کد خبر : 41365
تاریخ انتشار : ۱۵ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۸
نسخه چاپی نسخه چاپی
تعداد بازدید 1,578 بازدید

خاطرات حاج حسین پیرزادی از شهیدان حسن قبادی و محمدعلیم عباسی

  جناب آقای بالنگ با سلام و عرض خسته نباشید خاطرات جانبازان عزیز و دوستان رزمنده را در سایت پر تلاش میرملاس همیشه میخوانم که اولا جای تقدیر و تشکر از شما و مدیریت سایت جناب آقای آزادبخت را دارم و دوما بنده را بر آن داشت که خاطرات خود را در خصوص شهدای عزیز […]

perzadi

 

جناب آقای بالنگ با سلام و عرض خسته نباشید

خاطرات جانبازان عزیز و دوستان رزمنده را در سایت پر تلاش میرملاس همیشه میخوانم که اولا جای تقدیر و تشکر از شما و مدیریت سایت جناب آقای آزادبخت را دارم و دوما بنده را بر آن داشت که خاطرات خود را در خصوص شهدای عزیز و گرانقدر را برایتان ارسال دارم که در صورت صلاحدید در سایت درج نمایید . در اولین خاطره بر خود لازم دیدم در خصوص نحوه شهادت سردار رشید و دلاورمرد جبه های جنوب مرد بی ادعای صحنه های نبرد شهید حسن قبادی و مجروح شدن شهید شهرام عباسی را خدمتتان ارسال دارم.

آبان ماه سال ۶۰ بود که توسط سپاه کوهدشت حدودا ۲۲ تا ۲۵ نفر نیروی مردمی شامل دانش آموزان دبیرستان امام جعفر صادق (ع) و نیروهای عشایر و مردمی به جبهه های جنوب اعزام شدیم. در آن موقع بنده سال دوم دبیرستان بودم و خداوند این سعادت و افتخار را نصیبم کرد که به همراه دوستانم شهیدان شهرام عباسی، اسدمراد بالنگ، مجتبی آدینوند، ایرج میرزایی و . . . و جانبازان سرافراز مراد روشنی ، ولی اله نادرپور، یونس قبادی، شاپور سوری، علی محمد دلفانی، علی میناپور، ناصر سپهوند و تعدادی دیگر از نیروهای مردمی و سادات عزیز که اسمشان در ذهنم نیست به فرماندهی یکی از برادران سپاه و با جانشینی شهید عزیز حسن قبادی که آن موقع معاون بخشدار کوهدشت بود به مقر تیپ ۲ زرهی اهواز در دزفول اعزام شدیم ( آن موقع کوهدشت فرمانداری نبود بلکه بخشداری بود و برادر عزیزم جناب آقای قدرت اله نظری که الان در استانداری همدان است بخشدار بود و شهید قبادی معاون ایشان بود ) در آن موقع سپاه یگان های منظم و مختص هر استان نداشت ما در دزفول با نیروهای متفرقه از سراسر کشور سازماندهی شدیم و بعد از مدتی عازم اهواز شدیم . مدت کمی در پادگان شهید رجایی اهواز بودیم که از آنجا ما را به سوسنگرد اعزام کردند . شهر سوسنگرد مقر و محل استقرار نیروهای رزمنده بود. چندروزی نیز در یکی از منازل سطح شهر استقرار پیدا کردیم ، شهید حسن قبادی با فرماندهان محور عملیاتی بستان در ارتباط بود. نیروها را در سوسنگرد با سلاح آرپی جی ۷ آشنا کردند. آموزش های لازم را که بیشتر سلاح های سبک بود در حد مقدماتی به نیروها دادن و همه را نیز مجدد سازماندهی کردند . مسئولیت تک تک نیروهای کوهدشت مشخص بود همه انتظار می کشیدیم که به منطقه اعزام شدیم . شهید حسن قبادی به لحاظ اینکه خدمت سربازی را انجام داده بود و از لحاظ سنی از ما بزرگتر بود آشنایی خوبی به مهارت ها و فنون نظامی داشت علاوه بر اینکه آموزش سلاح میداد در بحث لجستیک و تامین امکانات نیز خود شخصا اقدام میکرد . دائما در تلاش و تکاپو بود که به نیروها بد نگذره . ایشان فرماندهی لایق، مقتدر و با صلابت بود همیشه با متانت و خوشرویی نیروها را امر و نهی میکرد. بسیار صبور و با تحمل بود. از صبح تا شب در حال تحرک و تلاش بود . بسیار متدین و با تقوا بود همیشه سر وقت نمازش را میخواند. هه امورات شخصی خودش را خود انجام میداد و حتی بعضی کارها که به ایشان مرتبط نبود و لیکن از روی تواضع و بزرگواری که داشت انجام میداد. در تمامی رفتارهایش، برخوردهایش نهایت انصاف و عدالت را رعایت می کرد. علیرغم فشار و سختی کاری که داشت یک بار ندیدم که عصبانی شود. همیشه خنده رو بود و با تبسم و لبخند دستور میداد و با میل و رغبت هم رزمندگان اوامرش را انجام میدادند. بدون استثناء همه نیروها شهید حسن قبادی را دوست داشتند و از دستورات او پیروی و اطاعت میکردند.

در سازماندهی جدید بنده بعنوان کمک آرپی جی زن آقای علی میناپور انتخاب شده بودم ( علی میناپور آن موقع همکلاسی بودیم یکی از برادران مومن، رزمنده و شجاع در جبهه بود که الان ایشان روحانی هستند ) . شب انتظار فرا رسید همه بچه ها خوشحال بودند که عازم منطقه عملیات می شدند. شب ما را به سمت بستان بردند عملیات طریق القدس بود. ما را ستونی وارد منطقه ای کردند که درگیری شدید بود . گفتند اینجا پل سابله است . طلوع صبح بودکه درگیری شدت گرفت ما در پشت خاکریز بودیم روبروی ما پل سابله بود نیروهای عراقی روی پل بودن به حدی جنگ شدت داشت که در گوشه پل حالت تن به تن داشت. در حاشیه رودخانه و زیر پل نیروهای گروه نامنظم شهید چمران که عموما دانشجو، افراد شجاع، نترس و دلاور بودند واقعا دلاورانه با عراقی ها می جنگیدند. درگیری شدت پیدا کرده بود هوا هم داشت روشن می شد در این شرایط سخت صدای یک نفر با لهجه تهرانی می آمد که می گفت حسین، عباس تو را میخواهد . متوجه شدیم که شهید شهرام مرا فرا  خوانی کرده. آن موقع شهید شهرام هم بعنوان آرپی جی زن سازماندهی شده بود. به حدی درگیری شدید بود که عملا نیروها از هم پراکنده شده بودند. بهرحال بنده به هر شکلی بود خودم را به گوشه پایین پل سابله که شهید شهرام پشت یک خاکریز بسیار کوچک ایستاده بود، رساندم، کمکی نداشت از من گلوله آرپی جی خواست که گلوله آرپی جی را آماده کردم و به ایشان دادم بلند شد و گلوله را شلیک کرد که دقیقا به تانک عراقی زد. چندین بار این حرکت را انجام داد ( آنجا بود که به شکارچی تانک لقب گرفت ) گویا عراقی ها ایشان را نشان کرده بودند، در مرحله چهارم  به محض اینکه بلند شد شلیک کند مورد اصابت گلوله از ناحیه شکم قرار گرفت و ایشان به شدت مجروح شد و به زمین افتاد به حدی تیر به سمت ما می آمد که به سختی شهرام را  به خاکریز نزدیک کردم که مجدد گلوله به او اصابت نکند. شهید حسن قبادی و برادر رزمنده بهاری که از قبل صدایشان زده بودم خودشان را به من رساندند و شهرام را به عقب آوردیم و با یک دستگاه سیمرغ او را به سوسنگرد منتقل کردند و ما هم که حدودا ۵۰۰ متر از خط مقدم فاصله گرفته بودیم برگشتیم. در موقع برگشت که از کنار رودخانه به سمت پل سابله در حرکت بودیم شهید حسن قبادی مرا صدا زد و گفت حسین این مقدار گلوله آرپی جی و خرج آرپی جی که کنار خاکریز افتاده جمع کن که ببریم جلو. حدودا ۲۰۰ متر مانده بود بریم خط . گلوله و خرج گلوله آرپی جی زیادی جمع کرده بودیم و به سمت خط حمل می کردیم. نرسیده به خط صدای اشهد گفتن شهید حسن بلند شد به آرامی گلوله ها را زمین گذاشت و دراز کشید. ایشان را تحویل بهداری دادیم به خط آمدیم. ما تصورمون این بود که به دلیل شدت جراحت زخم شهید شهرام ایشان در آن موقع شهید می شود

ولیکن بعد از اینکه به سوسنگر بازگشتیم متوجه شدیم که برادر عزیزمان حسن قبادی به درجه رفیع شهادت نائل گشته و در آن موقع شهید شهرام حالش خوب بوده و به اهواز منتقل شده بود که بعد از سال ها درد مجروحیت در کربلای ۵ این برادر عزیز به شهادت رسید. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

 

Untitled29

شهید والامقام حسن قبادی

محمد علیم عباسی

شهید والامقام دکتر محمدعلیم ( شهرام ) عباسی

 Untitled

حاج حسین پیرزادی

 

 

درج شده توسط : بهزاد باقری / دبیر سرویس شهدا و منتظران " میرملاس نیوز "bagheri1348@yahoo.com

دیدگاه ها

ازیاد رفته در گفته :

سلا م حسین جان خاطره ات راخواندم بسیار لذت بخش بود الخصوص درمورد شهرام دوست عزیزمان/ کاش در مورد دلاوری های محمد تقی بهاری هم در ان زمان که ان عراقی را به هلاکت رساند هم میگفتید درهر صورت برای شروع خوب است خداوند خیرت دهد/ باید افرادی مثل حضرتعالی ودیگر دوستان درمورد جنگ صحبت کنند چرا اینکه واقیعیتها را باید از زبان راویان صادق شنید نه اینکه خدای نکرده راویانی که خاطرات را از دیگران شنیده اند و برای افرادی که اشنای ندارند باز گو میکنند از جناب اقایان دست اندرکار این سایت خواهش دارم که خاطرات را با نشانه ها و شواهد زنده بپذیرند از کلی گو یی بعضی اقایان انسان متوجه خواهد شد که ایشان واقعا در ان صحنه ها حضور داشته اند یا خیر/حسین جان از اینکه بعد ازمدتی حضور خودت رااعلام کردی وشروع به گفتن کردی جای امیدواری است امید وارم که در تمام لحضات زنگی موفق باشی دوست خوبت از یاد رفته

بسیجی در گفته :

اگر بشود این برادر از یاد رفته خودش را بیاد بیاورد ومارا از خاطراتش بهره مند کند بسیار ممنون خواهیم شد شاید من از نیروهای تحت امر شما باشم برادر ازیاد رفته چون در نوشته شما هم خاطره خوبی بود از محمد تقی بهاری

عزیز جمالی دلفان از کرمانشاه در گفته :

حاج حسین بیرزادی یادگار گرانقدر سالهای دفاع مقدس از خاطره بسیار خوبتون لذت بردیم کاش سایر فرماندهان غیور کوهدشتی این خاطره هارا در سایتها بنویسند

هادی قبادی در گفته :

سلام برهمکلاسی و دوست عزیز حاج حسین پیرزادی
سپاس فراوان از بیان این خاطره اما همانطور که اواخر شهریور ۹۱ در مراسم تشییع و ختم سردار دلاور حاج حمید قبادی و در تماس های بعدی عرض کردم از جنابعالی انتظار بیشتر از اینهاست .
مجموعه ای از مکاتبات و نامه های تعدادی از دوستان شهیدمان و آلبوم تصاویری که ماه گذشته زحمت کشیده و برای بنده ارسال فرمودی بسیار عالی بود .
توقع دیگر آن است که سایر دوستان را هم به این موضوع ترغیب نمایی .
ان شاء الله دوستمان سید سعید قاسمی هم آرشیو قبلی که از شما گرفته بود را ارائه نماید .

حسین پیرزادی کرمانشاه در گفته :

برادرعزیزی که خودرامعرفی نکرده ایدازلطف شماممنون وسپاسگذارم.خاطرات فوق راصرفادرخصوص شهیدان والامقام به سایت میرملاس ارسال داشتم.برادرعزیزم محمدتقی بهاری واقعارزمنده ای شجاع وشهیدی زنده است وهمواره اخلاق خوب ودلاوری های این بزرگواردرذهن رزمندگان وپاسداران کوهدشتی باقی خواهدماند.ان شاالله که خداوندبه شماوآقای بهاری طول عمرباعزت عنایت فرمایدوبه ماتوفیق دهدکه بتوانیم رشادت های این عزیزان ودیگر رزمندگان رادرتاریخ جنگ به ثبت برسانیم.

ابوذر سرتيپ نيا در گفته :

سلام وعرض ادب خدمت جناب آقای پیرزادی
خاطره بسیار شیرین بود و نشانگر حضور راوی در بطن رویداد است. مسئولیت بزرگانی مثل شما که از السابقون جهاد هستید و در جنگ حضوری پر رنگ داشته اید در انتقال و ثبت تاریخ پر شکوه دفاع مقدس سنگین است و این وظیفه تکمله ی مجاهدت دیروز شما می باشد. امید است در این عرصه نیز موفق و سر بلند باشید.

حضرت آقا: وقتی به ما می گویند منتظر فرج باشیدِ، فقط این نیست که منتظر فرج نهایی باشید، بلکه معنایش این است که هر بن بستی قابل گشوده شدن است. فرج،یعنی این . فرج یعنی گشایش

اسدالله آزادبخت در گفته :

باسلام خدمت دوست خوب ومهربانم جناب حاج حسین پیرزادی،خاطره جذاب وشیرین شمارو خوندم ولذت بردم. بقدری زیبا نوشتی که لحظه ای احساس کردم دربین جمع شما هستم. باورکنیدکه نسل امروز ما به شدت نیازمند اینگونه روایات وخاطرات شماست . امیدوارم که جهت انتقال داشته ها وخاطرات خود دریغ نکیدتا دلاورمردی رزمنده های این دیاربیشتر از قبل برای نسل بعدازجنگ به اثبات برسه.مانا باشید.

احسان امید در گفته :

حاج حسین عزیز همکلاسی بزرگوار سلام.یاد آن روزگاران بخیر.انشاالله هر کجا که هستید موفق باشید.
خاطره تان بسیار شیرین و بجا بود مخصوصا برای نسل امروزی.
خداوند رحمت کند شهدایی که نام بردید.

خسرو پرویز پور در گفته :

جناب آقای پیرزادی
با سلام و تحیت
رویکرد ارزشمند آن عزیز در انعکاس یاد بهترین عباد صالح خدا ؛میتواند متغیرهای شخصیتی افراد را در مسیر تعالی و کمال قرار دهد ؛یعنی همان عنصر ارزشمندی که روح تشنه جامعه بیشتر از هر زمان دیگر به آن نیازمند است
به سهم حداقلی خود از اهتمام معنوی جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم.

کورش ابراهیمی در گفته :

باسلام به حاج حسین پیرزادی عزیزخاطرات راانچنان قشنگ تعریف کردیدکه بنده هم احساس کردم در آن حال هوا بودم دست شما دردنکند وبه فرموده حاج قبادی انتظار از دوستان جبهه جنگ زیادتر از حد معمول است شعر زیر مصداق حاج حسین است / بگذر از نی ؛من حکایت می کنم؛ /وز جدایی ها شکایت می کنم/نی کجا این نکته ها آموخته؟/ نی کجا داندنیستان سوخته/بشنو از من ؛بهترین راوی منم/راست خواهی هم نی هم نی زنم/نشنو از نی ؛نی حصاری بیش نیست؛/بشنو از دل؛دل حریم دلریست/نی چو سوزد خار خاکستر شود/دل چو سوزد خانه دلبر شود/روح شهدا شاد باد

جواد در گفته :

باتشکر فراوان از شهیدان زنده برادران عزیزحاج حسین پیرزادی ،حاج آقا قبادی ، حاج کورش ابراهیمی ودیگر دلاوران جبهه وجنگ که با بیان خاطرات شیرین باعث می شوند کسانی چون بنده که اقتضای سنی باعث شد جبهه رانبینیم ، با آن همه دلاور مردی ،از خودگذشتگی وفرهنگ ایثار وشهادت بیشتر آشنا شده وبه یاری حق تعالی بیشتر سرلوحه زندگیمان قرار دهیم .درپناه ایزد منان پیروز وسربلند باشید .انشااله

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاس از حضورتون جواد جان
اگر مایل باشید با بخش شهدا همکاری کنید و مدیریت وبلاگ یک شهید کوهدشت رو بر عهده بگیرید خوشحال میشیم در خدمتون باشیم

اللهم عجل سریعا شهادتی در گفته :

هوالشهید
سلام علیکم
ضمن عرض خداقوت وعاقبت بخیری بر همه رزمندگان صدیق وجانبازان سرافراز ،کوهدشت سربلند که افرادی مومن ومتدین وباتقوا رو درآغوش خودبزرگ نموده واکنون تجلی گر زیبای ها ی خلقت بشریت وایثارگری هستند جناب آقای پیرزادی اگر خاطراتی از عارف وارسته شهید معظم حاج محمدعلیم دارید جهت درج در وبلاگ اختصاصی این عزیز خدا .با تمام وجود از آنها استقبال نموده وازلطف وعنایت حضرتعالی کمال تقدیر وتشکر را داریم .یاعلی التماس دعا

پیرزادی کرمانشاه در گفته :

با تشکر از لطف و بزرگواری جنابعالی اگر ایمیل یا آدرسی ارسال فرمائید هرچه در توان دارم در خدمت شهدا مخصوصا شهید حاج محمد علیم خواهم بود .

حميدرضا در گفته :

بنده با حاج حسین پیرزادی در زمان اخیر و بعد از جبهه وجنگ آشنا شدم ولی ایشام را فردی لایق و توانمند در عرصه مدیریت می شناسم و بارزترین خصیصه ایشان سلامت کاری می باشد ارزوی توفیق و سلامتی دارم برای این عزیز

علی محمد عزیزی در گفته :

جناب آقای حاج حسین پیرزادی از اینکه خاطرات گذشته شما از شهدای گرانقدر کوهدشت رو در سایت میگذارید ونسل جوان با شهدا و خاطراتشون آشنا میشن بسیار ممنونم.پدرم شهید علی اکبر عزیزی هم در عملیان بستان وطریق القدس وفتح المبین بوده و در اون عملیاتها آرپی جی زن بوده فکر کنم در این عملیات هم بوده اگر خاطره یا عکسی هم داشتید از اون زمانها در سایت بگذارید بسیار ممنون میشم .من فقط یه عکس ۴*۳تا یه هفته پیش ازش داشتم هفته قبل یه عکس از جبهه گیر آوردم که برا دبیر سرویس جناب آقای بالنگ فرستادم . از آقای سعید بالنگ هم تشکر میکنم که قسمت شهدای سایت میرملاس رو گرفتن وبا تمام وجود کار میکنن اجرتون با سید وسالار شهدا

حسین پیرزادی در گفته :

اقای علی محمد عزیزی سلام.
از اینکه با شما برادر عزیز وفرزند دلبند شهید گرانقدر علی اکبر عزیزی اشناشدم خداراشاکر وسپاسگذام .
پدر شهیدتان الگو واسوه اخلاق برای رزمندگان بود .
شهید والامقام عزیزی بسیار کم حرف بود وبا تقوی ودر صحنه های نبرد رزمنده ای شجاع و دلاوری بی ادعا بود .انشاالله در فرصت مناسب خاطرات را خواهم نوشت ولیکن درخصوص عکس از شهید عزیزی بایستی خدمت شما عرض کنم در ان موقع اتفاقا عکس های زیادی در سوسنگرد ودزفول گرفتیم وهمه ی این عکس ها ودیگر تصاویر شهدا ورزمندگان در چهار البوم بزرگ حدودا چهار سال است به برادر سیدسعید قاسمی دادم که بهره برداری نماید ولیکن تابحال عودت نداده انشاالله که این برادر عزیز این گنجینه گرانبها که عکس شهدا ورزمندگان است را زودتر عودت نماید که احتمالا عکس پدر شهیدتان نیز در بین انها باشد
خداوند روح پاک ومطهر شهید عزیزی را با سید وسالار شهیدان کربلا محشور گرداند.

هادی قبادی در گفته :

باسلام
ای کاش دوست عزیزمان سیدسعید قاسمی ، این گنجینه گرانبها که عکس شهدا ورزمندگان است را زودتر عودت نماید

رحیم جعفری در گفته :

سلام حسین آقا،گر چه خاطره درخاطره شد هم از شهید محمد علیم وهم شهید حسن قبادی وبعضی دوستان دیگر ،در هر حال جالب وزیبا بود انشالله سلامت باشید ،روح شهدا هم شادو یاد آن دوران همیشه به خیر وجاودانه همراه با صمیمیتها،صفا ها،صداقتهاواخلاصها وامان از کدورتها ، فاصله ها وزنگارها.تشکر از آقا سعید

علی محمد عزیزی در گفته :

جناب حاج حسین پیرزادی به فاطمه زهرا وقتی کامنت تون رو خوندم اشک تو چشام جاری شد آخه من ۴۰روز بعد از پدرم بدنیا اومدم و۶ساله گی هم کوچ کردیم نورآباد، پدر بزرگ ومادر بزرگم رو هم از کوچیکی از دست دادم اطلاعات و خاطره ای از پدرم ندارم و ۳۱ساله عاشق و شیفته یه عکس ۴*۳ اون شدم وهمیشه تو دلمه و تو سردی و گرمی تو سختیها ومصیبتها همیشه کنارم بوده و کمکم کرده الان که با همرزم و دوستی از پدرم آشنا میشم خیلی خوشحالم و احساس خوشحالی میکنم. انشاالله بتونم کوچیکیتونو بکنم. ارادتمند شما بنده حقیر علی محمد عزیزی

خانواده رضائی در گفته :

سلام حاجی واقعا یه دانه ای من و بابام خیلی دوستت داریم

حسن باقری .همدان در گفته :

حاج حسین سلام . بامطالعه خاطره شما خودم رالحظاتی در منطقه طریق القدس احساس کردم پس از سالها شروع خوبی است به عنوان برادر کوچک به همه همرزمانم سفارش میکنم بگویند وبنویسند که جان نسل جوان امروز تشنه شنیدن است .سفارش دومم این است که احدی از شهدا جانبازان ورزمندگان در قید حیات از قلم نیفتد .ازحسین عزیز بسیار سپاسگذارم

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام سردار
خیلی خوشحال شدم از اینکه به بخش شهدای میرملاس تشریف آوردین
انشاالله که همیشه سلامت باشین و گاهی هم به ما سر بزنید و خاطراتی که از اون زمان دارید رو در اختیارمون بگذارید

هادی قبادی در گفته :

سلام بر حاج حسن عزیز
حضور امثال شما عزیزان و سرداران ، مایه دلگرمی جوانانی چون آقا سعید بالنگ است که از نسل جوان امروز است و اینگونه کمر همت بسته تا نام و یاد شهیدان و همرزمانشان را زنده نگه دارد .
امید آنکه سایر همرزمان شهدا هم او را همراهی نمایند .

حسین پیرزادی در گفته :

سلام سردار حاج حسن باقری
از اینکه در سایت میر ملاس حضورپیدا کردید و نسبت به این جانب هم لطف و بزرگواری داشتید بسیار ممنون وسپاسگذارم.
حضور شما سردار جبهه های جنوب وغرب و فرمانده همه ی ما بسیجیان و پاسدران قطعا مایه ی دلگرمی می شود.امروز متوجه شدم که در ان موقع حضرتعالی بهمراه جناب اقای حاج علی محمد سوری و تعداد دیگری از عزیزان که باز نامشان را به یاد ندارم جهت بازدید و سر کشی از نیرو های کوهدشتی به سوسنگرد عزیمت نموده بودید که به دلیل حضور نیروها در خط شما هم به خط مقدم امدید و در ان پاتک که با عراقی ها داشتیم شما هم حضور داشتید انشاالله این خاطره بابی شود تا جنابعالی که فرمانده و یادگار دوران دفاع مقدس هستید خاطرات شیرین خود را در خصوص دلاور مردان کوهدشتی بیان بدارید.

علی اکبر دارابی در گفته :

با سلام بر سرور خودم حاج حسین عزیز جانباز و سردار سرافراز همیشگی که حق فرماندهی را بر گردن ما دارد خاطرات مثل همیشه شیرین بود و یاد آوری خاطرا ت آن زمان و ذکر و یاد شهدا برای ما و نسل جدید درس آموخته های خوبی را به همراه خواهد داشت و عرض سلام و ادب دارم خدمت سردار حاج حسن باقری و با تشکر از سایت خوب میر ملاس لطفا ً نحوه ارسال خاطرات و عکس را به سایت مرقوم بفرمائید

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای دارابی
سپاسگذارم از حضورتون
از طریق ایمیل یا حضوری در خدمتون هستیم
یا شمارتون رو بذارید تا تماس بگیرم خدمتون و هماهنگ کنم

عزیز جمالی دلفان از کرمانشاه در گفته :

از مدیر سایت واقای سعید بالنگ متشکر هستیم لطفا از سردارانی بزرگ و حماسه سازی همچون سردار حاج حسن باقری .حاج یوسف عبدالهی .سیروس لرستانی .دعوت به عمل اید تا خاطرات خود را بنویسند چون در همه عملیاتها حضور ذاشته اند

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای جمالی
چشم با تعدادی از سرداران بزرگ و دلاور صحبت کردیم و انشاالله در روزهای آینده حتما در سایت درج خواهیم کرد

حسن باقری .همدان در گفته :

چگونه میتوان از عزیزانی که در راه شناساندن شهیدان و سلحشوران خطه لرستان و شهرمان کوهدشت تلاش میکنند تشکر نموند . سایت میرملاس کانون عطر افشانی شهیدان آفرینت باد. جناب آقای بالنگ و جناب آقای آزادبخت خسته نباشید و درودتان باد. امید است دیگر همرزمان همچون حاج حسین به حکم انجام وظیفه دست به قلم شوند و در این عطر افشانی سهمی را به خود اختصاص دهند . از الطاف برادرانم حاج آقا قبادی حاج حسین وجناب آقای عزیزجمالی دلفان تشکر میکنم .

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سپاسگذارم از حضورتون سردار
انشاالله همیشه سالم و سرزنده باشید

سلام ممنون از خاطرات جالب شما فقط یه سوال این عکسی که تو سایت زدید برام آشنا اون کسی که پیشتونه ولی از عکس اصلی حذف شده کیه؟ چون این عکس رو قبلاتو آلبوم یه شهید دیدم

قهرمانی در گفته :

تشکر اززحمات برادر بزرگوار حاج حسین پیرزادی جانباز ورزمنده دوران دفاع مقدس وجناب آقای بالنگ که به این طریق حال وهوای جبهه وجنگ را زنده کردن وواقعا خاطرات دوران دفاع مقدس باید ثبت وضبط شود وبرای نسلهای آینده بماند . خداوند به شما عزت وعاقبت بخیری عنایت فرماید

کوهدشتی مقیم مرکز در گفته :

سلام بر برادر رزمنده دیروز و عزیز بی ادعای امروز حاج حسن آقای باقری
فرمانده دلاور این شمایید که بایستی بطور جد به صحنه بیایی و بقول مرحوم دکتر حشمت اله محمدی که در مراسم شهید علیمردان آزادبخت سرود که: فرمانده برخیز و بر شلمچه بران و فرمان ده ! برادر خوب من حاج حسن عزیز این شمایی با یاران عزیزتان سیروس لرستانی، حمید آزادی، حسین پیرزادی، حسین پاپی زاده و دیگر یاران همرزمتان بایستی برخیزید و قصه جنگ نابرابر دنیا برعلیه انقلاب خمینی کبیر را توشیح و تفسیر کنید. این تکلیف شماست گرچه مشکلات مادی، زندگی را بر همه بویژه رزمندگان عزیز سخت تر کرده که شما مردان آتش و خونید و نه مردان آرامش و سکون.
جمله ای از امام عظیم الشأن راحلمان به رسم یادبود:
من بر دست و بازوی شما که دست و بازوی خدای بزرگ بالای آنست بوسه زده و برآن بوسه افتخار میکنیم

سید نورالدین رحیمی در گفته :

باسلام وتشکر ازبرادر رزمنده حاج حسین پیرزادی که دردوران دفاع مقد زحمات طاقت فرسایی را کشیدن ومسئولیتهای متعددی دراستانهای مختلف داشته اندخداوند به شما اجر خیر عنایت فرماید

بهزاد باقری همدان در گفته :

سلام بر حاج حسین عزیز ,امروز موفق شدم که دل نوشته شما را بخوانم بسیار خوب بود ازبرادر عزیز ودوست داشتنیم حاج یونس قبادی به خاطر روایت زیبایشان بسیار تشکر میکنم حقیقاٌ با این نوشته های جنابعالی و حاج حسن که در مورد دلاور مردیهای شهید یوسف زاده گفته بود تشویق شدم تا آنچه را که در سینه دارم برای این نسلی که جز یاد آن عزیزان چیزی دیگر ندارند بازگو کنم امیدوارم دیگر عزیزان رزمنده که دستی بر آتش جنگ نابرابر داشته اند هم یاری کنند و خاطرات این عزیزان را بازگو نمایندهرچند کو تاه ومختصر باشد, امید وارم در پناه خداوند متعال از سلامتی برخوردار باشی و این کار خدا پسندانه را ادامه دهی

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای باقری
منون از شما که به بخش شهدای میرملاس تشریف آوردین و همچنین ازتون تشکر میکنم بابت خاطره و تصاویری که برامون ارسال فرمودین انشاالله در روزهای آینده در سایت درج خواهند شد

امیر حمزه عزیزی از الشتر در گفته :

غم دوری دوستان وهمرزمان کوهدشتی ام سنگین است ،شاید بعضی از شما بعد از ۳۰سال مرا بیاد نیاورید.امامن همیشه با خاطرات شما زندگی می کنم .دوستان عزیزی که همیشه در قلب من جای دارید.پیرزادی باچهره آرام،حاج یگانه با اخلاص کم نظیرش،حاج حسن باقری با لبخند زیباش،اصغر مرادی صبور،مرحوم حمید قبادی ویونس عزیز،پاکی شهرام عباسی ،بهروزباقری مهربان ،فرهاد بازوند چابک ،علیمحمد ومحمد علی امرائی،صفر امرائی،بهمن هوشیاری،حجتی،یونس آزادبخت،داریوش گراوند(صفایی)

محمد مهدی بهداروند در گفته :

حاج حسین عزیز سلام از خواندن خاطرات زیبایت یاد روزهایی افتادم اسمان به زمین خیلی نزدیک بود.

جواد در گفته :

سعید جان سلام اگر توجه بفرمائید.هفته ای یک یا دوبار بیشتر نمی توانم به میرملاس سربزنم چون واقعا فرصتش را ندارم(مشغله کاری) .از روزی که درخدمت حضرتعالی وحاج مومن عزیز بودم این دومین بار است که مطالب را می خوانم .وگرنه زنده نگه داشتن نام شهدا آنهم در رکاب جنابعالی افتخاریست معنوی که نصیب همه کس نمی شود .

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت در گفته :

سلام آقای ضرونی
باید از شما تشکر کرد که تصاویر زیادی ار شهدا و رزمندگان رو در اختیارمون گذاشتید و همچنان هم پیگیر جمع آوری هستین
اجرتون با شهدا

ناشناس در گفته :

هی داد هی بیداد گرونه دردم، گرونه دردم، گرونه دردم
سن سیا میو ژه آخِ سردم.
یاران نمَنَن یاران نمَنَن
گرمای تاوسون حات، واران نمَنَن

عزیز جمالی دلفان از کرمانشاه در گفته :

با سلام
درودبرمرد بی ادعا حاج حسین پیرزادی عزیز / ////
مردی از تبار پاسداران خمینی کبیر و یاد گار سال های دفا ع مقدس نامی اشنا برای بسیجیان وخانواده ی
شهدا

حسین جان دیر آمدی انگار مجروح بودی !!
یاد انروزها که از منطقه می آمدید ودور هم جمع میشدید بخیر
من فقط ۶سال داشتم اما انقدر باصفا بود جمعتان که هر کسی راشیفته خود میکرد
ما شیفته شما وشما شیفته جنگ (جنگ ماراعاشق خود کرده بود )
تشکر میکنم ازت که بفکر شهدای

جا داره که منم به نوبه خودم وبعنوان عضو کوچکی از خانواده بزرگ شهدا وایثارگران از مدیران ودست اندر کاران سایت میرملاس کمال تشکر وقدر دانی را داشته باشم
خانواده شهید ایرج میرزایی

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سلام آقای میرزایی
وبلاگی با نام شهید والامقام ایرج میرزایی راه اندازی شده که متاسفانه مطالب چندانی در دست نداره ممنون میشیم از شما اگر مدیر وبلاگ رو راهنمایی کنید و باهاشون همکاری کنید و همچنین تصاویر و خاطرات ارزشمندی که از شهید دارین رو در اختیارمون بگذارید

امروز ۲۲بهمن ۱۳۹۲بود یاد خاطره ای از سرتیب علی امرایی (حیدری )از رزمندگان ۸سال دفاع مقدس افتادم ۲۲بهمن سال ۱۳۶۳همان سالی که شمسعلی اهرون وایرج میرزایی شهید شدند. . . .
وقتی کومله و پیش مرگها ی کرد آنروزهای مهاباد مریوان پیرانشهر وشمال غرب کشور راناامن کرده بودند
وقتی که دشمنان این ملت کمربه نابودی ایران بسته بودند در چنین روزی (۲ ۲بهمن۱۳۶۳)بازرزمندگانی از جنس رشادت ودلیری این شهرکورس قهرمانی داشتند باهمه دنیا ودر جبهه های شما غرب نیز حماسه آفریدندو بافرماندهی شهید اهرون وشهید میرزایی باردیگر کام بد خواهان این مملکت امام زمان (عج)راتلخ نموده و حمله پیش مرگهای کومله را دفع نمودند

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سپاس از حضورتون آقای میرزایی
ممنون میشیم اگر خاطرات و تصاویر ارزشمند دفاع مقدس که دارید رو در اختیارمون بگذارید

با سلام خدمت جناب آقای بالنگ
ختسته نباشید
خاطرات و مطالبی در خصوص شهید ایرج در دست جمع آوری انشااله تدوین بشه در اختیار میذارم
ی پیشنهادم دارم جناب آقای بالنگ خیلی از شهدا پدر و مادرانشون در قید حیات نیستن ی همتی میخواد از اونای که موندن وهنوز جگرشون کباب دیدن شیر بچه هاشونه ترتیبی بدین تاسخن دردو از اونا بشنوید
آثار جالبی میشه

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سلام آقای میرزایی
ممنون دستتون درد نکنه
پس شماره همراتون رو بذارید که باهاتون در تماس باشیم
در رابطه با خدمت والدین شهدا رسیدن هم چشم انشاالله

نادر در گفته :

سلام جناب اقای بالنگ خسته نباشید
شماره تماس بنده

سعید بالنگ / دبیر سرویس ایثار و شهادت "میرملاس نیوز " mirmalas@gmail.com در گفته :

سلام آقای میرزایی
ممنونم

نوری از کرمانشاه در گفته :

سلام
خدا رو شکر که حاج حسین پیرزادی اینجا تشریف میارند
حاج آقا از اینکه قبول زحمت کردید خاطراتتون از شهید جاویالااثر محمد حسین حیدری رو هم در اختیار من بگذارید واقعا و خیلی ممنونم.
ان شاء الله موفق و پایدار باشید

سجاد نباتی در گفته :

سلام
جناب آقای پیرزادی عزیز
خاطرات شما را به همراه پدر مطالعه کردیم ، من تجسم کردم و پدر سکوت و بغض . . .
موفق و پیروز باشید

علی اکبرجعفری ارادتمند در گفته :

باسلام خدمت حاج حسین ازاینکه دراین سایت بعداز۱۵سال عکستان رادیدم خوشحال شدم مدتی که درکردستان خدمت نمودید بحق برای مااسوه تقوا وایثاربودی ومشتاق دیدارم وازصمیم قلب دوستت دارم.

نژاد رشيدخا. بانه كردستان در گفته :

باعرض سلام واحترام خدمت برادرعزیزم حاج پیرزادى ارجمندوبزرگوار. شما که جان خودرافداى دفاع ازمیهن کردید هیچ زبانى قادربه وصف صفات شما نیست تنهاامیدوارم که خداندمتعال شمارابادوستانتان که شهادت نصیبشان شده است محشور گرداند.

بیان دیدگاه !

نام :
رایانامه :