کد خبر : 41202
تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,483 بازدید

حلقه های “فرهنگ ساز “

   حمزه فیضی پور/ میرملاس نیوز : حلقه های “فرهنگ ساز ” ،فرهتگ عمومی ومسوولیت ما به نطرمی رسد جامعه ما با نوعی شکاف میان اخلاق نظری واخلاق عملی روبروست.به این مفهوم که باوجود اعتراف واذعان به ارزشهای اخلاقی درکلام ونظر ،میزان تحقق عینی وپایبندی  عملی به آنها چندان پررنگ نیست ویا به عبارتی سیر […]

حمزه

 

 حمزه فیضی پور/ میرملاس نیوز :

حلقه های “فرهنگ ساز ” ،فرهتگ عمومی ومسوولیت ما

به نطرمی رسد جامعه ما با نوعی شکاف میان اخلاق نظری واخلاق عملی روبروست.به این مفهوم که باوجود اعتراف واذعان به ارزشهای اخلاقی درکلام ونظر ،میزان تحقق عینی وپایبندی  عملی به آنها چندان پررنگ نیست ویا به عبارتی سیر نزولی را طی می کند. تقدم ارزشهای “فرد محور” برارزشهای “جامعه مدار” که محصول آن رشد کجروی ها وناهنجاریهای اخلاقی واجتماعی می باشد(منفعت گرایی شخصی/ عدم مراعات حقوق دیگران/ بی توجهی به قوانین ومقررات که مقوم حیات اجتماعی اند/و….). نمادها ومعانی عام وفراگیری که “جامعه شمول اند” رابه حاشیه می برد.این باور نادرست (خودخواهی فردی) به تدریج  به بی هنجاری وبلاتکلیفی اخلاقی منتهی می شود.

در این زمینه سوالات زیادی درذهن همه ی ما وجود دارد که به طور  مصداقی وبه منظور پاسخگویی  به آنها  یک نمونه کلی وچند نمونه موردی مطرح می گردد: چرا بیشتر ما با وجود آگاهی به فرهنگ عمومی و دانستن فوائد پاسداشت و عمل به “انگاره های مفهومی ” آن اما در عمل فاقد حرکت جمعی یا انگیزه ی تشویقی در اجرای آنها هستیم؟ اگر فرهنگ همان اعتقادات و باورها و عادات و آداب اجتماعی به تدریج شکل گرفته و پذیرفته شده توسط انسان اجتماعی می باشد و به نوعی حداقل در لفظ و کلام مورد پذیرش قرار می گیرد پس چرا: 1-هنگام سوار شدن در اتومبیل کمربند نمی بندیم؟ مگر به خاطر ترس از پلیس! 2-به هنگام عبور در خیابان از پیاده روها استفاده نمی کنیم؟ (عجله داشتن) 3- هنگام رفتن به نانوا نوبت را رعایت نمی کنیم ؟(فقط خود را می بینیم) 4-هنگام رفتن به داروخانه و یا بانک و یا هر اداره ی دیگری که باید نوبت را رعایت کنیم به دنبال جلوزدن از دیگران هستیم؟ (عدم رعایت حقوق دیگران).  ازویژگی های بارزیک انسان به عنوان یک کنشگراجتماعی،سیاسی،اقتصادی وفرهنگی  قدرت “تولید اندیشه” واندیشه ورزی مصلحانه درراستای تعامل با همنوعان ومیل ذاتی به “زیست گروهی ” است.او حسب نگاه صانع  “محورخلقت”می باشد وقلم صنع  تابلوی زیبای هستی رابه نام او وبرای اوآراسته است(الم ترو ان الله سخرلکم مافی السموات وما فی الارض/لقمان:19 ) .واژه ای چون “اولوالالباب” که درکلام وحی به نبی مکرم اسلام(ص) عرضه شده است،وصف بعد “عقل وخرد” درماهیت انسان برای  انتخاب هم “قول وگفتاراحسن” وهم “کرداراصلح” با هدف حیات طیبه دنیوی ورضوان اخروی می باشد.

دربن مایه ی ماهوی وجودی “انسان اجتماعی ” تکریم این رسول باطنی وجود دارد وتشویق به پرورش گل اندیشه ورزی درساحت مقدس باغ حیات فردی واجتماعی او، ره آوردش  فوائد بیشماری است که درعرصه ی زندگی ومحیط اجتماعی نمایان می شوند ونشاط اجتماعی،مشارکت اجتماعی،اعتمادورضایتمندی اجتماعی رابرایش به ارمغان می آورد.این زیبایی ها والبته سعادت ها بایک “نگرش کاربردی سیستمی”وعملیاتی نمودن آن می توانند صورت عینی به خود گیرند واز حوزه “فرهنگ آرمانی”  به حیطه ی “فرهنگ واقعی ” نقل حضورنمایند وچاشنی زندگی روزمره ما گردند.این باورعلمی به “تجربه وآزمایش ” فهم وکاربردی کردن آن رادررعایت لوازمی می داند : آنچه که لازم است باشد وباید فراهم آیند(ورودیها/داده ها)،آنچه که باید انجام شوند(فعل وانفعالات)، وبا این دومقدمه آنچه که مورد انتظار است که اتفاق بیافتد(خروجی ها/نتایج).

این نگرش قاعده مند درجوامع توسعه یافته ، ابتداء با کارکردتولید اقتصادی وافزایش بازدهی وکیفیت محصول باهدف سودآوری بالا ورضایتمندی بیشتر مشتری درسازمانهای تجاری ومالی اجرایی شد وبه تدریج به دیگرعرصه های زندگی درنهادهای اجتماعی ،فرهنگی وسیاسی تسری یافت که حاصل آن پویایی و نهادمندی حوزه های مختلف مذکور در عرصه ی داخلی و بین المللی می باشد .از آنجا که هر موضوع با یک چهارچوب نظری قابل طرح است، نگارنده ی این متن بر اساس نگرش فوق؛ بیان این مسئله وکنکاش پیرامون آنرا لازم می داند. مسئله ای که اکثر دردمندان و دانشجویان و فرهنگ باوران این شهر و دیار با آن مواجه اند که در قالب یک سوال اصلی و چند سوال فرعی  که در بالا به آنها اشاره شدموضوعیت پیدا می کند. بر مبنای نگرش سیستمی گام اول که ورودیها است نیازمند یک حرکت جمعی و فرهنگ سازی کار گروهی است، خانواده ها و بزرگترها، نهادهای ثانوی و مدیران و مسئولان، ذی نفوذان و رهبران فکری و فرهنگی، دانشگاها و اساتید و دانشجویان، آموزش و پرورش و مساجد و کانونهای تعلیم وتربیت به عنوان کنش گران اصلی عرصه ها زمینه ساز ورودیها باشند (تلاش بیشتر، ممارست در تقویت اراده ی فردی و جمعی، سرمایه و هزینه، از خود گذشتگی ). آنگاه که نگرش مثبت شکل گرفت و ذهنیت ها به سمت تغییر اوضاع و رفتار سوق پیدا کرد، نوبت به حرکت های محلی و منطقه ای با هدف ایجاد انگیزه و عملیاتی کردن آن ذهنیت ها در قالب ایجاد حلقه ها یا دسته های فرهنگ ساز می رسد (فعل و انفعالات).

در این مرحله شهر خود را خوشه بندی کنیم (در حلقه های طایفه ای، همسایگی، دودمانی، ناحیه ای، شغلی یا صنفی،تحصیلی، سنی و جنسیتی)، افراد در این حلقه ها یا خوشه ها به طور داوطلبانه حضور پیدا کنند و از اشخاص خبره و آگاه به مسائل فرهنگی و فرهنگ عمومی با هدف تبادل نظر و انتقال اطلاعات دعوت به عمل آید و نوعی کارگاه آموزشی به وجود آورند. نتیجه ی این کار سرایت یافتن ذهنیت های مثبت شکل گرفته مانند مراعات دیگران، رعایت حقوق اجتماعی آنها، تحمل کردن، صبر و باور به رعایت قانون و… به بدنه ی محیط اجتماعی است تا سرانجام رفتار اجتماعی ما همراه با اصلاح خطاها و نهادینه شدن فرهنگ عمومی هم در نظر و هم در عمل بروز و ظهور پیدا کند که رضایت اجتماعی، نشاط اجتماعی و هم گرایی فکری و فرهنگی و اعتماد اجتماعی به دنبال خواهد داشت(برآورده شدن انتظارات). هر چند کار سخت است و تغییر رویه ی عادت شده مشکل اما شدنی است. با حرکت های اصلاحی در حوزه ی فرهنگ رفتاری به تدریج می توان فرهنگ عمومی را به معنای اصلی اش که ریشه در فطرت انسان ها دارد برگرداند و شهروندانی درخور رضایت خودمان و دیگران به مفهوم یک باور و اندیشه ی توسعه ایی (تقدم اخلاق اجتماعی عام براخلاق خاص) باشیم.  هرچه برمبنای معیارهای عام وفراگیر وغیرشخصی عمل نماییم وضوابط را بر روابط ترجیح دهیم ،وهرچه احساس تعهد ومسوولیت ما ازدایره خود خواهی ودوستان وخویشان فراتر رود آنگاه اخلاقی تر عمل خواهیم نمود.

 

 

درج شده توسط : امین آزادبخت (مدیر سایت )

دیدگاه ها

هادی قبادی در گفته :

باسلام و تشکر از این قلم متعهد
یادآور می شود که یکی از این حلقه ها هم می تواند احیاء نام شهیدان و اندیشه های آنان باشد ، در دوره معاصر آیا می توان مصادیقی بهتر از شهیدان را به عنوان الگوهای تقدم ارزشهای “جامعه مدار” برارزشهای “فرد محور” یافت ؟!

فیضی پور در گفته :

وعلیکم اسلام ازحسن نظر حضرتعالی سپاسگزارم. شکی نیست اگرتعبیر امام الشهدا “بنیانگذار کاریزما وشخصیت الهی انقلاب اسلامی” را که فرمودند:” شهدا درقهقهه ی مستانه اشان ودرشادی وصولشان عندالربهم یرزقون اند ونزد پروردگارشان روزی می خورند…….”نصب العین قراردهیم والبته نه درشعار ونه در بازیهای سیاسیی، آنها درهمه حال الگویند و سراج منیر

سفیرکوهدشت در گفته :

بسیار بسیار عالی
استاد گرانقدر بیانات ونوشته های حضرتعالی سرشار از مفاهیم ونکات آموزنده ای غنی می باشدوخواه ناخواه هر شنونده وخواننده ای به تفکر وامی دارد..
(موفق و مویدباشید)

فیضی پور در گفته :

حضرتعالی هم درپناه حق موید وموفق باشید

کونانی در گفته :

سلام
با تشکر از استاد ارجمند آقای فیضی پور به خاطرمطالب جالب و زیبا که نوشته اند…

کونانی ازاصفهان در گفته :

با سلام و درود فراوان خدمت آقای فیضی پور استاد اخلاق و ادب
ضمن تشکرودست مریزاد به خاطرنگاشته ی زیباتون، امیدواریم روزگاری شاهد تحقق همه ایده های خوب شما برای رسیدن به جامعه ای در خور و شایسته ی این مرزوبوم باشیم …

سعیدگراوند.کلسرخی در گفته :

با درود و سلام و بوسه بنده حقیر بر دستان توانا ی ادیب فرزانه و استاد فرهیخته معلم عزیز سال سوم راهنمایی ام شخصیتی بزرگوار دوستداشتنی و متواضع و محبوب و خدمتگزاری صدیق وظیفه شناس و زحمت کش با اخلاق استاد ارجمندم آقای فیضی پور که همیشه دعاگو و زکر خیرشیم

ناشناس در گفته :

سلام بر سعید “اهل شعر وشعور” سپاس گزارم وهمیشه ملتمس ومحتاج به دعای شما دلپاکان.هرکجا که هستید موفق باشید

فیضی پور در گفته :

سلام برسعید”اهل شعروشعور” .سپاسگزارم.وهمیشه محتاج وملتمس به دعای خیرشما موفق باشید

از کوهنانی در گفته :

با سلام خدمت جناب آقای محمد.
کامنت هایی (که برای آقای فیضی پور چه در مقالات علمی و چه در کارهای که به تنهایی و با قلم وزین و پربار خود به اسم شورای شهر کوهنانی می نویسند.) افراد با وجدان متعهد و بزرگوارانی که آقای فیضی پور را می شناسند جواب کامنت شماست انشالله که خدای بزرگ همه ی ما را به راه صراط مستقیم هدایت نماید.

یار در گفته :

ای الگوی من ای معلم اخلاق و ادب و ای معلم در معنای واقعی و پیامبرگونه اش هر کجا هستی خدایت یار باد آرزوی سرافرازی و سربلندی برایتان می نمایم .

بهروز پیری در گفته :

سلام بر استاد فیضی عزیز که چند ترم افتخار شاگردیشان را داشتم و همیشه در مورد من عدالت را به طور کامل اجرا مینمودند.
بدون تعارف بگم همیشه به علم بالای اقای فیضی غبطه خورده ام و الان هم میخورم.ایشان از نظر علمی بسیار پر هستند.
سلام گرم و ارادت خالصانه شاگردت را پذیرا باش استاد عزیز و سخت گیر

فيضي پور در گفته :

ازلطفتون سپاس گزارم بهروز عزيز.درتعامل باخوبان ديگران وصف مي شوند .

علی محمدی در گفته :

باعرض سلام وخسته نباشید خدمت مدیریت محترم سایت میرملاس نیوزودست اندرکاران آن و تشکر از آقای فیضی پور به خاطر مطالب زیبا و پرمحتو اشون.

یک پیشنهاد به آقای فیضی پور داشتم ، .به نظرم اگه یه خرده مطالبشونو کوتاه وشسته رفته بنویسند خیلی بهتر باشه ..

باتشکر

ایمانی پور در گفته :

سلام خدمت استاد عزیز
خسته نباشید مطلب زیبایی بود و اشاره به دردی عام و فراگیر . دوگانه ی اهداف فردی و جمعی و تعارض اهداف افراد و جامعه . دست مریزاد .

فيضي پور در گفته :

سلام بر برادر عزيزم ايماني پور، ازاينكه يادداشت راقابل دانستيدسپاس وبدرود

فیضی پور در گفته :

برشما برادرعزیزم سلام، در مسوولیتی که دارید دستتان دستگیره افتاده ای باشد

معصومه آدینه وند در گفته :

با سلام خدمت استاد محترم.
استاد مطالب خیلی زیبای بود .استفاده کردیم خدا همیشه یارتان باد.یاعلی

فيضي پور در گفته :

سلام برشما خواهر محترمه، خداوند مددكار همه ي دردمندان باشد

کلثوم حسینی در گفته :

آنچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند
سلام.
خدای بزرگ و بلند مرتبه را شاکرم
ک افتخار شاگردی استادی فهیم, مردم دار و دلسوز چون شما رو نصیبم کرد
تا هر بار ک دنبال رد پای اخلاق و احساس مسئولیت میگردم لابلای روزمره گیهای مردمم
ب سرچشمه ای مثل شما برسم.
همواره جویبار عمر و عزتتان زلال و جاری!

فيضي پور در گفته :

خواهر خوبم خانم حسيني سلام برشما .اين حسن نظر شماست ،وگرنه ما آن نييم كه گوييند نيكان

ادینه وند در گفته :

مطالب بسیار جالبی بود ((اما همانطوریکه دیگران هم گفته بودند اگه کوتاهتر باشه )) مخاطب بیشتری داره
لفظ استاد سخت گیر فکر کنم با مسمی بود

فیضی پور در گفته :

حتما توصیه ی شما برادر عزیز را مدنظر قرار خواهم داد

قدرت اله گراوند در گفته :

باسلام و درود بر آقاي فيضي پور خيلي خوب بود استفاده كرديم . معلمان و مدرسين دانشگاه در فرهنگ سازي نقش برجسته اي دارند پس اول خودمان را به رفتار اجتماعي بهنجار عادت دهيم تا بتوانيم تاثيرگذار باشيم. باز هم از اينگونه مقالات كاربردي بنويسيد. سپاسگزارم.

فيضي پور در گفته :

همكار ودوست عزيزم گراوند سلام، انشاء الله كه اينگونه باشيم همگي آنطور كه توصيه كرديد.

شاگرد در گفته :

با سلام ودرود وعرض ارادت خدمت جناب استاد گرانقدر
وتشکر از بیان مطالب بسیار جالب ومفید
بسیار درخور استفاد بود

فيضي پور در گفته :

سلام برشما عزيز موفق باشيد

حسين قبادي در گفته :

افرين – بدون ترديد يكي از مسايل مهم كه جامعه را عقب انداخته و بدون شك عوارض همزادي را با خود پديدار نموده است همين موضوعي است كه اقاي فيضي پور تاكيد كرده اند — تقدير از نگاه تعهد محور اقاي فيضيپور

فیضی پور در گفته :

از بذل لطفتون متشکرم

همدرد در گفته :

استفاده کردیم
تشکر ازمتن زیباتون

اسماعیلی در گفته :

باتشکراز مدیریت سایت جناب آقای امین آزادبخت وخسته نباشید و خدمت آقای فیضی پور به خاطر مطالب جالب وشیرین

حمیدقبادی در گفته :

باتشکر ازشما استاد گرانقدر
بدون شک جنابعالی یکی ازسرمایه های اجتماعی با ارزش این این استان خواهی بود.

امیدوارم پله ها ی تریقی را یکی پس از دیگری طی نمایی

فیضی پور در گفته :

سلام علیکم این لطف شماست، موفق باشید

زیرتنگی در گفته :

با سلام خدمت استاد بزرگ کوهدشت

استاد ایده هاتون و گفتارتون سرشار از امیدواری و زیبایی و نمایانگر سواد بالا و همچنین شعور اجتماعی شماست
لطفا بیشتر بنویسید تا ما(تمام شاگردهاتون که بهتون ارادت داریم) و همچنین تمام مردم کوهدشت فیض ببریم.

آدمی در گفته :

با سلام خدمت استاد

آقای فیضی پور واقعا استفاده کردیم
امیداورم مامردم شهرستان کوهدشت قدر امثال جنابعالی روبدونیم خدایش روز به روزداریم بیشتروبیشتر باهاتون آشنا میشیم.
وباتشکرازمدیریت سایت

اکبرفتحی نیا در گفته :

باعرض خدمت شمااستادارجمندمن همیشه نوشته هاتونومیخونم ودوستون دارم به امیدروزی که شمابه جایگاهی که حقتونه برسیدانشاا…

فيضي پور در گفته :

از نگاه تون سپاسگزارم فتحي عزيز

بر دوست خوبم آقای فیضی پور درود می فرستم و از طرح چنین مباحث جدی در سایت های استان لرستان خوشحالم.
ضمن احترام به نظر شما ، من فکر می کنم یکی از دلایل اصلی شکاف میان اخلاق نظری و اخلاق عملی، عدم تناسب آموزه های اخلاق نظری ما با واقعیات عملی زندگی امروزمان است. جامعه جدید در رنسانسی تازه قواعد نظری خاص خود را نیاز خواهد داشت(البته برآمده از سنت و فرهنگ) که در شرایط جامعه ما اراده سیاسی نیرومند در عمل از آن حمایت کند. در چنین شرایطی این احتمال است که شکاف بین اخلاق نظری و عملی برای مردم به عنوان مشکل نگریسته شود. آری به قول کارل مارکس:فیلسوفان تا کنون جهان را تفسیر می کردند، اینک به کسانی نیاز داریم که جهان را تغییر دهند.
پیروز باشید

فيضي پور در گفته :

درود برشما، براي ايجاد تغيير عادات ناپسندف به سه عنصر نياز است:عامل/شرايط /كارگزار كه يادداشتي در اين زمينه خواهيم داشت.

حافظ شاکرمی در گفته :

عرض سلام وخسته نباشی دارم خدمت استا فیضی پور عزیز
متن زیباست ، پرمحتوا وسرشار ازنکات کلیدی است …
امیدوارم راهکارهای ارائه شده الگویی شود برای کم کردن هرچه بیشتر فاصله ایجادشده بین اخلاق نظری واخلاق عملی

فيضي پور در گفته :

عليكم السلام انشاءالله اين گونه باشد به اميد آن روز كه اين شكاف كم شود.

فیضی پور در گفته :

وعلیکم السلام به امید آن روزی که این فاصله کم شود

م.آدینه فر در گفته :

استاد عزیز و ارزشمند با عرض سلام و ارادت
از افتخارات این حقیر شاگردی شماست،ان شااله چشمه جوشان افکارتون پر تراوش باشد.

فیضی پور در گفته :

سلام برشما برادرعزیز. ازحسن نظرتون سپاس

کمیر در گفته :

با سلام و احترام
به امید آن روز
آقای فیضی پور محترم یک موضوع اساسی و پایه در بحث شما نیامده و آن هم اقتصاد جامعه است .اولین مرحله پایه ای رشد و ترقی بشر رفع نیازهای اولیه و فارغ شدن از دغدغه های اقتصادی است .وقتی در جامعه ما زیر ساختهای رفع نیازهای اولیه انسانی که بزرگترین حلقه چرخه سالم زندگی است ایجاد نشده صحبت کردن از پله های بعدی زندگی موجب سرخوردگی و تلف انرژی است .

فیضی پور در گفته :

سلام برشما دوست عزیز ومحترم، نکته ی خوبی رو اشاره کردید اما دراین خصوص باید گفت که مبانی نظری دراین زمینه تحلیلشون متفاوت است ونظر شما درحیطه نظری مارکس قابل تحلیل است.

کمیر در گفته :

باسلام
تو برخی خانواده های فامیل خود بنده هستند خواهرانی که فقط یک جفت کفش یا یک چادر و….دارند .وقتی اقتصاد خانواده و جامعه در سطح بسیار پایینی است تمام فکر و اندیشه انسان فقط و فقط حول تامین و رفع این مشکلات است .جهت کاهش مشکلات شهرمان و برخوردار شدن از حق زندگی بهتر نیاز است تا می توانیم موارد زیر را رعایت و تبلیغ کنیم-.
1-سطح انتظارات مردم را از مسئولین بالا ببریم .2-مسئولین تحصیلکرده و شایسته را انتخاب کنیم.
3- مسئولین شهری را مجاب به پاسخگویی کنیم .4-جهت کمک و رشد اقتصاد شهر تا می توانیم خریدهای خود را ابتدا از شهر خودمان سپس از دیگر شهرهای استان خودمان انجام دهیم -5-کلیه کارهای فنی ؛ساختمانی،تعمیراتی و…..را در شهر خودمان انجام دهیم(خیلی ساده بگم برای یک سرما خوردگی ساده تا کرمانشاه نرویم و یا کارهای تعمیرات ماشین تا دزفول نرویم ) اینها موجب می شود که تا همیشه شهرما رشد نکند و امکانات جدید وارد آن نشود .6-متاسفانه ما مردمی غریب پرست هستیم (البته تا جایی که ظلم به خودمان نباشد غریب پرستی مشکلی نیست).یعنی فکر می کنیم دیگران بهتر از ما هستند و خودمان را دستکم از دیگران می گیرم که همین موجب سو استفاده دیگران از ما می شود .یادمان باشد که شهر خوب را شهروندان خوب می سازند. منتظر نباشیم که فقط دیگران خوب باشند و همش دردمند گله مند باشیم و هیچ گاه خودمان را مسئول احساس نکنیم -به امید آن روز

محمد در گفته :

باسلام وخسته نباشید درود برشما مردغیور

محمود مهکی در گفته :

سلام بر همکار والگوی مهربانم حمزه عزیز
اگر قبول کنیم که دلیل بعضی از بی قانونیهای ماشکاف اقتصادی وطبقاتی است آنگاه حرف کمیر درست و انگ مارکسیسم بودن فکر ایشان
از سوی شخص با اخلاقی مثل شما بعید است

فیضی پور در گفته :

محمودعزیز سلام علیکم اگردقت بفرمایید گفتم نظرایشان از نظر جامعه شناسی درحوزه نظریات مارکس قابل تحلیل است نه اینکه افکارایشان………ضمنا بانظریه ی «هرم نیازهای آبراهام مازلو »هم قابل تحلیل است. نه اینکه ایشون افکارشون مازلویی است!!

کمیر در گفته :

با سلام
حقیقتاً بنده نظریات مارکس را اصلاً آشنایی ندارم اما راجب سلسله مراتب نیازهای مازلو مطالبی خوانده ام . به هر حال این نظرایات مربوط به هرکسی باشند عوامل و جنبه های انسانی بشر را بنا به تجربیات گذشته و حال بشر بررسی کرده است و به نتایج قابل قبول و مورد پذیرش همگان رسیده است (فرمول مازلو در مراحل والای انسانی نواقصی هم دارد) . واین واقعیت است که تا شما پافزار خوبی نداشته باشید ادامه حرکت برایتان بسختی انجام پذیر است .تا بدن ما سالن نباشد فکرمان هم سالم نیست .تا انسان از نظر رفع نیازهای اولیه مرتفع نشود نمی تواند درست تصمیم بگیرد .این ضربالمثل قدیمی که می گوید آدمی که گرسنه است دینش کامل نیست .لذا بایستی رشد و توسعه موزن را از پایه شروع کرد .به نظر من جواب این سئولات ، چرا مردم کمربند نمی زنند چرا نوبت رعایت نمی کنند چرا مرد حالت خشن و عصبی دارند و……..وقتی باید گرفت که مشکلات پایه ای و اساسی مردم رفع شده باشد .و تاوقتی این نیازها رفع نشده خود خوری کردن کسانی که دغدغه های اولیه آنها رفع شده و نا آگاه به وضع معیشتی دیگران هستند بی هوده است.شاید بسیاری از مشکلات و مسائل روزمره بین مردم مربوط به جایگاه افراد در مراحل مختلف زندگی (سلسله مراتب زندگی) باشد.کسی که در مراحل بالاتر زندگی است از دیگران جز خوبی و رعایت ادب و احترام انتظاری ندارد نا آگاه از اینکه شخص مخاطب او در چه جای گاهی است .در دین مبین اسلام هم کسانی که با تقوای تر (یعنی از نظر فکر و لیاقت و رفع نیازهای حقیقی راستین خود و حتی دیگران قوی تر هستند) یعنی کسانی که سره را از ناسره تشخیص می دهند و…. را بهترین افراد هر جامعه می داند .

شاگرد در گفته :

باعرض سلام وادب خدمت معلم عزیزم جناب آقای فیضی پور متن زیبا وپرمحتوایی بود آرزوی موفقیت وسربلندی درتمام مراحل زندگیتان دارم .دانش آموزی از مدرسه راهنمایی شهید نعمت الهی گراب که در سال 73افتخار شاگردی شما را داشتم.

فیضی پور در گفته :

سلام برشما برادر عزیز،هرجا که هستید خود وخانواده ی محترمتون در زیر سایه ی عنایت حق تعالی زندگی موفقی داشته باشید

رصد در گفته :

جناب آقای فیضی پور ضمن احترام به جنابعالی باید بگویم از حضرتعالی که بخصوص دبیر علوم اجتماعی هستید و داعیه ی روشنفکری دارید انتظار نمی رفت که به کامنت “کمیر” اینگونه پاسخی بدهید و نظر او را اینگونه” بایکوت” کنی. برادر عزیز شما این فرموده بزرگان دین و به عبارتی شارع دین که فرموده “اگر فقر از در وارد شود ایمان از پنجره بیرون میرود “را چگونه ارزیابی می کنید؟ بپذیریم که اقتصاد یکی از مهمترین مولفه هایی است که بر فرهنگ و هنر و سایر امور و حتی دین افراد تاثیر می گذارد پس چگونه شما منکر این قضیه می شوید و اظهارات این شخص را منبعث از نظرات مارکس می دانید ؟به دور و بر خود بنگرید و ببینید چند در از فساد موجود ناشی از فقر است؟قضاوت آن با خودتان

فیضی پور در گفته :

دوست عزیز سلام اگر خوب دقت بفرمایید ومتنها را مطالعه بفرمایید منظور هرگز نادیده گرفتن نظر آقا کمیر نبوده است واتفاقا تایید نظر آن برادر محترم ،

از جواب شفافتان بسیار سپاسگذارم،با توجه به شناخت خوبی که از جنابعالی دارم منتظر همین جواب صریح و شفافتان بودم تا مبادا خدای ناکرده چنین تصور نشود که شما می خواهید نظرات منتقدین را با برچسب و انگ بی دینی و جانبداری از اجانب بایکوت کنید و خود را از شر نقدشان خلاص نمایی. من از وسع نظر شما کاملا با خبرم . چون اهل ولایاتیم به رک گویی خو کرده ایم و دوست داریم نظراتمان را رک وشفاف بیان کنیم. خود شما هم می دانید که متاسفانه خیلی از افراد نانشان در همین دکان “بر چسب زدن”است و اینگونه ارتزاق می کنند و کاسبی ها کرده اند و سابقه ای به قدمت تاریخ دارند، چه می شود کرد این ها هم باید زنده بمانند و مخارج خانوده محترمشان را تامین کنند و هنری غیر از این را هم ندارند.از همین روست که دکتر علی شریعتی می گوید”خدایا به من چگونه زیستن را بیاموز خودم چگونه مردن را خواهم آموخت”

فیضی پور در گفته :

دوست عزیز هرجا هستید موفق باشید. وباید بدانیم که اساس صلاح واصلاح نقدونقدپذیری است.

علی دوست علیزاده در گفته :

با سلام واحترام به استاد بزرگوار جناب آقای فیضی , از نظرات و دیدگا ههای جنابعالی استفاده کردیم. سرافراز باشید

فیضی پور در گفته :

وعلیکم السلام ازحسن نظرتون سپاس. موفق باشید

ایرج محبی در گفته :

سلام استادم .از بیان مطالب ارزشمندشما تشکر میکنم.حمزه جان دردی که شما به آن اشاره کردید بسیاری از فرهیختگان را آزار میدهد.یقینا بیان اینگونه مطالب در سلامت وتغییر رویه ی موجود موثر است ولی انتشار آنهادر وبلاگها وسایتها کافی نیست.چون باتوجه به وضعیت زندگی مردم تعدادافراد کمی به این رسانه دسترسی دارندلذا بهتراست برای آگاهی بیشتر مردم به برگزاری جلسات پرسش وپاسخ ویا محافل نقدوبررسی در سطحی وسیع تراقدام نمایید.به امید روزی که جامعه اصلاح شود.

فیضی پور در گفته :

بربزرگ دوستم ایرج عزیز درود باد. هرگونه تغییردرعادت مالوف ورویه ی مرسوم ،هم زمان براست وهم نیازمند سه عنصرعاملان/شرایط/وکنشگران
دردمندی است که بادرنظرگرفتن کلیه ی جوانب وایجادتشکلهای« مردم نهاد»ونیز جلسات کارگاهی ونقش پررنگ رهبران افکارعمومی والبته عملی کردن پیشنهاد خوب حضرتعالی معضلاتی ازین دست به تدریج مورد کنکاش وارایه ی راهکار قرارگیرند.

رها در گفته :

باتشکر ازمدیریت سایت جناب آقای آزادبخت وخسته نباشیدخدمت آقای فیضی پور به خاطربه نوشتن مطالب زیبایشان انشاالله موفق سربلندباشید

ن --ف در گفته :

جا معه ي ما در خا ل حا ضر نه به وسيله ي پيا مبر با وحي مستقيم بدون غرض ورزي ادا ره مي شود و نه با قا نون جها ن شمول مطا بق با استا ند ارد هاي بين المللي .بلكه با التقا تي عوامانه از دين و حقوق تحريف شده رو به رو ست . و در اين بين تبليغ سطحي نگري ديني و افراط در تداخل احساس در امور ايد ئولوژيك خود بستر قضا و قدري شدن به دور از نگرش عميق را به دنبا ل دا رد. در كل نمي توان با وجود فلا كت و وا بستگي براي تا مين كمترين نيا زها ي فيزيولوژيك به دولت انتظار داشت مردم مفلوك مستقلا بتوانند گا مي در جهت اعتلا ي ارزش ها در پر تو حلقه هاي فر هنگ سا ز بر دا رند . بي سوادي و نا آگا هي به نرخ روز و فقر لا زمه ي استبداد است . و جا معه اي كه دغدغه ي آن رفع نيا ز ها ي اوليه زند گي است و هم و غمش اين است كه تورم يك در صد پا يين بيا يد كمتر مجالي مي يا بد كه به فكر ارزش و اخلا ق و مسئوليت و مدنيت با شد .
يك نمونه ي بزرگ در اين با ره دا من زدن فر هنگيان و اهل ظا هرا در د و فكر به با ند با زي و سيا ست كا ري است . مو ضوعي كه متاسفانه به بر كت انتخا با ت مجلس و نمايندگان در شهر ستا ن كو هدشت و بخش ها ي تا بع به ضا يعه اي سر طا ني و بد خيم تبد يل شده و سال به سال به تعفن و عفونت آن افزوده مي شود . متا سفانه استثنا يي در با ند با زي و تبعيض لجام گسيخته آن وجود ندارد . اين موضوع خود كا في است كه ارزش و اخلا ق دچا ر وارو نگي شود و دين و ايد ئولوژيك هم ابزاري براي عقده گشا يي و تو جيه ظلم سا ما ن يا فته تحت لو اي با ند و با ند با زي .
در كل وقتي كه گرداب ها ي متعفن تزوير سطحي نگري . استفا ده ابزا ري از دين . فقر و فلا كت ركوردار بودن ركود تورمي . با ند و با ند با زي . مديريت نا اهلا ن بر اهل . بي فر هنگان بر اهل فر هنگ . بي هنران بر هنروران
كوچ اهل انديشه و فرار مغز ها …. رو به تزا يد است . جا معه هم رو به قهقرا خوا هد بود .ما نمي خواهيم از ديگر كشور ها افراد اهل فكر و فن دعوت كنند ب لكه اگر مي توانند سرعت فرار مغز ها را كند كنند . نه اينكه با تو جيهات ابلهانه مثلا آن را جز صادرات غير نفتي به حساب بياورند . اين ها نمونه هايي از هزار و مشتي از خروار بود كه به بيان آمد .
الناس علي دين ملوك است پسر ———- از با د ملوك است جهان زير و زبر
شاديم به جو دلخوش افسار طلا ———–صد سال دگر نيز زگا ويمم چو خر

رصد در گفته :

برادر”ف”عزیز سلام،خوشحالم اگرچه توفیق دیدار حضوری با شما را ندارم حداقل در فضای مجازی با شما ارتباطی یافتیم T،فضای مجازی از برکات و ثمرات ومحصول علم جدید واز دست آوردهای غرب است که ما هر روز لعنت هایمان را به رسم “نان خوردن وسفره دریدن” نثارشان می کنیم. بعضی ها نانشان در بستن دربها بر روی علم جدید و به خصوص از نوع غربی آن است چرا که دکان آن ها را کساد می کند واز کاسبیشان می اندازد.راستی یادت میاد زمانی که یکی از محصولات همین علم جدید (ویدیو) وارد کشور شد چه قشقره ای راه افتاد و چه ستم ها یی بر بعضی ها رفت ؟ و قس علی هذا.علی ایحال نمی خواهم اطاله کلام نمایم و به همین مقدار بسنده می کنم.
در جایی دیدم دوست شاعرمان گفته بود “درد من در گرانیست نصیبت نشود”اما همانطور که شما هم به درستی اشاره کرده اید ما دچار این درد گران و یا بدتر از آن “درد بی دردی” شده ایم ،اما شاید بهتر باشد که این اعتراف تلخ را بکنیم و بگوییم ما موجد یا مسبب این دردیم .چرا ازیر بار آن می خواهیم شانه خالی کنیم؟اگر موجد ومسبب آن نبوده ایم لااقل سهمی در تداوم آن داشته ایم.حال باید از خود بپرسیم ما چه کاری برای درمان آن کرده ایم؟آیا با گفتن این که درد وجود دارد درمان حاصل می شود؟اگر گفتن این مطلب فقط برای تخلیه خویشتن و عقده گشایی است که مطلوب انجام و راحت جان حاصل گردید.ولی اگر هدف درمان آنست هر کدام از ما ضرورتا” آن سهمی که برای علاج این آلام داریم را باید بپردازیم تا شاید امیدی به علاج پیدا شود. وشاید به درستی نسل نو و فرزندان من وتو حق دارند که به ما در بعضی از موارد بگویند که “مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان”.

درجواب ن .ف در گفته :

باسلام خدمت آقای ن.ف
برداشتی کلی که حقیر از مباحث مطرح شده توسط حضرتعالی گرفته ام اینست که ریشه ای این همه فقر ،فلاکت وبدبختی موجود در جامعه را مربوط به سیاست های تعمیم شده ای می دانید که تئوریسن های اصلی هر نظام برمردم خود تحمیل می کنند…
آقای ن.ف به نظر بنده تا از پایه جامعه ای اصلاح نشود(حال ازطریق تشکیل حلق های فرهنگ ساز طایفه ای و همسایگی گرفته یا از هرطریقی که می توان این ارزش فرهنگی را درجامعه تحرک ببخشد) این فقر فلاکت که جنابعالی به آن اشاره نموده ای به قوت خود باقی خواهدماند چرا که همین افراد معمولی جامعه هستند که درآینده ای نه چندان دور سکانداران واقعی جامعه خواهند شد وبه عنوان تصمیم گیرندگان وتصمیم سازان ایفای نقش خواهند نمود ،اگر فرد سکاندار ” درفرهنگی بزرگ شود که در آن رعایت حقوق دیگران معنا ومفهوم ندارد یقینا آن فرد در حیطه ای مدیریتی خود این فرآیند را دنبال خواهد کرد، که نتیحه ای آن همان چیزی می شود که حضرتعالی عالی به آن اشاره نموده ای.
به زبان دیگر در جوامع مختلف از گذسته تا به حال دونوع دیدگاه در مورد توسعه اقتصادی و اجتماعی وفرهنگی وجود داشته است .
یک دیدگاه به برنامه ریزی از بالا به پایین اشاره دارد که مباحث مطرح شده ای شما در آن دیدگاه می گنجد(یعنی چون فقر اقتصادی از بالا بر ما تعمیم شده است درنتیجه مانمی توانیم صحبتی از رعایت ارزش های فرهنگی را در پایین داشته باشیم).
دیدگاه دوم به برنامه ریزی از پایین به بالا مربوط می شود که مباحث مطرح شده توسط آقای فیضی پور در آن می گنجد (این دیدگاه به این مبحث اشاره دارد که ایجاد هرنوع تغییر وتحولی در جهت حرکت ه سمت توسعه بایستی از پایه وخودم مردم آن جامعه شروع شود).
تجربه در کشورهای جهان سوم و کشورهای توسعه یافته نشان داده است که دیدگاه مطلوب همان دیدگگاه از پایین به بالا می باشد یعنی آن چیزی که آقای فیضی پور مطرح نموده اند.
به عبارتی تا ماارزش های اصیل فرهنگی هر جامعه را از پایه بر ای تک تک افراد جامعه نهادینه نکیم صحبت از توسعه امری بی مورد عبث خواهد بود و همچنان مردم مفلوک ودرمانده خواهندماند. زمانی که رعایت حقوق دیگران برای تک تک افراد جامعه ارزش شود متقابلا افراد جامعه نیزانتظار دار که مدیران ومسئولین امرنیزچنین نگاه مثبتی نسبت به آنها داشته باشندکه مثال بارز آن کشورچین می باشد(مردم این کشور دردهه 1950از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار نبوده اند مهمترین دلیل توسعه این کشور همان تکیه بر ارزش های فرهنگی خود مردم چین بودتا آنجایی که برحسب جمعیت زیادش فرهنگ دهقانی و ارزش های آن را مبنای توسعه ی خود قرار دادند ). عکس آن نیز صادق می باشد(کشور ایران) درجامعه که ارزش های فرهنگی آن نظیر “عدم رعایت حقوق دیگران ” برای افرادجامعه آن نهادینه نشده است مدیران ومسئولین امر نیزبرحسب عادت، ،خودرا موظف به رعایت آن ارزش نمی دانند نتیجه آن هم چیزی نیست جز قفر بیشتر – اختلافات عمیق ،فرهنگی -اقتصادی -واجتماعی درجامعه .چیزی که اشتباها جنابعالی آن را علت خوانده ای (فقراقتصادی علت عدم توجه به ارزش های فرهنگی ) بدون توجه به اینکه فقراقتصادی خود معلول ا وتابعی است از عدم توجه به ارزش های فرهنگی .
سخن پایان اینکه :این شرایط فرهنگی مطلوب است که می تواند شرایط مطلوب اقتصادی را ایجاد نماید ،
به عبارت دیگر فرهنگ و ارزش های فرهنگی درجهت حرکت به سمت توسعه مقدم برشرایط مطلوب اقتصادی می باشد.

ا-- صادقي در گفته :

من اعتقاد ندارم كه مردم كره ي شمالي عليرغم دوست داشتن ارزش ها و آرمان ها بتوانند كاري بكنند . و گرنه آن ها هم مثل كره ي جنوبي كشور خود را اداره مي كردند .

ناشناس در گفته :

حقير نيز از آشنا يي با جنا بعالي خوشحال و خر سندم .بعضي وقت ها گوش زود تر از چشم عا شق مي شود . يا لا اقل دوست دارد . به ياد حكا يتي افتا دم كه مضمونش اين است . يك روز كه سيل آمده و جما عتي هم بر سا حل رود خا نه اي سيل و جوش و خروش و طغيان آب را نگا ه مي كنند. يك نفر كند ه ي در ختي در آب مي بيند و خود را به آب مي زند تا با شنا كردن آن كنده را بيرون بكشد . اما پس از دست زدن گر فتار خرسي مي شود كه آن كنده را گر فته و و در آب شنا ور شده است ظا هرا خرس دستش را جا بجا مي كند و روي دست شخص قرار مي دهد و او را نيز با كنده مي برد . مردم كه از دور كوشش و سعي مر گبا ر او را مي بينند مي گو يند . فلا ني كنده را رها كن و بيا بيرون . او هم كه گر فتار شده است و توان رهايي ندارد مي گويد من كنده را رها مي كنم اما كنده من را رها نمي كند !!!؟؟
حالا حكا يت ما ست ما به چيز ها يي چنگ زد ه ايم كه همان ها اسباب هلا كت و غرق شدن و تبا هي ما ست . اري دوست عزيز سال هاست كه ما امر به معروف و نهي از منكر مي شويم .آيا مردم نمي دا نند كه حلا ل چيست و حرام كدام است ؟. آيا ما نمي دا نيم خوب و بد چيست و چه تا ثيري دارد ؟. ما كه ظا هرا يكي از ايدئولوژيك ترين كشورهاي دنيا را داريم . و ايد ئو لوژيك هم همين با يد و نبا يد ها ست . آيا نمي دا نيم به فرض با ند با زي به معنا ظلم ، شرك خفي و تبعيض و… است ؟ اصلا ما كه اين همه مرگ بر استكبار مي كنيم آيا نمي دا نيم ريشه ي استكبا ر ك- ب- ر – است . چرا از ظلم اسرائيل اعتراض داريم ولي به همديگر ظلم مي كنيم ؟آري عزيز در همه حال با يد سعي كرد كه اخلا ق را رعايت كرد و در را ه اعتلا ي ارزش هاي والا ي انسا ني كوشيد . من و تو هم صد البته تا آنجا كه مي تو انيم با يد اين اصول و حلقه هاي فر هنگ ساز را رعا يت كنيم .ولي با يد تو جه دا شت كه ارزش گذاري اخلا قي آن گاه كه دولتي مي شود و تجويزي . مخصوصا كه ظلم و ستم گاه ستون دين و عقايد مي شود .وقتي كه نهاد هاي مستقل مدني به هر دليلي تشكيل نمي شود وقتي كه تمام را هپيمايي هاي ما رسمي هستند . وقتي كه جا معه جريان ساز، پويا، مستقل و نيست . و فرصت اعتراض نيست . جا معه افسرده مي شود .آيا مي داني كه ايران جزئ افسرده ترين كشور ها ي دنيا ست ؟. جامعه ي افسرده نخست با يد به تر ميم و درمان خود بپردازد وبه نظر شما آيا آن فرصت پيدا مي شود .در مجموع من با عقيده ي جنا بعالي موافقم كه با يد سعي خودمان را بكنيم . ولي هشدار مي دهم كه نبا يد خوش بين باشيم بلكه با يد با وا قع بيني تمام متوجه با شيم كه و بدا نيم كه براي هر حركت مستقل هزاران انرژي منفي و موج مخالف وجود دارد كه براي نها دينه شدن آن حر كت ها و جوهري شدن شان به سراغمان مي آيند . اي كاش اخلا ق و مدنيت آن قدر ارزش داشت كه حركت هاي جزيي از اين دست الگو مي شد و و هر كس با عمل به اين حلقه ها شا خ گلي مي كا شت و برخلا ف ازداحام هرزه علف ها گلستا ني مي شد شهر و كشور ما . در پايان چند سوال از شمادارم كه اميدوارم عنايت بفرما ييد
به نظر شما چرا حا فظ گفته است : شود آيا كه در ميكده ها بگشا يند —— گره از كار فرو بسته ي ما بگشا يند .؟
گربه زا هد مرحوم عبيد زا كا ني در تا ريخ ما چه جا يگا هي دارد و نقش آن در انحراف جا معه وعصبيت و فرار از ارزش ها و هنجارها چيست ؟
بحث محتسب و احتساب در تاريخ ايران را چگونه ارزيا بي مي كنيد ؟
چرا پادشهان سفاك صفوي اين همه به ائمه و در راس آنها حضرت علي ارادت داشتند؟
اين كه در قرآن خدا وند خطاب به حضرت ابراهيم مي فرمايد عهد ما به ظالمان نمي رسد بيا نگر چيست؟
عبا سيان چه كساني بودند و چگونه به خلا فت رسيدند ارزش گزاري در زمان آنها بر چه پايه اي استوار بود .؟
چرا پادشاه ايران- محمد رضا – اين همه به امامان ارادت داشت ؟

چرا مطالعات اجتماعي و جا معه شنا سي و علوم انساني غرب به نظر بعضي اين همه خطر نا ك است ؟
اجراي نا قص دموكراسيچه تبعاتي دارد ؟
آيا كسي كه به دموكراسي با وري ندارد مي تواند آن را نهادينه كند ؟
جان دلم من هم از سر درد شما را تصديق مي كنم ولي اعتقادم اين است كه من معتقدم كه وقتي كه پس از سال ها شيرازه ي جمعي جا معه اي با تفرقه، با ند با زي ، تبعيض . دروغ تزوير و ريا از هم پاشيده مي شود . اين گو نه تلا ش ها مثل اين است كه ما بخواهيم مسافراني را كه در يك ميني بوس بنز از كوه پرت كرده اند صرفا با كمك هاي اوليه نجات دهيم . كمك هاي اوليه لا زم و ضروري است اما براي انجام جراحي هاي بزرگ و كارها ي تخصصي عالمي ديگر ببايد سا خت و از نو آدمي .

طرفدار دو اتیشه میرملاس در گفته :

جناب حمزه فیضی کسی که میخواست علم و اصول دینی ، اخلاقی و فرهنگی را فدای ریاست شورا کند ؛ ولی شکستی بس سنگین خورد. که میخواهد با چاپ اینگونه مطالب (که اکثرا کپی برداری از کتب جامعه شناسی هستند) کمبود های خود را جبران کند…

فیضی پور در گفته :

سلام بربرادر دوآتيشه ،ازحسن نظرتون سپاس،اما بدانيم وباور داشته باشيم كه ان السمع والبصروالفوادكل اولئك كان عنه مسوولا ، ودرمورد نظر شما قضاوت با مردم فهيم وهوشمند كوهناني وديگر دوستاني كه حقيررا مي شناسند . موفق باشيد

کاکمزوند در گفته :

جناب طرفدار دو آتیشه،همه تو کونانی آقای فیضی پور رو به خاطر خدایی بودن.قانونمندبودن،دنبال پست ومقام نبودن،چاپلوس نبودن،باسوادبودن،مردمی بودن،خاکی بودن وساده زیستی میشناسند.مطمئنم شما از آن دسته افرادی هستیدکه آقای فیضی درمقابل ظلم شما به مردم مقابله کرده است چون همه آقای فیضی رو میشناسند تا الان کسی از آقای فیضی کوچکترین انتقادی نداشته جز کسی مثل شما که مطمئنن آقای فیضی مانعی بوده برای خوردن حق مردم توسط شما وامثال شما،پس توبه کنیدکه دنیا دار مکافات است.درموردسوادآقای فیضی هم همه میدانندکه ایشان یکی ازباسوادان استان لرستان هستندومابه همشهری بودن با ایشان به خود میبالیم.ریاست شورا هم چیزدائمی ای نیس که کسی بخوادبخاطرش تلاش کنه چون ریاست شورا طوریه که هرنفربیشترازیکسال نمیتونه رئیس باشه،مشکل ما بیفکری افرادی مثل شماست که ازروی خردوآگاهی حرف نمیزنند

فرهنگی از کوهنانی در گفته :

آقای طرفدار دوآتیشه (منص )که هویتت کاملا مشخصه.
همه ی مردم کوهنانی،همکلاسیها،دوستان،دانشجویان و دانش آموزان آقای فیضی پور ایشان و سطح علم و دانش وی را می شناسند که در چه سطحی است.خدا همه ی ما را به راه صراط مستقیم هدایت نماید.کور باد چشمی که توان دیدن ندارد.

مجتبی عبدالهی در گفته :

کاربرگرامی اگر محبت نمایی وخودتون معرفی کنید تا آقای فیضی پور در یک مناظره وبه صورت مستقیم و رو در رو درحضور مردم پاسخگوی ابهامات جنابعالی باشند . ممنون ومتشکر می شویم

آزادبخت در گفته :

با سلام بر ؟آقای به اصطلاح “دو آتشه میرملاسی”
سایت میرملاس جای بیان اینجور شوخی ها نیست! یا اگر شوخی نیست جای تخلیه عقده های شخصی نیست و اگر فارغ از این دو موضوع است ، میرملاس جای نشر اکاذیب نیست!
تمامی افراد یا بزرگانی که در این سایت لطف کرده و اقدام بیان مقالات و دیدگاههای خود میکنند افرادی فرهیخته و دلسوز هستند و هدفشان جز رشد و تعالی مردم این منطقه نبوده و نیست. همه این عزیزان کمبود شهرت نداشته و ندارند که به واسطه ی این سایت خود را به جامعه معرفی کنند.
اقاي فيضي شخصيتى متين ساده زيست ، صاحبنظر ، متعهد و بى نياز از هرگونه سمت هاى ظاهرى ست. شما جز افرادی هستید که که کورکوانه و به دور از شناخت ، فقط و فقط اسم آقای فیضی را شنیده اید. كاش كمى تحقيق میكرديد و رسما از ايشان عذرخواهى كنيد شك ندارم با وجود شخصيت بزرگ، فهيم و دوست داشتنى آقاى فيضي شما رو عف خواهند نمود
با تشكر .امیوارم كمى سنجيده كامنت بزاريد و پاسخی برای این به ” نقد غیرمنصفانه”

با سلام و احترام بر آزادبخت
بهتر است این چنین کسانی در این فضای مجازی حرف دل خود را بزبان بیاورند و خود را راحت کنند .چونکه متاسفانه در فضای حقیقی این گفتگوها شکل نمی گیرد و به مشکل ختم می شوند .پس چه بهتر در همین فضا که گرز وجود ندارد بحث ختم شوند.البته اگر سعی شود تهمت و ناروا به کسی گفته نشود چراکه طرح تهمت و اتهام در مراجع قضایی است .اما اگر هیچوقت گله ها طرح نشود هیچ گاه هم نه ما بفکر اصلاح خود می افتیم نه جامعه بسمت اصلاح پیش خواهد رفت.در این فضای مجاز جای دفاع برای طرفین هم تقریباآ باز است

رصد در جواب دو آتشه در گفته :

بنده آقای فیضی را می شناسم چون از نزدیک با ایشان مراوده داشته ام و کاملا به خصوصیاتشان آگاهی دارم برخود لازم دونستم که به اظهارات آقای “دو آتشه” پاسخ دهم . ایشان (حمزه فیضی پور)نعوذبالله نه مسیح مقسند ونه دور از جان شیطان رجیم.الحق والانصاف و بدور از هر گونه حب و بغضی اگربخواهیم در کونانی چند نفر باسواد،منصف و آگاه به مسایل روز را نام ببریم ایشان جزو اولین نفراتیست که به ذهن خطور می کند. دوست عزیز آنطور که مشخص است خیلی آدم نترسی هستی زیرا اینگونه بی محابا و بدون ترس از خدا و آخرت به آبروی دیگران حمله می کنی . شاید شما هم مقصر نباشی چون در جامعه ما آبروی افراد پشیزی ارزش ندارد و حتی بعضی از کسانی که اسم مسئول را یدک می کشند مثل آب خوردن آبروی افراد دیگر را می برند و شما نیز اینگونه یاد گرفته ای. البته همانطور که از عنوانی که برای خود انتخاب نموده ای(دو آتشه) انتظار رعایت عدل و انصاف در قضاوتتان انتظار عبث و بیهوده ایست.شما در سخنانتان گفته ای:(“جناب حمزه فیضی کسی که میخواست علم و اصول دینی ، اخلاقی و فرهنگی را فدای ریاست شورا کند”) آیا برای یک لحظه هم که شده به این سخنانتان اندیشیده ای ؟
مگر ریاست شورای شهر کونانی چی داره که آقای فیضی همه چیزش را حتی به قول شما اصول دینش را فدای رسیدن به آن کنه ؟ دوست عزیزبه جای تخریب قدر داشته هایمان را بدانیم و از این داشته ها برای رشد و اعتلای دیارمان استفاده کنیم.

فيضي پور در گفته :

سلام برشما كاربر محترم ،ازاينكه لطف داشته ايد سپاسگزارم،اما درمورد نظرتون :قضاوت با مردم فهيم وهوشمند شهر وبخش كوهناني و كليه ي كسانيكه حقير را مي شناسند.

کونانی از اصفهان در گفته :

درجواب طرفدار دو آتیشه که یکسری برچسپ های ناروا وغیر معقولانه را به آقای فیضی پور نسبت داده اند :عرض کنم که:

اولا: در پاکی و صداقت آقای فیضی پور جای هیچگونه شک وشبهه ای نیبست پس بیخود برچسب زیرپاگذاشتن اصول دینی را به خاطر ریاست شورا به ایشان نچسپانید.مهم ترین دلیلی هم که باعث شد که مردم ایشان را انتخاب نمایندهمین پایبندی ایشان به اصول و ارزش های دینی بوده است .اگرهم درجریان بحث ریاست شورا با اقوا م جنابعالی مشکلی داشته است بدونه شک بحث دفاع از خق وحقوق مردم درمیان بوده است نه بحث ریاست خودشون.
دوما: بحث شکست خوردن آقای فیضی پور را مطرح نموده ای ،دوست عزیزاقدام ایشان درجهت مقابله با انتصابات فامیلی اقدامی مثبت وقابل ستایش می باشد مهم تراین وظیفه ای ایشان به عنوان یک عضو شورای شهر این بوده است که از این انتصاب جلوگیری نماید..آخه برچه اساسی بایستی شهرداری انتخاب شود که نه درپرونده ای خود سابقه ی مدیریتی دارد ونه سابقه ای شهرداربودن را ؟؟؟؟ هرچند که به علت لابی بازی های سه عضو محترم شورا به نتیجه مطلوب ودلخواه رسیده نشدولی بازهم میگم درود برشرف این مرد بزرگ که به وظایف خود پایبند بوده…

سوما:شما صحبت از کمبود کرده اید کمبودی که باعث شده است آقای فیضی پور را وادار به درج اینگونه مقالاتی علمی در سایت میرملاس نیوز کند !!!مطمئنن اگه جنابعالی یک ذره …. رسانه ای داشتید به خوداجازه ای زدن این حرف رو نمی دادید چراکه با حساب شما تمامی سروران وعزیزانی که در این سایت مطلب ومقالاتی درج می نمایند به نوعی دارای یک کمبوداتی هستند.دوست عزیز مثل اینکه آقای فیضی پور مدرس دانشگاه هستند (آن هم رشته علوم اجتماعی) انتظار دارید که ایشان توان نگاشتن اینگونه مقالاتی را ند اشته باشند واقدام به کپی برداری کنند…دوست عزیز کپی کردن مطالب از ایشان برنمیاداین کارمربوط به اون عزیزبزرگواری هستش که با دانشگاه … مدرکشو گرفته وبا هزارلابی بازی و پارتی بازی رفته توی …. کاری برا خودش دست تو پا کرده نه ایشانی که تمام مقاطع دانشگاهیشون دردانشگاه تهران با معدل 19.5گذروندن (کافر همه را به کیش خویش پندارد).

چهارما:(به کمبود اشاره کرده ای دوست عزیز)می دونید کمبودهای آقای فیضی پور چی ها هستند ؟؟؟؟ازجمله کمبودهایی که ایشان دارند اینه که میخواد همه چیز برای مردم باشه نه برای خانوده اش 2- اینه که میخواد مردم در همه کا رها وتصمیمات گرفته شده مشارکت داشته باشند نه این که همه چی به صورت مخفی وفامیل بازی ،پنهانی وبه دور ازچشم مردم مظلوم باشد.3-کمبود ایشان این است که نمیخواد اگه یه زمانی استخدامی دریکی ازنهادهای دولتی پیش اومد فقط مختص به خانوادهای محترم شورا شهر باشه بلکه میخوان همه ی مردم ازشرایط یکسانی برخوردار باشند.4-کمبود آقای فیضی اینه که نمیخواد انتصاب شهردارفامیلی باشه وبراساس لابی گری صورت بگیره 5-کمبود آقای فیض پور مردم دوستیشه برادر من6-کمبود ایشان همینه که درغیاب سایر عزیزان شورا مشکلات شهر رو بررسی میکنن وبه عنوان درخواست های شورای شهر کونانی تقدیم استاندار محترم میکنه.7-کمبود آقای فیضی پور این هستش که با نوشتن استشهاد ونامه های گوناگون به صورت تومار به دور ازچشم من وتو مانع از اضافه شدن بخش کونانی به شهرستان رومشکان میشوند.8-کمبود آقای فیضی همین است که به نمایندگی ازجنابعالی باوجود تمامی اختلافات پیام تبریک شورای اسلامی شهرکونانی را نسبت انتصاب معاونت استانداری کوورانی فر واستاندار محترم آقای بازوند تقدیم سایت میرملاس نیوز می نماید.که شاید بتوانداز این طریق نظر این بزرگوارن رانسبت به شهر همیشه محروم و مظلوم کونانی جلب نماید.
9- در یه کلام کمبود آقای فیضی برآوردن وتحقق شعارهایی است که هنگام ورود به انتخابات شورای شهر ایراد نموده اند.

نورالدين فعلي در گفته :

همولا يتي هاي محترم قبول كنيد كه ما در ابتداي راه دموكراسي هم نيستيم .. و هنوز خيلي با مقدمات پذيرش اين ايد آل بزرگ فا صله داريم . و گرنه اين همه عصبيت چرا ؟ ما با هم متفا وتيم سليقه و فكر متفا وت داريم و ايد آل ها ي ما هم تا حدودي ممكن است برهم منطبق نبا شد . بعد از سال ها در كوروني يك شورا يي شكل گر فته كه همه ي اعضاي آن الحمد لله والمنه فر هنگي هستند . حال ممكن است كه تفا وت ها يي هم در بين شان وجود دا شته با شد .طبيعي است چون ما در مد ينه ي فا ضله كه زند گي نمي كنيم . ما فعلا شايد در حال تمرين خود خواهي هستيم و با يد عملا به اين با ور برسيم كه دوست دا شتن ديگران و گذشت براي شكوفايي ديگران نيز يك نو ع خود خواهي اما با رويكرد مثبت است . منتهي رسيدن به اين جا يگاه پا يگا هي از فر هنگ و تا ريخ و تجربه و با ورمندي مي طلبد كه فعلا فقط اسوه هايي چون ژان ژاگ روسو به آن رسيده اند و هم اوست كه فرموده است : من دشمن تو و عقا يد تو هستم اما حا ضرم جا نم را براي تو و عقا يد تو فدا كنم . اين جمله را شايد با رها شنيد ه با شيد .ولي درك آن و با ور آن متاسفانه آسان به نظر نمي رسد . به نظر حقير ما عليرغم تفاوت ها بهتر است كه همديگر را دوست دا شته با شيم .و به هم احترام بگذاريم . چون شورا ابزاري است براي رسيدن به وفاق و اتفاق و در پي آن آرا مش . ضمنا گذر زمان هميشه پس از فرو نشستن گرد و غبا رها واقعيت و حقيقت را فا ش خواهد كرد . پس پيش داوري و جوش و خروش ما بعدا گرد و غباري بيش نخواهد بود . در شر ايطي كه جا معه ي ما سال ها تا زيا نه ي با ند با زي و سياست زدگي را بر گرد ه ي دين و دنيا ي خود شديدا احساس كرده است و وفاق و حس همبستگي ما را به تا را ج برده . جاي آن است كه سر بر شا نه هاي زخمي هم بگذاريم و از سر درد خون گر يه كنيم . نه اينكه عليه همد يگر كينه كشي كنيم و به عقد ه گشايي كاذب عيه همديگر تشفي خاطر پيدا كنيم .

در هر حال حقير معتقدم خود خواهي مر حله اي از رشد مي با شد كه مي با يست روند گذر از آن را با كم كردن شعله ي خشم و غضب و نفرت و… با هزينه اي كمتر ميسر و هموار كرد . چون با تعصب و حس انتقام اين روند به رشد و تعالي و آرا مش نخواهد رسيد .

اصل كينه دوزخ است و كين تو ———————— دشمن جان است و خصم دين تو(مولانا)
بنده با اعضاي محترم شوراي كوروني ارتبا ط نزديك دارم و مي دانم كه آنها از دامن زدن به تفرقه و احيا نا هتك حرمت همديگر شادمان نيستند . پس بهتر است به نا م آن عزيزان و به كام نا كام خود آبروي آنها را نريزيم .زمان همه چيز را ثا بت مي كند مطمئن با شيد . عصبيت و پرخاش ما جز ورم معده و استرس و … نخواهد بود

ع نورمحمدی در گفته :

سلام برشما دوست عزیزم “نورالدین فعلی” عجب اسم قشنگی،خیلی وقته ازتون خبری ندارم ،خیلی خوشحال شدم
ازبرادرعزیزم حمزه فیضی پورهمکارخوش فکرم دو بارتشکرمیکنم باراول بخاطرزحمت نوشتن مقاله باردوم بخاطراینکه بادیدن اسم دوستان مارو خوشحال کردن

نورالدين فعلي در گفته :

درود بر شما دوست گرا مي – آقاي نورمحمدي- ياد ايا مي كه با هم گفتگو ها دا شتيم– بنده هم از زند ه شدن يا د و خا طرتان خوشحال شدم. با ز هم دست آقاي فيضي پور سر سبز ،كه با طر ح موضوعي چالش برانگيز امكان تجديد خاطر با دوستان را فراهم آورد .طرح اين موضوعات با عث تحرك و پويايي مي شود . و ديگران را به فكر وادار مي كند . مهم هم همين است كه ما بينديشيم.و اهل ركود وجمود نبا شيم . حقير حتي موضع گيري هاي منفي را هم نشا نه ي تحرك و پويا يي مي دانم مهم بيداري است كه خواب برادر مرگ است . در گيرو دار انتقاد و انديشه گاه صلا ح و اصلا ح ممكن است.

اي برادر تو همه انديشه اي —— ما بقي خود استخوان و ريشه اي
گر بود انديشه ات گل گلشني—— ور بود خاري تو هيمه ي گلخني

فیضی پیام در گفته :

بردودوست گرامیم فعلی ونورمحمدی درود باد ،عباس جان هرجا که هستید موفق باشید ازنگاه محبت آمیزتون سپاس گذارم

اندیشه در گفته :

آنچه نه عدل است چه دادت دهد آنچه نه انصاف به بادت دهد
کاربر گرامی سابقه واصالت خانوادگی آقای فیضی پور خود موید این مطلب است که آقای فیضی هیچ وقت دین وایمان را نردبانی برای به دست آوردن نان ونام قرار نداده است .

باران در گفته :

سلام برشماکاربرمنصف گذشته هرانسانی ثابت می کند که چطور شخصیت وافکاری دارد دوست عزیز ان شاالله یه کم منصفانه نقدنمایید نه از روی عقده شخصی خداوندهمه رابه صراط مستقیم هدایت نمایید به خصوص جنابعالی

کرم حسین یاری از تهران در گفته :

درود بر آقای فیضی پور (هم دانشگاهی عزیزم) به خاطر قلم توانا و مطالب ارزشمندشون و تشکر از مدیریت سایت

فیضی پور در گفته :

سلام بر دوست عزیزم یاری که مدتهاست ازش خبرندارم ،هرجا که هستید همراه با خانواده محترم درسایه ی عنایت حق التعالی موفق باشید.

محسن عبدی(کوهنانی) در گفته :

هم ولایتی های عزیزم سلام.ویران باد دنیا اگر به کامتان نیست،
کور باد چشمی که نمیخواهد من و تو را با هم ببیند،
لال شود زبانی که من و تورا جدا جدا نام مینهد.
جناب آقای فیضی حضرتعالی برای یکایک مردم طریون(کوهنانی) شناخته شده،محبوب و قابل اعتماد هستید.
اگر شیطنت میشود و گاهی به ناحق زحمات شما نادیده گرفته میشود دلیلی بر قدر نشناسی مردم کوهنانی نمیباشد.شما منتخب،محبوب و مورد اعتماد مردم اید به راه خود ادامه ده که خدا هست.
بقول حسین پناهی نیازی نیست اطرافمان پر از آدم باشد همین چند نفر
که اطرافمان هستند آدم باشند کافی است

فیضی پور در گفته :

سلام محسن عزیز؛ نگاه مثبت مردم به هرکس سرمایه ای بس گرانبهاست واین حسن نظرشما ازجنس همان افتخاراتی است که باید به آن بالید وقدرش رادانست ومتواضعانه و بی منت درمسیری قدم برداشت که رضایت خدا وخلق خدا درآن است ٬ موفق باشید

مرادی در گفته :

تشکر

مرادی از خسروآباد .د در گفته :

جناب آقای فیضی شما یک گوهر گرانبها برای شهر کوهنانی هستید انشلاله شاهد کوهنانی آباد باشیم .

فیضی پور در گفته :

خدمت مرادی عزیز عرض سلام دارم ، این حسن نظر شماست و ازبزرگواریتون سپاس

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :