شهادت امام رضا علیه ‏السلام را نک: العوالم/ ۴۸۸ ـ ۴۹۸٫

۱۶٫ البدایه و النهایه ۱۰/ ۲۷۲٫

۱۷٫ سوره مبارکه آل عمران ـ آیه ۱۵۴٫

۱۸٫ سوره مبارکه احزاب ـ آیه ۳۸٫

۱۹٫ مقتل الحسین(ع) مقرم/ ۲۸۲٫

۲۰٫ عیون أخبار الرضا ۲/ ۲۴۱٫

۲۱٫ همان/ ۲۵۱٫

 

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :